محله محروم سعدي در شيراز
فقط در قسمت برآفتاب محله سعدي 15 هزار نفر ساکن هستند که تنها راه دسترسي شان يک گذرگاه باريک است...
ایسنا: در کوچه پس کوچههاي سعدي، غروب خورشيد هم رنگ ديگري دارد، رنگ ترس، رنگ ناامني، هنوز هم پا به برخي محلهها که ميگذاري، غصه فقر و محروميت هم وطنانت بيخ گلوي تو مينشيند و راه بر نفسهايي که از ناراحتي به شماره افتاده است ميبندد، محله سعدي هم يکي از اين محلههاست. منطقه فارس، سربالاييهاي تند محله سعدي را نميتواني يک نفس بالا بروي، نفست هم از خستگي، هم از بوي تعفن چرک آبي که ميانه راه باريک بين کوچهها روان است، مي برد، اما وقتي به آن همه فقر و محروميت ميرسي، خودت ميبري! نمي دانم که چند بار از سعدي نوشتهام، چندبار اين محله را گفتيم، اما سعدي همان است که بود، تنها با آب و رنگي ناهمگون کمي بزک شده است. سرخاب و سفيدآب ظاهر سعدي را که با کف دست پاک کني، فقر را ميبيني که در چهره پيرزني تکيده، در چهره پيرمردي زجر کشيده، در چهره کودکي که ميان آبهاي سياه روان شده ميان کوچهها به دنبال توپي پلاستيکي روان است و در چهره نان آوري که آن روز دست خالي به خانه باز گشته است، نشسته و به اين سادگيها پاک نميشود. به سمت آرامگاه سعدي که ميروي، نرسيده به فضاي سبز اطراف سعديه يکي از کوچهها را بگير و مستقيم به سمت کوه روانه شو، کوهي که ميتوانست ممري براي درآمد مردمان اين محله باشد محلي براي صعود گردشگران، جايي براي تفرج و کوه گردي.
کوهي که غارهايش روزي حريم امن خداگريزان بود و اکنون اماني براي معتادان و ولگردان و خانههاي نشسته بر کوهپايهاش، پر از قيل و قال محروميت و نداري، پر از گرسنگي و ژنده پوشي پر از خانوادههاي مهاجري که از هر دياري پي داشتن فردايي بهتر، امروزشان را با سياهي و بد بختي گره زدهاند. در ميان کوچهها پر از بچههاي قد و نيم قدي است که تعطيلي مدرسهها و نبود فضايي مناسب آنان را به سمت خود مي کشاندشان تا در ميانه بازي نظاره گر بدبختيهاي هم بازيهاي شان باشند و فوق برنامههاي درسي را در فراخناي بيکارگي خود از همبازيهاي کوچک و بزرگشان فرا بگيرند! به گزارش ايسنا، اگر کمي دل به دريا زده و سرکي ميان خانههاي کوچکي که سالهاست به نماد فقر مالي و فرهنگي شيراز جنت طراز بدل شدهاند، بکشي، فقر را بهتر لمس ميکني، محروميت را با تمام وجود باور خواهي کرد. در ميان خانههايي که خالي از هر وسيلهاي است، خانههايي که اگر يخچالي داشته باشد، تنها بطريهاي آب خنک را شايد در ميان آن بيابي! به راحتي ميتوان فقر را ديد، ميتوان اعتياد را سراغ گرفت، ميتوان دل نگرانيها را شنيد، ميتوان اشکها را چشيد، ميتوان ..... اگرچه دلهاي شان سبز و گرم است، اگرچه صميمي هستند و همراه، صبور و خونگرم و به سادگي لبخندهايشان تو را به چايي دعوت ميکنند که از نگاه آنان ميوه بهشتي است! يکي از اهالي شهرک سعدي در اين خصوص گفت: اهالي خونگرم شهرک سعدي در خمره سرد محروميت گرفتار شدهاند، کوچههاي قهر و آشتي در جوار شيخ مصلح الدين سعدي شيرازي، دل و ديده از جهانگردان خارجي ميربايد. محمدرضا هاجري به خبرنگار ايسنا گفت: شايد کسي باور نکند که در کوچههاي تنگ شهرک هنوز بوي کاه گل به مشام ميرسد و آه از نهانها بيرون ميکشد و اين سوال را به هر ذهن ميهمان ميکند که آيا واقعاً اينجا محلهاي از کلان شهر شيراز است؟ وي كه مسئوليت كانون فرهنگي ورزشي پايگاه مقاومت شهيد عرشي مسجد جامع سعدي را بر عهده دارد ادامه داد: جمعيت متراکم با تنوع قوميتها و مليتها از سعدي نمايشگاهي ساخته پر خاطره، بافتهاي فرسوده تبديل به تلي از گل شده و خروارها، خروار روي هم انباشته شده و حتي راه عبور و مرور را مسدود کرده است. هاجري گفت: نه آتشنشاني، نه اورژانس، نه گشتهاي نيروي انتظامي و... قادر به ورود به ميانه محله سعدي نبوده و کوچکترين اتفاق تبديل به مصيبت ميشود.
وي محله سعدي را يک فرصت دانست که بي توجهي آن را به يک تهديد بدل کرده است و تصريح کرد: فقط در قسمت برآفتاب محله سعدي 15 هزار نفر ساکن هستند که تنها راه دسترسي شان يک گذرگاه باريک است. هاجري با بيان اينکه هزاران وعده مسوولان يکي وفا نکند! غيرت و شجاعت را ميتوان در کوچه، پس کوچههاي تنگ و تاريک سعدي محبوس شده و در مظلوميت ايجاد شده ديد، توسط ميراث فرهنگي و شهرداري يکي در آرامگاه و ديگري در نگهداري از باغها، فرصتهاي شغلي اين محله به ديگران عطا شد. وي در ادامه با تاکيد بر اينکه حتي نگهداري از باغها را به اهالي محله سعدي نسپردهاند، گفت: از ما بهتران همه فرصتها را ربودهاند تا مردم مظلوم سعدي، دستان شان خاليتر شود. هاجري با يادآوري اينکه سعدي داراي ابعادي جهاني است، تصريح کرد: اين مکان بايد سمبل و نمايشگاه عمران و آبادي باشد، اما صد حيف که سمبل و نمايشگاه فقر شده و به دنبال دردمنداني مي گردد تا درد و رنجش را باور کنند. وي گفت: تنها کساني که در واقع درد و رنج محروميت را حس کرده باشند قادر به درک وضعيت اين محله و مردمان خونگرم و صميمي آن هستند و همچنين افرادي قادر خواهند بود تا محله و مردم محله سعدي را از منجلابي که به آنان تحميل شده است، خارج کنند. در کوچه پس کوچههاي سعدي، غروب خورشيد هم رنگ ديگري دارد، رنگ ترس، رنگ ناامني، رنگ اعتياد، در اين هنگام از پس و پيش ديوارها صداهاي وهم آلودي گوش هر رهگذري را ميآزارد، صداهاي گزندهاي که نگرانت ميکند، به جاي بوي عطر گل و فضايي براي تنفس بهتر، بوي تعفن اعتياد و ياس نشئگي و ننگ خماري، بوي تهوع آور فقر و نداري و... اينجا در کنار يکي از ديدني و ماندگارترين آثار گردشگري کشور، بدترين و دردناکترين صحنه ها را ميتوان ديد و سراغ گرفت. اينجا محله سعدي است، يکي از قديمي و دوست داشتني ترين محلات شيراز، اينجا قريهاي است تاريخي که اگر حواسمان را جمع عمرانش کرده بوديم، حالا بهترين محله شيراز بود. اينجا محله سعدي است که انتهاي آن به باغهاي زيتون و باغ شهرهاي جاخوش کرده بر دامنههاي کوه ميرسد اما براي رسيدن به آن بايد از ميانه فقر گذشت بايد چشم بازکرد و مردان و زنان، دختران و پسران، جوانان و پيراني را ديد که چگونه فقر و محروميت از همه داشتههايي که حق هر ايراني است، آنان را در هم چروکيده کرده و سر در گريبان. در کنار همه اين نا اميديها و سختيها، مردان و زنان بزرگي را مي توان سراغ گرفت که در نقطه نقطه تاريخ ايران تاثير ماندگاري گذاشتهاند، مردان و زناني که بزرگ بودند و زيستند و جوانمردانه قد علم کردند و هميشه در مسير رفع تنگناها از سعدي فرياد برآوردند. به خاطر داشته باشيم که در کنار اهالي قريه سعدي، هستند کساني که دل بيازارند، کساني که دل در گرو هيچ انديشه و فرهنگي ندارند. يادمان باشد که هيچ غريبهاي بي هول و هراس نميتواند از ميان کوچه پس کوچهها بگذرد، حتي اگر همه هراسها وهم باشد و پندار. محله سعدي ميتواند يکي از بهترين نقاط براي جذب گردشگر باشد، نقطه امن براي آنکه مردم شيراز و شهروندان ايران شبي پرخاطره را در کنار چاه قلعه بندر بگذرانند و در ميان جنگل مصنوعي رسته بر تاج کوه، دل به طبيعت زيبا و هواي پاک بسپرند. ميتوان سعدي را به امنترين نقطه تبديل کرد که در هيچ کجايش رنگ و بو و پندار فقر و محروميت وجود نداشته باشد. کافي است يادمان باشد که سعدي زايشگاه و آرامگاه بزرگ مردي است که جهان در کنار حافظ، شيراز را با نام او ميشناسند و براي گذراندن ساعتي در کنار مزارش، فرسنگها راه مي سپارند.