ناکامی‌ها و کامیابی‌های جام جهانی

جام جهاني فوتبال 2010 آفريقاي جنوبي، با پيروزي تيم ملي فوتبال اسپانيا به پايان رسيد. اين تيم در بازي نهايي موفق شد حريف خود، هلند را شکست دهد و براي نخستين بار جام قهرماني را تصاحب کند. تيم اسپانيا شايسته‌ مقام قهرماني جهان بود. اين تيم نخستين تيم اروپايي است که بيرون از قاره‌ي اروپا، جام قهرماني را از آن خود مي‌کند.

کد خبر : 115609

پس از چهار هفته رقابت، نوزدهمين دوره‌ جام جهاني فوتبال در آفريقاي جنوبي به پايان رسيد. اين دوره از مسابقات، از نظر سطح بازي‌ها متوسط، از نظر کيفيت کار داوري ضعيف، ولي از نظر سازماندهي و استقبال تماشاگران موفق بود. به گزارش «فردا» به نقل از جا جم جام جهاني فوتبال 2010 آفريقاي جنوبي، با پيروزي تيم ملي فوتبال اسپانيا به پايان رسيد. اين تيم در بازي نهايي موفق شد حريف خود، هلند را شکست دهد و براي نخستين بار جام قهرماني را تصاحب کند. تيم اسپانيا شايسته‌ مقام قهرماني جهان بود. اين تيم نخستين تيم اروپايي است که بيرون از قاره‌ي اروپا، جام قهرماني را از آن خود مي‌کند. فوتبال زيبا يا فوتبال موفق؟ اسپانيا دو سال پيش با برتري کامل، قهرمان جام ملت‌هاي اروپا شده بود و پيروزي اين تيم در اين دوره از بازي‌ها، ادامه‌ همان راهي است که فوتبال اسپانيا از چند سال قبل در پيش گرفته است. اکنون در جهان فوتبال، تيم اسپانيا با خلاقيت و نبوغ فردي بازيکنان خود، با کار جمعي خستگي‌ناپذير و تسلط حيرت‌انگيز بر توپ و زمين و نهايتا با فوتبالي مدرن، زيبا و تهاجمي، ميزان و معيار همه چيز است. در کنار اسپانيا، تيم آلمان نيز با نمايش يک فوتبال پرقدرت، غافلگيرکننده و تهاجمي توانست در گرم کردن تنور جام جهاني نقش مهم و سازنده‌اي ايفا کند. بسياري از کارشناسان، ديدار ميان اسپانيا و آلمان را فينال زودرس اين دوره‌ جام جهاني خواندند. تيم هلند نيز فوتبالي موفق و موثر بازي مي‌کرد و در سايه آن توانست به ديدار نهايي برسد. ولي بسياري از صاحب‌نظران و از جمله خود هلندي‌ها معتقد بودند که هلند در اين دوره از مسابقات از فوتبال زيبا و روان دهه‌هاي گذشته فاصله گرفته و بيشتر به بازي نتيجه‌بخش روي آورده است. برخي از کارشناسان، هلند اين دوره از مسابقات را با آلمان دهه‌هاي گذشته مقايسه مي‌کردند و مي‌گفتند، در حالي که هلندي‌ها امسال مانند آلمان دهه‌ هاي1980 و 1990 بازي مي‌کردند، آلماني‌ها به روش هلند دهه‌ 1970 بازي مي‌کردند، يعني دوره‌اي که تحت رهبري رينوس ميشل و با ستارگاني چون کرايف، رپ و رنسنبرينگ، روشي کوبنده و غافلگيرانه به نام « توتال فوتبال » در زمين دنبال مي‌شد. سطح متوسط بازي‌ها با اين همه مي‌توان گفت که جام جهاني اين دوره، بطور کلي از نظر سطح بازي‌ها کاملا متوسط بود. از استثناها که بگذريم بايد گفت که ناکامي زودهنگام تيم‌هاي بزرگ و پرآوازه‌اي چون ايتاليا قهرمان دور پيش، فرانسه، انگلستان و پرتغال از شگفتي‌هاي اين دوره از مسابقات بود. به اين مجموعه بايد برزيل هميشه مدعي را نيز افزود که اين بار بيش از هر چيز قرباني تاکتيک و شيوه‌ محافظه‌کارانه‌ بازي خود شد. تيم‌هاي آمريکاي لاتين در اين دوره از مسابقات، در مجموع بهتر از تيم‌هاي ساير قاره‌ها ظاهر شدند. اگرچه از چهار تيمي که به ديدارهاي نيمه‌نهايي رسيدند، سه تيم اسپانيا، هلند و آلمان همه تيم‌هاي اروپايي بودند و به ترتيب مقام‌هاي اول تا سوم را تصاحب کردند، ولي در اين دوره از مسابقات، همين سه تيم بودند که اساسا از قاره سبز حرفي براي گفتن داشتند. در مقابل، آمريکاي لاتين با تيم‌هاي سرزنده و پرتحرکي چون اروگوئه، پاراگوئه، شيلي و حتي آرژانتين، نشان داد که مسابقات دوره‌اي مقدماتي جام جهاني در اين قاره، در آماده ساختن تيم‌ها نقش مهمي داشته است. در کنار اين تيم‌ها بايد به تيم مکزيک نيز اشاره کرد که در ارائه فوتبال زيبا در اين دوره از مسابقات نقش مهمي داشت. به‌رغم برگزاري مسابقات در قاره‌ سياه، تيم‌هاي آفريقايي در حد انتظارات ظاهر نشدند. حذف ميزبان اين مسابقات در بازي‌هاي گروهي، اگر چه از شور و هيجان بازي‌ها نکاست، ولي زخمي که از حذف نسبتا زودهنگام ساير تيم‌هاي آفريقايي بر پيکر اين قاره نشست، التيام نيافت. غنا تنها تيمي بود که توانست قاره‌ سياه را با شايستگي نمايندگي کند. اين تيم با کمي شانس بيشتر مي‌توانست در ميان چهار تيم برتر جهان باشد. صعود نمايندگان آسيا يعني ژاپن و کره‌ جنوبي از گروه‌هاي خود را ديگر نمي‌توان جزو شگفتي‌هاي جام جهاني به شمار آورد. اين تيم‌ها با سازماندهي خوب و سرمايه‌گذاري در ورزش فوتبال، به جايگاه شايسته‌ خود در فوتبال جهان دست يافته‌اند و در صورت ادامه‌ اين روند، از اين هم بالاتر خواهند رفت. افول ستارگان نکته‌ قابل توجه ديگر در اين دوره از مسابقات، افول ستارگان بزرگ فوتبال جهان بود. شماري از کارشناسان معتقدند که عصر ستارگان فردي براي هميشه سپري شده است. گرايش در ميدان فوتبال به آن سمت است که کل تيم ‌مانند ستاره بدرخشد و اگر موفق به اين کار نشود، قطعا بازنده‌ ميدان خواهد بود. تجربه‌ اين دوره از مسابقات نشان داد که حتي تيم‌هايي که در آن‌ها چند ستاره‌ بزرگ وجود دارد، در ميداني که نتوانستند به عنوان تيمي يکپارچه و کارآمد ظاهر شوند، همراه با ستارگان خود افول کردند. از آن ميان مي‌توان به تيم‌هاي انگلستان، برزيل، ايتاليا، فرانسه و پرتغال اشاره کرد. ضعف داوري در اين دوره از بازي‌ها، در مجموع شاهد يکي از ضعيف‌ترين داوري‌ها بوديم. اينکه داوران هم مانند ساير انسان‌ها جايزالخطا هستند، سخن تازه‌اي نيست. موضوع هم اصولا بر سر اين نيست که داور يا خط ‌نگهداري در اين يا آن صحنه‌ فشرده و حساس نتوانسته است موقعيت آفسايد بازيکني را درست تشخيص دهد. اين مشکلات هميشه در داوري فوتبال وجود داشته و در آينده هم وجود خواهد داشت. ضعف بزرگ داوري در اين دوره از بازي‌ها بيش از همه در آنجايي خودنمايي مي‌کرد که داوران با معيارهاي واحد سوت نمي‌زدند و قضاوت نمي‌کردند. گاه به بازيکني که مرتکب يک خطاي سنگين عمدي شده بود، تذکري شفاهي مي‌دادند و در صحنه‌ بعدي، خطاي کوچک و غيرعمدي همان بازيکن را با کارت قرمز و اخراج از بازي مجازات مي‌کردند. ديدار نهايي ميان اسپانيا و هلند، نمونه‌اي چشمگير از داوري ضعيف اين دوره از مسابقات بود. داور انگليسي اين ديدار تا اواسط نيمه‌ اول بي‌ملاحظه به چند بازيکن خطاکار هر دو تيم کارت زرد نشان داد. بيشتر اين خطاها در حدي نبود که مستحق دريافت کارت زرد باشد و مي‌شد به يک تذکر شفاهي بسنده کرد. با ادامه‌ بازي و تکرار خطاها، داور ديگر نمي‌توانست از کارت زرد خود استفاده‌ معقول کند. چون چنين کاري در مورد برخي از بازيکنان به کارت زرد و قرمز و در نتيجه اخراج از بازي مي‌انجاميد. بنابراين داور ناچار بود در مقابل خشن‌ترين خطاها که بيشتر به حرکات «ورزش هاي رزمي» شبيه بودند تا بازي فوتبال، صرفا به تذکر شفاهي بسنده کند. اين ناتواني داور در تشخيص درست لحظات و موقعيت‌هاي بازي، نزديک بود در نيمه‌ دوم، بازي را يکسره از اختيار او خارج کند. ولي کل اين ماجرا سرانجام با نشان دادن هفت کارت زرد به بازيکنان هلند و پنج کارت زرد به بازيکنان اسپانيا و نيز اخراج يک هلندي از بازي، به خير گذشت! اين همه مجازات براي يک بازي فينال، خود يکي از رکوردهاي جام جهاني به شمار مي‌رود. داوري ضعيف اين دوره از مسابقات، براي فيفا درس بزرگي بود. اين نهاد هم اکنون پيشنهاد استفاده از ابزار الکترونيکي براي تشخيص موقعيت‌هاي حساس و حتي استفاده از دو کمک‌داور ديگر براي زيرنظر گرفتن خط دروازه‌ها را در دست بررسي دارد. بايد منتظر شد و ديد براي دوره‌هاي بعد چه تدابيري در اين زمينه اتخاذ خواهد شد. بسياري از ناظران معتقدند که فيفا بازنده‌ اصلي اين مسابقات بود. به باور آنان، مخالفت رهبران اين نهاد با استفاده از امکانات فني براي عادلانه‌تر کردن بازي‌هاي فوتبال، خود بيانگر نياز مبرم به انجام اصلاحات در اين مهم‌ترين نهاد بين‌المللي ورزش فوتبال است. ميزباني موفق آفريقاي جنوبي از نکات مثبت اين دوره از مسابقات، برگزاري موفقيت‌آميز آن در يک کشور آفريقايي بود. هيچ کدام از پيش‌بيني‌هاي برخي کارشناسان بدبين خارجي درباره‌ کاستي‌هاي احتمالي جام جهاني، اعم از بروز مشکلات امنيتي، ترابري، مهمانداري و نيز خطر رشد تبهکاري با توجه به افزايش شمار جهانگردان و فقر و بيکاري وحشتناک در ميان بخشي از مردم آفريقاي جنوبي، درست از آب درنيامد. آفريقاي جنوبي شانس برگزاري مسابقات را به دست آورد و با شايستگي از اين فرصت استفاده کرد. به گفته‌ بسياري از شاهدان عيني که در جريان اين مسابقات در آفريقاي جنوبي بودند، هيچگونه بي‌نظمي يا کمبود جدي در طول اين مسابقات ديده نشده است. تنها نکته‌اي که تا کنون ميهمانان خارجي بر آن انگشت گذاشته‌اند، انتقاد از صداي شيپورهاي «ووووزلا» در ورزشگاه‌ها بوده است که شايد بتوان به خاطر احترام بر سنت‌هاي محلي، ازاين نقطه ضعف نيز چشم پوشيد.

لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: