تحلیل از چپ و راست؛

پاسداشت 9 دی

در بسته پیش‌رو تحلیل‌های سیاسی را فارغ از جناح‌بندی‌های سیاسی بخوانید.

کد خبر : 1119650

گروه سیاست سایت فردا – طبیعی و واضح است که تحلیل‌گران در عرصه سیاست به موضوعات مختلف از منظر خود و با گرایش سیاسی خود می‌نگرند و می‌نویسند. در اینجا اما سعی داریم با کنار هم قرار دادن این تحلیل‌ها ، مسائل را فارغ از جناح‌بندی‌های سیاسی بررسی کنیم.

 

در بسته پیش‌رو تحلیل‌های سیاسی را فارغ از جناح‌بندی‌های سیاسی بخوانید.

 

9 دی؛ حاصل اراده سیاسی یا نیروی تاریخی؟

جعفر حسن‌خانی، سیاست پژوه در یادداشتی برای «ایران» نوشت: «پیرامون وقوع حرکت‌های جمعی بزرگ نظیر جنگ‌ها، مهاجرت‌ها، انقلاب‌ها و... نظریه‌پردازان بسیاری تلاش کرده‌اند صورت‌بندی‌هایی را در جهت توضیح و تفسیر این قبیل رخداد‌ها ارائه کنند. برخی از این رخدادها و حرکت‌های جمعی به قدری بزرگ و گسترده بودند که در تفسیر و تحلیل چرایی وقوع آن، نظریه‌پردازان از وجود عاملیت انسانی صرفنظر کرده و رخداد را حاصل وضع و ساخت زمانه و خارج از اراده آدمی دانسته‌اند. مبتنی بر این نگاه بسیاری بر این نظرند که رخداد انقلاب، «آمدنی» است نه «شدنی»؛ یعنی انقلاب حاصل و پیشامد زمانه و ساختار حاکم بر آن است نه در نتیجه اراده افراد. خانم «تدا اسکاچپل» هم همین نظر پیرامون وقوع انقلاب را صورت‌بندی کرده و بر این باور است که نمی‌شود «انقلاب کرد» بلکه «انقلاب می‌آید».

بله برخی رخدادهای بزرگ می‌آیند و عاملیت و اراده انسانی کمتر بر آن تأثیر می‌گذارد. این رخدادها بیش از آنکه حاصل اراده افراد باشند، حاصل نیروهای تاریخی - اجتماعی هستند که در زمانه جریان یافته و در گذر زمان رخداد آفریده‌اند و تاریخ را شکل داده‌اند. وقتی رخدادی ابعاد میلیونی به خود می‌گیرد دیگر به سختی می‌توان وقوع آن را به اراده چند نفر محدود کرد. آنگاه زمانی است که باید به عناصر تأثیر‌گذار دیگر بر وقوع رخداد نیز اندیشید. از جمله کنش‌های میلیونی تاریخ معاصر ایرانی وقوع رخداد بزرگ نهم دی ماه سال 1388 است. رخدادی اعتراضی و برآمده از خشمی فزاینده. حال سؤال اینجاست این رخداد بزرگ و میلیونی حاصل اراده سیاسی بود یا نیروی تاریخی؟

در پاسخ به این پرسش به کرات از سوی اپوزیسیون و برخی نیروهای سیاسی تندرو اصلاح‌طلب شنیده می‌شود که جمهوری اسلامی با تمسک و سوءاستفاده از عاشورا و امام حسین(ع) توانست یک بسیج اجتماعی عمومی علیه جنبش سبز شکل دهد و آن را به محاق ببرد. منطق پرتکرار این جریان در این سال‌ها این بوده است که جمهوری اسلامی از وقایع روز عاشورای سال 1388 پیراهن عثمانی ساخته تا مخالفان خود را از میدان به در کند. در پاسخ به این مدعا می‌توان به این مهم توجه کرد که پیشفرض این ادعا این نگره است که مردم رشید نیستند، توان تشخیص ندارند و منفعلانه بازیچه دست اراده سیاسی می‌شوند. جز این پاسخ قابل تأمل می‌توان از منظری دیگر نیز به این ادعا پاسخ گفت. آنچه به مثابه یک رخداد عظیم جمعی در 9 دی 1388 به وقوع پیوست ابعادی بسیار فراتر از اراده سیاسی داشت و برآمده از نیرویی تاریخی بود. اراده سیاسی نظام، هشت ماه در مقابله با غائله دروغ بزرگ تقلب گسترده و اعتراض‌های پس از آن دچار بحران بود، اما به ناگاه در وضعیتی شگفتانه با سیل خروشان مردم خشمگین از هتک حرمت محرم و عاشورا مواجه شد که بساط آشوب را جمع کرد و این‌گونه شد که رخداد عظیم 9 دی پدید آمد.

عاشورا نیروی تاریخی قدرتمندی در جامعه شیعی است که هماوردی با آن محکوم به شکست است. بیش از آنکه عاشورا تاریخی باشد، این تاریخ است که عاشورایی است. بیش از آنکه عاشورا مورد استفاده تاریخ قرار بگیرد، این تاریخ است که بستر ظهور عاشورا شده است. این تاریخ است که مملو از رخدادهایی است که نیروی تاریخی عاشورا آن را آفریده است. عاشورا در تاریخ زنده است و تاریخ را به پیش می‌برد. 9 دی آمد تا این مهم را یادآور شود. 9 دی آمد تا نیروی تاریخی و غلبه آن به هر اراده سیاسی را پیش چشم ببینیم. تا عصر عاشورای 1388 بسیاری از غرب تا شرق عالم از ضد انقلاب تا نیروهای افراطی داخلی در یک همایندی بر این اراده بودند تا نظام سیاسی فرو بریزد، اما به ناگاه نیروی تاریخی عاشورا آمد و بر همه اراده‌های انسانی چیره شد و همه را در هم شکست.»

 

چگونه با تحریف برخورد کنیم؟

جعفر بلوری امروز در یادداشتی برای «کیهان» نوشت: «تحریف»، یکی از مهم‌ترین معضلات حال حاضر فضای سیاسی و رسانه‌ای ایران است که اهمیت رسیدگی به آن کم از اهمیت رسیدگی به «معضلات اقتصادی» ندارد و چه بسا مقدمه حل بسیاری از معضلات اقتصادی و غیراقتصادی است. «تحریف» یک ابزار است. ... «تحریف»، ماحصل «جنگ روایت‌ها» است و نه فقط تبعات اقتصادی، که تبعات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی زیادی نیز دارد. اهمیت این موضوع تا بدانجاست که عده‌ای معتقدند، در جریان جنگ سرد آنچه در نهایت باعث شکست شوروی از آمریکا شد، نه ضعف نظامی، بلکه ضعف در روایت اخبار و تحولات بود. ...  امروز کم‌هوش‌ترین و فراموشکارترین افراد هم می‌دانند که دولت فعلی چه شرایطی را از دولت قبلی به ارث برده و غیرپیگیرترین افراد هم می‌بینند، رئیس‌جمهور و دولتمردان چگونه شبانه‌روز تلاش می‌کنند تا خسارت‌ها را جبران نمایند. ... وجدان خود را قاضی کنید و میزان تلاش‌های دو رئیس‌جمهور فعلی و قبلی را کنار هم بگذارید. همین‌طور واکنش رسانه‌های جریان تحریف را نسبت به تلاش‌های دو دولت و ثمرات آن. اصلا قابل مقایسه هست؟! آنجا که نمی‌شود موفقیت‌های دولت جدید را پنهان کرد، مصادره‌اش می‌کنند و آنجا که می‌شود، پنهانش می‌کنند. جایی هم که چیزی برای پنهان کردن یا مصادره نمی‌یابند خبری را جعل و روی آن مانور می‌دهند. جالب است، در انتهای همه تحلیل‌هایشان در همه حوزه‌ها نیز صرفا یک راه‌حل می‌دهند: مذاکره با آمریکا آن هم مستقیم و بر سر همه چیز ما و از موضع عقب‌نشینی!

 جریان تحریف، فقط روی اقتصاد و معیشت مردم متمرکز نیست. آنها تاریخ را هم تحریف می‌کنند. نه فقط تاریخ دور را. تاریخ نزدیک را هم به‌گونه‌ای دیگر روایت می‌کنند. اخیرا یکی از آنها که امضای کری را تضمین دانسته و تیتر کرده بود، با نزدیک شدن به سالگرد شهادت سردار سلیمانی، کلید تحریف این شخصیت بی‌نظیر را هم زد و او را در کنار آمریکایی‌ها قرار داد؛ آنجا که نوشت، آمریکایی‌ها و سردار سلیمانی در مبارزه با داعش، با هم همکاری داشتند. آمریکایی‌ها از آسمان و سردار سلیمانی از روی زمین، با داعش می‌جنگیدند! همین‌قدر وقیح! ... تحریف‌کننده مادامی ‌که بداند هزینه‌ای بابت اقداماتش نمی‌دهد، یا اگر می‌دهد آن اندازه‌ای نیست که نتوان پرداختش کرد، به خبرسازی و جعل و تحریف ادامه خواهد داد. حال تصورش را بکنید که، عده‌ای از آنها از کنار کار تحریف، پول هم به جیب می‌زنند! در کنار مبارزه جدی با مفسدان اقتصادی، دشمنان خارجی و کار و تلاش شبانه‌روزی، باید مبارزه با جریان تحریف را هم جزو اولویت‌ها قرار داد؛ چرا که به تعبیر رهبر انقلاب، «اگر جریان تحریف شکست بخورد، جریان تحریم قطعا شکست خواهد خورد. زیرا که عرصه، عرصه جنگ اراده‌هاست. وقتی جریان تحریف شکست بخورد و اراده ملت ایران همچنان قوی و مستحکم باقی بماند، قطعا بر اراده دشمن فائق می‌آید و پیروز خواهد شد».

 

چه کسانی سلامت مردم را به خطر می‌اندازند؟

غلامرضا کمالی پناه در سرمقاله «ابتکار» نوشته: «روسیه فلفل دلمه‌ای، سیب و هلوی صادراتی ایران را پس فرستاد. چرا؟ به دلیل وجود مواد دفع آفات و آلودگی خطرناک ناشی از سموم تقلبی. هند کیوی صادراتی ایران را برگشت داد. چرا؟ به دلیل وجود مواد دفع آفات و آلودگی خطرناک ناشی از سموم تقلبی. ازبکستان سیب زمینی صادراتی ایران را پس فرستاد .چرا؟ به دلیل وجود مواد دفع آفات و آلودگی خطرناک ناشی از سموم تقلبی. این اتفاق برای سیب صادراتی به ترکمنستان، هندوانه برای کشورهای حاشیه خلیج فارس و نخل‌های صادراتی به قطر نیز رخ داد.

اینها بخشی از مصائب فاجعه‌بار ما در بخش سلامت محصولات کشاورزی است ‌که اخبار آن به بیرون درز پیدا کرده و رسانه‌ای شده است. این در حالیست که کشورهای دیگر نظیر عراق، ترکیه، پاکستان، افغانستان، آذربایجان و... نیز رغبتی به خرید محصولات کشاورزی ما ندارند و یا آنها را پس می فرستند. این که بازار محصولات کشاورزی ما در منطقه سریعاً جای خود را به دیگر کشورهای فرصت طلب می‌دهد، شاید قابل تحمل باشد. هرچند که این هم مصیبت کمی نیست؛ چراکه کشور ما به شدت تحت تاثیر تحریم‌ها قرار دارد و اجازه صدور کالاهای ارزآوری نظیر نفت و گاز و ... را از ما گرفته‌اند. حالا هم این آب باریکه صدور محصولات کشاورزی را هم خودمان با بی‌کفایتی و بی مسئولیتی بر روی کشورمان داریم می‌بندیم. ابدا هم نمی‌توان عودت و دیپورت محصولات کشاورزی از طرف کشورهای دوست و همسایه را به توطئه خارجی‌ نسبت داد. نمی‌توان آن را هم تصادفی و یک کار کوچک سهل انگارانه به شمار آورد. اگر یک یا دو کشور یا یک یا دو محصول بود می‌شد تا اندازه ای استدلال برخی مسئولان و کارشناسان توجیه گر و مسئولیت گریز را پذیرفت. اما این همه کشور پس زننده و این همه محصول برگشتی خبر از یک خیانت و جنایت می‌دهد. بی تردید کشوری که سموم تقلبی و ِغیر استاندارد به ایران فروخته و هم کسانی که وارد کننده هستند و هم سازمان‌ها و نهادها و کسانی که مسئولیت امنیت و تولید غذا و دارو و محصولات کشاورزی را به عهده دارند به نوعی از خیانت علیه مردم ایران دست زده اند. دردناکتر این است که این همه نهاد و سازمان و مسئول و مدیر وچه وچه با هزاران میلیارد بودجه معلوم نیست چکار می کنند که این وضعیت اسفبار را رقم زده اند. تاسف بارتر این که هرکسی دارد زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کند و گناه را به گردن دیگری می‌اندازد. وزارت بهداشت توپ را به زمین جهاد کشاورزی می اندازد؛ آن یکی سازمان حفظ نباتات را مقصر می‌داند؛ دیگری می‌گوید سازمان آب و خاک کوتاهی کرده؛ آن دیگری می‌گوید موسسه گیاه پزشکی خواب بوده؛ خلاصه همان گونه که شیوه اداره کردن و مسئولیت‌پذیری در برخی موارد در این سالیان بوده خوب می‌دانیم چگونه با کی بود کی بود من نبودم از دست و چنگال شیر ناتوان و شل عدالت فرار کنیم. آیا یک مرجع فریادرسی نیست که از این سازمان‌ها و مسئولان و نهادها بازجویی کند که چرا در انجام وظایف خود کوتاهی کرده‌اند و اصولاً چرا فرافکنی می‌کنند و به جای پذیرش و اصلاح خطای خود، آن را به گردن دیگران می‌اندازند؟ الان که به یمن و لطف کشورهایی که مسئولان پاسخگو دارند و با سخت گیری و استاندارد دقیق اجازه ورود محصولات خطرناک و زیان آور برای سلامتی مردم خود را نداده‌اند، مردم ما آگاه شده‌اند که چه فاجعه‌ای در تولید و مصرف محصولات کشاورزی رخ داده است و آنان بی‌خبر بوده‌اند. اکنون هم خیلی از مردم و مسئولان می‌پرسند که این محصولات برگشتی را چکار می‌کنند؟ برخی معتقدند در بازار داخلی به فروش می‌رسانند و برخی مسئولان هم ادعا می‌کنند آنها را نابود می‌کنند. اما مشکل اصلی اینها نیست؛ مشکل اساسی‌تر این است که همه محصولات کشاورزی داخلی امکان دارد آلوده باشند. یعنی ما داریم سم و آفات خطرناک مصرف می‌کنیم. تصور بفرمایید که با وجود سختگیری نسبی مسئولان در صدور گواهی بهداشتی این محصولات صادراتی و به اصطلاح نظارت بر استاندارد بودن این محصولات برای صادرات، تازه این گونه آلوده و خطرناک و غیرقابل مصرف و مضر برای سلامتی مردم کشورهای مقصد تشخیص داده شده و عودت داده می‌شوند؛ وای به حال ما، در داخل که این نظارت‌ها و تشخیص‌ها و سختگیری‌ها وجود ندارد، محصولات مصرفی ما چقدر آلوده و خطرناک و مضر خواهند بود؟ خدا بخیر کند‌. به گفته کارشناسان یکی از پیامدهای مصرف این محصولات آلوده سرطان زایی و ناباروری و نقص جنین است که اگر یک آمار درست و حسابی از میزان شیوع این بیماری‌ها و مرگ و میر ناشی از این موضوع ارائه داده شود، بی‌تردید تا اندازه‌ای پی به عمق یک ابر فاجعه خواهیم برد.»

 

چرایی پاسداشت ۹ دی

میرزارضا توکلی در یادداشتی برای «خراسان» نوشته: « 9 دی در میانه یک سری التهابات سیاسی-اجتماعی از درون جامعه ایران برخاست. تنش های هشت ماهه ای که جامعه را با موجی از مسائل مواجه ساخته بود. بخشی از ریشه های این تنش از درون جامعه ایران و چندگانگی به وجود آمده در آن ایجاد شده بود که با برخی رفتارهای اشتباه تشدید شده و زمینه های یک بروز اجتماعی را مهیا کرده بود، اما پس از پایان ابهامات اصلی درباره سلامت انتخابات، به ریل دیگری منتقل شده بود. ریلی که از خارج کشور طراحی شده و با قدرت برخی عوامل غربزده می رفت تا به نتایجی مانند آشوب های گسترده برسد. فرایندی که با رفتارهای خارج از چارچوب منافع ملی و قوانین اسلامی پیش می رفت. در این بین ما به ناگاه شاهد حضور خودجوش و بی سابقه مردم پس از انقلاب در میدان هستیم؛ حضوری که در عین حالی که توانست زنجیره بی قانونی و هتاکی های صورت گرفته به مقدسات را بشکند پیامی روشن را به دنیامخابره کرد و آن این که جمهوری اسلامی یک مکانیزم دفاعی غیر قابل پیش بینی و غیر قابل  سنجش به نام « مردم» را داراست . موضوعی که امامین انقلاب بارها به آن توجه داشته و عنصر « مردم » در کنار عنصر « ایمان دینی» را دو بال هویت و ماهیت انقلاب اسلامی برشمرده که 9دی به نوعی تجلی گاه این دو عنصر بود، اما نکته قابل توجه آن جاست که وقتی به 9 دی و خروش بی سابقه مردم در آن سال می نگریم  می بینیم که مردم همه از یک طیف فکری یا سیاسی نبوده  و اقشار گوناگون مردم با سلیقه ها، تفکرات و گرایش های  مختلف و متفاوت پا به صحنه گذاشته اند و همین مردم هستند که ماهیت انقلاب را شکل داده اند. مردمی که نه تنها برچسب انقلابی دارند بلکه به گفته مقام معظم رهبری، مردمی که حضور پیدا کردند انقلابی واقعی بوده و حتی انقلابی نما هم نبودند(6/10/96)موضوعی که در این سال ها کمتر به آن اشاره شده و جریان های مختلف جاهلانه یا عامدانه سعی کرده اند که این رویداد مردمی و مهم را به نفع خود مصادره کنند. خوانشی غلط و حرکتی  نادرست که رهبر معظم انقلاب در سخنرانی چند سال قبل خود در حرم مطهر امام(ره) نسبت به آن تذکر دادند و تصریح کردند که  انقلابی گری یک مفهوم مقول به تشکیک است و « ممکن است یک  نفری صد درجه میزان حرکت او ارزش دارد، یک نفری کمتر ارزش دارد، یک نفری از او کمتر ارزش دارد اما همه در این راه حرکت می‌کنند.» با این نگاه 9 دی نه یک پاسداشت سیاسی بلکه عنصری وحدت بخش  خواهد بود که موجب انسجام ملی می شود. انسجامی که بدون آن نمی توان به اصلاح امیدوار بود. انسجامی که بدون آن، نمی توان از لحظات حساس گذر کرد. دقیقا همین نگاه را شهید حاج قاسم سلیمانی داشت؛ او پذیرفته بود که دختری که حجاب  کاملی هم ندارد خواهر او و در جبهه انقلاب است و ارتباط نزدیکش با جریان های متفاوت سیاسی از اصلاح طلب گرفته تا اصولگرا و غیره همه حکایت از عمق نگاه حاج قاسم و توجه جدی او به ماهیت انقلاب داشت. شاید همین امر بود که مردم شهرهای مختلف کشورمان همچون 9 دی، برای تشییع او به خیابان ها آمدند و بار دیگر حماسه ای بی نظیر را رقم زدند. در آخر باید گفت که خروش های این چنینی مردم و این  عناصر ملی و دینی مورد توجه قرار گیرد و اجازه داده نشود که جهت گیری های سیاسی آن ها را تضعیف کند. این وظیفه همه آحاد ملت و البته حاکمیت است. وظیفه ای که بی توجهی به آن معنایی جز تضعیف همبستگی ملی و دینی نخواهد داشت. از این رو همچنان که در حکم اخیر رهبر انقلاب برای انتصاب حجت الاسلام موسی پور آمده است، شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی به عنوان متولی برگزاری مراسم دینی و انقلابی ، بار سنگینی را به دوش کشیده و باید در قبال کم و کیف  برگزاری نه تنها 9 دی بلکه دیگر مراسم دینی و سیاسی همچون سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی و دهه فجر، علاوه بر ایجاد سازوکار های متنوع و جدید درخصوص نحوه برگزاری این دست مراسمات با کمی چاشنی سنت شکنی، بر مردمی سازی آن‌ها توجهی جدی کند.»

 

تاثیر توهمات گرانی

شادان کریمی، در یادداشتی برای روزنامه «آفتاب یز» نوشته: «‬ کمتر کسی می‌تواند مدعی باشد که آثار افزایش قیمت ارز خارجی خصوصاً دلار را در چند سال اخیر در زندگی خود ندیده است. با افزایش چشمگیر قیمت ارز در سال‌های اخیر بازارها همگی از تعادل قبلی خارج شده و هنوز به تعادل جدیدی نرسیده‌اند.

با پیروی نوسانات نرخ ارز در بازار آزاد، قیمت‌ها در بازارهای دیگر نیز دستخوش تغییرات شده‌اند. انواع اجناس و کالاها، چه ایرانی و چه خارجی، در بازارها با برچسب قیمتی بعضاً سرسام‌آوری همراه شده‌اند. از سوی دیگر زمزمه‌های حذف ارز ترجیحی سبب شده است که نگرانی‌ها در خصوص افزایش قیمت‌ها تشدید شود و این موضوع علاوه بر افزایش نگرانی و خشم در جامعه، پدیده‌هایی را رقم زده است که اگرچه جدید نیست اما در شرایط فعلی اقتصادی می‌تواند آسیب‌های جبران نا پذیری را به جامعه تحمیل کند.

این در حالی است که اصلا معلوم نیست گرانی در پی حذف ارز‌های 4200 وجود داشته باشد و شاید دولت بتواند این موضوع را کنترل کند. با این همه چون هنوز این گرانی رخ نداده است می‌توان از آن به عنوان توهم گرانی یاد کرد و یکی از آثار مخرب این توهمات گرانی افزایش احتکار‌های خانگی است که در شرایط اقتصادی امروز ما یکی از مخرب‌ترین کنش‌های اجتماعی به شمار می‌آید.احتکار یکی از آفت‌های بزرگ برای اقتصاد هر کشوری است که اثرات منفی برعرضه کالاها دارد. احتکارهای خانگی موجب عدم تعادل در عرضه و تقاضای بازارمی‌شوند و نظم را به هم می‌زنند. بسیاری از خریدها توسط مردم در شرایط گرانی متعارف نیست و این خطری است که بازار را تهدید می‌کند.توهم گرانی

نه تنها به محتکران و گران‌فروشان کمک می‌کند بلکه باعث می‌شود برخی از مردم که پول کافی برای خرید اجناس ندارند به همان مقدار هم که توان داشتند نتوانند کالای مصرفی روزانه خود را تهیه کنند.برای جلوگیری از این اتفاق دولت باید از بیان اخبار ضد و نقیض جلوگیری کند و اخبار درست را توسط رسانه‌های داخلی به گوش مردم برساند تا حداقل در شرایط فعلی که اقتصاد کمر مردم را خم کرده است، توهم گرانی این خم را بیشتر نکند.»

 

صد سال به این 100 روزها!

مهدی جابری در یادداشتی برای «وطن امروز» نوشته: بیش از 100 روز از آغاز به کار دولت سیزدهم می‌گذرد اما آنهایی که نزدیک به ۳ هزار روز با دولت‌های حسن روحانی بودند و با او تا 1400 رسیدند، اکنون برای درست شدن هرچه سریع‌تر اوضاع کشور به دست سیدابراهیم رئیسی عجله دارند!

این روزها مروری بر برخی تیترها، گزارش‌ها، یادداشت‌ها و اظهارنظرها توسط رسانه‌ها و افراد نزدیک به دولت‌ قبل نشان می‌دهد آنها آرام‌آرام از لاک و غار خود بیرون آمده‌اند و در حال انتقاد از عملکرد اقتصادی دولت سیزدهم هستند. این افراد بدون اشاره مصداقی و مستقیم به شرایط موجود، فقط انتظار دارند دولت جوابگوی «این وضعیت» باشد! اما اینکه کدام وضعیت مدنظر آنها قرار دارد، چندان مشخص نیست. 

آیا منظور از «این وضعیت» همانی است که از دولت پیشین به امروز رسیده است؟! یا اینکه در این 100 و اندی روز وضعیت عجیب و غریبی ایجاد شده که فقط آنها درک می‌کنند؟

درست است کشور هنوز درگیر برخی گرانی‌ها، مشکلات اقتصادی و کاستی‌های به‌جا مانده از قبل است اما منتقدان منصف و آگاه می‌دانند در روزهای سپری شده از استقرار دولت سیزدهم، چندین برابر در مقایسه با مدت مشابه در دولت‌ یازدهم کار و فعالیت کارشناسی شده است. این دولت هرچند از شعار پلاستیکی «تدبیر» استفاده نکرد و به دمیدن «امید» مصنوعی متوسل نشد اما در عمل نشان داد اهل تدبیر و امید واقعی و اصیل است.  ما هنوز اندکی از 100 روز اول این دولت فاصله گرفته‌ایم اما به یاد داریم 100روزهای سخت و نفس‌گیرمان با دولت‌های حسن روحانی را تقریبا 30 بار رفتیم و آمدیم. 30 بار به اول خط رفتیم و با کوله‌باری از نقطه‌های سیاه به آخر خط رسیدیم. 30 بار رفتیم و تشنه و گرسنه برگشتیم تا جایی که پیدا کردن چند سی‌سی شیر در سفره‌ها آرزو شد. آنقدر که مفهوم «سی‌مرغ» را درک کردیم! و نه‌تنها نان در سفره‌ها کمرنگ بود که قیمت ۲ کیلو مرغ آزاد به قیمت یک کیلو گوشت گاو دولتی نزدیک شد! کارشناسان واقعی می‌دانند جبران 8 سال آن دولت و تغییر ریل، کار دشواری است و این دولت همچنان در ابتدای راه است. البته اتفاقات خوبی را برای کنترل بازار و بهبود شرایط معیشتی مردم در این مدت اندک شاهد بوده‌ایم اما برخی گرانی‌ها و کمبودها را فعلا نمی‌توان به پای دولت سیزدهم نوشت. 

برای ما که آن شرایط سخت را با دستاوردهای هیچ و پوچ دولت وقت پشت سر گذاشته‌ایم، سپری کردن این روزها چندان دشوار نیست. ما تازه گام در 100روز دوم دولت رئیسی گذاشته‌ایم. تا باشد، از این 100روزها و صدسال به همین 100روزها!


 

لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: