گزارش ویژه فردا از مواضع خطرناک گروسی ؛
بوی یک پروژه تازه میآید
آنچه رفتار اخیر گروسی را نگرانکنندهتر میکند، تلاش برای بازتولید فضای «فوریت» و «خطر قریبالوقوع» است؛ فضایی که دقیقاً خوراک لازم برای بازیگران جنگطلب فراهم میکند.
گروه سیاست خارجی فردا : تحرکات اخیر رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، بیش از آنکه در چارچوب مأموریت فنی و حقوقی آژانس قابل تفسیر باشد، نشانههایی از ورود به یک بازی سیاسی تازه را با خود دارد؛ بازیای که تجربه تاریخی نشان میدهد معمولاً به «افزایش فشار»، «تولید بهانه» و در نهایت «امنیتیسازی پرونده ایران» ختم میشود.
در ادبیات روابط بینالملل، آژانس انرژی اتمی نهادی فنی با وظیفه نظارت، راستیآزمایی و گزارشدهی است؛ نهادی که مشروعیت آن دقیقاً از فاصلهاش با منازعات ژئوپلیتیک ناشی میشود. اما هرگاه این فاصله مخدوش شده، آژانس از بازیگر فنی به ابزار سیاسی قدرتهای بزرگ تبدیل شده است. آنچه امروز در مواضع و کنشهای اخیر گروسی دیده میشود، بهطور نگرانکنندهای یادآور همین الگوست.
نشانهها کم نیستند: برجستهسازی گزینشی برخی موضوعات، طرح ابهامات قدیمی در قالبی تازه، استفاده از ادبیات هشدارآمیز بهجای زبان فنی، و همزمانی معنادار این مواضع با تحولات امنیتی منطقه. این ترکیب، در منطق سیاست بینالملل، اتفاقی نیست. تجربه پروندههای مشابه نشان داده است که «ابهامسازی کنترلشده» نخستین گام در مسیر مشروعیتبخشی به فشارهای بعدی است.
مسأله اصلی این نیست که آژانس سؤال بپرسد؛ پرسش، ذات نظارت است. مسأله آنجاست که پرسش چگونه، در چه زمانی و با چه ادبیاتی مطرح میشود. وقتی مدیرکل آژانس، بهجای تکیه بر سازوکارهای فنی و مسیرهای حقوقی، به فضای رسانهای و سیاسی متوسل میشود، این پیام را مخابره میکند که پرونده در حال خروج از ریل فنی و ورود به زمین بازی قدرت است.
در این نقطه، تجربههای تاریخی باید جدی گرفته شوند. از عراقِ پیش از ۲۰۰۳ تا لیبیِ پیش از مداخله نظامی، یک الگوی مشترک قابل شناسایی است: ابتدا گزارشهای «نگرانکننده»، سپس اجماعسازی سیاسی، بعد فشار حقوقی و در نهایت، مشروعیتسازی برای اقدام سخت. آژانس در این مسیر، گاه خواسته و گاه ناخواسته، به یکی از حلقههای زنجیره تبدیل شده است.
آنچه رفتار اخیر گروسی را نگرانکنندهتر میکند، تلاش برای بازتولید فضای «فوریت» و «خطر قریبالوقوع» است؛ فضایی که دقیقاً خوراک لازم برای بازیگران جنگطلب فراهم میکند. در منطق امنیت بینالملل، فوریت مصنوعی یکی از ابزارهای کلاسیک برای عبور از دیپلماسی و ورود به فاز تقابل است.
از اینرو، هشدار اصلی نه متوجه آژانس بهعنوان نهاد، بلکه متوجه نحوه مواجهه ایران با این بازی جدید است. ورود احساسی، واکنش شتابزده یا بازی در زمین طراحیشده دیگران، دقیقاً همان چیزی است که طراحان این سناریو بهدنبال آن هستند. تجربه نشان داده است که هرچه ایران خونسردتر، مستندتر و حقوقیتر عمل کرده، هزینه سیاسی این بازی برای طرف مقابل افزایش یافته است.
راهبرد عقلانی، نه انفعال است و نه تقابل هیجانی؛ بلکه مدیریت هوشمندانه تنش است. حفظ مسیر همکاری فنی، مستندسازی دقیق، شفافسازی حسابشده و در عین حال، افشای سیاسیشدن رفتار آژانس در مجامع بینالمللی، میتواند این بازی را خنثی کند. مهمتر از همه، نباید اجازه داد که دیپلماسی فنی به سکوی پرش سناریوهای امنیتی تبدیل شود.
در نهایت، آنچه امروز دیده میشود، صرفاً یک اختلاف فنی نیست؛ نشانههای یک بازی تازه است. بازیای که بوی خوبی نمیدهد و اگر بهدرستی خوانده نشود، میتواند به بهانهسازیهای خطرناکتری منجر شود. هوشیاری، صبر راهبردی و نرفتن به زمین طراحیشده دیگران، کلید عبور از این مقطع حساس است.