براندازی با حمله خارجی «انقلاب» نیست، «اشغال» است

منتظرالسلطنه که در رؤیای بازگشت به ایران به سر می‌برد بعد از شکست‌های متوالی‌اش در مبارزه سیاسی حالا دست به دامن بیگانه شده تا با حمله نظامی او را به رؤیایش برسانند و قدرت را در ایران تصاحب کند.

کد خبر : 1388257

صبح نو نوشت: منتظر السطنه که در رویای بازگشت به ایران به سر می برد بعد از شکست های متوالی‌اش در مبارزه سیاسی حالا دست به دامن بیگانه شده تا با حمله نظامی او را به رویایش برسانند و قدرت را در ایران به او بدهند. اما چه می شود که این اپوزیسیون پر سروصدا که همواره از حمایت ها و امکانات رسانه ای دولت های غربی در رویارویی با جمهوری اسلامی برخوردار بودند، نه دیالوگ یا فشار داخلی، بلکه کودتا یا حمله نظامی بیگانه را تنها راه حل رسیدن به خواسته خود می دانند. سلطنت طلبان و دیگر طیف های ضدانقلاب در این 40 سال نهایت تلاش خود را برای براندازی جمهوری اسلامی بکار گرفتند و از هر فرصت و بحران داخلی و خارجی برای رسیدن به این خواسته خود بهره برده اند.

منتظرالسلطنه که در رؤیای بازگشت به ایران به سر می‌برد بعد از شکست‌های متوالی‌اش در مبارزه سیاسی حالا دست به دامن بیگانه شده تا با حمله نظامی او را به رؤیایش برسانند و قدرت را در ایران تصاحب کند. 

اما چه می‌شود که این اپوزیسیون پر سروصدا که همواره از حمایت‌ها و امکانات رسانه‌ای دولت‌های غربی در رویارویی با جمهوری اسلامی برخوردار بودند، نه با دیالوگ یا فشار داخلی، بلکه حمله نظامی بیگانه را تنها راه‌حل رسیدن به خواسته خود می‌دانند. 

سلطنت‌طلبان و دیگر طیف‌های ضدانقلاب در این 40 سال نهایت تلاش خود را برای براندازی جمهوری اسلامی به کار گرفته‌اند و از هر فرصت و بحران داخلی و خارجی برای رسیدن به این خواسته خود بهره برده‌اند.

رهبران و چهره‌های شاخص اپوزیسیون به‌طور منظم در کنفرانس‌های سیاسی، جلسات پارلمان‌های اروپا و آمریکا و رسانه‌های اصلی بین‌المللی حاضر می‌شوند تا توجه سیاستگذاران غربی را جلب کرده و روایت خود از وضعیت ایران را در مرکز گفتمان قرار دهند.

از سوی دیگر، با سودءاستفاده از هر حادثه‌ای که در ایران رخ می‌دهد، با فراخوان‌های متعدد و به‌طور گسترده از طریق شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های معاند فارسی‌زبان، مردم را دعوت به اعتصاب، تجمع و اعتراض می‌کنند.

همچنین بارها تجمع‌های نمادین در شهرهای بزرگ دنیا علیه جمهوری اسلامی برگزار کرده‌اند و سعی داشته‌اند افکارعمومی و سیاسیون آن کشورها را به خود جلب کنند.

ناتوان در مبارزه سیاسی

مهم‌ترین سلاح آنان برای این رویارویی نیز رسانه‌های معاند به‌ویژه شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال است که به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین بوق‌های تبلیغاتی غرب علیه ایران، عمل کرده و با تولید و بازنشر محتوای هدفمند، نقش فعالی در ناامنی روانی، القای یأس در جامعه و برهم زدن وحدت داخلی ایفا کرده‌اند.

علی‌رغم همه این قیل و قال‌ها اما این جریانات تاکنون نتوانسته‌اند به هدف خود برسند. اغتشاشات 1401 اوج بروز و ظهور این جریانات اپوزیسیون بود که با ایجاد یک ائتلاف به نام شورای همبستگی، متشکل از طیف‌های مختلف اپوزیسیون سعی کردند هدایت اعتراضات داخلی را در دست بگیرند، اما خیلی سریع این شورای همبستگی آنان به گسستگی تبدیل شد و از هم پاشید، چراکه پراکندگی و اختلافات عمیق اپوزیسیون خارج کشور که شامل طیف گسترده‌ای از سلطنت‌طلب‌ها (مشروطه‌خواه و راست‌گرا)، جمهوری‌خواهان لائیک، چپ‌گرایان، گروه‌های قوم‌گرا و... است، حتی اتفاق نظر حداقلی بر سر آینده پس از جمهوری اسلامی ندارند و همین اختلافات ایدئولوژیک و گفتمانی مانع شکل‌گیری یک آلترناتیو منسجم می‌شود.

پهلوی که تصور می‌کرد اعتبارش از سایر اپوزیسیون بیشتر است، در گام بعدی طرح وکالت سیاسی راه انداخت که تعداد امضاهای آن به 400 -500 هزار نفر بالاتر نرفت و خیلی از تحلیلگران آن را پایان سیاسی پهلوی قلمداد کردند.

در اغتشاشات اخیر نیز مجددا این جریانات سعی کردند بر موج‌های ایجاد شده سوار شوند و اعتراض مسالمت‌آمیز اقتصادی مردم را بربایند. همچنانکه پهلوی بر این موج اعتراض و شعار برای تغییر و تحول سوار شد و با فراخوان سعی کرد آن را نمایندگی کند، اما حضور مردم در این اعتراضات نه به خواست پهلوی، بلکه این پهلوی بود که بعد از اعتراضات مردم خود را به‌عنوان منجی وسط می‌اندازد و نماینده صدای تغییر جا می‌زند. 

اپوزیسیون موج سوار

اما علی‌رغم این تلاش‌های اپوزیسیون، اعتراضات سریع خاموش می‌شود و نمی‌تواند زمینه‌ساز یک تحول سیاسی و اجتماعی شود، چراکه اپوزیسیون خالق موج نیستند، بلکه سوار شونده بر موج هستند. هنگامی که بحران داخلی (مانند اعتراضات مردمی و  سقوط هواپیما یا تشدید مشکلات اقتصادی) یک موج از نارضایتی ایجاد می‌کند، این گروه‌ها سعی می‌کنند با فراخوان‌ها و بیانیه‌ها، خود را در رأس این جنبش خودجوش قرار دهند و جهت آن را به سود برنامه خود هدایت کنند، اما به دلیل عدم نفوذ و ساختار در داخل و نداشتن بدنه اجتماعی، در هدایت یا سازمان‌دهی آن موج ناتوان هستند.

همچنانکه در همین اغتشاشات اخیر، یکی از جوانان دستگیرشده که مصاحبه‌اش پخش شد، حتی نام رضا پهلوی را هم نمی‌دانست و فکر می‌کرد نام او جاوید است.

 دلیل این امر آن است که ما با گروه‌های هیجان‌زده و درعین‌حال ناامید مواجه هستیم که با یک تلاش کوچک و خشن خود را راضی و خیال می‌کنند این‌گونه می‌توانند، تحول ایجاد کنند. هرچند که مطالبه و خواست نسل جدید و سبک زندگی که در پی آن هستند باید جداگانه بررسی شود چراکه بیشتر بحران‌های اجتماعی نیز از همین معضل ناشی می‌شود و این مهم، نیازمند آن است که جامعه‌شناسان، دانشگاهیان و دولتمردان ضمن به رسمیت شناختن نسل جدید، برای این نسل و خواسته‌های آنان چاره‌اندیشی کنند.

فقدان پایگاه اجتماعی و بدنه مردمی

در همین اتفاقات اخیر هم شاهد بودیم وقتی اعتراضات به اغتشاش تبدیل و فضای کشور امنیتی شد، سریع فروکش کرد. همین موضوع نشان می‌دهد اپوزیسیون ایران بدنه اجتماعی ندارد و تنها استراتژی آن استفاده از بحران‌های داخلی و هیجانات نسل جدید برای عرض اندام است.

عدم ارتباط ارگانیک با بدنه اجتماعی داخل ایران، بزرگ‌ترین نقطه ضعف اپوزیسیون است. این گروه‌ها سال‌ها از ایران دور بوده‌اند و درک مستقیم و درستی از تحولات پیچیده اجتماعی - اقتصادی داخل ندارند.  فاقد ساختار سازمانی در داخل هستند که بتواند دستورکار، رهبری یا استراتژی آنان را اجرا کند.

اما علاوه بر فقدان پایگاه اجتماعی گسترده در داخل ایران، این گروه برانداز راهبردی مشخص و قابل قبول برای آینده کشور که بتواند مردم را مجاب کند، ندارد. تمرکز برنامه آنان اغلب بر «سرنگونی» است، اما برنامه روشن، عملی و اجماع‌پسندی برای دوران گذار، تدوین قانون اساسی جدید، مدیریت اقتصاد در هم شکسته و برقراری امنیت و وحدت ملی ارائه نمی‌دهند. این خلأ اعتماد عمومی را کاهش می‌دهد.

 عمال بیگانه

از سوی دیگر، وابستگی به حمایت خارجی مشروعیت آنها را در چشم بسیاری از ایرانیان داخل که نسبت به مداخله خارجی حساسیت تاریخی دارند، خدشه‌دار ساخته است و به‌عنوان عمال بیگانه در داخل کشور به آنان نگاه می‌شود. همین عوامل موجب شده که هیچ‌گاه راهبردها و برنامه‌های سیاسی آنان جواب نداده و با شکست مواجه شده است.

اپوزیسیون خارج از کشور در حال حاضر بیشتر یک «صدا» و یک «لابی» در صحنه بین‌المللی هستند تا یک «نیروی سازمان‌یافته رهبری‌کننده» در داخل ایران. آنها می‌توانند بر افکار عمومی غرب تأثیر بگذارند و فشار بین‌المللی بر حکومت را افزایش دهند، اما فاقد ابزار و نفوذ لازم برای هدایت یک تغییر در داخل هستند.

انقلاب یا اشغال؟

از همین رو است که اپوزیسیون دست به دامن بیگانه شده و می‌خواهد تغییر از طریق نیروی خارجی ایجاد کند، اما نام این تغییر دیگر «انقلاب» نیست بلکه «اشغال» است. انقلاب به معنای دگرگونی اساسی در ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی یک کشور است که از طریق تحولات داخلی و بسیج مردمی صورت می‌گیرد و نه حمله خارجی.

راهبرد حمله خارجی، شکاف عمیق میان بخشی از اپوزیسیون خارج‌نشین با واقعیت‌های جامعه ایران را آشکار می‌کند و این ناتوانی در مبارزه سیاسی - اجتماعی و تکیه بر مداخله خارجی است.

حتی اگر این رؤیای شوم آنان برای کشور به دست بیگانه محقق شود، با واگذاری «تغییر» به دست بیگانه، مشروعیت آنان را به‌عنوان یک آلترناتیو سیاسی، سلب می‌کند.

در فرهنگ سیاسی ایران که بر استقلال و حاکمیت ملی تأکید دارد (چه قبل و چه بعد از انقلاب)، درخواست کمک از قدرت‌های خارجی به‌ویژه آمریکا و اسرائیل، می‌تواند موجب بی‌اعتباری گسترده آن گروه‌ها شود. 

از سوی دیگر در متوسل شدن به بیگانه، «وحدت ملی در برابر دشمن خارجی» قرار می‌گیرد  و «مقاومت در برابر تجاوز خارجی» که یکی از ویژگی‌های اصلی هویت ملی است را تضعیف کرده و بستری برای تجزیه و چندپارگی ملی خواهد شد.

بنابراین استراتژی براندازی با کمک خارجی شانسی برای موفقیت ندارد، چراکه خود را در تقابل آشکار با منافع ملی، تمامیت ارضی و حس استقلال‌طلبی تاریخی ملت ایران قرار می‌دهد و این سرآغاز یک بحران داخلی می‌شود و اگر در ابتدا هم با جنگ و آتش به هدف خود برسد، اما این پیروزی ماندگار نخواهد بود. همچنین هیچ تضمینی وجود ندارد که پس از یک مداخله خارجی، قدرت به دست گروه‌های درخواست‌کننده بیفتد. تجربه عراق، لیبی و افغانستان نشان می‌دهد که نتیجه اغلب هرج و مرج، جنگ داخلی و ظهور گروه‌های افراطی‌تر است.

البته در کارنامه خاندان ورشکسته پهلوی، روی کار آمدن و برکنار شدن توسط بیگانه و قدرت خارجی امری عادی است. در کودتای 28 مرداد نیز پدر رضا پهلوی، با کودتای آمریکایی علیه دولت دکتر مصدق توانست به قدرت بازگردد و پدربزرگش هم که چهره ی بخشی از اپوزیسیون بخشی از اپوزیسیون و ضدانقلاب است توسط دولت‌های غربی از سلطنت برکنار و تبعید شد!

 

لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: