ایران به این ۵دلیل با وجود بیاعتمادی، به سمت مذاکره رفت
محمدباقر قالیباف، رئیس تیم مذاکرات، در بدو ورود به پاکستان تأکید کرد که ایران به آمریکا بیاعتماد است. او همچنین اشاره داشت که ایالاتمتحده، در دو دوره مذاکرات پیشین، علیه کشورمان جنگ به راه انداخت و تأکید کرد که آتشبس در لبنان و آزادسازی داراییهای مسدود شده، پیششرط مذاکره است.
با توجه به دستبرتر جمهوریاسلامی در میدان جنگ، ایران از ابزار مذاکره برای وصول مطالبات قانونی خود استفاده میکند و اگر مانند گذشته طرف آمریکایی زیر قولهای خود بزند، ایران بهراحتی دوباره وارد میدان نبرد خواهد شد.
محمدباقر قالیباف، رئیس تیم مذاکرات، در بدو ورود به پاکستان تأکید کرد که ایران به آمریکا بیاعتماد است. او همچنین اشاره داشت که ایالاتمتحده، در دو دوره مذاکرات پیشین، علیه کشورمان جنگ به راه انداخت و تأکید کرد که آتشبس در لبنان و آزادسازی داراییهای مسدود شده، پیششرط مذاکره است.
با این اوصاف و بیاعتمادی به دشمن، افکار عمومی میپرسد چرا ایران آتشبس اعلام کرد و در حال مذاکره با طرف آمریکایی است؟
نکته اول این است که باید دانست در طول تاریخ، هیچ جنگی بدون پایان نبود. تمام جنگها، حتی جنگهای صدر اسلام که پیامبر اکرم(ص) در آن حضور داشتند، یک نقطه آغاز و یک نقطه پایان داشتهاند. مسئلهای که در جنگ باید بررسی شود، این است که آیا ایران نقطه درستی را برای پایان انتخاب کرده یا نه؟
اگر روند جنگ را مختصراً بر اساس اهداف رسمی اعلامشده توسط ایران و دشمنان، بررسی کنیم، مشخص میشود که آمریکا و اسرائیل به هیچکدام از اهداف تصریحشده نرسیدهاند: 1. براندازی حکومت. 2. نابودی توان موشکی. 3. نابودی تأسیسات هستهای. 4. خارج کردن اورانیومهای ایران.
اما معادله مهم جنگ، صرفاً این نیست که دشمن به اهداف خود نرسید. بلکه در طرف اصلی، ایران به اهداف خود دست یافت: 1. انهدام پایگاههای آمریکا. 2. ضربات عمومی و تخصصی به رژیم صهیونیستی. 3. کنترل کامل تنگه هرمز. 4. شکست تصور امنیت ساختگی آمریکا در منطقه. 5. تحمیل تغییر معادلات جهانی حتی میان متحدان اروپایی و آمریکا و بسیاری موارد تاکتیکی و میدانی همچون شکست سنگین دشمن در حمله اصفهان که به طبس دو شناخته شد.
بنابراین، جنگ در نقطهای متوقف شد که ایران به اهداف خود رسید ولی دشمن حتی یک هدف را هم محقق نکرد.
نکته دوم این است که ماجرای آتشبس اینگونه نبود که دشمن درخواست بدهد و بلافاصله ایران بپذیرد. در چند هفته گذشته طرف آمریکایی درخواستهایی برای آتشبس ارسال کرد. اما ایران با حملات موشکی، به درخواستها پاسخ داد. بنابراین، آتشبس در نقطهای صورت گرفت که ایران آن را تعیین کرد نه آمریکا.
نکته سوم، به موضوع شروط آتشبس بازمیگردد. دو هفته پیش ترامپ شروط 15 بندی ارائه داد که عملا همان اهداف جنگی دشمن بود. بخشی از این شروط، حذف غنیسازی، خروج اورانیومها و حذف برنامه موشکی را شامل میشد.
اما به اعتراف صریح رئیسجمهور آمریکا، مذاکرات بر پایه شروط دهگانه ایران پایهریزی شد. حتی اگر دشمن بعدا مدعی شود که آنها را قبول ندارد، کسی نمیتواند انکار کند که ترامپ در ابتدا آنها را پذیرفت و اگر اکنون بخواهد مانند همیشه زیر حرف خود بزند، ایران هیچچیزی را از دست نداده و بهراحتی وارد ادامه جنگ خواهد شد.
در نکته چهارم، میتوان به این سؤال پاسخ داد: «چرا جنگ را بدون مذاکره تمام نکنیم؟» در این خصوص باید گفت که ایران خواستههای به حقی دارد که باید وصول کند: دریافت غرامت، پایان جنگ در تمام جبههها، قانونگذاری برای تنگه و آزادسازی داراییها، موضوعاتی هستند که شاید بتوان با ابزار مذاکره به آن دستیافت و ایران شانس خود را در این زمینه را بازی میکند. بهعبارتیدیگر، در اصل میتوان گفت ایران مذاکره نمیکند؛ بلکه خواستههای قانونی خود را مطالبه میکند و تیم ایرانی در پاکستان، در حال وصول این مطالبات است.
در نکته پنجم میتوان گفت که ایران قرار است چه چیزهایی ارائه دهد؟ جمهوری اسلامی در گام اول، عدم ساخت بمب اتم را ارائه میدهد. موضوعی که چه جنگ باشد یا چه نباشد؛ چه مذاکره باشد یا نباشد؛ قصد ساخت آن را ندارد. در گام دوم، تنگه هرمز را از حالت کاملاً بسته، به «عبور با قوانین ایران» تبدیل میکند؛ موضوعی که تماماً در راستای منافع ملی کشور است.
در آخر باید یادآور شد که دست ایران روی ماشه است و وضعیت میدان را، شرایط جنگی میداند و اگر به هر دلیلی مذاکرات به نتیجه نرسد، گزینهها برای مقابله با دشمن، فعال میگردد.