نقشآفرینی «پکن» در معادلات جدید منطقهای
سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه روز گذشته با هدف پیگیری رایزنیها برای مهار تنشهای جاری در غرب آسیا راهی پکن شد.
سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه روز گذشته با هدف پیگیری رایزنیها برای مهار تنشهای جاری در غرب آسیا راهی پکن شد. با آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و ورود بحران به مرحلهای عینی و پرهزینه، تحرکات دیپلماتیک در سطوح عالی، صورتی فشرده و هدفمند به خود گرفته است؛ از این منظر، سفر عراقچی را میتوان تلاشی برای مدیریت ابعاد پیچیده بحران و در عین حال، ارزیابی میزان آمادگی و اراده قدرتهای بزرگ به ویژه چین برای ایفای نقشی مؤثر در مهار و جهتدهی به روند تحولات تلقی کرد.
جنگ علیه ایران در حالی رخ داد که چین واکنش قابل ملاحظهای را در شورای امنیت سازمان ملل و محکومیت صریح این اقدام نظامی از خود نشان داد. دستگاه دیپلماسی چین با هدایت «وانگ یی»، از طریق تماسهای فوری با همتایان خود از جمله وزیر خارجه روسیه کوشید تا فرصتی برای اجماع نسبی علیه تشدید تنشها ایجاد کند که در آن، نه تنها حمله در بحبوحه مذاکرات که هرگونه اقدام در راستای تغییر نظام سیاسی یا ترور رهبران، بهعنوان خطوط قرمز غیرقابل قبول تعریف شود. نقطه عطف کنشگری چین را باید در مرحلهای دانست که بحران به گرههای ساختاری، از جمله تهدید شریانهای انرژی رسید. در این مقطع، چین ضمن تضمین عبور امن نفتکشهای خود از تنگه هرمز، توانست امنیت بخش قابل توجهی از واردات انرژی خود را تثبیت کند که در کنار پیشبرد سیاست دلارزدایی و افزایش چشمگیر تسویه حسابهای مبتنی بر «یوان» در تجارت با ایران از بهرهبرداری هوشمندانه از بستر بحران برای تقویت موقعیت راهبردی این کشور در نظم اقتصادی در حال گذار جهانی حکایت میکرد. پکن کوشید همزمان با تضمین تداوم جریان انرژی از ایران، از بروز شوکهای قیمتی در بازارهای جهانی که بیتردید میتوانست آهنگ رشد اقتصادی این کشور را مختل سازد، پیشگیری کند و در عین حال، به تدریج به فرسایش جایگاه ایالات متحده کمک کند. همچنین اقدام چین در توسل به ابزار وتوی قطعنامه ضد ایرانی در شورای امنیت سازمان ملل هم بخشی از یک راهبرد سنجیده به شمار رفت که در عمل، مسیر شکلگیری آتشبس را هموار ساخت و موانع انباشته بر سر راه آغاز مذاکرات صلح را تا حدی قابل توجه مرتفع کرد. نشانههای عینی این تحول در بستر فعال شدن کانالهای گفتوگوها در اسلام آباد بازتاب پیدا کرد.
دست رد چین به تحریمهای آمریکا
در چنین فضایی که پیرامون نحوه مواجهه چین با جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران شکل گرفته، بسیاری از ناظران معتقدند که پکن این بحران را در امتداد رقابت ساختاری خود با واشنگتن و نشانهای از گذار تدریجی نظام بینالملل از وضعیت تک قطبی تلقی میکند که به طور ضمنی نشان میدهد این منازعه را عرصهای برای آزمون ظرفیتهای نظم نوظهور میداند. در همین چهارچوب، اقدام وزارت بازرگانی چین در صدور حکمی الزامآور مبنی بر ممنوعیت تبعیت نهادهای داخلی از تحریمهای آمریکا علیه شرکتهای پالایشگاهی چینی حائز اهمیت میشود چه این تصمیم به ابزار اجرایی درون مرزی برای مقابله با تحریمهای فرامرزی ایالات متحده تبدیل شده است. تأکید پکن بر غیرقانونی بودن این تحریمها و مغایرت آنها با اصول حقوق بینالملل نشاندهنده تلاشی سازمان یافته برای مهار نفوذ مالی آمریکا و ایجاد سابقهای عملی در برابر سازوکارهایی است که پیشتر بیچالش جدی از سوی رقبا اعمال میشد.
تلاشی هدفمند برای مدیریت نگرانیها
در چنین فضایی سفر وزیر امور خارجه ایران به پکن اهمیتی مضاعف پیدا میکند که بیش از هر چیز از قرار گرفتن تهران و واشنگتن در وضعیت یک آتشبس شکننده ناشی میشود که در عمل، تحت تأثیر تشدید تنشها در حوزه کشتیرانی و مداخلات ایالات متحده در مسیرهای تجارت دریایی به وضعیتی تعلیقی و ناپایدار تبدیل شده است. این در حالی است که همزمانی این سفر با آمادگی پکن برای میزبانی «دونالد ترامپ»، رئیسجمهوری آمریکا وجه مهمی به آن میبخشد، چه آنکه به نظر میرسد پرونده تحولات غرب آسیا و به ویژه بحران جاری میان ایران و آمریکا به یکی از محورهای اصلی گفتوگوهای آتی میان قدرتهای بزرگ تبدیل خواهد شد. خاصه آنکه چین حساسیت ویژهای نسبت به امنیت کشتیرانی تجاری بینالمللی دارد که برای این کشور سنگ بنای ثبات راهبردی و استمرار رشد محسوب میشود. وابستگی ساختاری این کشور به واردات گسترده منابع هیدروکربنی، پکن را در مقام بزرگترین واردکننده نفت جهان به شدت نسبت به تحولات ژئوپلتیکی در گلوگاههای حیاتی انتقال انرژی حساس ساخته است. در این میان، تنگه هرمز شریان اصلی تغذیه اقتصاد صنعتی چین محسوب میشود، بهگونهای که بخش قابل توجهی از نیاز انرژی این کشور از رهگذر این آبراهه تأمین میگردد. بنابراین هرگونه اختلال مستمر یا بیثباتی در این مسیر، پیامدهایی فراتر از نوسانات مقطعی به همراه خواهد داشت و میتواند به جهشهای قیمتی قابل توجه در بازارهای جهانی منجر شود که به طور مستقیم هزینههای تولید را در اقتصاد چین افزایش داده و انسجام زنجیرههای تأمین آن را با اختلال مواجه میسازد. این وضعیت، میتواند آهنگ رشد اقتصادی این کشور را تضعیف کرده و ظرفیتهای توسعهای آن را در معرض محدودیتهای جدی قرار دهد که اهمیت ثبات در این گذرگاه راهبردی را دوچندان میسازد.
در این میان، میزبانی پکن از وزیر خارجه ایران را باید تلاشی هدفمند برای مدیریت نگرانیها از طریق گفتوگو با یکی از کلیدیترین بازیگران منطقهای ارزیابی کرد که احتمالاً بر محورهایی چون تعمیق همکاریهای راهبردی، بررسی پیامدهای یکجانبهگرایی آمریکا، هماهنگی در مجامع بینالمللی و جستوجوی راهکارهای سیاسی برای مهار بحران و بازگرداندن ثبات به منطقه متمرکز خواهد بود.