از خشم تا هیاهو ؛ بررسی کارنامه وزرا و مدیران دولت روحانی در فوتبال
مردم منتظرند كه ورزش از وضع فعلي كه در ٧ سال گذشته وجود داشته رهايي يابد و فوتبال دوباره روزهاي خوبش را ببيند.
گروه ورزش فردا: کارنامه مدیران دولت روحانی در ورزش و به طور خاص فوتبال کشور را با توجه به تحولات این دوره 7 ساله می توان به دو بخش اصلی در بازه زمانی وزارت محمود گودرزی وزیر سابق و مسعود سلطانی فر وزیر فعلی ورزش تقسیم کرد. وزرایی که اگرچه به عنوان متولیان کلان امور ورزش و جوانان شناخته می شوند اما عملا نقش تعیین کننده ای در سرنوشت فوتبال ملی و باشگاهی ایران طی سال های گذشته داشته اند. "دولت تدبیر و امید در زمینه ورزش نمیخواهد تصدیگری داشته باشد بلکه باید پشتیبان باشد." این شاید مهمترین شعار انتخاباتی حسن روحانی در حوزه ورزش تلقی می شود که مصداق و نمود عینی آن می بایست در فوتبال دیده می شد و البته نشد. وزیر علیه فوتبال محمود گودرزی وزیر سابق ورزش و جوانان در دولت اول حسن روحانی را باید از وزاری پاکدست دولت وی دانست. يك استاد دانشگاه تربیت بدنی به عنوان وزیر مرتبط و متخصص در این حوزه مورد اعتماد مجلس قرار گرفت. گودرزی علیرغم عملکرد نسبتا خوب در برخی حوزه ها به دلیل تعلق ویژه به رشته های ورزشی قدرتی و سنتي از جمله کشتی به عنوان یکی از مخالفان جدی فوتبال و یا به نوعی رواج سرمایه داري در فوتبال شناخته می شد. علنی کردن قیمت قرارداد بازیکنان و مربیان در باشگاههای وابسته به وزارت ورزش و در ادامه قطع کمک های دولتی ازجمله اقدامات انقلابي گودرزی در فوتبال بود. با این وجود نقد او به شرايط موجود، فوتبال در زمان خودش حاشیه های بزرگ و کم سابقه ای ایجاد کرد. گودرزی شاید به فوتبال علاقمند نبود اما وزارتخانه او به دخالت در امور فوتبال مثل دولت هاي قبل علاقه چشمگیری نشان می دادند. به ويژه مديران دولت احمدي نژاد كه كاملا عيان در فوتبال ورود كردند. اختلافات مستمر وی با علی کفاشیان رئیس وقت فدراسیون فوتبال در خصوص همکاری با کارلوس کی روش و حتی چیدن مدیران میانی این فدراسیون با نظر مستقیم وزارتخانه نشان می داد وزارتخانه او بر خلاف نظر فیفا اعتقادی به ضرورت استقلال فدراسیون و عدم دخالت دولت در فوتبال ندارد. این موضوع یکی از عواملی بود که موجب شد فشار افکار عمومی پایه های صندلی وزارت گودرزی را سست کند و در نهایت کار وزیر ورزش دولت روحانی در پاییز سال 95 به پایان رسید. دخالت مستقیم در امور دو باشگاه وزارتخانه گودرزي علاوه بر برخي تصميم هاي نادرست و غیر کارشناسي در موضوعات مرتبط با فوتبال و فدراسیون مربوطه در سرنوشت دو باشگاه پرسپولیس و استقلال هم اتفاقات تلخی را رقم زد. دوران وزارت او همراه بود با برخي اتفاق هاي تلخ در تاریخ باشگاه پرسپولیس از جمله ماجرای برکناری یکباره علی دایی و قدرت گرفتن برخی مدیران نزدیک به گودرزی از جمله منتقمی، سیاسی و یا علی اکبر طاهری. سرنوشت تلخ "سیاسی" ازجمله سیاه ترین بخش های کارنامه وزارتخانه به شمار می رفت ، مدیری که بدون سبقه روشن در فوتبال عملا در پرسپولیس کودتا کرد و مدتی بعد به جرم برخی تخلفات تحت تعقیب قرار گرفت. سرخ پوشان در این مقطع بدترین فصل خود را تجربه می کردند تا اینکه با ورود برانکو ایوانکوویچ بعد از حمید درخشان خطر سقوط را پشت سر گذاشتند و البته با ورود طاهری که از دوستان قدیمی گودرزی بود پس از سال ها عنوان قهرمانی لیگ را با مربی کروات جشن گرفتند. دوران مدیریت طاهری هرچند با موفقیت های درخشانی همراه بود اما در کنار آن ، اتفاقات تلخی همچون قراردادهای زيانبار با دو بازيكن اوكرايني و بدهی های سنگینی را رقم زد که تبعات ناشی از آن باشگاه پرسپولیس را گرفتار چالش اقتصادی ساخت. هر چند با وجود اين انتقادها به طاهري، برخي دوران او را شروع درآمدزايي در پرسپوليس مي دانند. شاخصه مدیریت گودرزی در دو باشگاه دولتی حتی در بعضی از کرسی های مدیریتی فدراسیون فوتبال اعتماد به مديران قديمي و تکیه بر مديران آشنا بود. حمایت از مدیریت منتقمی ، سیاسی ، طاهری، افشارزاده ، اسدي و حتی افتخاری نشان می داد وزیر وقت ورزش نتوانست انقلابي در مديريت ايجاد كند و راه را براي مديران جوان در ورزش بگشايد. حاصل این دوران به جز موفقیت های مقطعی برای پرسپولیس ، بدهی های سنگینی بود که هر دو باشگاه را دچار محرومیت های بی سابقه نقل و انتقالاتی کرد. گودرزی شهرت داشت به عدم رواداري در مقابل مخالفين . او در تقابل با مخالفین که منجر به برخی برخوردهای دور از شان وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال خصوصا در ماجرای مخالفت با فعالیت کی روش شد گاهي با خشم رفتار كرد. موضع گیری های تند دو طرف نشان می داد وزیر وقت ورزش خشم کهنه از توجه همیشگی دولت ها به فوتبال را در این دوران به شکل دیگری آشکار ساخته و حتی برخی از فوتبالی ها معتقد بودند وزارتخانه در این دوران از فوتبال انتقام گرفت. در دوران او كه روزگاري از منتقدان مهدي تاج بود، نايب رييس سابق ، رييس شد. گودرزي هيچ گاه درباره شايعه فشار از سوي مقامات ارشد دولتي براي حمايت از تاج سخن صريحي نگفته است. سلطاني فر؛ هياهو در ورزش فصل دوم عملکرد دولت حسن روحانی با مدیریت مسعود سلطانی فر رقم خورد ، وزیری که از جهت تصدی گری در ورزش و خصوصا فوتبال نه تنها ادامه دهنده بلکه مکمل روش های مدیریتی گودرزی بود. وزارت ورزش بیش از قبل به دخالت مستقیم در امور داخلی فدراسیون ها خصوصا فوتبال علاقه نشان می داد. گرچه در اين ميان استدلال وزارت ورزش ، پاسخگو بودن اين نهاد در دولت و مجلس درباره وضعيت ورزش و فوتبال كشور بود كه دخالت وزارتخانه را توجيه مي كرد. کار به جایی رسید که سخنگوی جنجالی وزارت ورزش رسما مواضع شخصی خودش را در قبال سرنوشت فوتبال ملی و آینده تیم ملی رسانه ای می کرد و حتی نام های مورد علاقه خودش و وزیر برای جانشینی کی روش را مطرح می کرد. برخي مي گويند وزارتخانه سلطانی فر در تقابل با سرمربی پرتغالی تیم ملی ادامه دهنده راه گودرزی بود آنچنان که کی روش، او را عامل جدایی خودش از فوتبال ایران دانست. گرچه برخي ورود او به اين موضوعات را براي كنترل كي روش لازم مي دانستند. در این دوره البته وزارت تصدی گری مستقیم در امور باشگاهها را نیز ادامه داد خصوصا با توجه به انتخاب پرانتقاد کارگزاران مالی یا اسپانسرهایی که موظف به تامین هزینه های دو باشگاه پرسپولیس و استقلال بودند اما رسانه ها از جزئیات قابل توجه و سوال برانگیزی در خصوص نحوه تعامل این شرکت ها با دو باشگاه شناخته شده فوتبال ایران سخن گفتند و ادعاهايي كردند كه بايد توسط مديران باشگاه ها پاسخ داده شود تا ابعاد آن كاملا روشن شود. برخي رسانه ها و أشخاص اما از ورود مستقیم وزارتخانه در امور جزئی باشگاهها سخن گفتند. ادعاي برخي رسانه ها در خصوص عزل و نصب مدیران بخش های مختلف دو باشگاه ادامه داشت. اين ادعا البته نيازمند شفافيت كامل از جانب مدعيان و وزارت ورزش است. در كنار اين موضوع عدم ثبات مديريتي هم از جمله اصلي ترين انتقادها است. وزارت ورزش در تصدی گری، شعارهای دولت روحانی را جلو نبرد گرچه در اين ميان ، خود روحاني هم چندان در حوزه ورزش سخن نگفت. ثبات مدیریت هم از جمله موضوعاتی بود که همچون چهار سال اول در دولت دوم روحانی هم در فوتبال دولتی ایران نایاب شد. ادامه انتصابات سوال برانگيز در مدیریت پرسپولیس و استقلال موجب شد اشخاص گمنام و ناشناخته دیگری هم مدتی هرچند کوتاه عنوان سرپرست یا مدیرعامل را در این دو باشگاه تجربه کنند. از جمله این موارد می توان به نام خليل زاده يا رسول پناه سرپرست فعلی باشگاه پرسپولیس اشاره کرد که برخی اهالی فوتبال او را با سمت دندانپزشک شخصی وزیر ورزش معرفی می کنند. گذشته از صحت یا عدم صحت این ادعا، این فرد و افراد مشابه دیگری در ساختار مدیریتی دو باشگاه منصوب شدند که سابقه زياد و تجربه قابل قبولی در حوزه ورزش و فوتبال نداشته اند.
روزهای تلخ فوتبال انتصاب های سوال برانگیز در باشگاهها ، تنظيم نشدن رابطه با فدراسیون، روزهای تلخي براي فوتبال ملی وباشگاهی ایران را در دوره دولت دوم حسن روحانی رقم زد. البته در اين ميان نبايد از ناكارآمدي و مديريت بد در فدراسيون گذشت و تمام تقصيرها را متوجه يك نهاد دانست. درگیری دو باشگاه در پرونده های متعدد مالی ازجمله بدهی به شفر، کالدرون و برانکو همچنین ماجرای برکناری کی روش در تیم ملی و انتخاب ویلموتس با قرارداد 8 میلیون یورویی که فوتبال ایران را می تواند در آستانه ورشکستگی مطلق قرار دهد حاصل نگرش هاي نادرست و تصدی گری های غيرمنطقي است که قرار بود در دولت روحانی تکرار نشود كه بخشي از آن به فدراسيون فوتبال مربوط مي شود. مهدی تاج عامل اصلی انعقاد قرارداد مارک ویلموتس، وزیر را به ارائه مشورت در انتخاب این مربی بلژیکی متهم کرد و حتی بر این نکته تاکید داشت که بخش هایی از قرارداد با نظر مسعود سلطانی فر تنظیم شده ، مسئله ای که ورود روشن وزارت ورزش در جزئی ترین موضوعات مرتبط با فعالیت های فدراسیون فوتبال را نشان می داد. گرچه خود تاج مشورت وزير درباره قرارداد ويلموتس را مفيد و موثر دانست. وقتی کارلوس کی روش، وزیر ورزش را عامل جدایی خودش در تیم ملی دانست ، مهدی تاج، وزیر را به عنوان عامل تاثیرگذار در انتخاب ویلموتس معرفی کرد ، نزدیکان برانکو، وزارتخانه را به عنوان یکی از عوامل موثر در جدایی مربی کروات معرفی کردند و حتی وینفرد شفر یا فرهاد مجیدی از تصمیمات وزارت ورزش در مدیریت باشگاه استقلال انتقاد کردند. البته همچنان انتظار مي رود كه سلطاني فر به اين انتقادها پاسخ دهد تا افكارعمومي پاسخ سوال هاي خود را بگيرد. منتقدان وزارت ورزش تصدی مستقیم فدراسیون و این دو باشگاه را اولویت اصلی وزارت مي دانند و مي گويند كه رئیس، دبیرکل یا مدیرعامل باشگاه هاي استقلال و پرسپوليس از استقلال كافي برخوردار نيستند. البته در اين ميان موافقان عملكرد سلطاني فر معتقدند كه استقلال و پرسپوليس بدون بودجه دولتي أداره شدند و خود به درآمدزايي رسيدند و از اين نقاط مثبت وزير ورزش به عنوان رييس مجمع دو باشگاه است. همين گروه تعلق گرفتن ٣٠ درصد از حق پخش به ورزش كشور در بودجه سال ٩٩ را از اقدامات موثر سلطاني فر مي دانند. البته اين پاسخ ها چندان به كم شدن انتقادها از او منجر نشده است. ابهام در اجرای وعده خصوصی سازی آخرین وعده وزارت ورزش که قرار است در سال 1399 اجرایی شود واگذاری دو باشگاه از طریق بورس است اما با توجه به آنکه در سالیان گذشته سوالاتي در انتصاب مدیران دو باشگاه و حتی کارگزاران و حامیان مالی وجود داشته، این نگرانی به شکل جدی وجود دارد که پروسه واگذاری نیز سرنوشتی مشابه با مدیریت سال های اخیر داشته باشد و آنچه از دو باشگاه پرطرفدار پایتخت در پایان این دوران باقی می ماند، مجموعه هایی است بدهکار که با توجه به وضعیت اقتصادی کشور و سیر صعودی قیمت ارز توان پرداخت بدهی های سنگین باقیمانده را نخواهند داشت. البته در اين ميان برخي به تمجيد از ورود وزارتخانه به موضوع خصوصي شدن اين دو باشگاه مي پردازند. مردم منتظرند كه ورزش از وضع فعلي كه در ٧ سال گذشته وجود داشته رهايي يابد و فوتبال دوباره روزهاي خوبش را ببيند. آنچه در اين ميان مي توان به عنوان نقد اصلي به مديريت ورزش در ٧ سال گذشته مورد توجه قرار داد، نبود چشم انداز پيشرفت در ورزش كشور و به خصوص فوتبال است كه موجب روزمرگي و هياهو در مديريت ورزش كشور شده است.