صدا و سيماي صداوسيما شنيده و ديده ميشود؟
حسامالدين كاوه
سرمقاله تهران امروز: عصر امواج (عصر راديو و تلويزيون) تنها سه دهه پس از اين نامگذاري، عصر انفجار اطلاعاتي نام گرفت. امروز تركيب امواج (راديو، تلويزيون) و فضاي مجازي آنچنان فضاي شگفتآوري به وجود آورده است كه كمتر كسي ميتواند خود را از تاثيرات رواني - ذهني و در پس پيامهاي ظاهري آن، از تاثيرات ايدئولوژيك ظريف و محاسبه شده فضاي موجي - مجازي دور نگاه دارد. به جرات ميتوان گفت كه ايران تنها كشوري است كه بخش بزرگي از جهان غرب و نيز برخي از همپيمانانش در آسيا و آفريقا امواج راديويي و تلويزيوني به زبان فارسي را به سوي آن ميفرستند. به جز اين برخي از شبكههاي تازه تاسيس شده همانند تلويزيون بيبيسي فارسي و شبكه ماهوارهاي - تلويزيوني فارس وان به فهرست بلند و طولاني راديوها و تلويزيونهايي كه ايران را هدف گرفتهاند، پيوستهاند. راديو بيبيسي در شهريور 1320 و همزمان با اشغال ايران از سوي متفقين در جريان جنگ دوم جهاني، كار خود را آغاز كرد، ديري نگذشت كه شوروي (سابق) و سپس اقمار آن مانند آلمان شرقي، راديوهايي به زبان فارسي براي شنوندگان ايراني، راه انداختند. آمريكا، فرانسه، آلمان و هلند نيز پس از سالها به گروه كشورهايي پيوستند كه ارسال امواج راديويي به سوي ايران را آغاز كردند. هماكنون آمريكا، انگليس، عربستان و گروه رسانهاي چند مليتي رابرت مورداك ميلياردر يهودي استراليايي الاصل هر روز ساعتها برنامه تلويزيوني براي بينندگان ايراني توليد ميكنند. اين تنها بخشي از تكاپوي رسانهاي بيگانگان است. بايد به اين فهرست نام و عنوان دهها كانال تلويزيونهاي ماهوارهاي لسآنجلسي را هم اضافه كرد. در اين سو، صداوسيماي جمهوري اسلامي يك تنه بار توليدات راديويي و تلويزيوني براي بينندگان ايراني در داخل و خارج از كشور را بر دوش ميكشد. در اينكه شمار برنامههاي توليدي در صداوسيما براساس آمارها و روي كاغذ، قابل توجه به نظر ميرسد ترديدي نيست اما بايد اين پرسش را نيز مطرح كرد كه چرا هنگامي كه برخي از شبكههاي تلويزيوني ماهوارهاي، سريالهاي آنچناني را براي بينندگان ايرانيشان پخش ميكنند شمار بينندگان صداوسيما كاهش چشمگيري مييابد؟ به كارگيري عناصر هنري و زيبايي شناسانه، پويايي، صراحت، تنوع و تكثر در توليد برنامهها بايد بيش از پيش در صداوسيماي جمهوري اسلامي مدنظر قرار گيرد. به جز شماري از سريالهاي به راستي موفق و اثرگذار، همچون سريال امام علي(ع)، سريال امام رضا(ع)، سريال روزگار قريب و... سيماي جمهوري اسلامي، از فقر سريالها، تله تاترها و فيلمهاي تلويزيوني رنج ميبرد. برنامههاي سرگرمكننده، توليد كارتون و انيميشن براي كودكان، توليدات خاص براي گروه سني نوجوانان و جوان، چندان در مركز توجه مديران سيما نيستند، در راديو نيز وضع چندان بهتر از اين نيست. در حالي كه صداوسيما ميبايد در برابر غولي به نام هاليوود و صدها كانال تلويزيوني ماهوارهاي پايداري كند و نهتنها پايداري كند كه مخاطبان آن سوي قارهها و آبها را به سوي توليدات تلويزيوني و راديويي ايران جذب نمايد. حقيقت اين است كه فقر توليدات فرهنگي و هنري، خبري و اطلاعرساني نه تنها در صداوسيما مشهود است بلكه به نظر ميرسد كه صدا و سيماي صداوسيما، زير بار سنگين گيرندههاي ماهوارهاي، كمر خم كرده است. متاسفانه الگوي زندگي و خانواده ايراني، در سيماي جمهوري اسلامي، منحصر به خانوادههاي متوسط يا متوسط به بالا شده است. اگر در برخي از سريالها و فيلمهاي توليد شده در سيماي جمهوري اسلامي نيز گاه اتفاق ميافتد كه خانوادهاي زير سطح متوسط در مركز و كانون فيلم قرار دارد بيشتر براي آن است كه نشان داده شود قهرمان فيلم ميكوشد يك شبه ره صدساله برود و از حضيض فقر به اوج ثروت برسد. گاه اتفاق ميافتد كه فيلمها و سريالهايي با مضمونهايي در زمينههاي اعتقادي و بدي شر و خوبي خير توليد و نمايش داده ميشود اما فراموش نبايد كرد در فضايي كه براي نسل جوان به وجود آمده فضاي موجي - مجازي كه در آن يكسو تلويزيونهاي ماهوارهاي و از سوي ديگر اينترنت، فيسبوك، يوتيوب، وبلاگها و... فضاي ذهني نسل جوان را تسخير كردهاند، هرگونه پيامي ميبايد مبتني بر شيوههاي عرضه پيام، زبان تازه، نوآوري و پويايي و تازگي در مضمونها عرضه شود. بررسي كارنامه صداوسيما در چند ساله اخير، نموداري سينوسي را نشان ميدهد، نموداري كه حاكي از تناوبها و نوسانها در خبررساني، اطلاعرساني و توليد برنامههاي سرگرمكننده از جمله سريالها، فيلمها و... است. انتظار ميرفت كه نمودار سينوسي كاركردهاي صداوسيما به منحني روبهرشدي تبديل ميشد كه نقطه افولي نداشته باشد. در بررسي رفتارها و الگوپذيريهاي جوانان در جامعه ايراني بهويژه در جوامع شهري، تاثيرپذيري از الگوهاي بيگانه و غير ايراني - اسلامي، مشهود است و چرا؟ صداوسيما در اين ميان تنها مقصر نيست، اگر قصور و تقصيري هست، متوجه گروه پرشماري از دستگاهها و سازمانها ميشود اما فراموش نبايد كرد كه قصور صداوسيما در زدودن ذهنيت تصويري برگرفته از الگوهاي بيگانه، غيرقابل انكار است. قصور يا تقصير؛ صداوسيما تا دستيابي به قلههاي رفيع تعالي و پيشرفت فاصلههاي بسياري دارد. همچنان كه مقام معظم رهبري در ديدار اخير مسئولان و هنرمندان صداوسيما به درستي اشاره فرمودهاند كه: «صداوسيما عمدهترين مركز هدايت فكري است و اينكه امام(ره) گفتند صداوسيما دانشگاه است»، تعارف نكردند. ميبايد بر تاثيرگذاري توليدات صداوسيما بر اذهان به شيوهاي هنرمندانه به سوي آنچه كه مناسب فرهنگ ايراني - اسلامي است، تاكيد كرد. در شرايط كنوني به نظر نميرسد كه صداوسيما را مردم همچون دانشگاهي تلقي كنند كه امام و رهبري ميخواستند و اين ضعف هر چه زودتر برطرف شود، بهتر است.