نقش‌آفرینی ۱۰ سرویس خارجی در فتنه دی‌ماه

پیش‌بینی شما از حرکت بعدی دشمن چیست؟ بررسی اطلاعاتی ما نشان می‌دهد گروهک‌های ضدانقلاب از سویی دچار سرخوردگی از حمایت امریکا شده‌اند و از سوی دیگر، تردید جدی نسبت به توان لیدر‌ها در به سرانجام رساندن عملیات‌های میدانی دارند.

کد خبر : 1391145

دشمن به خوبی می‌داند گروهک‌های تروریستی در درون جامعه ایرانی، از سرمایه اجتماعی خاصی برخوردار نیستند و حتی در میدان هم از انجام اقدامات مؤثر، عاجز هستند، برای همین تلاش کرد از مسیر دستکاری شناختی، دنیای موازی با وضعیت حقیقی کشور در شبکه‌های اجتماعی بسازد و با میدانداری اراذل و اوباش، از میان جوانان و نوجوانان یارگیری کند

جوان آنلاین: وقایع تلخ دی ماه۱۴۰۴ را باید همه‌جانبه و از منظر‌های مختلفی مورد ارزیابی قرار داد. یکی از مهم‌ترین جنبه‌های این ماجرا، بعد امنیتی آن است. دشمنان مردم ایران در یک طراحی چند لایه و پیچیده و با استفاده از برخی زمینه‌ها و بستر‌های اقتصادی و اجتماعی، سعی کردند یک بار دیگر رؤیای ۴۷ ساله خود درباره جمهوری اسلامی ایران را دنبال کنند و البته این بار هم مثل گذشته، دچار خطای محاسباتی شدند و نشناختن مردم ایران به عنوان عاملی کلیدی، طرح آنان را ناتمام و ناکام کرد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار مردم آذربایجان‌شرقی با تشریح ابعاد فتنه امریکایی دی ماه ۱۴۰۴ و تأکید بر ضرورت تحلیل ابعاد این فتنه از سوی اهل فکر و تحلیل فرمودند: «راجع به این فتنه، من در یک کلمه به شما بگویم: عزیزان من! آنچه اتفاق افتاد، یک «کودتا» بود که شکست خورد...» رسانه KHAMENEI. IR برهمین اساس، برای بررسی زمینه‌ها، ابعاد، چگونگی شکست فتنه امریکایی- صهیونی دی ماه ۱۴۰۴ و برنامه‌های احتمالی دشمن برای آینده، با سردار سرتیپ پاسدار مجید خادمی، رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت‌و‌گو کرده است. 

آیا در فتنه اخیر، دستگاه امنیتی غافلگیر شد؟

بروز جنگ تحمیلی ۱۲روزه و شکست خفت‌بار رژیم‌صهیونیستی که متأثر از تصمیم حکیمانه و سریع رهبر معظم انقلاب در انتصاب فرماندهان، انسجام ملی حول محور رهبری و ایران عزیز، هماهنگی تمامی شئون حاکمیت، بیگانه‌ستیزی تاریخی مردم و برخورد قاطع و دشمن‌شکن نیرو‌های مسلح با تجاوز دشمن بود، برآورد‌ها از میزان انسجام داخلی کشور نزد سرویس‌های اطلاعاتی را تغییر داد؛ چه اینکه آنها براساس خطای محاسباتی، فکر می‌کردند با آغاز حمله به ایران، مردم ناراضی به خیابان‌ها می‌آیند و نظام را سرنگون می‌کنند، حتی نخست‌وزیر رژیم هم در روز دوم جنگ، صراحتاً از مردم ایران خواست به خیابان‌ها بیایند. این خطای برآوردی و شکست ناشی از آن، نقشه عملیاتی دشمن را از اولویت جنگ نظامی به ایجاد آشوب در کشور با هدف تضعیف انسجام ملی تغییر داد، حتی برخی سرویس‌های امنیتی دوست ما هم به این نقشه اشاره کرده بودند. آنها به صراحت به ما می‌گفتند که «دشمن برنامه‌های خود را برای ضربه نظامی به ایران کنار نگذاشته و در حال حاضر تلاش‌های خود را نه برای حمله نظامی مستقیم، بلکه ایجاد آَشوب داخلی و بی ثباتی در ایران معطوف داشته است.» برای عملیاتی‌سازی این پروژه دشمن به چند ماه برنامه‌ریزی و زمینه‌سازی نیاز داشت. تلاش‌های دشمن برای ایجاد و تثبیت حالت انتظار «نه جنگ و نه صلح» و معتبرسازی سایه جنگ در کنار ایجاد تکانه‌ها و فشار اقتصادی به کشور برای بهره‌گیری از زمینه‌های موجود در کشور، در همین راستا تحلیل می‌شود. همزمان از سویی عملیات شناختی چند لایه و بالا بردن سطح خشونت در محیط فضای مجازی و از سوی دیگر، شبکه‌سازی گسترده در شبکه‌های اجتماعی در دستور کار سرویس‌های اطلاعاتی قرار گرفت تا در موعد مشخص، امکان «ضربه بزرگ» فراهم شود. برای همین هم از همان روز‌های ابتدایی توقف جنگ، تمامی تلاش‌ها برای پیشگیری و مدیریت گستره و عمق آشوب احتمالی آغاز شد که دعوت و احضار ۲ هزارو۷۳۵ نفر از عناصر مرتبط با شبکه‌های ضدامنیتی، ارشاد ۱۳هزار نفر از عناصر آسیب‌پذیر، آگاه‌سازی اقشار، اصناف و جمعیت‌های در معرض تهدید، کشف هزارو۱۷۳ قبضه سلاح جنگی و شکاری غیرمجاز و شناسایی ۴۶نفر از اعضای شبکه همکار سرویس‌های بیگانه، بخشی از تلاش‌های صورت گرفته، فقط در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است. در خصوص غافلگیری هم باید بدانیم که این موضوع را می‌توان به ابعاد مختلفی همچون غافلگیری اطلاعاتی، غافلگیری عملیاتی، غافلگیری در «باور» به احتمال بروز آشوب، غافلگیری در زمانبندی و نوع مواجهه با خیابان تقسیم کرد. در خصوص این آشوب نیز از حدود سه ماه قبل، گزارشات متعددی ناظر به بررسی راهبردی و بروز هشدار در خصوص برنامه هفت مرحله‌ای دشمن برای پروژه براندازی در کشور به مقامات تصمیم‌گیر در لایه اطلاعاتی تهیه و ارسال شد. اقدامات متعددی هم در خصوص اشراف و پیشگیری از بروز اغتشاش در کشور انجام پذیرفت. بخشی از تصور غافلگیری هم به دلیل تصمیم دشمن مبنی بر استفاده از خشونت افسارگسیخته است. شاید اگر سوءاستفاده آشوبگران از صفوف معترضان، حمایت و ورود مستقیم دشمن به حمایت سیاسی و امنیتی، استفاده افراطی از روش‌های خشونت‌آمیز از سوی آشوبگران آموزش دیده و احتیاط نیرو‌های حافظ امنیت برای مدیریت پروژه کشته‌سازی نبود، آشوب رخ داده خیلی زودتر از این مهار می‌شد. 

رهبر انقلاب از وقایع اخیر به عنوان کودتا و شبه کودتا یاد کردند. نظر شما در این مورد و تفاوت‌ها و شباهت‌های ماجرای اخیر با کودتا چیست؟

اگر کودتا را «دخالت قهرآمیز خارجی (نیمه‌سخت و سخت) با هدف براندازی دولت یا حکومت مستقر با استفاده از نیرو‌های نیابتی» بدانیم، آن وقت خواهیم دید اتفاقاً فتنه و آشوب دی ماه، واقعاً چیزی شبیه کودتاست. شبیه آنچه که قبلاً در سال ۱۳۳۲ و در کودتای ۲۸مرداد یا در چند دهه اخیر در کشور‌های مختلف آسیایی و امریکای لاتین دیده‌ایم. شواهد میدانی آشوب دی ماه هم به ما نشان می‌دهد دشمن در این پروژه هم هزینه‌های مادی زیادی از طریق رمز ارز‌ها صرف کرد؛ هم تلاش‌های گسترده‌ای برای سازماندهی، شبکه‌سازی و هدایت نیرو‌های میدانی اعم از گروهک‌های تروریستی و سیاسی در بستر شبکه‌های اجتماعی و محکومان جرائم خشن و اراذل و اوباش داخلی، مثل شعبان بی‌مخ‌های سال ۱۳۳۲ انجام داد؛ هم فشار‌ها و تکانه‌های اقتصادی زیادی بر ما وارد کرد و همه اضلاع مخالف جمهوری اسلامی را نیز برای تحت فشار قرار دادن ایران متقاعد کرد. در عین حال، این شبه کودتا به دلایل زیر، امکان بروز عملیاتی نیافت و شکست خورد:

۱. تعجیل دشمن در سوءاستفاده از فرصت اصلاح ارز ترجیحی و لایحه بودجه به نحوی که برخی از شبکه‌ها و ظرفیت‌های دشمن، نتوانستند آمادگی عملیاتی پیدا کنند. ۲. تنفر تاریخی ملت ایران از چهره‌های اپوزیسیون مطرح شده و بی‌اعتمادی عمیق به مقامات امریکا و رژیم‌صهیونیستی و خشم از مواضع صریح مداخله‌گرانه با کلیدواژه‌هایی مثل «کمک در راه است». ۳. اختلاف نظر درون گروهک‌های ضدانقلاب سنتی در خصوص نحوه و زمان ورود به آشوب و عدم پذیرش محوریت سلطنت‌طلب‌ها. ۴. عدم بروز شکاف سیاسی در داخل به ویژه در دولت و مجلس و نیرو‌های سیاسی داخلی به رغم مواضع برخی از سران فتنه و گروه‌های منفور سیاسی. ۵. فاصله‌گذاری نظام اسلامی میان معترضان و آشوبگران. ۶. برخورد قاطع و هوشمند دستگاه‌های امنیتی و انتظامی با آشوبگران. ۷. ایستادگی جدی دستگاه‌های نظامی و دیپلماتیک در مقابل زیاده‌خواهی‌ها و تهدیدات نظامی روزافزون امریکایی‌ها. 

تحلیل شما از نقش سرویس‌های امنیتی دشمن در فتنه اخیر چیست؟ چند سرویس درگیر بودند و طرح و شیوه عمل آنان چگونه بود؟ 

در این آشوب، سرویس‌های اطلاعاتی، نقشی بارز و البته مؤثرتر از همه داشتند. طراحی، توزیع نقش، شبکه‌سازی، آموزش، پشتیبانی اطلاعاتی و حتی هدایت میدانی آشوبگران عمدتاً از طریق فضای مجازی بر عهده اینها بود. همان‌طور که در بیانیه سوم سازمان اطلاعات سپاه اشاره شد، حداقل ۱۰ سرویس اطلاعاتی به‌طور مستقیم در این آشوب نقش داشتند که در این میان نقش واحد ۸۲۰۰ سرویس اطلاعات نظامی ارتش رژیم از طریق به‌کارگیری تعداد محدودی کاربر حقیقی و میلیون‌ها روبات در بستر فضای مجازی قابل توجه است. فارغ از تغییر مدل شبکه‌سازی سرویس‌ها و عبور از روش‌های سنتی به شکل مدرن آن در استفاده از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی که سرویس اطلاعاتی را در لایه‌ای از امنیت فیزیکی قرار می‌دهد، طبیعتاً منتسبان به سرویس‌ها با کسب آموزش‌های ویژه، کمتر به دام نیرو‌های امنیتی دچار می‌شوند، اما در عین حال، همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردم، قبل از شروع بحران، روند برخورد با مرتبطان با سرویس‌های امنیتی دشمن شروع شد و تا زمان بروز آشوب هم ادامه داشت. 

چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی بین روش‌های خشونت‌آمیز این گروه‌ها و روش‌های داعش وجود دارد؟ 

آنچه در این ایام از سوی آشوبگران تروریستی با هدایت سرویس‌های غربی به وقوع پیوست، بیانگر بازتولید گونه جدید از رفتار‌های داعش‌گونه بود. امریکایی‌ها به خیال موفقیت روش‌های خشونت‌بار و رعب‌آور در سوریه که تأثیر آن در ایجاد هراس و هرج و مرج و رفتن یک کشور تا لبه فروپاشی عیان شد، می‌خواستند مجدداً به این روش متوسل شوند که متأسفانه تعدادی از شهدای مردمی و امنیتی در این ایام، قربانی این خشونت تمام‌عیار شدند. در این آشوب، سرویس‌های غربی مشابه بهره‌برداری داعش در شست‌وشوی مغزی برخی جوانان و وادارسازی آنان به انجام اقدامات خشن حتی با استفاده از مواد مخدر و دارو‌های روانگردان از جمله سوزاندن افراد، سر بریدن و مثله کردن وارد عمل شدند. نکته قابل توجه اینکه اگر در سوریه و عراق، داعش با تابلوی دفاع از دین، مردم را می‌کشت، در آشوب اخیر، به تعبیر رهبر معظم انقلاب ما با داعشی نو مواجه بودیم که اتفاقاً مردم را به جرم دینداری سر می‌برید. 

به نظر می‌رسد کشته‌سازی یکی از اهداف اصلی ماجرا بود و متأسفانه تعداد قابل توجهی نیز جان خود را از دست دادند. درباره چرایی و چگونگی اجرای این هدف از سوی طراحان و عوامل میدانی توضیح بفرمایید.

موضوع کشته‌سازی در همه فتنه‌های پیشین هم مورد توجه دشمن بود، اما در این آشوب، دشمن حساب ویژه‌ای برای کشته‌سازی و کشته‌گیری باز کرده بود تا حدی که موضوع «فتح تهران» و «حمله به ایران به شرط کشتار معترضان» از سوی رئیس‌جمهور امریکا به عنوان نوعی «اسم رمز» اعلام شد. در این باره سرپل یکی از گروهک‌ها به یکی از عناصر میدانی خود دستور داده بود که هرچه بیشتر، نیرو‌های امنیتی را تحریک به تیراندازی کنند تا تعداد کشته‌ها بیشتر شود و می‌گوید: «حتی اگر آنها این کار را نکردند، خودت اطرافیانت را بکش.» با نگاهی اجمالی می‌توان این‌گونه فهمید که آشوبگران در پروژه کشته‌سازی به دنبال چند هدف بودند:

۱- جریحه‌دار کردن احساسات داخلی و خارجی

۲- ایجاد محرک مشروع برای مداخله خارجی

۳- ایجاد رعب و واگرایی در نیرو‌های طرفدار نظام اعم از مردم و نیرو‌های انتظامی و امنیتی

۴- مقابل هم قرار دادن مردم و نظام

تحلیل دقیق نهاد‌های مسئول از کمپین رسانه‌ای همراه این حوادث چیست؟ نقش شبکه‌های اجتماعی خاص، رسانه‌های فارسی‌زبان خارج‌نشین و خبرگزاری‌های بین‌المللی در تشدید یا جهت‌دهی به ناآرامی‌ها چگونه ارزیابی می‌شود؟ 

در سال‌های اخیر، در کنار جنگ‌های زمینی، دریایی، هوایی و فضایی و اطلاعاتی، مدل جدیدی از نبرد شکل یافته و رشد کرده که به مراتب، پیچیده و مؤثرتر و شاید کم‌هزینه‌تر باشد. جنگ شناختی که از آن با عنوان نبرد قلب‌ها و ذهن‌ها یاد می‌شود، شکل جدیدی از مبارزه را پیش روی ما گذاشته که ایمان، امید، اعتماد، آگاهی و اراده را هدف گرفته است. نبردی که سلاح اصلی آن، شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی بوده و میدان آن هم، فراتر از جنگ‌های سنتی بلکه در تمامی اذهان آحاد جامعه و حتی منازل افراد است. اساساً هم در فتنه‌های گذشته کشورمان و هم در موارد مشابه در کشور‌های خارجی، فضای مجازی و مشخصاً شبکه‌های اجتماعی یک رکن اساسی در ایجاد ناامنی شناختی و شکل‌بخشی و سازماندهی شبکه رزم خیابانی بوده است، اما در آشوب‌های دی ماه، شبکه‌های اجتماعی به عنوان ابزاری کارآمد در اختیار دشمن قرار گرفت؛ ابزاری که به دلیل ضعف در حکمرانی داده در درون کشور، به سلاحی علیه منافع ملی کشورمان در حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی امنیتی تبدیل شده است. در جنگ تحمیلی ۱۲روزه، «کمپین تردید» با هدف:

۱. فریب محاسباتی افکار جهانی

۲. دستکاری شناختی اذهان ایرانیان 

و ۳. فروپاشی ادراکی حامیان نظام جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت. 

در آشوب اخیر نیز همانطور که در بیانیه سوم سازمان اطلاعات اشاره شد، «دستکاری الگوریتم شبکه‌های اجتماعی و تأمین محتوای شبکه‌های ماهواره‌ای برای تحریک به اقدام خشونت‌بار، مکان‌مند کردن فراخوان‌ها، آموزش‌و ترویج انجام اقدامات هرج‌ومرج‌طلبانه» در دستور کار بازو‌های رسانه‌ای آشوب قرار گرفت. گروه‌های تروریستی هم با استفاده از فضای فراهم شبکه‌های اجتماعی در کشور، آموزش به نیرو‌ها و پیاده‌نظام خود را در دستور کار خود قرار دادند، حتی شرکت متا نیز در غیر فعال کردن نمایش فهرست دنبال‌کنندگان و دنبال‌شوندگان در اینستاگرام برای حساب‌های ایرانی، در پی مصونیت‌بخشی به شبکه داخلی آشوب و به‌کارگیری گسترده از روبات‌ها در پلتفرم‌های ایکس، اینستاگرام و تلگرام برای گسترش پیام‌ها و تصاویر آشوب بود. 

پیش‌بینی شما از حرکت بعدی دشمن چیست؟

بررسی اطلاعاتی ما نشان می‌دهد گروهک‌های ضدانقلاب از سویی دچار سرخوردگی از حمایت امریکا شده‌اند و از سوی دیگر، تردید جدی نسبت به توان لیدر‌ها در به سرانجام رساندن عملیات‌های میدانی دارند. اشراف موجود بر عناصر گروهکی ثابت کرده است دشمن به خوبی می‌داند گروهک‌های تروریستی در درون جامعه ایرانی، از سرمایه اجتماعی خاصی برخوردار نیستند و حتی در میدان هم از انجام اقدامات مؤثر، عاجز هستند، برای همین تلاش کرد از مسیر دستکاری شناختی، دنیای موازی با وضعیت حقیقی کشور در شبکه‌های اجتماعی بسازد و با میدانداری اراذل و اوباش، از میان جوانان و نوجوانان یارگیری کند که اگر سوءاستفاده از زمینه‌های اقتصادی نبود، هرگز امکان به میدان کشیدن مردم را نداشتند. چه اینکه پیش از این، فراخوان‌های متعدد این گروهک‌ها با «نه» بزرگ ملت مواجه شده بود. در عین حال می‌دانیم که دشمن از برنامه‌ریزی برای ایجاد بی‌ثباتی در داخل ایران ناامید نشده است و می‌کوشد با عملیات روانی گسترده، ضمن ایجاد تزلزل شناختی، در صف مستحکم ملت ایران رخنه و از زمینه‌های موجود در وضعیت داخلی کشور سوءاستفاده کند، اما ضعف اطلاعاتی دشمن از شناخت برنامه‌های متنوع و گسترده جمهوری اسلامی در به چالش کشیدن مؤلفه‌های قدرت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، موضوعی است که باید به آن اشاره شود. «جنگ منطقه‌ای» که رهبر معظم انقلاب به آن اشاره داشتند در کنار توانمندی‌های نرم، نیمه‌سخت و سخت جمهوری اسلامی در خارج از مرز‌های کشور، موضوعی است که دشمن را به خود مشغول کرده است. آنها کاملاً می‌دانند که جمهوری اسلامی تهدیدات موجودیتی را از طریق ضربه به اهداف موجودیتی پاسخ می‌دهد. همین موضوع، آنها را در پیگیری برخی سناریو‌های خطر‌آفرین محتاط کرده است.

منبع: روزنامه جوان

 

لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: