چرا امارات در صدر فهرست تسویهحساب ایران قرار دارد؟
رفتار امارات در جنگ فعلی، او را از سایر کشورهای عربی که صرفاً به دلیل میزبانی از پایگاههای آمریکا درگیر جنگ شدهاند، جدا و متمایز میکند
در جنگ جاری میان ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی، ابوظبی فعالترین پایتخت عربی در میان کشورهای منطقه در همراهی با اقدامات تجاوزکارانه علیه ایران بود که باعث سنگینتر شدن کارنامه سیاه آن میشود.
در ماه پایانی اسفند ۱۴۰۴، منطقه غرب آسیا وارد فصلی تازه و بیسابقه از بحران شد. آنچه با حملات هماهنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، طی کمتر از یک روز به جنگی تمامعیار تبدیل شد که کل منطقه غرب آسیا را در کام خود فرو برد.
در این میان، کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس که به میزبان پایگاههای نظامی آمریکا تبدیل شدهاند، نه تنها نتوانستند بیطرفی خود را حفظ کنند، بلکه برخی از آنها با اقدامات خصمانه و همکاری مستقیم با دشمن، خود را در خط مقدم جبهه مقابل ایران قرار دادند. در صدر این کشورها، امارات متحده عربی قرار دارد که رفتارهایش در این جنگ، مرزهای همجواری را درنوردیده و تبدیل به تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی ایران شده است.
۲۸ فوریه ۲۰۲۶: نقطه عطفی در تاریخ غرب آسیا
و حمله به امارات متحده عربی
در نهمین روز از اسفند ۱۴۰۴، اسرائیل و آمریکا با هماهنگی کامل حملات گستردهای را علیه ایران آغاز کردند. رژیم صهیونیستی رسماً اعلام کرد که حملات «پیشدستانه» را علیه ایران آغاز کرده و همهپهناهای سرزمینهای اشغالی وضعیت فوقالعاده اعلام شد. ایران نیز در پاسخ، عملیات «وعده صادق ۴» را کلید زد و اعلام کرد که «هیچ خط قرمزی» در پاسخ به تجاوز ندارد.
حملات ایران اما تنها متوجه رژیم صهیونیستی نبود. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیهای رسمی اعلام کرد که پایگاههای نظامی آمریکا در قطر (پایگاه هوائی العدید)، بحرین (مقر ناوگان پنجم آمریکا)، کویت (پایگاه هوائی علی سالم) و امارات (پایگاه هوائی الظفره) را هدف حملات موشکی و پهپادی قرار داده است.
امارات از همان ساعات اولیه جنگ به صورت مستقیم درگیر شد. انفجارهای متعددی در ابوظبی به گوش رسید و پایتخت این کشور شاهد حملات موشکی و پهپادی ایران بود. منابع خبری گزارش دادند که ایران حدود صدها موشک و پهپاد را به سمت امارات شلیک کرده بود که بخش قابل توجهی از آنها به اهداف مرتبط با آمریکا در خاک این کشور اصابت کردند.
فرودگاه بینالمللی دبی و فرودگاه بینالمللی ابوظبی نیز در این حملات آسیب دیدند. همچنین در منطقه «نخلی پالم» دبی آتشسوزی گستردهای رخ داد و انفجارهای پیدرپی، زندگی روزمره را در کل امارات مختل کرد.
در روزهای بعدی نیز حملات ادامه یافت. از اواخر فوریه تا اواخر مارس ۲۰۲۶، تخمین زده میشود ایران حدود ۲۳۰۰ موشک و پهپاد را به سمت امارات شلیک کرده باشد؛ برجهای بلند دبی، فرودگاه بینالمللی این شهر و مخازن سوخت بندر فجیره هدف این حملات قرار گرفتند. جایی که روزگاری به بهشت امنیت و تجارت برای غرب و خصوصا آمریکاییها و صهیونیستها معروف بود، حالا هر روز با صدای آژیرهای هشدار از خواب بیدار میشد.
از «میانجی» تا «همرزم صهیونیستها»؛ چرخش خطرناک امارات
در نگاه اول، ممکن است تصور شود که امارات صرفاً به دلیل میزبانی از پایگاههای نظامی آمریکا هدف قرار گرفته است. اما واقعیت بسیار فراتر از این است. امارات متحده عربی در دهه اخیر به شکل بسیار محسوس و قابل توجهی با رژیم صهیونیستی و دولت تروریست آمریکا، اقدامات خود علیه منافع ایران را افزایش داده است که در این جنگ نیز آشکارا این نزدیکی خود را نشان داد.
به گزارش مشرق، منابع معتبر خبری در آوریل ۲۰۲۶ فاش کردند که امارات آماده است بهطور مستقیم در کنار آمریکا و متحدانش وارد جنگ شود تا تنگه هرمز را بهزور بازگشایی کند، اقدامی که از نظر نظامی اعلام جنگ تمامعیار علیه ایران محسوب میشود. بر اساس این گزارشها، این اقدام باعث میشود امارات نخستین کشور عربی حاشیه خلیجفارس باشد که رسماً به جنگ با ایران میپیوندد. روزنامه والاستریت ژورنال نیز گزارش داد که امارات در حال لابیگری در شورای امنیت سازمان ملل برای اخذ مجوز جهت اقدام نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز است.
تلاش امارات برای همراهی با آمریکا در جنگ علیه ایران، تنها بخشی از ماجراست. لایههای پنهانتری نیز وجود دارد. فاش شدن اسنادی از همکاریهای اطلاعاتی و امنیتی گسترده میان امارات و رژیم صهیونیستی، ابعاد تازهای از دشمنی ابوظبی با تهران را آشکار کرده است.
اسناد محرمانهای که پیش از این فاش شده بود، نشان میدهد که امارات و رژیم صهیونیستی همکاری نزدیکی در زمینه جاسوسی از کشورهای منطقه داشتهاند. بر اساس این اسناد، موساد با لحنی تحقیرآمیز از طرفهای اماراتی خواسته بود که سطح عملیات اطلاعاتی خود را افزایش دهند.
اینک در بحبوحه جنگ، نقش امارات به عنوان یک «پایگاه پشتیبانی دشمن» بیش از پیش آشکار شده است. از پایگاه هوائی الظفره در امارات که به عنوان یکی از مراکز فرماندهی و کنترل عملیات هوائی علیه ایران استفاده میشد تا هماهنگیهای اطلاعاتی با رژیم صهیونیستی، همه و همه نشان میدهد که امارات نه یک کشور بیطرف که گرفتار توافقنامههای نظامی با آمریکا شده، بلکه عاملی فعال در طراحی و اجرای نقشههای ضدایرانی است.
بستن تنگه هرمز و واکنش امارات
ایران در پاسخ به تجاوزات رژیم صهیونیستی و آمریکا، تنگه هرمز را به روی تردد کشتیها بست. آبراهی که ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند. قیمت نفت خام برنت در پی این اقدام از مرز ۱۱۲ دلار عبور کرد که بیش از ۵۰ درصد افزایش نسبت به پیش از جنگ بود.
در این نقطه بود که امارات نه تنها از تلاش آمریکا برای بازگشایی تنگه حمایت کرد، بلکه خود پیشقدم تشکیل ائتلاف نظامی برای گشایش اجباری آبراه هرمز شد. این اقدام را باید یکی از خصمانهترین رفتارهای ممکن علیه امنیت ملی ایران تلقی کرد؛ چرا که تنگه هرمز از منظر راهبردی، شریان حیاتی قدرت منطقهای ایران محسوب میشود و هرگونه تلاش خارجی برای کنترل آن، نادیده گرفتن حاکمیت ملی ایران در آبهایش است.
آمریکا و رژیم صهیونیستی که تصور میکردند جنگ حداکثر چهار روز طول خواهد کشید و با نابودی توان موشکی و دریایی ایران پایان مییابد، در پنجمین هفته جنگ اعلام کردند که ایران همچنان حدود 90 درصد از ذخایر موشکی و پهپادی خود را پیش از جنگ، حفظ کرده است.
در این شرایط، هرگونه اقدام نظامی مستقیم علیه ایران توسط امارات، منطقه را وارد فاز خطرناکتری میکرد؛ فازی که در آن ایران نه تنها حق مشروع دفاع از خود را دارد، بلکه با توجه به هشدارهای مکرر خود، همه پایگاهها و کشورهایی که به تجاوز علیه ایران کمک کنند را هدف «مشروع» حملات خود خواهد دانست.
چرا امارات در صدر فهرست تسویهحساب ایران قرار دارد؟
در پایان باید گفت که رفتار امارات در جنگ فعلی، او را از سایر کشورهای عربی که صرفاً به دلیل میزبانی از پایگاههای آمریکا درگیر جنگ شدهاند، جدا و متمایز میکند:
۱. فعالیت فراتر از میزبانی پایگاه: امارات نه تنها به عنوان میزبان پایگاههای آمریکا عمل کرد، بلکه خود پیشقدم تشکیل ائتلاف برای بازگشایی نظامی تنگه هرمز شد. این اقدام به منزله اعلام جنگ مستقیم علیه حاکمیت و امنیت ملی ایران است.
۲. همسویی با رژیم صهیونیستی: اسناد نشان میدهد روابط اطلاعاتی، امنیتی و نظامی میان ابوظبی و تلآویو پیش از این نیز وجود داشته است. در جریان جنگ، هماهنگی میان این دو به اوج خود رسیده است.
۳. تلاش برای تغییر وضعیت جزایر سهگانه: امارات در بحبوحه جنگ، از هر فرصتی برای احیای ادعاهای توسعهطلبانه خود بر جزایر سهگانه ایرانی استفاده کرد. هدف ابوظبی گره زدن مسئله عبور از تنگه هرمز به ادعاهای ارضی علیه ایران بود.
۴. تحت فشار قرار دادن ایران از دو جبهه: همزمان با حملات آمریکا و اسرائیل از غرب، امارات تلاش کرد با فشار از جنوب، ایران را در محاصره استراتژیک قرار دهد.
از این رو، در هرگونه محاسبه نهائی جنگ، امارات نمیتواند مانند قطر یا عمان که تلاش کردند حتی به شکل ظاهری بیطرفی نسبی خود را حفظ کنند، برخورد شود. رفتار خصمانه و فعالانه ابوظبی، او را به هدفی ویژه برای تسویهحساب استراتژیک ایران تبدیل کرده است.
در عرصه نظامی، اقتصادی و سیاسی، ایران باید با توجه به میزان خصومت امارات، پاسخی متناسب و قاطع به این کشور بدهد تا درس عبرتی برای سایر کشورهایی باشد که ممکن است فریب وعدههای آمریکا و اسرائیل را بخورند.
همچنین، نحوه پاسخ به این کشور باید متضمن این مسئله باشد که سران بیابانگرد و شکمپرست آن دیگر هیچگاه هوس همکاری در پروژههای ضدایرانی در منطقه و جهان را نکنند.
کیهان