ریاض چه درسی از جنگ ایران گرفت؟
نشنال اینترست: عربستان با ناامیدی از تضمین امنیتی آمریکا به دنبال خوداتکایی است
جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، عربستان سعودی را در موقعیتی آسیبپذیر قرار داد؛ دقیقاً همان نوع تهدیدی که سیاست خارجی این کشور سالها برای مواجهه با آن آماده شده بود. با اینکه موشکها و پهپادهای ایران تأسیسات انرژی عربستان و سفارت آمریکا در ریاض را هدف قرار دادند؛ این کشور از ورود رسمی به جنگ خودداری کرد. عربستان اجازه نداد عملیات نظامی آمریکا از خاک این کشور انجام شود و در تمام مدت درگیری، کانالهای ارتباط مستقیم خود با تهران را حفظ کرد.
زمانی که آتشبس ماه آوریل برقرار شد، مقامهای سعودی از اولین مقامهای منطقه بودند که گفتوگو با همتایان ایرانی خود را از سر گرفتند. این تناقض، نکته مهمی را آشکار میکند. واکنش عربستان به جدیترین حمله به خاک خود در چند دهه اخیر، تشدید و تسریع راهبردی بود که سالها بهآرامی در حال تدوین آن بود؛ راهبردی که بر مدیریت همزمان روابط با چند قدرت خارجی و تقویت تدریجی توان نظامی داخلی استوار است.
پیامی که این رویکرد برای واشنگتن دارد، بسیار مهمتر از آن چیزی است که تاکنون به آن توجه شده است. عربستان سعودی به این باور رسیده که آمریکا در شرایط بحرانی پشت آن نخواهد ایستاد؛ از همین رو، مدتی است سیاستهای خود را بر پایه این واقعیت بازتنظیم کرده و مطابق آن عمل میکند.
ریشههای این ارزیابی به پیش از جنگ تحمیلی ایران بازمیگردد. حملات پهپادی و موشکی سال ۲۰۱۹ به تأسیسات نفت عربستان، تنها با واکنشی محدود از سوی آمریکا روبهرو شد. این خویشتنداری واشنگتن، ریاض را به این نتیجه رساند که توافق نانوشتهای که اساس روابط دو کشور را تشکیل میداد (یعنی حمایت امنیتی آمریکا در برابر همکاری عربستان در زمینه عرضه نفت و سیاستهای منطقهای) دیگر در عمل وجود ندارد.
بر همین اساس، ازسرگیری روابط دیپلماتیک میان عربستان و ایران در سال ۲۰۲۳ که با میانجیگری چین و نه آمریکا انجام شد، نتیجه مستقیم همین برداشت بود. تصمیم دولت جو بایدن برای انتقال سامانههای پدافند هوایی پاتریوت از عربستان به شرق آسیا نیز این تصور را تقویت کرد که اولویتهای راهبردی آمریکا در حال تغییر است. جنگ علیه ایران این برداشت را بیش از پیش تأیید کرد. کشورهای حوزه خلیج فارس، با وجود تلاش برای دور ماندن از درگیری، باز هم هدف حملات قرار گرفتند.
از سوی دیگر، عربستان سعودی روابط خود با ایالات متحده را قطع نکرده است. ریاض در اواخر سال ۲۰۲۵ موفق شد یک بسته بزرگ تسلیحاتی از آمریکا به عنوان «متحد اصلی خارج از ناتو» و یک توافقنامه راهبردی دفاعی دوجانبه را به دست آورد. اما این توافقها، به همان اندازه که نشاندهنده دستاوردهای عربستان هستند، بیانگر محدودیتهایی نیز هستند. اعطای عنوان متحد اصلی خارج از ناتو مزایا و امتیازهای نظامی و اقتصادی به همراه دارد، اما هیچ تضمین امنیتی الزامآوری ایجاد نمیکند.
همچنین، توافقنامه راهبردی دفاعی یک تفاهم اجرایی است، نه یک معاهده رسمی که به تصویب رسیده و از نظر حقوقی دو طرف را به دفاع متقابل متعهد کند. در نبود یک تضمین امنیتی الزامآور، ریاض به این نتیجه رسیده است که نمیتواند امنیت خود را به یک قدرت خارجی واحد وابسته کند و سایر ابعاد سیاست خارجی این کشور نیز بر پایه همین محاسبه و ارزیابی شکل گرفته است.
روابط عربستان با چین این الگوی سیاست خارجی را بهخوبی نشان میدهد. عربستان سعودی در دهه ۱۹۸۰ موشکهای بالستیک DF-3 و در سال ۲۰۰۷ موشکهایDF-21 را از چین خریداری کرد. در سال ۲۰۲۱، نهادهای اطلاعاتی آمریکا ارزیابی کردند که عربستان، با کمک چین، تولید داخلی موشکهای بالستیک سوخت جامد را در تأسیساتی در نزدیکی الدوادمی آغاز کرده است؛ هرچند تاکنون هیچیک از دو دولت این موضوع را بهطور رسمی تأیید نکردهاند.
چین از سال ۲۰۱۶ روابط خود با عربستان را «شراکت راهبردی جامع» توصیف کرده و موشکها، پهپادها و سامانههای پدافند هوایی را در اختیار این کشور قرار داده است؛ تجهیزاتی که آمریکا به دلیل نگرانی از گسترش تسلیحات در منطقه و همچنین قابلیت موشکهای بالستیک برای حمل کلاهکهای هستهای، از فروش آنها خودداری کرده بود.
با این حال، چین هرگز پیشنهاد نداده است که از عربستان دفاع نظامی کند. نقش چین، تقویت توان دفاعی خودِ عربستان است، نه ارائه یک تضمین امنیتی خارجی. ریاض نیز دقیقاً بر همین مبنا این نوع همکاری را پذیرفته و برای آن ارزش قائل است؛ زیرا ایالات متحده حاضر نشده است این خلأ امنیتی را پر کند.
جهتگیری سیاست عربستان زمانی روشنتر میشود که آن را با الگوی کره جنوبی مقایسه کنیم. کره جنوبی طی چند دهه، در واکنش به تردیدها درباره بازدارندگی گسترده آمریکا، توان موشکی بومی خود را توسعه داد و برای کسب حق غنیسازی و بازفرآوری مواد هستهای تلاش کرد. به نظر میرسد عربستان سعودی نیز در حال پیمودن مسیری مشابه است. این کشور در توسعه صنعت موشکی بومی خود سرمایهگذاری کرده است. توافق همکاری هستهای غیرنظامی که در اواخر سال ۲۰۲۵ میان عربستان و آمریکا منعقد شد و بر اساس آن شرکتهای آمریکایی به عنوان شرکای ترجیحی انتخاب شدند، به طور گسترده با موضوع بلندمدت تولید مواد شکافتپذیر مرتبط دانسته میشود.
توافق دفاع متقابل سال ۲۰۲۵ میان عربستان و پاکستان نیز لایه دیگری از بازدارندگی را فراهم میکند. با این حال، جنگ علیه ایران به روشنی محدودیتهای این توافق را آشکار کرد. پاکستان مرز طولانی با ایران دارد و منافع مهمی در اجتناب از رویارویی مستقیم با همسایه خود دارد. به همین دلیل، در جریان جنگ نقش میانجی را ایفا کرد، نه یک طرف درگیر. در نتیجه، این توافق نیز تنها یکی دیگر از ابزارهای عربستان برای کاهش ریسک و ایجاد توازن در سیاست خارجی و امنیتی خود است و نمیتواند جایگزین تضمین امنیتی آمریکا شود؛ تضمینی که ریاض تاکنون موفق به دریافت آن نشده است.
این جنگ همچنین برای مدتی کوتاه موجب همبستگی کشورهای حوزه خلیج فارس شد. اما این وحدت به سرعت از میان رفت. امارات متحده عربی از همسویی بیشتر با آمریکا و اسرائیل حمایت کرد. در مقابل، عربستان سعودی با حمایت کویت، قطر و عمان، سیاست تعامل، تنشزدایی و حفظ روابط مدیریتشده با ایران را ترجیح داد.
این اختلاف دیدگاهها بازتابدهنده رقابت گستردهتر میان کشورهای منطقه برای کسب رهبری سیاسی و نفوذ اقتصادی است. در همان روز برگزاری نشست جده، امارات اعلام کرد که از اول ماه مه از سازمان اوپک خارج خواهد شد. این تصمیم به حدود شش دهه عضویت این کشور در اوپک پایان داد و اختلاف دیرینه بر سر سهمیههای تولید نفت را به رقابتی آشکار برای تصاحب سهم بیشتر از بازار تبدیل کرد.
در مجموع، همه این روابط یک مسیر مشترک را نشان میدهند. عربستان سعودی با حفظ روابط خود با آمریکا، همزمان در حال کاهش وابستگی به این روابط و آماده شدن برای محدودیتهای آن است. ریاض از یک سو سیاست تعامل محتاطانه با ایران را دنبال میکند و از سوی دیگر، بهطور آرام اما پیوسته توان بازدارندگی خود را افزایش میدهد. همچنین، عربستان همکاریهای دفاعی خود با چین و توافق امنیتی با پاکستان را مکمل راهبرد خوداتکایی میداند. این رویکرد با توجه به گزینههای موجود برای عربستان قابل درک است، اما خطرهای قابل توجهی نیز دارد که در واشنگتن هنوز به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است.
دولت ترامپ با خودداری از ارائه یک تعهد امنیتی الزامآور به ریاض، محدود کردن فروش موشکهای بالستیک، به شکلگیری همان شرایطی کمک کرده که اکنون خود آن را نگرانکننده میداند. در نتیجه، عربستان سعودی نه برخلاف سیاست آمریکا، بلکه تا حدی در نتیجه همین سیاستها، به سمت ایجاد ظرفیت بالقوه هستهای حرکت میکند. اگر واشنگتن خواهان نتیجهای متفاوت است، باید دلیل و انگیزهای معتبر و قابل اعتماد در اختیار ریاض قرار دهد تا مسیر دیگری را انتخاب کند.منبع: nationalinterest
روزنامه ایران
دیدگاه تان را بنویسید