ماهیت ضد انقلاب چگونه تغییر کرده است؟
اپوزیسیون ترامپی
اثری از شکل و ماهیت اپوزیسیون در ضدانقلاب نمانده است و عناصر معاند تبدیل به سیاهی لشکر ترامپ شدهاند.
در فضای اپوزیسیونی ایران خصوصا با حضور «دونالد ترامپ» رییسجمهور آمریکا با استراتژی « مرد دیوانه» شاهد تغییر ماهیت جدی و اساسی در ضدانقلاب هستیم.
علاوه بر تشدید شکاف و چنددستگی و جنگ داخلی در اردوگاه معاندین از سوی دیگر عناصر اصلی ضدانقلاب بیش از این که حامی کشور و مردمشان باشند با استحالهای آشکار منافع آمریکا خصوصا ترامپ را دنبال میکنند.
برخی از این افراد حتی به طور آشکارا خود را آمریکایی میدانند. مجری زن شبکه ایران اینترنشنال بارها از لفظ «کشورم آمریکا» سخن گفته است و این افراد طی سالها زندگی در این کشور دیگر خود را متعلق به آمریکا میدانند
حتی در میان اپوزیسیون نیز به «رضا پهلوی» این انتقاد وارد میشود که برای جلب نظر ترامپ فعالیت میکند. این در شرایطی است که ترامپ با سیاست تشنه نگه داشتن سلطنت طلبان حتی در اوج اغتشاشات از پذیرش پهلوی خودداری کرد.
حتی دعواهای سیاسی ضدانقلاب، الفاظ، ادبیات و ... بسیار شبیه به دعواهای سیاسی داخلی خصوصا انتخاباتی در آمریکاست. عبارت «چپهای کثیف» که سلطنت طلبان در قبال دیگر اعضای ضدانقلاب بکار میبردند و راست افراطی که در خصوص سلطنت طلبان به کار گرفته میشود، درست همان ادبیات سیاسی داخلی آمریکاست.
نکته دیگر ترامپی شدن ضدانقلاب است. مواردی که ضدانقلاب مطرح میکند درست سیاست خارجی ترامپ در قبال ایران است. این عناصر حتی بی پروا گزینه نظامی علیه کشورمان را تکرار میکنند. این موارد نه تنها ضدانقلاب را از پوشش اپوزیسیون درآورده بلکه به ابزار و بخشی از بدنه آمریکا با زبان فارسی بدل کرده است.
این موارد از استحاله و تهی شدن اپوزیسیونی و ماهیت ایرانی بودن این افراد حکایت دارد. به طوری که خود عناصر ضدانقلاب از این حالت به استعماری شدن و نه ادعاهای آزادی ایران سخن میگویند و هدف ضدانقلاب را استعمار نوین آمریکا و سلب استقلال ایران مینامند.
ایده مداخله نظامی که اخیرا بلزهم توسط «مصی علینژاد» مطرح شده و توسط افراد دیگر مورد تاکید قرار گرفته تنها یک مسئله را یادآوری میکند ماهیت اپوزیسیونی که ادعای ارتقاء وطن دارد در میان ضدانقلاب نیست. حتی اگر اپوزیسیون بارها شکست خورده باشد نیز نباید استقلال و منافع مردم ایران را فدای مطامع کوتاه مدت خود کنند.
در همین راستا هشدار صریح «رامین کامران» درباره توهم «کمک خارجی» بسیار گویاست که در این زمینه میگوید:«
"از ونزوئلا تا ایران، داستان یکی است. دخالت خارجی نه آزادی میآورد، نه دموکراسی، نه رفاه. آنچه به اسم کمک خارجی عرضه میشود، بهرهکشی است و نتیجهاش میتواند جنگ داخلی، فروپاشی و از دست رفتن استقلال باشد. پیام روشن است: بدون استقلال، نه نهاد دموکراتیک شکل میگیرد و نه اقتصاد سامان میگیرد؛ تمام دعوا دقیقاً بر سر همین استقلال است که با دخالت خارجی ذرهای از آن باقی نمیماند.»