رقص روی خلأ نظارت

نقدی بر «تهران کنارت»

«تهران کنارت» امروز با اندکی صدای زن و مقداری رقص به مسیر اکران خود ادامه می‌دهد

کد خبر : 1400860

فاطمه ترکاشوند :  آرام‌آرام حواشی فیلم‌ها به فراموشی سپرده می‌شود و اکران‌ها در سکوت و آرامش ادامه پیدا می‌کنند؛ در حالی که در این میان، مرکز توجه‌مان را از دست می‌دهیم. همان مرکزیتی که پس از حوادث دی‌ماه و دو جنگ اخیر، بیش از هر زمان دیگری باید معطوف به بازتعریف حدود و چارچوب‌ها باشد و خود را با شرایط تازه اجتماعی هماهنگ کند. اما در غیاب اتاق‌های فکر فعال فرهنگی، همه‌چیز به دست باد سپرده شده است.

اگر فراموش نکرده باشیم، مسئله حواشی اخلاقی یا حدود شرعی فیلم‌ها هیچ‌گاه صرفاً مسئله خود فیلم‌ها نبوده است؛ بلکه به انتظارات جامعه از آثار فرهنگی مورد تأیید در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بازمی‌گردد. حتی اگر کسی این چارچوب‌ها را نپسندد یا به آن‌ها باور نداشته باشد، باز هم این انتخاب‌ها در تعریف نسبت او با ذائقه فرهنگی حاکمیت مهم و حتی تعیین‌کننده‌اند.

برهم خوردن چارچوب‌ها به خودی خود چندان ترسناک نیست؛ آنچه نگران‌کننده است، رها شدن آن‌ها به حال خود است. این‌که احساس کنیم شرایط اجتماعی تغییر کرده و باید متناسب با آن، چارچوب‌ها را بازتعریف و روزآمد کنیم، نه نشانه ضعف، بلکه نشانه هوشمندی یک ساختار فرهنگی است. در مقابل، سکوت، اغماض و نادیده گرفتن تغییرات اجتماعی و فرهنگی و تأثیر آن‌ها بر سیاست‌گذاری فرهنگی، در میان‌مدت و بلندمدت به شلختگی، ابتذال و در نهایت خشم و تنش اجتماعی منجر خواهد شد.

حالا و چند هفته پس از اکران فیلم «تهران کنارت» و فروکش کردن حواشی پیرامون آن، شاید در حال تجربه نخستین نمونه‌های همین تغییرات فکرنشده، اعلام‌نشده و برنامه‌ریزی‌نشده باشیم.

فیلمی که برخلاف نام و ادعای سازندگانش، نشانی چندانی از «تهران» در آن دیده نمی‌شود. انبوهی از سکانس‌های داخلی در چند رستوران شیک و محیط‌های بسته، قرار است تصویری از «تهران پیشرفته» ارائه دهند؛ در حالی که قصه‌ای کم‌جان و پرداختی ضعیف، نهایتاً فیلم را به ستایش مهاجرت از همین تهران می‌رساند.

در واقع، برای روایت ساده‌لوحانه چند جوان لاابالی که میان چند کافه و رستوران پرسه می‌زنند، هزینه‌ای نامتناسب در سطح افکار عمومی پرداخت می‌شود؛ آن هم به نام ارائه تصویری مدرن و جذاب از تهران پس از جنگ.

بخشی از این حواشی نیز حاصل شیطنت آگاهانه فیلمساز است؛ شیطنتی برای واداشتن مخاطبان حساس و نهادهای مسئول به واکنش و در نتیجه، افزایش دوپینگی فروش از مسیر حساسیت‌زایی. حال آن‌که فیلم حتی در سطحی نیست که چنین هزینه‌ای برای آن توجیه‌پذیر باشد.

«تهران کنارت» امروز با اندکی صدای زن و مقداری رقص به مسیر اکران خود ادامه می‌دهد؛ در حالی که محتوای آن نیز تفاوت چندانی با همین جاذبه‌های سطحی ندارد. برای نمونه، سکانس مهمانی فیلم نه از منظر شرعی یا اخلاقی، بلکه حتی در سطح دراماتیک نیز کارکردی جز نمایش ساده‌لوحانه و کاریکاتوری نیروی انتظامی پیدا نمی‌کند.

فیلم‌هایی از این دست هنوز حتی در تعریف نسبت خود با ساختارهای نظارتی حاکمیت ـ چه درون متن فیلم و چه بیرون از آن ـ گرفتار تصویری عقب‌مانده و تاریخ‌مصرف‌گذشته‌اند. شاید این مسئله بیش از آن‌که به ضعف نویسندگان و کارگردانان بازگردد، ناشی از ضعف ساختار فرهنگی و سینمایی کشور در بازتعریف چارچوب‌ها یا فقدان اراده کافی برای انجام این کار باشد؛ آن هم در تعامل با خود سینماگران، به گونه‌ای که این چارچوب‌ها از دل جامعه سینمایی برآیند و به خود آن عرضه شوند.

نکته مهم اینجاست که امروز تقریباً همه بازیگران این عرصه پذیرفته‌اند که می‌توان بدون حمایت حاکمیت نیز فیلم ساخت و حاکمیت هم این واقعیت را کمابیش به رسمیت شناخته است. اما همچنان می‌توان به مدلی اندیشید که در آن، دست‌کم امکانات و منابع عمومی در اختیار آثاری قرار نگیرد که با چارچوب‌های مورد توافق فرهنگی همخوانی ندارند.

مسئله اصلی «تهران کنارت» نیست. مسئله، پایان دادن به ضعف‌های ساختاریِ یک نظام فرهنگی تنبل و فربه است که اجازه می‌دهد از خلأها و نقاط ضعفش علیه خودش استفاده شود؛ آن هم برای آثاری که نه از حیث متن، نه از منظر جذابیت‌های سینمایی و نه از نظر استانداردهای فنی، در شأن فرهنگ و شعور مخاطب ایرانی نیستند.

پرسش اینجاست: آیا در معاونت نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی، اراده‌ای جدی برای این بازتعریف و روزآمدسازی چارچوب‌ها وجود دارد یا همچنان قرار است همه‌چیز به دست باد سپرده شود؟

لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: