ایروانی: ایران آتشبس موقت را بهطور قاطع رد میکند
«پیشنویس قطعنامهای که امروز در شورای امنیت به رأی گذشته شد، از منظر واقعی، حقوقی و سیاسی دارای اشکالات اساسیاست. این پیشنویس کاملاً یکجانبه، جانبدارانه و غیرقابل دفاعاست. متن با تحریف واقعیتهای میدانی، بهطور نادرست مسئولیت را متوجه ایران که خود قربانی تجاوز است میکند و عمداً از عللریشهای بحران کنونی چشمپوشی مینماید.
سفیر دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل متحد، در نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد به مناسبت رأیگیری برسر پیشنویس قطعنامه بحرین در خصوص تنگه هرمز تاکید کرد؛ هر راهحلی برای پایان درگیری باید تضمینکننده پایان قطعی و غیرقابل بازگشت تجاوز بوده و صلحی عادلانه و پایدار برقرار سازد که بر پایه تضمینهای معتبر و قابل راستیآزمایی در برابر هرگونه تکرار استوار باشد.
به گزارش ایسنا، متن سخنان امیرسعید ایروانی در این نشست به شرح زیر است:
«پیشنویس قطعنامهای که امروز در شورای امنیت به رأی گذشته شد، از منظر واقعی، حقوقی و سیاسی دارای اشکالات اساسیاست. این پیشنویس کاملاً یکجانبه، جانبدارانه و غیرقابل دفاعاست. متن با تحریف واقعیتهای میدانی، بهطور نادرست مسئولیت را متوجه ایران که خود قربانی تجاوز است میکند و عمداً از عللریشهای بحران کنونی چشمپوشی مینماید.
این متن بهطور غیرموجه و گمراهکننده، اقدامات قانونی جمهوری اسلامی ایران در تنگه هرمز را که در چارچوب حق ذاتی دفاع مشروع مطابق با منشور سازمان ملل متحد اتخاذ شدهاند بهعنوان تهدیدی علیه صلح و امنیت بینالمللی معرفی میکند. همزمان، تلاش دارد اقدامات غیرقانونی بعدی متجاوزان و متحدانشان راتحت عنوان حفظ آزادی ناوبری و ایمنی دریانوردی در تنگه هرمز وخلیج فارس، مشروع جلوه دهد.
اقدامات قانونی ایران را نمیتوان جدا از زمینه گستردهتر تجاوزاتمستمر علیه سرزمین و حاکمیت آن مورد بررسی قرار داد. بنابراین، هرگونه تلاش برای نشان دادن این اقدامات بهعنوان تهدید علیه صلح و امنیت بینالمللی، فاقد مبنای حقوقی و هرگونه اعتبار است.
آقای رئیس،
هدف این پیشنویس کاملاً روشن است: مجازات قربانی بهخاطر دفاع از حاکمیت و منافع حیاتی ملی خود در خلیج فارس و تنگه هرمز، و در عین حال فراهم آوردن پوشش سیاسی و حقوقی برای اقدامات غیرقانونی بیشتر توسط متجاوزان.
اگر این پیشنویس به تصویب میرسید، درهای تفسیرهای بهطور خطرناک گسترده و سوءاستفادهآمیز را میگشود که میتوانست برای توجیه استفاده بیشتر از زور و اقدامات غیرقانونی، در نقض آشکار منشور سازمان ملل متحد و حقوق بینالملل مورد استناد قرار گیرد.
بسیار تأسفبار است که نه قطعنامه ۲۸۱۷، نه این پیشنویس و نهبیانیههای برخی اعضای شورا، هیچ اشارهای به مبدعان تجاوز، رفتار بیثباتکننده آنها در منطقه و علل ریشهای وضعیت کنونی ندارند. این عدمِ اشاره وقیحانه، بازتاب الگوی مداوم سیاسیکاری و استانداردهای دوگانه در درون شورای امنیت است.
صراحتاً اعلام میکنم: این متن تنها ایالات متحده و رژیم اسرائیل را در ادامه اقدامات غیرقانونی و جنایات وحشتبارشان جسورترخواهد کرد، در حالی که آنها را از پاسخگویی مصون میدارد. دراصل، این یک پیشنویس آمریکایی بود که تحت نامهای دیگر ارائه شد.
امروز، رئیسجمهور ایالات متحده بار دیگر به زبانی متوسل شد کهنه تنها به شدت غیرمسئولانه بلکه به شدت هشداردهنده است؛ زبانی که اعلام میدارد «یک تمدن کامل امشب از بین خواهد رفتو هرگز دوباره بازنخواهد گشت». چنین خطابی شایسته هیچ رهبری نیست، چه رسد به رئیس یک عضو دائم این شورا که مسئول حفظ صلح و امنیت بینالمللی است.
تأسفبار و هشداردهنده است که در حالی که رئیسجمهور ایالات متحده در برابر دیدگان جامعه بینالمللی بهطور وقاحتآمیز و بیپروا و با تعیین ضربالاجل تهدید به نابودی تمام زیرساختهای غیرنظامی در ایران از جمله پلها، نیروگاهها و تأسیسات انرژی میکند و بهطور علنی قصد ارتکاب جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت را آشکار میسازد، قلمدارِ پیشنویس قطعنامه و حامیانآن با عجله چنین متنی کاملاً با انگیزه سیاسی را برای رأیگیری ارائه کردند. تصویب این قطعنامه سابقهای خطرناک ایجاد میکردکه استفاده از زور را بر اساس اتهامات مبهم و بیپایه عادیسازی مینمود، یکپارچگی منشور سازمان ملل متحد راتضعیف میکرد و خطر تشدید گستردهتر در سطح منطقهای وبینالمللی را افزایش میداد. به این دلایل، ما این پیشنویس را ازنظر حقوقی غیرقابل دفاع، از نظر سیاسی نامتعادل و از نظر استراتژیک بیثباتکننده میدانیم.
از جمهوری خلق چین و فدراسیون روسیه بهخاطر رفتار مسئولانه، رویکرد سازنده و اعمال حق وتو به نحوی کاملاً منطبق با اصول منشور سازمان ملل متحد، قدردانی عمیق خود را ابراز میداریم. اقدام امروز آنها مانع شد که شورای امنیت مورد سوءاستفاده قرارگیرد و تجاوز مشروعیت یابد.
در واقع، چین و روسیه اطمینان حاصل کردند که شورای امنیت به ابزاری برای مشروعیتبخشی به تجاوز تبدیل نشود و با این اقدام، قاطعانه در سمت درست تاریخ ایستادند. ما همچنین از کشورهای کلمبیا و پاکستان که با رأی ممتنع، پیامدهای جدی این پیشنویس برای صلح و ثبات منطقه را به رسمیت شناختند، قدردانی و تشکرمیکنیم.
در مقابل، کسانی که از این پیشنویس حمایت کردند، ترجیح دادند مسئولیت را متوجه ایران کنند در حالی که در برابر جنایات جنگی جاری و حملات جنایتکارانه و تروریستی ایالات متحده و اسرائیل علیه غیرنظامیان و زیرساختهای حیاتی در ایران سکوت اختیار کردند. مواضع و رأی آنها امروز بازتاب استاندارد دوگانه آشکاراست. این امر شکاف عمیقی میان تعهد اعلامشده آنها به منشور سازمان ملل متحد و حقوق بشردوستانه بینالمللی با رفتارعملیشان را آشکار میسازد. چنین کاربرد گزینشی از اصول حقوقی نه تنها اعتبار آنها را تضعیف میکند، بلکه حسن نیت آنهادر استناد به حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل متحد را نیز مورد تردید جدی قرار میدهد.
آقای رئیس،
تمامی اتهامات بیپایه و سیاسی مطرحشده علیه کشورم در این نشست را بهطور قاطع رد میکنیم. این ادعاها فاقد هرگونه مبنای حقوقی هستند و تنها هدفشان منحرف کردن توجه از واقعیتهای موجود در زمین، یعنی جنگ غیرقانونی و وحشیانهای که ایالات متحده و رژیم اسرائیل علیه ایران به راه انداختهاند، است. هدف آنها روشن است: سفیدشویی جنایات وحشتبار و جنایات جنگی مرتکبشده توسط آمریکا و اسرائیل علیه مردم ایران و پنهانسازی و انحراف توجه از نقضهای جدی حقوق ملت ایران.
با این حال، واقعیتها روشن هستند و نیازی به بازتعبیر یا توجیه ندارند. با وجود این، آقای رئیس، مایلم نکات زیر را مطرح کنم:
اول: جمهوری اسلامی ایران بهعنوان دولتی مسئول و متعهد به منشور سازمان ملل متحد و حقوق بینالملل، همواره آزادی ناوبری و امنیت دریانوردی در خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان رارعایت کرده است. برای دههها، تنگه هرمز برای تمامی شناورهاباز بوده و آزادی ناوبری و ایمنی دریانوردی بهطور مؤثر حفظ شده است.
در حال حاضر نیز تنگه هرمز باز است، اما جنگ غیرقانونی و وحشیانه جاری ایالات متحده و رژیم اسرائیل علیه ایران، وضعیت خطرناکی ایجاد کرده که مستقیماً ایمنی دریانوردی در منطقه راتحت تأثیر قرار داده است. جمهوری اسلامی ایران مطابق با حقذاتی دفاع مشروع خود، اقدامات لازم و متناسب برای جلوگیری ازاستفاده متجاوزان و حامیانشان از تنگه هرمز برای اهداف خصمانه اتخاذ کرده است. بهعنوان دولتی ساحلی، ایران عبور شناورهایی را که با این اعمال تجاوز مرتبط هستند، مطابق باحقوق بینالملل محدود کرده است. بنابراین، شناورهای مرتبط با متجاوزان واجد شرایط عبور بیضرر نیستند و مطابق با چارچوبهای حقوقی قابل اعمال با آنها برخورد خواهد شد. شناورهای غیرخصمانه که در تجاوز دخیل یا حامی آن نیستند، میتوانند با هماهنگی با مقامات ذیربط ایرانی، عبور ایمن خود راادامه دهند.
مسئولیت هرگونه اختلال یا تشدید در این آبراه حیاتی بر عهده ایالات متحده و اسرائیل است که اقداماتشان ثبات منطقه راتضعیف کرده و آزادی ناوبری را به خطر انداخته است. ثبات پایدار وابسته به پایان تجاوز و احترام کامل به حقوق و منافع مشروع ایران است.
دوم: ایران همواره تلاش کرده است تا اختلافات را از طریق ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک حلوفصل کند، از جمله باطرفهایی که اختلافات جدی داشتهاند، تا از تبدیل شدن آنها به درگیری جلوگیری شود. این جنگ غیرموجه و بیمورد بر ایرانتوسط ایالات متحده و رژیم اسرائیل تحمیل شد. در ژوئن ۲۰۲۵،ایران در حال انجام مذاکرات سازنده و با حسن نیت بود که براساس اتهامات بیپایه در خصوص برنامه صلحآمیز هستهایاش مورد حمله قرار گرفت؛ اتهاماتی که بعداً با ادعاهای متناقض مبنیبر اینکه چنین قابلیتهایی قبلاً نابود شدهاند، دنبال شد.
تجاوز کنونی نیز توسط ایالات متحده و رژیم اسرائیل در زمانیآغاز شد که ایران برای بار دوم بهطور فعال در مذاکرات درگیر بود و توافق در دسترس قرار داشت. بار دیگر، دیپلماسی توسط ایالات متحده تضعیف و در نهایت خیانت شد. ادعاها در خصوص برنامه هستهای ایران بیپایه و فاقد سند هستند. رژیم اسرائیل بیش از دو دهه است که مکرراً ادعا کرده ایران در آستانه توسعه سلاح هستهای است، با این حال هیچ مدرک معتبری برای پشتیبانی ازاین ادعاها ارائه نشده است. جمهوری اسلامی ایران بهعنوان دولتی متعهد به پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (اِنپیتی) همواره سلاحهای هستهای را رد کرده و استفاده از تمامی سلاحهای کشتار جمعی را به صراحت محکوم کرده است. ایران همچنین یکی از سختگیرانهترین رژیمهای راستیآزمایی و بازرسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی را پذیرفته است که بازتاب موضع اعلامی آن مبنی بر صلحآمیز بودن برنامه هستهایاش است.
با این حال، در طول نه ماه، دو جنگ تجاوزکارانه توسط ایالات متحده بهعنوان امین معاهده پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای و رژیم اسرائیل که حتی عضو اِنپیتی نیست، بر ایران تحمیل شده است. در هر دو مورد، تأسیسات هستهای صلحآمیزایران مورد حمله قرار گرفتهاند. شورای امنیت، شورای حکام آژانس، و مدیرکل آژانس حتی از محکوم کردن این اعمال غیرقانونی ناتوان بودهاند، چه رسد به جلوگیری از تکرار آنها. این بیعملی، متجاوزان را جسورتر کرده است.
مقامات آمریکایی اکنون بهطور علنی از هدف قرار دادن تأسیسات هستهای سخن میگویند و حتی نماینده دائم آمریکا اعلام کرده که حمله به نیروگاه هستهای بوشهر «روی میز نیست». چنین تهدیدات بیپروایی، نتیجه مستقیم بیعملی بینالمللی است و اعتبارسازمان ملل متحد و آژانس بینالمللی انرژی اتمی را به شدتتضعیف کرده است. از آغاز این جنگ غیرقانونی در ۲۸ فوریه۲۰۲۶، حملات متعددی علیه تأسیسات هستهای ایران انجام شدهاست، از جمله حملات مکرر در و اطراف نطنز، بوشهر، خنداب(اراک) و اردکان. بهویژه هشداردهنده هستند حملات مکرر درمجاورت نیروگاه هستهای فعال بوشهر. هرگونه حمله به تأسیسات هستهای، بهویژه نیروگاه هستهای بوشهر، بهطور اجتنابناپذیر منجر به عواقب انسانی و زیستمحیطی غیرقابل جبران خواهد شد.
این اقدامات غیرقانونی نقض آشکار حقوق بینالملل از جمله قطعنامه ۴۸۷ (۱۹۸۱) شورای امنیت و قطعنامههای مرتبط آژانس، و همچنین اصول اساسی حقوق بشردوستانه بینالمللی بهشمار میروند. با این حال، این شورا همچنان به سکوت کرکننده خود ادامه میدهد و امروز برخی اعضا انگشت اتهام را به سمت ایران نشانه میروند.
سوم: در طول ۳۹ روز گذشته از این جنگ وحشیانه علیه ایران، متجاوزان آمریکایی-اسرائیلی از تمامی مرزهای قانونی، اخلاقی و انسانی عبور کرده و مرتکب نقضهای جدی و جنایات جنگیشدهاند. از همان ابتدا، آنها عمداً و بدون تبعیض، اهداف غیرنظامی از جمله مدارس، بیمارستانها، فرودگاهها و تأسیساتورزشی از جمله مدرسه ابتدایی میناب را هدف قرار دادهاند. ایالات متحده در منظر جامعه بینالمللی، بیش از ۱۶۸ مدرسه دخترانه بیگناه در میناب را قتلعام کرده است.
بیش از ۷۰۰ مدرسه و مرکز آموزشی، همراه با دانشگاهها، مراکزدرمانی، و اماکن فرهنگی و تاریخی مورد حمله قرار گرفتهاند که بازتاب خصومت آشکار با مردم، هویت و توسعه ایران است. آنها همچنین تأسیسات صنعتی و تولیدی کلیدی را که طی دههها باوجود تحریمهای شدید ساخته شده بودند، مورد حمله قرار دادهاند. همزمان، مقامات آمریکایی تهدید به نابودی زیرساختهایی کردهاند که برای بقای جمعیت غیرنظامی ضروری هستند. چنین تهدیداتی، از جمله فراخوان رئیسجمهور آمریکا برای نابودی گسترده زیرساختهای حیاتی غیرنظامی، تحریک به جنایات جنگی و بالقوه نسلکشی است و باید تحت حقوق بینالملل بهصراحت محکوم شود.
چهارم: از آغاز این جنگ غیرموجه و وحشیانه در ۲۸ فوریه،ایالات متحده از پایگاهها و تأسیسات نظامی واقع در کشورهای منطقه خلیج فارس استفاده کرده است. شواهد نشان میدهد که جابجاییهای نظامی و آمادگیهای عملیاتی در این پایگاهها برایبرنامهریزی، آمادهسازی، تجهیز و اجرای حملات نظامی غیرقانونی علیه جمهوری اسلامی ایران در جریان بوده است،علیرغم هشدارهای قبلی ایران مبنی بر اینکه چنین اقدامات غیرقانونی در حال برنامهریزی بود.
ایران این تحولات را همراه با مستندات پشتیبان، بهطور رسمی بهشورای امنیت و دبیرکل گزارش کرده است. بر اساس حقوق بینالملل، دولتها از اجازه استفاده از سرزمین خود مستقیم یاغیرمستقیم برای وارد آوردن آسیب به سایر دولتها منع شدهاند. علاوه بر این، آنها باید تمامی اقدامات لازم را برای جلوگیری ازارتکاب نیروهای مسلح خارجی مستقر در سرزمینشان به اعمال تجاوزکارانه علیه سایر دولتها اتخاذ کنند و نباید چنین اعمالی راتسهیل یا حمایت نمایند. در صورت نقض این تعهدات اساسی، مسئولیت حقوقی بینالمللی متوجه آنها خواهد بود.
پنجم: جمهوری اسلامی ایران از تلاشهای دبیرکل سازمان ملل متحد، از جمله انتصاب فرستاده شخصی، برای دستیابی به پایان فوری این جنگ وحشیانه و حفظ صلح و امنیت بینالمللی استقبال میکند. ایران آماده است تا با تمامی تلاشهای دیپلماتیک واقعی و جدی، از جمله از طریق پاکستان، ترکیه و مصر، و همچنین تلاشهای دیپلماتیک چین و روسیه، به صورت سازنده تعامل نماید و از هر ابتکار معتبر که قادر به ایجاد پایان پایدار برای این جنگ غیرقانونی و بیمورد باشد، حمایت کامل کند. در این راستا، فرستاده شخصی دبیرکل هماکنون عازم تهران است تا مشورتها را پیگیری نماید.
جمهوری اسلامی ایران آتشبس موقت را بهطور قاطع رد میکند، بهویژه با توجه به تجربه ژوئن، هنگامی که خصومتها تحت بهانههای کاذب از سر گرفته شد. آتشبس در این زمینه، تنها به منظور تجدید تسلیحات و آمادهسازی برای ادامه جنایات بیشتر عمل میکند. هر راهحل کارآمد باید تضمینکننده پایان قطعی و غیرقابل بازگشت تجاوز بوده و صلحی عادلانه و پایدار برقرار سازد که بر پایه تضمینهای معتبر و قابل راستیآزمایی در برابر هرگونه تکرار استوار باشد.
ایالات متحده و رژیم اسرائیل باید مسئولیت کامل آسیب و رنج واردآمده بر غیرنظامیان ایرانی، اماکن غیرنظامی و زیرساختهای حیاتی را بپذیرند و بهطور کامل پاسخگو باشند. مسئولیت کیفری فردی برای نقضهای جدی حقوق بشردوستانه بینالمللی از جمله جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت مرتکبشده در ایران، بایدبدون استثنا مطابق با حقوق بینالملل پیگیری شود.
شورای امنیت نمیتواند منفعل بماند؛ به جای ارائه پیشنویس قطعنامهای یکجانبه و سیاسی، باید برای پایان این جنگ وحشیانه اقدام کند، توقف فوری و بیقیدوشرط حملات آمریکا واسرائیل را مطالبه نماید و اقدامات قاطع برای تضمین پاسخگویی در قبال تمامی نقضهای آنها اتخاذ کند.
و اما نکته پایانی: در خصوص تهدید صریح رئیسجمهور ایالات متحده مبنی بر ارتکاب جنایات جنگی گسترده و هدف قرار دادن و نابودی زیرساختهای حیاتی غیرنظامی ایران. این تهدید، نقض فاحش و فجیع حقوق بشردوستانه بینالمللی و اساسیترین قواعد حاکم بر درگیریهای مسلحانه به شمار میرود. ایالات متحده مسئولیت کامل و غیرقابل انکار ارتکاب یک جنایت جنگی آشکار و جنایت علیه بشریت را بر عهده خواهد داشت.
جمهوری اسلامی ایران در برابر چنین جنایات جنگی فجیع و وحشتباری بیتفاوت نخواهد ماند. بدون هیچ تردید و تأخیر، از حق ذاتی دفاع مشروع خود استفاده خواهد کرد و اقدامات متقابل فوری و متناسب اتخاذ خواهد کرد. شورای امنیت متأسفانه از همان آغاز این جنگ تجاوزکارانه علیه کشورم، در ایفای مسئولیت اولیه خود برای حفظ صلح و امنیت بینالمللی ناکام مانده است. این ناکامی، ایران را از حق قانونیاش برای اقدام محروم نمیکند و نمیتواند محروم کند.
پاسخ ایران کاملاً بر پایه حقوق بینالملل استوار است. هیچ شکی نباید وجود داشته باشد: ایران تمامی اقدامات لازم را برای دفاع از مردم خود، حفظ حاکمیت و تمامیت ارضیاش، و حفاظت ازمنافع حیاتی ملی خود با قاطعیت کامل اتخاذ خواهد کرد و ایالات متحده و رژیم اسرائیل مسئول تمامی عواقب بعدی، چه در سطح منطقهای و چه بینالمللی، خواهند بود.»