کیهان: ۱۰ سال پیش باید تنگه هرمز را میبستیم
اعمال قدرت و مدیریت ایران در تنگه هرمز میتوانست حداقل 10 سال پیش از این اتفاق بیفتد و امروز چهره منطقه غرب آسیا و جهان شکل دیگری داشته باشد. نباید زمان را در تصمیمگیریهای جسورانه و تعیینکننده از دست داد تا مبادا در آیندهای نه چندان دور این بار بگوییم میتوانستیم زودتر از معاهده NPT خارج شویم و یا زودتر محاصره دریایی ایران را بشکنیم
سید محمدعماد اعرابی در کیهان نوشت:اسفند 1404، مدتی پس از آنکه جمهوری اسلامی در واکنش به تجاوز آمریکایی- صهیونی و شهادت آقای عزیز ایران، تنگه هرمز را مسدود کرد و آثار و تبعات آن مورد تحلیل رسانههای بینالمللی قرار گرفت؛ یک کاربر خارجی در شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر سابق) مطلبی نوشت که بسیار پربازدید شد: «من نمیتوانم درک کنم که چطور ایران چنین کارت قدرتمندی با پیامدهای عظیم برای کل جهان، یعنی بستن تنگه هرمز را در اختیار داشت و با وجود ۴۰ سال تحریمهای ناعادلانه و تبلیغات منفی علیه خود، این برگ برنده را تا پیش از این فعال نکرده بود! واقعاً [ایران] با اخلاقترین کشور روی زمین است. اگر تنگه هرمز در ایالات متحده بود، شما هر روز و شب باید پاهای رئیسجمهور وقت آمریکا را میبوسیدید تا یک قطره نفت به دست بیاورید.»
شاید این کاربر نیوزلندی درست میگفت و ما بیش از اندازه اخلاقی عمل کردیم! شاید اگر برخی مدیران اجرائی به آمادگی نیروهای مسلح ایران و شکستپذیری دشمن عمیقا باور داشتند و با جسارت و شجاعت اراده خود را برای استفاده از این اهرم فشار به جهان نشان میدادند، حوادث این روزها جور دیگری رقم میخورد! شاید این توصیه رهبر شهید انقلاب به مدیران اجرائی برای استفاده از مشاوران و کارشناسان شجاع، شامل این موضوع نیز میشد: «با آدم ترسو مشورت نکن، از آدم بزدل نظر کارشناسی نگیر؛ برای خاطر اینکه هر کار بزرگی بخواهی انجام بدهی، هر اقدام خوبی و قدم بلندی بخواهی برداری، تو را میترساند که اگر این کار را بکنی، چنین میشود، چنان میشود.»
سال 1388 بود که غربزدگان مدعی اصلاحات با آشوبهای انتخاباتی، مقامات واشنگتن را برای اعمال رژیم تحریمهای ویژه علیه ایران تشویق کردند. آنها حتی چگونگی تحریم ایران را نیز به ساکنان کاخ سفید پیشنهاد دادند. «جان هانا» مشاور امنیت ملی «دیک چنی» معاون رئیسجمهور سابق آمریکا و عضو ارشد «مؤسسه واشنگتن» 23 مهر 1388 از ملاقات خود با برخی چهرههای نزدیک به رهبران آشوب خبر داد و در روزنامه لسآنجلستایمز نوشت: «پیامی که من از گردهمایی اخیر فعالان ایرانی در اروپا- که در میان آنها بعضی شخصیتهای نزدیک به رهبری جنبش سبز حضور داشتند- شنیدم این بود. تحریم باید در دوزهای قوی اعمال شود؛ آنها گفتند یک دوز ضعیف و یا رویکرد تدریجی [در تحریم] فقط به [حکومت ایران] این امکان را میدهد که خود را [متناسب با آن] تنظیم کند؛ برای اینکه تحریم مؤثر باشد، باید به صورت شوک عمل کند و نه به صورت واکسن.»
«جان هانا» از دیدار خود با این افراد و اظهاراتشان نتیجه گرفت: «هر اقدام خارجی که ایران را بیشتر تحت فشار قرار دهد و مشروعیت آنها را در چشم جهانیان زیر سؤال ببرد، حتی با خطر تحمیل سختیهای مضاعف بر مردم ایران، مورد استقبال [آشوبگران] قرار خواهد گرفت.» قطعنامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل و تحریمهای یکجانبه آمریکا تحت عنوان «قانون جامع تحریمها، مسئولیتپذیری و محرومیت»(CISSADA) با همین هدف در ژوئن 2009 (خرداد و تیر 1389) تصویب شدند تا در همافزایی با یکدیگر حلقه محاصره اقتصادی ایران توسط آمریکا را تنگ کنند. حدود دو سال طول کشید تا مردم ایران طعم این خیانت غربزدگان مدعی اصلاحات را در شرایط اقتصادی کشور بچشند. شاید همان موقع، یکی از زمانهای طلایی استفاده از اهرم فشار تنگه هرمز بود تا به آمریکا بفهمانیم اگر با اعمال تحریم عرصه اقتصاد را بر ایران سخت میکند ایران هم با اعمال قدرت در تنگه هرمز میتواند گلوی اقتصاد جهانی را بفشارد.کیهان بارها بر ضرورت استفاده از این اهرم برای مقابله با تحریمها و به زانو درآوردن آمریکا تاکید کرد، اما مدیران اجرائی وقت بیشتر ترجیح میدادند به جای اهرم قدرت از چانهزنی و مذاکره برای رفع تحریم استفاده کنند.
مدتی بعد که آمریکا علیرغم مذاکرات و توافق، به تهدید و تحریم ایران ادامه میداد؛ شهید سلامی جانشین وقت فرمانده کل سپاه 14 اردیبهشت 1395 از آمادگی سپاه برای مسدودسازی تنگه هرمز بر روی شناورهای آمریکایی خبر داد: «ایران اگر اراده کند قطرهای نفت از تنگه هرمز به شرق و غرب عالم صادر نخواهد شد و اگر آمریکاییها ما را تهدید کنند براساس کنوانسیون 1982 دریاها مجبور خواهیم بود مانع عبور کشتیهای آنها از تنگه هرمز که برای امنیت منطقه ضرر دارد، شویم.» اما باز هم در مقامات اجرائی، ارادهای برای استفاده از این توان نیروهای مسلح وجود نداشت.
دو سال بعد با پاره شدن توافق توسط ترامپ و اعمال فشار حداکثری برای به صفر رساندن صادرات نفت ایران، نشانهای امیدوارکننده برای استفاده از اهرم تنگه هرمز در مدیران اجرائی پیدا شد و رئیسجمهور وقت 12 تیر 1397 گفت: «آمریکاییها مدعی شدهاند که میخواهند به طور کامل جلوی صادرات نفت ایران را بگیرند. آنها معنی این حرف را نمیفهمند، چرا که این اصلا معنی ندارد که نفت ایران صادر نشود و آن وقت نفت منطقه صادر شود. اگر شما توانستید، این کار را بکنید تا نتیجهاش را ببینید.» همین موضع محکم و امیدوارکننده باعث شد تا شهید سلیمانی فرمانده وقت نیروی قدس سپاه در پیامی از اظهارات رئیسجمهور تشکر و بار دیگر آمادگی نیروهای مسلح را برای اجرای این طرح اعلام کند: «آنچه از فرمایشات حضرتعالی در رسانهها منعکس شد، مبنی بر اینکه اگر نفت جمهوری اسلامی ایران صادر نشود، تضمینی برای صدور نفت کل منطقه نمیباشد، مایه مباهات و افتخار است... دست شما را برای ایراد این سخنان بموقع، حکیمانه و صحیح میبوسم و برای هر سیاستی که مصلحت نظام اسلامی باشد، در خدمت هستیم.» اما سخنان رئیسجمهور وقت ایران در حد حرف باقی ماند و هرگز به مرحله اجرا نرسید.
یکی از مواردی که اراده مدیران اجرائی را در استفاده از ابزار تنگه هرمز سست میکرد، حتما استفاده از مشاوران و کارشناسان بیصلاحیت و بیاعتقاد به توانمندیهای ملی و فضاسازی رسانههای غربزده بود. در تمام این سالها جریان غربزده مدعی اصلاحات که از یک طرف برای اعمال تحریم بر کشور زمینهسازی و کارسازی کرده بود، از طرف دیگر سعی میکرد اهرم قدرت ایران در تنگه هرمز را ناچیز، بیمصرف و حتی خطرناک جلوه دهد. این جریان گاهی با برجسته کردن بیش از حد مسیرهای جایگزین انتقال نفت در امارات و عربستان، نقش تنگه هرمز را ناچیز نشان میداد. گاهی با هراسافکنی، مسدود شدن تنگه هرمز را معادل اجماع بینالمللی علیه ایران، از دست دادن متحدان و حمله نظامی تصویر میکرد و گاهی حتی مدعی میشد ایران در صورت اقدام نیز توانایی مسدودسازی تنگه هرمز را ندارد. در واقع آنها همزمان که خشاب اسلحه دشمن را پر میکردند، خشاب اسلحه خودی را هم خالی میکردند.
حالا و پس از گذر از همه این سالها و تجربهها ما به این نقطه رسیدهایم. ما نتیجه 13 سال مذاکره برای لغو تحریم را دیدهایم و نتیجه استفاده از اهرم قدرت خود بر دشمن را نیز در دو ماه گذشته دیدهایم. چیزی که ما به آن احتیاج داریم فشار خردکننده بر دشمن برای پشیمان کردن او از اقدامات خصمانه است و حالا خوب میدانیم آنچه دشمن را تحت فشار میگذارد و پشیمان میکند تصمیمات شجاعانه و جسورانهای مانند مسدودسازی تنگه هرمز است نه مذاکره و چانهزنی. اعمال قدرت و مدیریت ایران در تنگه هرمز میتوانست حداقل 10 سال پیش از این اتفاق بیفتد و امروز چهره منطقه غرب آسیا و جهان شکل دیگری داشته باشد. نباید زمان را در تصمیمگیریهای جسورانه و تعیینکننده از دست داد تا مبادا در آیندهای نه چندان دور این بار بگوییم میتوانستیم زودتر از معاهده NPT خارج شویم و یا زودتر محاصره دریایی ایران را بشکنیم و...