گزارش ویژه فردا ؛ چرا برخی سلبریتی‌ها به مواضع ضدایرانی رسیدند؟

شهرت علیه ملت

نقد قدرت، حقی مشروع است؛ اما عبور از این نقد به نفی وطن، نه کنش اعتراضی، بلکه خطایی سیاسی با پیامدهای اجتماعی گسترده است.

کد خبر : 1387690

گروه سیاسی فردا : در رخدادهای اخیر، یکی از پدیده‌های قابل‌تأمل، ورود فعال و بعضاً رادیکال برخی سلبریتی‌ها به عرصه سیاست خیابانی بود؛ حضوری که نه بر پایه فهم نهادی از سیاست، بلکه بر مبنای سرمایه نمادین و نفوذ رسانه‌ای شکل گرفت. این وضعیت ذیل مفهوم «سیاستِ سلبریتی‌محور» قابل تحلیل است؛ جایی که کنشگر، بدون برخورداری از مسئولیت حقوقی یا پاسخگویی نهادی، در تولید معنا و جهت‌دهی افکار عمومی نقش ایفا می‌کند.

مسئله اصلی اما صرفاً ورود سلبریتی‌ها به سیاست نیست؛ بلکه ماهیت مواضعی است که در بسیاری موارد، از نقد قدرت عبور کرده و به موضعی ضدملی و ضدایرانی میل پیدا کرده است. این چرخش را نمی‌توان صرفاً با انگیزه‌های اخلاقی یا همدلی انسانی توضیح داد؛ بلکه باید آن را در پیوند سه متغیر کلیدی فهم کرد: بحران هویت، اقتصاد توجه و سیاست احساسی.

از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، بخش قابل‌توجهی از طبقه سلبریتی در وضعیت «گسست هویتی» قرار دارد. زیست‌جهان این گروه، بیش از آن‌که در بستر جامعه ملی شکل گرفته باشد، در فضای رسانه‌ای جهانی و شبکه‌های فراملی بازتولید می‌شود. در چنین وضعیتی، هویت ملی به‌تدریج جای خود را به هویت رسانه‌ای می‌دهد؛ هویتی که وفاداری‌اش نه به جامعه، بلکه به مخاطب جهانی و بازار توجه است. نتیجه این فرایند، کمرنگ‌شدن مرز میان نقد حکومت و نفی کشور است.

متغیر دوم، «اقتصاد توجه» است. در منطق رسانه‌های اجتماعی، دیده‌شدن معادل بقاست و رادیکالیسم، یکی از سریع‌ترین ابزارهای جلب توجه. مواضع تند، به‌ویژه اگر هم‌راستا با روایت‌های غالب رسانه‌های معاند باشد، پاداش فوری دریافت می‌کند: افزایش دنبال‌کننده، بازنشر گسترده و تبدیل‌شدن به مرجع نمادین. در این چارچوب، موضع ضدایرانی نه یک خطای اتفاقی، بلکه گاه یک انتخاب آگاهانه برای ماندن در چرخه توجه است.

عامل سوم، غلبه سیاست احساسی بر تحلیل عقلانی است. سلبریتی‌ها، برخلاف نخبگان سیاسی یا فکری، آموزش‌یافته برای تحلیل پیچیدگی‌های قدرت، امنیت و منافع ملی نیستند. در نتیجه، همدلی انسانی به‌سرعت به موضع‌گیری سیاسی تبدیل می‌شود، بی‌آن‌که پیامدهای ملی و اجتماعی آن سنجیده شود. اینجاست که کنش نمادین، ناخواسته در خدمت پروژه‌های بیرونی قرار می‌گیرد.

نکته نهایی آن است که سلبریتی الزاماً «عامل» نیست، اما می‌تواند «ابزار» شود. هم‌راستایی مواضع برخی چهره‌های مشهور با روایت‌های رسانه‌ای ضدایرانی، بیش از آن‌که از توطئه آگاهانه حکایت کند، نشان‌دهنده فقدان مسئولیت سیاسی متناسب با نفوذ اجتماعی است.

در نهایت، جامعه‌ای که نفوذ را از مسئولیت جدا کند، بهای آن را در بزنگاه‌های بحرانی می‌پردازد. نقد قدرت، حقی مشروع است؛ اما عبور از این نقد به نفی وطن، نه کنش اعتراضی، بلکه خطایی سیاسی با پیامدهای اجتماعی گسترده است.

لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: