پرسپولیس فروشی‌ نیست

به بهانه مرگ‌ ساتراپی؛ جریان ایران‌فروش هنری چه نقشی در بمباران کشور داشت؟

بدون دخترم هرگز فروش قابل‌توجهی نداشت و نتوانست ایرانیان داخل و حتی خارج از کشور را به هدف سرگرمی هم که شده اندکی قلقلک دهد.

کد خبر : 1401170

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تعدادی از چهره‌های معروف و حتی کمتر شناخته‌شده که عرصه را برای یکه‌تازی خود تنگ می‌دیدند، فرار را بر قرار ترجیح دادند و ایران را به مقصد اروپا و آمریکا ترک کردند تا در آنجا علیه فرهنگ ایرانی- شیعی کشور خویش چنگ بزنند و لجن‌پراکنی کنند. 

پس از پایان جنگ تحمیلی، غرب پروژه دیگری‌سازی از ایران را در سطحی متفاوت اجرا کرد و با فیلم موهن «بدون دخترم هرگز» به مقابله با ما برخاست. بدون دخترم هرگز فروش قابل‌توجهی نداشت و نتوانست ایرانیان داخل و حتی خارج از کشور را به هدف سرگرمی هم که شده اندکی قلقلک دهد. 

غرب در حال پیدا کردن راه‌های میانبر برای اثرگذاری بر ادراک مخاطبان هدف ایرانی‌اش درون و بیرون مرز‌ها بود تا در جاده دیگری‌سازی از ما برخلاف گذشته دستش پر از خالی نباشد. در همین اثنا بود که شیرین نشاط‌ها، مرجان ساتراپی‌ها و آذر نفیسی‌ها، مانند ماری که از جعبه معرکه‌گیر‌های خیابانی بیرون می‌آیند و نگاه خیره تماشاچی را به سوژه جلب می‌کنند به کمک آمریکا و غرب آمدند تا دیگری‌سازی را وارد مراحل پیچیده‌اش کنند. 

قرار بر این بود که فیلمسازان و نویسندگان به‌اصطلاح تحصیل‌کرده و آکادمیک فارسی‌زبان، اذهان را با دو شقه کردن ملت ایران به دو دسته مدرن و مرتجع برای حمله نظامی به کشور آماده کنند. این معامله‌ای برد- برد و پرسود برای هریک از طرفین بود، زیرا کمپانی‌های فیلمسازی آمریکایی و اروپایی با تأمین بودجه و فراهم‌آوردن نیاز‌های مادی این جماعت هم به هدف خویش در ساعت صفر تصمیم‌گیری نزدیک می‌شدند و هم سینماگرانی مثل مرجان ساتراپی را به شهرتی- که لیاقتش را در حالت عادی نداشتند- برسانند. 

خط روایی در این آثار و نوشته‌ها به‌گونه‌ای بود که نویسنده یا فیلمساز با دامن زدن به آنتاگونیسم اجتماعی، مردم را به دو بخش موافق و مخالف تقسیم می‌کرد و تمام خصلت‌ها و ویژگی‌های نیکو را با شیطانی جلوه‌دادن افراد و گروه‌های مذهبی به مخالفان حکومت نسبت می‌داد تا با گروگان درنظرگرفتن طرف خوب ماجرا در فضا و اتمسفری خارج از سالن سینما بیخ گلوی تماشاگر غربی را بگیرد و آن‌ها را به این فکر می‌انداخت که بد نیست برای نجات جان شهروندان دگراندیش ایرانی از دست دولتشان، ساختار سیاسی دولت متبوع خویش در اروپا و آمریکا را تحت‌فشار قرار دهند.

لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: