3 راهبرد ایران برای خنثیسازی جنگ ارزی آمریکا
دولت باید کشور را از شرایط اقتصاد در وضعیت «جنگی» خارج کرده و به سمت «تعاملات حداکثری اقتصادی» برای مقابله با راهبرد جدید آمریکاییها حرکت کند. این به معنای فعالسازی تمامی کانالهای دیپلماسی اقتصادی برای حفظ و گسترش شرکای تجاری، به ویژه با کشورهای همسایه و قدرتهای نوظهور است.
آمریکا تلاش میکند ناتوانی خود در اجرای تهدیدات نظامی را از طریق برهم زدن اقتصاد بهویژه بازار ارز ایران جبران کند، ولی ایران میتواند این حربه را هم خنثی کند.
به گزارش کیهان، آمریکا و رژیم صهیونیستی، پس از جنگ 12 روزه و شکست در رسیدن به اهداف اصلی خود یعنی نابودی صنعت هستهای ایران، پروژه اغتشاش را در پیش گرفتند تا زمینه عملیات نظامی برای آنها فراهم شود که این رویکرد هم با حضور بموقع و گسترده مردم در روزهای اغتشاش و بهویژه در راهپیمایی تاریخی 22 دیماه با شکست مواجه شد.
همزمان با این دو رویکرد، آمریکاییها سیاست بالا نگه داشتن سطح تنش را با هدف ملتهب کردن بازارها در پیش گرفتند و این بار شخص رئیسجمهور آمریکا هدایت میدانی این عملیات را با انتشار تهدیدات گاه و بیگاه برعهده گرفت. این سیاست اما تا حدودی موفق بود به طوری که نوسانات ارزی، امکان تصمیمگیری را از تولیدکنندگان و تجار گرفت.
البته همزمان شدن این التهابات خارجی با اجرای بدموقع و شوکگونه سیاست تکنرخی کردن ارز با محوریت همتی در وزارت اقتصاد و بانک مرکزی، پورمحمدی در سازمان برنامه و مدنیزاده در وزارت اقتصاد عامل دیگری بود که اثرگذاری سیاستهای دشمن را دوچندان کرد.
آمریکا در کنار تهدیدات لفظی و لشکرکشیهای دریایی یک اقدام دیگر هم انجام داد. ترامپ در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» اعلام کرد: از همین حالا، هر کشوری که با جمهوری اسلامی ایران تجارت کند، برای هرگونه تجارت با ایالات متحده آمریکا تعرفه 25 درصدی پرداخت خواهد کرد، این دستور قطعی و نهائی است.
حالا همزمان با جدید مذاکرات هستهای در روز جمعه 17 بهمنماه، آمریکاییها باز هم سراغ تعرفه 25 درصدی رفتهاند. کاخ سفید روز گذشته از امضای فرمان اجرائی اعمال تحریمهای ثانویه علیه ایران توسط ترامپ خبر داد و اعلام کرد ایالات متحده رسماً تعرفه ۲۵ درصدی را برای همه کشورهایی که با ایران تجارت میکنند اعمال میکند.
به نظر میرسد این راهبرد جدید، «نظام ارزی» و «تراز پرداختهای خارجی» ایران، به عنوان قلب تپنده اقتصاد را هدف گرفته است.
مذاکره در سایه تهدید
خبرگزاری تسنیم در تحلیل این رفتار آمریکاییها نوشت: این مذاکرات در سایه تهدیدهای نظامی قبلی و پس از یک رشته حرکتهای نمایشی نیروهای آمریکایی در منطقه آغاز شده است. اما برخلاف فضاسازی رسانهای غرب، برآوردها تاکید میکنند که «احتمال درگیری نظامی مستقیم به شدت کاهش یافته» و دولت ترامپ عملاً ابزار فشار حداکثری اقتصادی را بار دیگر در دستور کار قرار داده است.
نشانه واضح این تغییر راهبرد، اخبار مربوط به «اعمال ابزار تعرفه آمریکا بر کشورهایی است که با ایران تعامل تجاری دارند». این اقدام، که بلافاصله پس از آغاز مذاکرات بهمنماه کلید خورد، پیام واضحی دارد: واشنگتن میخواهد هزینه همکاری با ایران را برای تمام شرکای تجاری بینالمللی ما به شدت افزایش دهد تا اقتصاد کشور را در انزوای کامل قرار داده و از طریق ایجاد شکاف در تراز ارزی، فشار درونی را به حداکثر برساند.
لزوم تغییر آرایش اقتصادی ایران
این روند نشان میدهد که در دولت جمهوری اسلامی، فضای اقتصادی نیز باید یک «آرایش متناسب» با این ارزیابی جدید انجام شود. جدای از آمادگی صد درصد نیروهای نظامی، دولت باید هرچه سریعتر خود را با این راهبرد محتمل دشمن آماده کند. اگر قرار باشد دولت آمریکا از ابزارهای فشار اقتصادی برای ضربه زدن به کشور استفاده کند، به نظر میرسد نقطه آغازین این درگیری، «مسائل ارزی» باشد؛ جایی که در سالهای اخیر به یکی از مهمترین نقاط آسیبپذیری اقتصاد ایران تبدیل شده است.
بر این اساس، پیشنهاد عملیاتی برای دولت این است که تمرکز ویژهای بر موضع ارزی کشور صورت گیرد.
در گام اول، دولت باید کشور را از شرایط اقتصاد در وضعیت «جنگی» خارج کرده و به سمت «تعاملات حداکثری اقتصادی» برای مقابله با راهبرد جدید آمریکاییها حرکت کند. این به معنای فعالسازی تمامی کانالهای دیپلماسی اقتصادی برای حفظ و گسترش شرکای تجاری، به ویژه با کشورهای همسایه و قدرتهای نوظهور است.
در گام دوم، دولت باید مسئولانی که به سیاستهای شوکدرمانی اعتقاد دارند را کنار بگذارد. صاحبنظران اقتصادی میگویند که سیاست ارز تکنرخی تناسبی با وضعیت امروز اقتصاد ایران ندارد و زیرساختهای آن مهیا نیست. رکوردشکنی تاریخی تورم دیماه نخستین عارضه این سیاست نابهنگام بود. متأسفانه در حالی که دولت مدعی تکنرخی کردن ارز بود، اما فقط جهش ارزی باعث موج گرانی کالاها شد و حالا دوباره ارز چندنرخی بازگشته است. در حالی که دلار واردات کالاهای اساسی حدود 112 هزار تومان، دلار مرکز مبادله ایران حوالی 130 هزار تومان و دلار بودجه سال آینده 123 هزار تومان است، دلار در بازار آزاد بالای 155 هزار تومان قیمت میخورد.
3 اقدام کلیدی؛ نخست، دور زدن چرخه دلار
اگرچه هجمه دشمن در میدان جنگ ارزی بسیار سنگین است، اما دست ایران هم بسته نیست و راهکارهایی وجود دارد که تنها نیازمند اراده و اقدام جهادی مدیران است.
بازار ارز کشور بهویژه در دوره تشدید تحریمها با تصمیمات نادرست که برخی از آنها از روی اجبار، برخی از روی غفلت و بعضی هم به دلیل منافع گروهی و شخصی اتخاذ شد، در مسیری اشتباه قرار گرفت. در این بیراهه، سازوکار پرداخت رسمی بین ایران و طرفهای تجاری اصلی، جای خود را به افراد و شرکتهایی داده است که در قالب تراستی و صرافی به نقل و انتقال پول کشور میپردازند و علاوهبر دریافت کمیسیونهای بالا، پول کشور را هم با بهانهجوییهای مختلف نزد خود نگه میدارند. این سازوکار معیوب یکی از دلایل اصلی بازنگشتن ارزهای صادراتی و التهاب در بازار ارز است که برای خنثی کردن جنگ ارزی آمریکا قبل از هر کاری باید اصلاح شود.
سید احسان خاندوزی، وزیر اقتصاد دولت سیزدهم در این زمینه با اشاره به ایده «پترو–یوان» و اتصال به سامانه تسویه چین و رفع انحصارات مختلف بهخصوص در واردات و صادرات توضیح داد: راهکار پیشنهادی ما، انتقال نقشه تجاری و ارزی کشور به شرکایی است که تحت فشار آمریکا دچار تنگنا نمیشوند.
بخش زیادی از تسویههای ارزی کشور وابسته به مبادلات درهم امارات است، اما بخشی از آن قابل انتقال است به بزرگترین شریک تجاری کشور یعنی چین؛ پروژهای که تحت عنوان «پترویوان» شناخته میشود. وی ادامه داد: پیشنهاد مشخص این است که دولت بسته اصلاح ساختار ارزی را به محوریت پترو- یوان طراحی کند تا حداقل نیمی از ارزهای صادرات نفتی و غیرنفتی ایران، از مبداء چین منجر به واردات شود.
مزیتهای ورود به نظام پرداخت سیآیپیاس
وزیر اقتصاد دولت سیزدهم خاطرنشان کرد: در روسیه هم بخشی از مسائل اینگونه حل شده و میشود. ابزار آن سامانه تسویه فرامرزی بانکی چین (CIPS) است که ۱۹۰ بانک و شرکت مستقیماً و بیش از ۱۵۰۰ مورد غیرمستقیم به آن مرتبط هستند و ۱۹۰ کشور دنیا درگیر تسویه از طریق CIPS هستند.
خاندوزی افزود: این سامانه تحت اشراف خزانهداری آمریکا یا فشار OFAC قرار نمیگیرد و میتواند انتظارات فعالان اقتصادی را نسبت به ثبات ارزی آرامش ببخشد. مطرح کردن این روش با چین در دل یک معامله بزرگ استراتژیک و ژئواکونومی، حلقه مفقوده برای ثبات بخشیدن به انتظارات ارزی کشور است.
خاندوزی گفت: مزیت ورود به نظام پرداخت مستقیم سیآیپیاس، انتظارات بازار غیررسمی ارز را آرام میکند؛ نه فقط تسویههایی که مستقیماً توسط بانک مرکزی یا تحت اشراف این بانک انجام میشود؛ بلکه آن بخشی از بازار که به دلایل مختلف، مثلا به جهت محدودیتهای گمرکی و تجاری، بیرون از تسویه رسمی، تأمین ارزی خود را از بازار غیررسمی کشور انجام میدهند.
او تأکید کرد: بخشی که بیرون از تسویه رسمی، تأمین ارزی میکند؛ مطمئن خواهد شد که به رغم تشدید تحریم آمریکا که ممکن است تا پایان دوره سه سال آتی ترامپ ادامه پیدا بکند کشور به جهت نظام تسویه و ورود منابع ارزی به یک تعامل با دومین اقتصاد بزرگ دنیا پیوسته است.
2 اقدام برای حداکثر کردن تراز ارزی مثبت
نکته مهم دیگر این است که برای «مثبت شدن حداکثری تراز ارزی کشور»، دو اقدام موازی باید به صورت همزمان انجام شود:
1. راهکارهای جایگزین برای حداکثر کردن درآمد ارزی کشور
درآمدهای ارزی اقتصاد ایران عمدتاً از دو کانال صادرات نفت و صادرات محصولات غیرنفتی (مانند محصولات پتروشیمی، میعانات گازی، فرآوردههای نفتی، محصولات معدنی و کشاورزی) تامین میشود.
در حوزه صادرات نفتی: اقداماتی مانند «تهاتر کالا» با کشورهای هدف صادراتی باید با شدت بیشتری پیگیری شود.
این مکانیزم، امکان عبور از شبکه تحریمهای مالی آمریکا و خنثیسازی اعمال ابزار تعرفهای را فراهم میآورد. همچنین، «غیرمتمرکز کردن نقاط نهائی صادرات» و استفاده از روشهای خلاقانه تجارت، میتواند چرخه فروش اقلام صادراتی کشور را پایدار نگه دارد.
متنوع کردن منابع ارزی غیرنفتی و رصد ناگزیر کردن این حوزه اقدامی مهم است که باید برای آن برنامهریزی صورت گیرد.
2. مدیریت هوشمندانه و سختگیرانه واردات
در حوزه واردات، سیاست «محدودسازی مصارف غیرضروری» باید با قاطعیت اجرائی شود. امروز به زعم بسیاری از مسئولان پیشین نظام بانکی و ارزی، واردات کالاهای غیرضروری و لوکس – مانند موبایلهای لوکس، خودروهای لوکس، کالاهای زینتی و مشابه – باید به طور کامل متوقف شود. این کالاها سالانه میلیاردها دلار از منابع ارزی کشور را میبلعند، در حالی که کمترین ارزش افزوده یا ضرورتی برای معیشت مردم و چرخه تولید ملی ندارند.
همچنین، «مدیریت واردات نهادههای دامی» که یکی از پرهزینهترین اقلام وارداتی کشور است، ضروری به نظر میرسد. این مدیریت میتواند از طریق افزایش بهرهوری داخلی، حمایت از تولیدکنندگان نهاده و اصلاح الگوی مصرف دام و طیور محقق شود.
به نظر میرسد دولت آمریکا، پس از دریافت این پیام که تهدید نظامی علیه ایران پرهزینه و غیرقابل محاسبه است، تلاش دارد با تغییر میدان نبرد به عرصه اقتصاد، به ویژه از طریق تحت فشار قرار دادن نظام ارزی، به جمهوری اسلامی آسیب جدی وارد کند.
پاسخ به این راهبرد، نه انفعال، بلکه یک برنامه فعال و هوشمندانه اقتصادی است.
دولتمردان باید با عزمی راسخ، با خروج از حالت تدافعی صرف در اقتصاد، با حداکثرسازی درآمدهای ارزی از مجاری متعدد و مدیریت قاطع واردات، پاشنه آشیل اقتصاد را تقویت کنند. تنها در این صورت است که ابزار فشار اقتصادی دشمن نیز همانند تهدید نظامیاش، بیاثر خواهد شد.
کیهان