گزارش ویژه نظامی «فردا» ؛

جغرافیای نبرد در خلیج فارس و دریای عمان به نفع ایران است یا آمریکا ؟

قدرت واقعی در میدان، صرفاً به تعداد ناوها وابسته نیست؛ بلکه به شناخت زمین، اشراف اطلاعاتی و اراده بازدارنده گره خورده است

کد خبر : 1389115

گروه سیاست خارجی فردا : داده‌های میدانی و اطلاعاتی منتشرشده از تحرکات دریایی ایالات متحده در آب‌های جنوبی ایران نشان می‌دهد واشنگتن طی هفته‌های اخیر تلاش کرده با افزایش نسبی حضور شناورهای خود، پیامی تهاجمی ارسال کند. با این حال، بررسی دقیق‌تر آرایش نیروها و جغرافیای استقرار آن‌ها حاکی از آن است که این تحرکات بیش از آن‌که نشانه آمادگی برای درگیری مستقیم باشد، نمایش قدرت کنترل‌شده در چارچوب بازدارندگی سیاسی است.

بر اساس اطلاعات ارائه‌شده از منابع میدانی، در هفته اول دی‌ماه مجموعاً ۲۹ فروند شناور در منطقه حضور داشته‌اند که ۱۴ فروند آن‌ها متعلق به نیروی دریایی آمریکا بوده است. این شناورها عمدتاً در خلیج فارس و دریای عمان مستقر بوده‌اند و ترکیب آن‌ها شامل ناوشکن‌ها، فریگیت‌ها و شناورهای گارد ساحلی بوده است. در هفته دوم بهمن‌ماه نیز تعداد کل شناورها به ۳۲ فروند افزایش یافته، اما تعداد شناورهای آمریکایی به ۱۲ فروند کاهش پیدا کرده است؛ نکته‌ای که نشان می‌دهد افزایش کلی حضور الزاماً به معنای تقویت مستقیم توان رزمی آمریکا نیست.

در این میان، استقرار ناوگروه هواپیمابر USS Abraham Lincoln در جنوب دریای عرب و در فاصله‌ای حدود ۱۴۰۰ کیلومتری از بندر چابهار، بیش از هر چیز حامل یک پیام نمادین است. فاصله قابل توجه این ناوگروه از سواحل ایران، به‌خوبی محدودیت‌های عملیاتی آن را در محیطی که ایران بر آن اشراف اطلاعاتی، موشکی و پهپادی دارد، آشکار می‌کند.

واقعیت میدانی آن است که جغرافیای نبرد در خلیج فارس و دریای عمان به نفع ایران تعریف شده است. نیروی دریایی ارتش و سپاه پاسداران، با اتکا به شناورهای تندرو، سامانه‌های موشکی ساحل‌به‌دریا، پهپادهای شناسایی و رزمی و شبکه گسترده پایش اطلاعاتی، از برتری آشکار در «نبرد نزدیک» برخوردارند؛ نوعی از نبرد که ناوهای بزرگ و پرهزینه آمریکا در آن به‌شدت آسیب‌پذیرند.

در همین چارچوب، هشدارهای اخیر مقامات ایرانی درباره پیامدهای ماجراجویی نظامی آمریکا، نه صرفاً مواضعی سیاسی، بلکه مبتنی بر ارزیابی‌های واقعی از توازن قوا است. افزایش احتمال درگیری در آبراه‌های راهبردی، به‌طور مستقیم بازار انرژی جهانی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ موضوعی که باعث شده برخی کارشناسان بین‌المللی نسبت به سناریوی افازیش شدید قیمت نفت هشدار دهند.

اظهارات اخیر مقامات نظامی ایران  مبنی بر حرکت دکترین نظامی ایران به سمت رویکرد آفندی، باید در همین چارچوب بازدارندگی فعال تحلیل شود. این تغییر به معنای تمایل به جنگ نیست، بلکه پیامی روشن دارد: ایران صرفاً منتظر اقدام طرف مقابل نخواهد ماند و توان پاسخ مؤثر و پیش‌دستانه را در اختیار دارد.

جمع‌بندی داده‌های میدانی نشان می‌دهد که اگرچه آمریکا همچنان از نظر تعداد و فناوری ناوگان دریایی یک قدرت بزرگ محسوب می‌شود، اما در محیط عملیاتی خلیج فارس، تراکم نیرو، فاصله جغرافیایی، هزینه درگیری و برتری موضعی ایران، توازن را به‌گونه‌ای رقم زده که هرگونه اقدام نظامی می‌تواند به سرعت از کنترل خارج شود. به همین دلیل، آرایش فعلی آمریکا بیش از آن‌که مقدمه جنگ باشد، تلاشی برای مدیریت بحران و جلوگیری از تغییر محاسبات راهبردی است.

در چنین شرایطی، این واقعیت بیش از پیش برجسته می‌شود که قدرت واقعی در میدان، صرفاً به تعداد ناوها وابسته نیست؛ بلکه به شناخت زمین، اشراف اطلاعاتی و اراده بازدارنده گره خورده است—مولفه‌هایی که ایران در آن‌ها دست بالا را دارد.

لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: