۴ گره در گلوی جنگ

چه موانعی گزینه نظامی علیه ایران را پرهزینه و پرریسک کرده است؟

کد خبر : 1391011

 

در برآوردهای راهبردی اخیر محافل امنیتی غربی و رژیم صهیونیستی، گزینه عملیات علیه ایران بیش از آن که یک تصمیم نظامی باشد، به مسئله‌ای چندلایه با هزینه‌های متراکم تبدیل شده است. تصویرسازی رسانه‌ای از قابلیت اقدام سریع و کم‌هزینه عملاً با واقعیت‌های میدانی و پیامدهای ژئوپلیتیکی فاصله دارد. امروز، هر سناریوی عملیاتی علیه ایران روی چهار گره راهبردی قفل می‌شود که باز کردن هرکدام، به‌تنهایی، هزینه‌ای فراتر از آستانه تحمل تصمیم‌سازان غربی دارد.

بن‌بست عملیاتی در میدان

عملیات علیه ایران فقط چند حمله هوایی مقطعی نیست؛ بلکه مستلزم یک زنجیره هم‌زمان از پیش‌شرط‌های پیچیده است: برخورداری از قدرت آتش سنگین و مداوم، عبور از پدافند چندلایه و متحرک، دسترسی لحظه‌ای به بانک اهداف به‌روز و تکیه بر شبکه‌های میدانی آماده در داخل کشور. هر خلل در هر یک از این حلقه‌ها می‌تواند کل سناریو را از کار بیندازد. تجربه‌های اخیر نشان داده که پدافند ایران از الگوی ایستا عبور کرده و به سامانه‌ای شبکه‌محور با قابلیت جابه‌جایی و بازسازی سریع تبدیل شده است. از سوی دیگر، جنگ اطلاعاتی علیه کشوری با عمق جغرافیایی و زیرساخت‌های پراکنده، نیازمند برتری اطلاعاتیِ پایدار است؛ برتری‌ای که با کوچک‌ترین خطا، می‌تواند به شکست زنجیره عملیات منجر شود. این جاست که هزینه قطعیت عملیاتی برای دشمن به‌شدت بالا می‌رود.

  موج‌های بازگشتی در اقتصاد و منطقه

حتی اقدام محدود علیه ایران به‌سرعت به موج‌های بازگشتی در اقتصاد جهانی تبدیل می‌شود: شوک در بازار انرژی، نااطمینانی در کریدورهای تجارت، و آسیب‌پذیری کشورهای عربیِ همجوار از تلاطم امنیتی. در سطح منطقه‌ای، زیرساخت‌های رژیم صهیونیستی در معرض ضربه متقابل قرار می‌گیرد و تلفات انسانی برای نیروهای آمریکایی به یک ریسک قطعی بدل می‌شود. گسترش دامنه درگیری به منافع غرب در اروپا و حتی خاک آمریکا نیز سناریویی است که اتاق‌های فکر نمی‌توانند آن را نامحتمل تلقی کنند. به بیان دیگر، هزینه‌های غیرنظامی هر اقدام نظامی، پیشاپیش به سقف هشدار رسیده است.

هزینه شکست؛ فروپاشی هیمنه

بدترین سناریو برای تصمیم‌سازان غربی نه نیمه‌موفق ماندن یک عملیات، بلکه شکست آشکار آن است؛ شکستی که هم‌زمان قدرت سخت و قدرت نرم ایران را تقویت می‌کند. در چنین وضعی، روایت بازدارندگی غرب ترک برمی‌دارد و جسارت بازیگران رقیب از چین و روسیه گرفته تا بازیگران منطقه‌ای برای ایستادن مقابل آمریکا افزایش می‌یابد.  از زاویه سیاست‌های جلوگیری از گسترش سلاح‌های هسته‌ای، ناکامی عملیات می‌تواند محاسبات ایران را به سمت گزینه‌های پرریسک‌تر سوق دهد و توازن بازدارندگی موجود را بر هم بزند. هزینه نمادین این شکست، برای غرب بسیار سنگین‌تر از هر خسارت مادی خواهد بود.

حتی در صورت موفقیت، بحران پس از بحران

حتی اگر فرض کنیم یک عملیات گسترده علیه ایران از نظر نظامی «موفق» باشد، به معنای پایان بحران برای طرف غربی نخواهد بود. بخش بزرگی از جامعه ایران نسبت به آمریکا و اسرائیل نگاه خصمانه دارد و هر سناریوی تحمیلی از بیرون می‌تواند به موج گسترده‌ای از همبستگی و بسیج اجتماعی علیه مداخله‌گر منجر شود. تجربه‌های منطقه‌ای هم نشان داده پیروزی نظامی بدون نقشه سیاسی برای روز بعد، نه بحران را حل می‌کند و نه ثبات می‌آورد؛ بلکه فرسایش بلندمدت و درگیری‌های ممتد را به‌دنبال دارد.

چهار گره راهبردی نشان می‌دهد که گزینه نظامی علیه ایران، بیش از آن که یک انتخاب عملی باشد، به مسئله‌ای ناممکن با هزینه‌های غیرقابل مدیریت بدل شده است. مسئله‌ای که هر بار بازخوانی می‌شود، سنگین‌تر از قبل بر میز تصمیم‌سازان فرود می‌آید.

 

لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: