در امتداد اینترنشنال

چگونه است که آقای شکوری‌راد بدون سند، سناریو سوخته و همیشگی ضدانقلاب یعنی«کارخودشونه» را درباره شهید شدن نیروهای امنیتی مدعی می‌شود اما فیلم هایی که از عناصر اغتشاشگر و افراد مسلح که با چاقو، قمه، خنجر و سلاح گرم در خیابان ها و در میان مردم هستند را نمی‌بیند. این سلاح‌ها در اختیار تروریست‌ها و اراذل و اوباش بود که به سمت مردم، کلانتری‌ها، پایگاه بسیج و سپاه تیراندازی می‌کردند.

کد خبر : 1389538

صبح نو نوشت:ادعاهای بدون سند درباره اعتراضات دی‌ماه، مرز میان نقد سیاسی و اتهام‌زنی را به چالش کشیده است ادعاهایی درهم و بدون سند که مخاطب را در میان جنگ روایت‌ها رها می‌سازد و مانع بازگشت جامعه به شرایط عادی می‌شود. اقداماتی که بعد از اغتشاشات از سوی رسانه‌های معاند و اپوزیسیون خارج‌نشین و برخی از چهره‌های سیاسی فرصت طلب در داخل دنبال می‌شود. آنها با ارائه روایت‌های جایگزین و دروغین، تلاش می‌کنند تا اقدامات نهادهای امنیتی و قضایی در برقراری نظم و امنیت را غیرمنطقی جلوه دهند.

نمونه اخیر آن، علی شکوری‌راد، فعال سیاسی اصلاح‌طلب است که به تازگی  فایل صوتی از او منتشر شده که در این صوت مدعی است «سرکوب اعتراضات دی‌ماه بر اساس پروژه‌ای مشخص با عنوان «کشته‌سازی از نیروهای خودی» توسط حکومت اجرا شده است.» وی همچنین با  زیر سوال بردن عملکرد نهادهای امنیتی، می‌گوید با وجود اشراف اطلاعاتی کامل، هیچ پاسخگویی صورت نگرفته است. منتقدان این ادعاها را رد کردند و آن‌ها را نمونه‌ای از «خلاف‌گویی سیاسی» بدون پشتوانه مستند خواندند.

اما ادعاهای شکوری‌راد فراتر از یک اختلاف نظر سیاسی و در ادامه خط سیاسی رسانه‌های معاند و اپوزیسیون خارج نشنین است. وقتی ادعاهایی بدون کوچک‌ترین پشتوانه مستند مطرح می‌شوند و با واژگان احساسی و تحریک‌آمیز بسته‌بندی می‌شوند، در واقع زمینه برای فرسایش حقیقت در فضای عمومی فراهم می‌شود. 

پذیرش چنین روش‌هایی در گفت‌وگوی سیاسی، بیانگر روشی است که در آن مدعی هیچ مسئولیتی برای اثبات ادعای خود ندارد و تنها کافی است با زبانی عاطفی، مخاطبان را به هیجان بیاورد. این شیوه، نه تنها در تضاد با هرگونه اصول حقوقی و سیاسی مدرن است، بلکه جامعه را به سمت دوقطبی‌سازی افراطی و تعمیق بی‌اعتمادی سوق می‌دهد.

همچنانکه از فردای پایان اغتشاشات رسانه‌های معاند با آمارسازی دروغین عجیب از تعداد کشته‌ها به دنبال بازتولید خشم و شعله‌ور کردن اعتراضات بودند اما امروز که آمار واقعی با سند و مدرک منتشر شده می گویند؛ «ما هرگز نمی‌توانیم به عدد کامل و درست برسیم. بله اول گفتیم ۱۲هزار نفر و بعد گفتیم ۳۶هزار نفر کشته شدند؛ هیچ مدرکی نداریم، اما حالا می‌گوییم ۶هزار نفر کشته شده‌اند!»

کلیشه «کارخودشونه»

چگونه است که آقای شکوری‌راد بدون سند، سناریو سوخته و همیشگی ضدانقلاب یعنی«کارخودشونه» را درباره شهید شدن نیروهای امنیتی مدعی می‌شود اما فیلم هایی که از عناصر اغتشاشگر و افراد مسلح که با چاقو، قمه، خنجر و سلاح گرم در خیابان ها و در میان مردم هستند را نمی‌بیند. این سلاح‌ها در اختیار تروریست‌ها و اراذل و اوباش بود که به سمت مردم، کلانتری‌ها، پایگاه بسیج و سپاه تیراندازی می‌کردند.

 این ادعا نه حاصل شناخت درست از ساختار امنیتی ایران، بلکه بازتولید یکی از کلیشه‌های شناخته‌شده در ادبیات جنگ شناختی و عملیات روانی است. هیچ نظام حاکمیتی، به ویژه نظامی که بر پایه مشارکت مردمی استوار است، نمی‌تواند بر اساس «کشته‌سازی از نیروهای خودی» عمل کند. این امر نه تنها از نظر امنیتی غیرمنطقی است، بلکه موجب سلب اعتماد مطلق نیروهای وفادار به نظام می‌شود.

ادعاهای مطرح‌شده دو حالت دارد یا ناشی از بی‌اطلاعی است یا قصد فریب افکار عمومی دارد. اما با گذشت چند هفته از حادثه و روشن شدن خیلی از زوایا و ابعاد آن و اعتراف دشمنان به دست داشتن در این اغتشاش، حالا با شروع مذاکرات ایران و امریکا و درحالیکه فضای سیاسی و اجتماعی جامعه در حال فاصله گرفتن از فضای تنش است، قطعا چنین ادعاهایی بیشتر همان فریب و موج سواری از حوادث است تا بیان حقیقت. 

 علاوه بر فیلم‌ها و کلیپ‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی افرادی که بازداشت شده‌اند، خودشان به حضور در خیابان‌ها و اقدامات تخریبی اعتراف کرده‌اند. آتش زدن مساجد، امامزاده‌ها، خودروهای پلیس و آمبولانس‌ها، بانک‌ها و خودروهای شخصی مردم که همراه با فیلم‌های ثبت‌شده توسط خود افراد یا همراهانشان موجود است.

تروریست‌هایی که با سلاح دستگیر شده‌اند، محل نگهداری سلاح‌ها در خانه‌هایشان شناسایی و فیلم تیراندازی آن‌ها موجود است. این‌ها نشان می‌دهد که ادعاهای مطرح‌شده شکوری راد درباره نیروهای امنیتی، صحنه‌سازی بی‌اساس است. از سوی دیگر، ادعاهای مذکور، نقش مؤثر و ثابت‌شده گروهک‌های تروریستی، شبکه‌های مرتبط با سرویس‌های جاسوسی بیگانه و عناصر آشوب‌گر را در سازماندهی خشونت و ایجاد ناامنی نادیده می‌گیرد.

در فضای پیچیده اطلاعاتی امروز، هوشیاری و پرهیز از شتابزدگی در پذیرش هر ادعایی ضروری است. ادعاهای بدون سند، نه تنها کمکی به کشف حقیقت نمی‌کنند، بلکه خود به ابزاری برای ادامه منازعات سیاسی و آسیب‌زدن به ثبات و امنیت ملی تبدیل می‌شوند. اتکا به گزارش‌های مراجع رسمی و قضایی کشور، که بر اساس قانون و شواهد عینی عمل می‌کنند، معیار قابل اعتمادتری برای درک واقعیت ‌های اجتماعی است.

چرا شکوری راد خلاف می‌گوید؟

عبدالرضا داوری، فعال سیاسی، نیز در رشته توییتی در واکنش به ادعای «کشته‌سازی از نیروهای خودی» شکوری راد نوشت: «هیچ دستگاه امنیتی برای مشروعیت‌بخشی به سرکوب، دست به قربانی‌سازی از نیروهای خودی نمی‌زند، زیرا این کار هزینه سیاسی بالا دارد و انسجام سازمانی را تضعیف می‌کند.» وی این ادعا را بازتولید کلیشه‌ای دانست که در عملیات روانی بحران‌های سوریه، ونزوئلا و اوکراین نیز استفاده شده است.»

داوری همچنین درباره ادعای «رگبار بستن مردم در کوچه بن‌بست»، نوشت: «در عصری که هر حادثه‌ای با ده‌ها دوربین ثبت می‌شود، حتی یک سند تصویری معتبر برای این ادعا وجود ندارد. استفاده از واژگانی مانند رگبار و کشتار، جای خالی سند را با اغراق روایی پر می‌کند.»

داوری پرونده شهید عجمیان را نقطه اوج خلاف‌گویی دانست و نوشت: «تبدیل یک پرونده قضایی با شواهد و اعترافات به یک پروژه امنیتی، تحریف واقعیت است. در این روایت، شغل متهم جایگزین فعل مجرمانه شده و پزشک بودن به‌عنوان سپری اخلاقی معرفی می‌شود که اگر پذیرفته شود، اساس عدالت کیفری فرو می‌ریزد.»

وی افزود: «شکوری‌راد به جای ارائه سند، از زبان گمانه‌زنی استفاده می‌کند. در سیاست و حقوق، اتهام بدون سند، حتی با ژست اخلاقی، چیزی جز دروغ سیاسی نیست.» به گفته داوری « آقای شکوری‌راد در تمام این ادعاها، به جای ارائه سند، از زبان گمانه‌زنی استفاده می‌کند؛ «می‌خواستند»، «گفتند»، «پروژه بود». این زبان، زبان تحلیل نیست. در سیاست، حقوق و علم، اتهام بدون سند، حتی اگر با ژست اخلاقی بیان شود، چیزی جز دروغ سیاسی نیست.»

**بن‌بست فکری اطلاح طلبان رادیکال

اما پرسش اصلی این است که چرا یک فعال سیاسی باسابقه اصلاح‌طلب، آگاهانه به چنین سطحی از خلاف‌گویی تن می‌دهد؟پاسخ را باید در بن‌بست فکری جریانی جست‌وجو کرد که نه توان مرزبندی روشن با خشونت خیابانی را دارد و نه جرأت نقد صریح پروژه‌های براندازانه را در خود می‌بیند.  خلاف‌گویی سیاسی، وقتی به‌صورت سیستماتیک و بدون مسئولیت‌پذیری تکرار شود، نه‌تنها اعتماد عمومی را فرسوده می‌کند، بلکه امکان گفت‌وگوی سیاسی و اصلاح واقعی را نیز از بین می‌برد و هزینه این روند را نه گویندگان این قبیل ادعاها، بلکه کل جامعه ایران پرداخت می‌کند.

 

لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: