گزارش الجزیره از کارزار کشته سازی حوادث دی ماه

آمارسازی برای توجیه مداخله نظامی در ایران

از زمان شروع اعتراضات، مسابقه‌ای برای تخمین و گزارش تلفات در جریان بوده است. سازمان‌های حقوق بشری متمرکز بر ایران به رهبری فعالان مخالف، انواع شواهد و شهادت‌ها را برای تأیید تعداد کشته‌شدگان بررسی کرده‌اند.

کد خبر : 1388947

از زمان اعتراضات در ایران، بحث‌هایی در مورد تعداد واقعی کشته‌شدگان این وقایع وجود داشته است. طبق آمار ارائه شده توسط دولت ایران ۳۱۱۷ نفر، از جمله غیرنظامیان و نیروهای امنیتی کشته شده‌اند. با این حال، برآوردهای خارج از کشور این تعداد را بین ۵۰۰۰ تا ۳۶۵۰۰ نفر اعلام کرده است.

این طیف گسترده نه تنها نشان دهنده این واقعیت است که تأیید این گزارش‌ها بسیار دشوار بوده است، بلکه نشان می‌دهد که تلاش هماهنگی برای استفاده از تعداد جانباختگان جهت جلب رضایت جهانی برای حمله به ایران و در لفاظی‌های فریبکارانه، کم‌اهمیت جلوه دادن آمار رسمی کشته‌شدگان نسل‌کشی در غزه وجود داشته است.

از زمان شروع اعتراضات، مسابقه‌ای برای تخمین و گزارش تلفات در جریان بوده است. سازمان‌های حقوق بشری متمرکز بر ایران به رهبری فعالان مخالف، انواع شواهد و شهادت‌ها را برای تأیید تعداد کشته‌شدگان بررسی کرده‌اند. 

سازمان هرانا مستقر در ایالات متحده، بیش از ۶۰۰۰ مورد مرگ و بیش از ۱۷۰۰۰ مورد دیگر را در دست بررسی ذکر کرده است.

با این حال، تردیدهای موجهی در مورد سرعت فرآیند تأیید هویت وجود دارد. برای هر مرگ گزارش‌شده، باید چندین روایت بررسی شود، موارد تکراری احتمالی شناسایی و حذف شوند و تاریخ‌ها، مکان‌ها و شرایط خاص باید با جدول زمانی وقایع تطبیق داده شوند. علاوه بر این هرگونه شواهد بصری باید بر اساس داده‌های منبع باز بومی‌سازی و تأیید شود یا توسط روایت‌های شاهدان متعدد تأیید شود. از دیدگاه تحقیقاتی، اعتبار و کیفیت شمارش‌های انجام‌شده توسط فعالان که روزانه به سرعت در حال افزایش است، احتیاط را می‌طلبد.

با وجود این، رسانه‌های بزرگ شروع به انتشار ارقام بسیار بالاتری کرده‌اند، صرفاً بر اساس منابع مبهم و ناشناسی که ادعا می‌کنند دسترسی ویژه‌ای در دولت یا بخش بهداشت ایران دارند.

در ۲۵ ژانویه، شبکه معاند ایران اینترنشنال مستقر در بریتانیا گزارشی منتشر کرد که در آن ادعا شده بود ۳۶۵۰۰ نفر کشته شده‌اند و به «گزارش‌های گسترده‌ای» که ظاهراً از دستگاه امنیتی ایران به دست آمده بود، استناد کرد؛ گزارش‌هایی که نه منتشر شده و نه به طور شفاف در مورد آنها اطلاع‌رسانی شده است.

در همان روز، مجله خبری آمریکایی تایم مقاله‌ای با عنوان «به گفته مقامات بهداشتی محلی، تعداد کشته‌شدگان اعتراضات ایران می‌تواند از ۳۰۰۰۰ نفر فراتر رود» منتشر کرد. این رسانه آمریکایی بر اساس روایت‌های دو مقام ارشد وزارت بهداشت کشور که هویت آنها به دلایل امنیتی فاش نشده است، ادعا کرد که «ممکن است تنها در ۸ و ۹ ژانویه ۳۰۰۰۰ نفر در خیابان‌های ایران کشته شده باشند». نکته قابل توجه این است که تایم در متن خود اذعان کرده است که هیچ وسیله‌ای برای تأیید مستقل این تعداد ندارد.

دو روز بعد، روزنامه بریتانیایی گاردین همین روند را با مقاله‌ای با عنوان «اجساد ناپدید شده، دفن‌های دسته جمعی و 30 هزار کشته: حقیقت آمار مرگ و میر ایران چیست؟» دنبال کرد. این مقاله رقم 30 هزار را بر اساس تخمین‌های یک پزشک ناشناس که با این روزنامه صحبت کرده بود، معرفی کرد. این رسانه اذعان کرد که او و همکارانش در ایران در واقع از ارائه رقم مشخصی خودداری کردند.

رسانه‌های دیگر - از ساندی تایمز گرفته تا برنامه بدون سانسور پیرس مورگان - به مقالات منتشر شده توسط امیر پرستا، چشم‌پزشک ساکن آلمان استناد کرده‌اند که ادعا می‌کند تعداد کشته‌شدگان بین ۱۶۵۰۰ تا ۳۳۰۰۰ نفر است. با این حال، آخرین نسخه موجود از این مقاله، که به ۲۳ ژانویه برمی‌گردد، از روش‌های برون‌یابی بحث‌برانگیز برای رسیدن به این ارقام استفاده می‌کند. نکته جالب توجه این است که پرستا هیچ پنهان‌کاری در مورد وابستگی خود به رضا پهلوی پسر شاه مخلوع ایران نمی‌کند.

او و تیمش که تحقیقات اخیر روزنامه اسرائیلی هاآرتص، دستکاری گسترده رسانه‌های اجتماعی و تلاش‌هایشان برای انتشار اطلاعات نادرست را افشا کرده است، بازیگران اصلی در تحریک و تشدید اعتراضات اخیر به سمت رویارویی بوده‌اند. بر این اساس، آمار تلفات منتشر شده توسط آقای پرستا را نمی‌توان بی‌طرفانه دانست. 

رسانه‌های مورد بحث، با وجود اذعان به ناتوانی خود در تأیید این تخمین‌ها، این ارقام اغراق‌آمیز را در عناوین و زیرعنوان‌ها قرار دادند. فعالان و سیاستمداران غربی نیز از آنها برای پیشبرد دستور کارهای خود استفاده کرده‌اند و بدین ترتیب به موجی از کمپین‌های دروغ‌پراکنی در رسانه‌های اجتماعی دامن زده‌اند.

همه اینها دو هدف را دنبال کرده است: اول، از تلاش‌ها برای جلب رضایت برای مداخله نظامی خارجی و اقدامات سیاسی مخرب حمایت کرده است. دوم، گمانه‌زنی‌ها در مورد تعداد کشته‌شدگان ایران به سیاستمداران و مفسران طرفدار اسرائیل در غرب کمک کرده است تا تلفات جنگ اسرائیل علیه غزه را کم‌اهمیت جلوه دهند. 

به این ترتیب، این موضوع به ابزاری سودمند برای نسبی جلوه دادن نسل‌کشی مردم فلسطین تبدیل شده است.

فرآیند دشوار تأیید مرگ‌های اخیر برای افشای دستکاری رسانه‌ای که بار دیگر زمینه را برای یک اقدام تجاوزکارانه یکجانبه به رهبری ایالات متحده در خاورمیانه آماده می‌کند، بسیار مهم است. با توجه به این موضوع، «المپیک تلفات» همچنان یک بی‌احترامی ننگین به مردم کره زمین از فلسطین گرفته تا ایران است.

 

لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: