سرمقاله فردا درباره مصاحبه پر واکنش محمد باقر قالیباف ؛

علیه تقلیل سیاست؛ احیای منطق قدرت

قالیباف در این گفت‌وگو، نه صرفاً در مقام یک مقام رسمی، بلکه در هیأت یک «کنشگر مرکب» ظاهر شد.

کد خبر : 1396086

مصطفی صادقی :  در روزگاری که سیاست یا در هیأت هیجان‌های زودگذر فروکاسته می‌شود یا در پناه احتیاط‌های بی‌جان بی‌اثر می‌گردد، گفت‌وگوی تلویزیونی محمدباقر قالیباف را باید نوعی «بازگشت» تلقی کرد؛ بازگشت سیاست به جایگاه اصیل خود، به مقام تدبیر در لحظه حیاتی، به هنر تنظیم نسبت نیروها نه صرفاً بازگویی وقایع.

این گفت‌وگو از آن جنس گفتارهایی نبود که صرفاً به اطلاع‌رسانی قناعت کند؛ کوششی بود برای صورت‌بندی یک وضعیت. تفاوتی ظریف اما تعیین‌کننده. بسیاری از سیاست‌ورزان، در متن بحران، یا به زبان گزارش پناه می‌برند یا به زبان شعار. اولی از معنا تهی است و دومی از دقت. قالیباف اما در این گفت‌وگو کوشید از دل واقعیت، نوعی معنا استخراج کند و این همان نقطه‌ای است که سیاست، از سطح مدیریت روزمره عبور می‌کند و به مرتبه اندیشیدن درباره قدرت می‌رسد.

سال‌هاست ذهن سیاسی ما درگیر یک دوگانه‌سازی ساده‌انگارانه است: میدان یا دیپلماسی. این دوگانه، بیش از آنکه تحلیلی باشد، روانی است؛ نوعی گرایش به ساده‌سازی امر پیچیده. در این چارچوب، میدان به‌عنوان نماد صلابت و دیپلماسی به‌عنوان نشانه عدول فهم می‌شود. قالیباف در این گفت‌وگو، بی‌آنکه وارد منازعه نظری شود، این دوگانه را در عمل بی‌اعتبار کرد. او از موضعی سخن گفت که در آن، میدان و دیپلماسی نه دو مسیر متعارض، بلکه دو لایه از یک راهبرد واحدند؛ یکی تولید قدرت می‌کند و دیگری آن را تثبیت.

اما آنچه این صورت‌بندی را از کلیشه‌های رایج متمایز می‌کند، ورود عنصر سوم است: مردم. سخن گفتن از «خیابان، میدان و دیپلماسی» صرفاً افزودن یک واژه به یک ترکیب نیست؛ نوعی جابه‌جایی در فهم امر سیاسی است. خیابان در اینجا نه صحنه اعتراض یا نمایش، بلکه کانون شکل‌گیری اراده ملی است؛ میدانی که در آن، مشروعیت قدرت بازتولید می‌شود. در چنین نسبتی، قدرت دیگر صرفاً محصول نهادها نیست؛ حاصل پیوندی است میان مردم، ابزارهای سخت و عقلانیت سیاسی. این همان نقطه‌ای است که گفت‌وگو را از سطح بیان رسمی، به سطح یک درک راهبردی ارتقا می‌دهد.

اما شاید مهم‌ترین امتیاز این گفت‌وگو، در «لحن» آن نهفته باشد. سیاست در ایران، غالباً یا با صدای بلند سخن می‌گوید یا با صدایی لرزان. اولی به اغراق آلوده است و دومی به تردید. قالیباف در این گفت‌وگو کوشید زبان سومی را بیازماید: زبان اقتدارِ آگاه. اقتداری که نیاز به فریاد ندارد، چون بر فهمی از صحنه استوار است. از پیروزی سخن گفت، اما نه در قالب نابودی مطلق؛ از قدرت گفت، اما نه در هیأت انکار پیچیدگی. این، فاصله‌گیری از ادبیات هیجانی است، نه عقب‌نشینی از موضع.

در همین چارچوب است که تلقی او از مذاکره اهمیت پیدا می‌کند. هنوز در سپهر سیاسی ما، مذاکره یا به‌مثابه امتیاز دادن فهم می‌شود یا نشانه اعتماد. هر دو برداشت، ساده‌انگارانه‌اند. مذاکره، در منطق سیاست، نه اخلاقی است و نه عاطفی؛ ابزاری است برای تثبیت نسبت قوا. آنجا که قالیباف از مذاکره به‌عنوان روشی از مبارزه یاد می‌کند، در واقع دارد از این واقعیت سخن می‌گوید که در جهان امروز، قدرت اگر ترجمه نشود، فرسوده می‌شود. میدان، بدون دیپلماسی، حافظه ندارد؛ و دیپلماسی، بدون میدان، پشتوانه.

از این منظر، آنچه در این گفت‌وگو رخ داد، صرفاً دفاع از یک عملکرد نبود؛ دفاع از یک «فهم» از حاکمیت بود. حتکمیتی که نه در بوروکراسی خلاصه می‌شود، نه در میدان و نه در میز مذاکره؛ بلکه در توانایی پیوند دادن این ساحت‌ها معنا پیدا می‌کند. در بسیاری از تجربه‌های تاریخی، شکست‌ها نه در میدان رقم خورده‌اند و نه در مذاکره، بلکه در گسست میان این دو. آنجا که یکی جلوتر رفته و دیگری عقب مانده است. قالیباف کوشید این گسست را ترمیم کند.

شخصیت او نیز در این میان بی‌اهمیت نیست. در این گفت‌وگو، او نه صرفاً در مقام یک مقام رسمی، بلکه در هیأت یک «کنشگر مرکب» ظاهر شد؛ کسی که هم منطق قدرت سخت را می‌شناسد و هم ظرافت زبان دیپلماسی را. این ترکیب، در سیاست، کمیاب است. بسیاری یا در میدان می‌مانند و زبان سیاست را از دست می‌دهند، یا در زبان سیاست حل می‌شوند و نسبت خود را با واقعیت قدرت فراموش می‌کنند. امتیاز این گفت‌وگو در آن بود که این دو را، دست‌کم در سطح روایت، به هم نزدیک کرد.

سیاست، در نهایت، در عمل سنجیده می‌شود، نه در کلام. اما کلام، اگر درست صورت‌بندی شود، می‌تواند افق عمل را روشن کند. از این حیث، گفت‌وگوی قالیباف واجد اهمیتی فراتر از یک موضع‌گیری مقطعی است؛ تلاشی است برای بازگرداندن سیاست به سطحی که در آن، قدرت فقط اعمال نمی‌شود، بلکه فهمیده و تعریف می‌شود.

 این، در زمانه‌ای که سیاست یا به هیجان تقلیل یافته یا به سکوت، اتفاق کوچکی نیست.

لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: