اگر هدف ترامپ توافق بود چرا ترور کرد؟
دنی (دنیس) سیترینوویچ «رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل» هم در مواضع ترامپ تشکیک کرده و مینویسد: اگر هدف توافق بود، بهتر نبود (آیتالله) خامنهای و لاریجانی در صحنه باقی میماندند؟ و اگر هدف سرنگونی نظام بود، پس چرا با آنها مذاکره میکنید؟
اظهارات ترامپ در روزهای پنجشنبه و جمعه، مصداق بارز پریشانگویی بود و این پرسش را در نگاه تحلیلگران پدید آورد که چرا نظم راهبردی در گفتار و ادبیات او بهشدت به هم ریخته است.
اظهارات ترامپ طیفی از تهدیدهای سخت و سپس اعلام توافق قریبالوقوع توافق و مجدداً اراجیفگویی را شامل میشد و این در حالی بود که او چند روز پر تنش را در خلیجفارس و تنگه هرمز سپری کرده اما نتیجهای نگرفته بود بلکه تنگه هرمز که در این اواخر شاهد تردد روزانه سی کشتی و نفتکش بود، پس از حملات روز چهارشنبه آمریکا کاملاً مسدود شد.
خاکشیرمزاجی ترامپ
چند نوبت اظهارنظر ترامپ در دو روز گذشته، مصداق روشنی از ضد و نقیضگویی، آشفتگی و درماندگی است. او صبح و بعدازظهر پنجشنبه به وقت تهران در چند نوبت اظهارنظر گفت:
- ما در حال متوقف کردن یک ملت بسیار شرور هستیم که هزاران نفر از مردم ما را کشته است... اکنون، ایران در موقعیت نهائی قرار دارد آنها چارهای ندارند.
- ایالاتمتحده امشب به ایران (که نیروی دریایی، نیروی هوایی، رادار، پدافند هوایی، به همراه بخش عمدهای از توانایی تهاجمیاش، از بین رفته است) ضربه بسیار شدیدی خواهد زد.
- در آیندهای نهچندان دور، ما جزیره خارک و سایر نقاط زیرساخت نفتی را تصرف خواهیم کرد و کنترل کامل بازارهای نفت و گاز آنها را به دست خواهیم گرفت، دقیقاً مانند کاری که با ونزوئلا انجام دادیم.
- ما ایرانیها را نابود خواهیم کرد. هواپیماهای ما بر فراز قلب تهران پرواز میکنند.
- ما تمام رادارها، سامانههای پدافند هوائی و بیشتر موشکهای ایران را نابود کردیم و معتقدیم که بیش از حدود ۲۰درصد از توان موشکی آنها باقی نمانده است.
- آنها شدیداً خواهان رسیدن به یک توافق هستند. ما دیشب ۲۵۰میلیون دلار بمب روی آنها ریختیم. آنها واقعاً تسلیم شدهاند. آنها هنوز خودشان هم نمیدانند.
- ایرانیها دارند با ما مذاکره میکنند تا به توافق برسند. این کار برایشان سخت است چون آنها مغرورند.
- مقامات ارشد ایران مستقیماً با من در اتاق وضعیت تماس گرفتند و خواستند که بمباران کشورشان را متوقف کنم.
- توافق بهزودی امضا میشود، شاید در این تعطیلات (شنبه و یکشنبه).
- ما امروز جنگ با ایران را پایان دادیم و آنها موافقت کردهاند که هرگز سلاح هستهای نداشته باشند. ما با ایران به توافق رسیدیم. یک معامله بزرگ انجام دادیم.
- براساس این واقعیت که مذاکرات با ایران تأیید شده است، من حملات و بمبارانهای برنامهریزی شده علیه ایران را امشب لغو کردهام. زمان و مکان امضا بهزودی اعلام خواهد شد.
- شرایطی که ایران درباره توافق به اخبار جعلی درز داده، هیچ ارتباطی با شرایطی که بهصورت کتبی توافق شده، ندارد. آنچه آنها گفتند، از جمله بیانیه ضعیفشان در مورد داشتن یک توافق، هیچ ارتباطی با حقیقت ندارد. با افراد بسیار بیآبرویی باید معامله کرد. با آنها، چیزی به نام معامله با حسننیت وجود ندارد. شگفتانگیز است».
غلبه واقعیات میدان بر توهمات ترامپ
اما واقعیت میدان چیست که ترامپ را اینچنین آشفته و درمانده کرده است. او برای چندمینبار در زورآزمایی در اطراف تنگه هرمز شکست خورد و پایگاههای مهمش در اردن و کویت و بحرین زیر ضرب رفت. در عین واقعیت به سمتی رفت که روزنامه تلگراف نوشت: تنگه هرمز تا هر زمان که ایران بخواهد بسته خواهد ماند. حتی اگر آمریکا هولناکترین ارتش جهان را داشته باشد، باز در برابر دشمنی چابک که در خانه خود بازی میکند، نمیتواند سطح تهدید را تا حدی کاهش دهد که شرکتهای کشتیرانی حاضر به پذیرش ریسک عبور شوند. سیستم فرماندهی ایران بهصورت غیرمتمرکز، مستحکم و با شبکههای پشتیبان طراحی شده است. ضربهزدن به آن مانند «مشتزدن به مه» است. هر چقدر هم که محکم ضربه بزنید، فایدهای ندارد. تجهیزات نیروی دریایی آمریکا در منطقه از جمله ناو لینکلن نمیتوانند تا ابد در موقعیت خود باقی بمانند. خستگی خدمه، چرخههای تعمیر و نگهداری و هزینههای سرسامآور آنها محدودیتهایی را ایجاد میکند. نتیجه این وضعیت یک بنبست فرسایشی است که با گذشت زمان به نفع طرف تابآورتر تمام میشود.
پوششی برای عقبنشینی
فضاسازی مثبت (و در عین حال قدرتنمایی رسانهای او) تقریباً از سوی هیچ رسانه و تحلیلگر مستقلی مورد اعتنا و استقبال قرار نگرفت. دیروز نشریه اکونومیست تأکید کرد «ایران، ترس خود از جنگ را از دست داده است. کشوری که زمانی بسیار محتاط بود اکنون احتیاط را کنار گذاشته است».
همزمان، خبرگزاری بلومبرگ نوشت: ترامپ بارها اعلام کرده که ایالاتمتحده و ایران به توافق نزدیک شدهاند، اما مذاکرات دشوار و کندتر از آن چیزی است که علنی عنوان شده است.
گرگ کارلستروم، خبرنگار و تحلیلگر اکونومیست هم تأکید کرد: اعتبار آمریکا تا آنجا تنزل یافته است که رئیسجمهور میتواند از دستیابی به یک توافق دیپلماتیک خبر دهد، اما واکنش تقریباً همگانی این باشد که: «صبر کنیم ببینیم [خبرگزاری] «تسنیم» آن را تأیید میکند یا نه.
از سوی دیگر، جورج گالووی تحلیلگر انگلیسی: ترامپ طبق معمول درباره توافق با ایران دروغ میگوید. هیچ توافقی با ایران وجود ندارد. این، دوباره پوششی برای عقبنشینی اوست.
هرجومرج فکری به روایت شبکه آی24
شبکه صهیونیستی آی24 در تحلیل اتفاقات چند روز اخیر گفت: هنوز جزئیات توافق را نمیدانیم. خیلی جالب خواهد بود که ببینیم آیا ترامپ عقبنشینی میکند یا آیا ایرانیها به یک جمعبندی رسیدهاند؟ و این در حالی است که ما اصلاً نمیدانیم آیا ایرانیها آن را تأیید میکنند یا نه، یا اینکه بهزودی مثل گذشته احتمالاً تکذیب صادر خواهد شد.
سخت است وارد ذهن او شدن. دو ساعت پیش میخواست جزیره خارک را تصرف کند و حالا کاملاً تغییر موضع داده است. این هرجومرج است؛ چیزی است که اصلاً قابل فهم نیست. چندینبار در طول جنگ او چنین اعلامیههایی داده که توافقی در راه است، اما بعد ایرانیها آن را به هم زدهاند. من نمیبینم که سپاه پاسداران به این سرعت امضا کند.
ترامپ هر کاری کرده تا آنها را به میز مذاکره برگرداند. اگر وارد ذهن ایرانیها شویم، میبینیم که آنها در حال وقتکشی هستند؛ میخواهند چند ماه زمان بخرند تا انتخابات میاندورهای، یا تا پایان دوره او، یا تا زمانی که از این موضوع خسته شود. آنها خواسته او را برآورده نخواهند کرد. و این را کاملاً صریح به تو میگویم. اگر چنین جنگی با چنین توافقی تمام شود، ترامپ هرگز نمیتواند آن را بهعنوان یک پیروزی واقعی نشان دهد.
تفاوت ۱۰۰میلیون بشکه با دو میلیارد بشکه نفت
وبسایت شبکه الجزیره با زیر سؤال بردن بخشی از ادعای ترامپ نوشت: او در جمع خبرنگاران اعلام کرد که ارتش این کشور پنهانی ۱۰۰میلیون بشکه نفت را از تنگه هرمز عبور داده و همین مانع افزایش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار شده است. اما این ادعای او تا چه حد میتواند درست باشد؟ قبل از جنگ در آبهای خلیجفارس، حدود ۱۴۰ کشتی، از جمله تانکرهای نفتی بوده و این گذرگاه قبل از تنشها میزبان ۲۰میلیون بشکه نفت در روز بود. ادعای ترامپ برابر با پنج روز تولید قبل از جنگ است- در مقایسه با حدود دو میلیارد بشکه نفتی که باید در طول جنگ از تنگه هرمز عبور میکرد، اگر درگیریهای جاری نبود.
در ابراز تردید دیگری، برت اریکسون، کارشناس آمریکایی پرسید: اگر محاصره دریایی آمریکا علیه ایران مؤثر بود... چرا باید ریسک بازگشت به جنگ را بپذیریم؟! اگر اسکورت کشتیها توسط آمریکا کافی بود... چرا باید ریسک بازگشت به جنگ را بپذیریم؟! اگر زمان به نفع ما بود... چرا باید ریسک بازگشت به جنگ را بپذیریم؟!
سردرگم و درمانده میان براندازی و مذاکره
دنی (دنیس) سیترینوویچ «رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل» هم در مواضع ترامپ تشکیک کرده و مینویسد: اگر هدف توافق بود، بهتر نبود (آیتالله) خامنهای و لاریجانی در صحنه باقی میماندند؟ و اگر هدف سرنگونی نظام بود، پس چرا با آنها مذاکره میکنید؟
نه تهدیدها و نه یک حمله نظامی آمریکا به احتمال زیاد ایران را از موضع کنونی خود عقب نخواهد راند؛ بهویژه در شرایطی که تهران، واشنگتن را در پایبندی به تعهداتش بازیگری متناقض و غیرقابل اعتماد میبیند.
بازگشت به یک رویارویی نظامی گستردهتر، احتمال دستیابی به یک توافق دیپلماتیک را کمتر خواهد کرد، نه بیشتر. از منظر ایران، اقدامات اخیر در حوزه دریایی از هماکنون بهعنوان نقض چارچوب آتشبس تعبیر میشوند.
ممکن است کسی از موضع ایران ناامید یا ناراضی باشد. اما اگر هدف رسیدن به یک توافق بود، عاقلانهتر این بود که افرادی مانند خامنهای، تصمیمگیرنده نهائی، و علی لاریجانی، که در گذشته نقش مهمی در پر کردن شکافها میان طرفین ایفا کرده بود، همچنان در صحنه باقی میماندند.
سیترینوویچ افزود: جمعبندی ماجرا این است که هیچ عملیات نظامی، چه محدود و چه گسترده، چه کوتاهمدت و چه طولانیمدت، به احتمال زیاد نخواهد توانست ایران را وادار کند توافقی را براساس شرایط آمریکا بپذیرد. این همان واقعیتی است که دولت آمریکا امروز با آن روبهروست. اگر رئیسجمهور ترامپ واقعاً خواهان دستیابی به یک توافق است، ناگزیر خواهد بود دستکم با بخشی از مطالبات اصلی ایران وارد تعامل شود. اما اگر حاضر به انجام این کار نیست، باید خود را برای یک رویارویی طولانیمدت آماده کند، نه یک راهحل مبتنی بر مذاکره و توافق.
ایران با دقت چشمان سنتکام را هدف گرفت
اتفاق مهم میدان نظامی که بیارتباط با عقبنشینی از سر ناچاری ترامپ نیست، ضربات دقیق و مؤثری است که ایران به تلافی حملات آمریکا به پایگاههای سنتکام وارد کرد.
تحلیلهای منابع باز (OSINT) نشان میدهد در حملات موشکی اخیر ایران، رادار راهبردی AR-327 آمریکا مستقر در منطقه جبلالدخان بحرین هدف قرار گرفته است. این رادار سهبعدی دوربرد با برد تقریبی ۴۷۰ کیلومتر، مسئولیت رصد مسیرهای دریایی خلیجفارس و تنگه هرمز را برعهده داشت.
تحلیلگر Policy Tenso در این زمینه معتقد است: این یک موفقیت عملیاتی بزرگ برای ایران است. رادار AR-۳۲۷ در مرتفعترین نقطه بحرین، بخش بسیار مهمی از ساختار دفاع موشکی و هوشیاری میدان نبرد در منطقه است. ایرانیها موفق شدند دستکم ۱۴ رادار آمریکایی را در سراسر منطقه هدف قرار دهند، از جمله چهار رادار AN/TPY-۲ (متعلق به سامانه تاد) و حداقل یک رادار AN/FPS-۱۳۲.
نقطهزنیهای خیرهکننده ایران
همچنین حسین پاک، خبرنگار در تحلیلی مینویسد: آنچه در رسانهها به چند تیتر کلی مانند «حمله به پایگاههای آمریکا» تقلیل یافت، در واقع مجموعهای از اهداف تخصصی و زیرساختی بود که نقش مستقیم در فرماندهی، هشدار زودهنگام، پشتیبانی و عملیات نیروهای آمریکایی در منطقه دارند. سامانه راداری هشدار زودهنگام AR-327 در ارتفاعات جبلالدخان بحرین؛ یکی از مهمترین گرههای رصد و پایش هوائی در خلیجفارس که در شبکه کشف و هشدار منطقهای نقش کلیدی دارد. آشیانهها و زیرساختهای عملیاتی در پایگاه هوائی الازرق اردن؛ پایگاهی که طی سالهای اخیر به یکی از مهمترین مراکز استقرار و پشتیبانی عملیات هوائی آمریکا در شرق اردن تبدیل شده است. پایگاه شیخ عیسی در بحرین؛ جایی که هواپیماهای شناسایی و فرماندهی هوابرد (AWACS) و تجهیزات پشتیبانی اطلاعاتی در آن حضور داشتهاند. انبارهای لجستیکی، مراکز ذخیره مهمات و سامانههای عملیاتی در کویت؛ اهدافی که بهدلیل نقش آنها در پشتیبانی عملیات آمریکا در خلیجفارس از اهمیت ویژه برخوردارند. شبکه پشتیبانی و فرماندهی مرتبط با ناوگان پنجم آمریکا در بحرین که بارها در کانون حملات و هشدارهای امنیتی قرار گرفته است.
هزینه بیحاصل در باتلاق جنگ فرسایشی
دیروز در حالی که روزنامه واشنگتنپست تأکید میکرد؛ «تورم در آمریکا به بالاترین سطح خود در سه سال اخیر میرسد که ناشی از جنگ ایران است»، آدام ماکلر تحلیلگر شبکه سیانان گفت: ترامپ در موقعیتی فراتر از توان خود قرار گرفته و ۱۰۰میلیارد دلار هزینه کرده، بدون آنکه حتی یک امتیاز سیاسی در پرونده هستهای یا تغییر رژیم ایران به دست آورد. رسانهها به دروغ میگویند جنگ تمام شده، در حالی که ما در باتلاق یک جنگ فرسایشی گرفتار شدهایم.
شورای آتلانتیک هم در گزارشی نوشت: ایران در طول سالها توانایی بالایی در تحمل فشارهای اقتصادی و سیاسی از خود نشان داده است. برای آمریکا یک مصالحه ناقص، بهتر از ادامه رویارویی است چون ممکن است هزینههای بیشتری به همراه داشته باشد. رویارویی آمریکا با ایران فقط در سطح سیاسی جریان ندارد، بلکه «بازارهای مالی و انرژی نیز از بازیگران اصلی» آن هستند. مذاکرات میان تهران و واشنگتن تنها تحت تاثیر ملاحظات نظامی نیست، بلکه پیامدهای اقتصادی تداوم بحران نیز در آن نقش دارند. آمریکا باید به دنبال توافق باشد، زیرا طولانیشدن بحران میتواند هزینههای سنگین اقتصادی داشته باشد.
اشتباه کردید؛ به خانه برگردید
در این میان، پروفسور جفری ساکس، اقتصاددان و استاد دانشگاه کلمبیا اعلام کرد: مردم آمریکا ناراضی هستند، آنها مخالف جنگ هستند. آنها با قیمت بالاتر بنزین در جایگاههای سوخت و با افزایش قیمت در همه زمینهها مواجهاند. زیرا هر چیزی که از هیدروکربنها، نفت و فرآوردههایش، پرواز، پلاستیک، پتروشیمی و کودهای شیمیایی استفاده میکند، همگی از تأثیرات این جنگ متأثر میشوند. وضعیت انرژی جهان هر روز بدتر میشود، زیرا تنها چند کشتی از تنگه هرمز عبور میکنند، راهحل آسانی برای آمریکا دارم، لازم نیست هیچ مذاکرهای کنید. فقط به خانه بروید، اشتباه کردید. این توصیه من است.
جنگ احتمالاً ایران را به یک قدرت بزرگ تبدیل میکند
پروفسور رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو نیز با انتقاد از فریب مردم آمریکا در جنگ گفت: من این را یک نقطه پایان نمیبینم. ما در مرحله پایانی جنگ نیستیم؛ در میانه بازی قرار داریم. این درگیریها ممکن است ایران را به یک قدرت بزرگ اقتصادی و ژئوپلیتیکی تبدیل کند؛ کشوری که قادر است از منابع نفتی خود و همچنین نفوذش بر مسیرهای کشتیرانی بینالمللی بهعنوان اهرم قدرت استفاده کند و در نتیجه، توازن و سلسله مراتب قدرت در نظام جهانی را دگرگون سازد. توافقی که درباره آن صحبت میشود، نه یک توافق پایانی بلکه مرحله میانی جنگ است. من بیست سال است سناریوهای بمباران ایران، مسیر تحولات آن، گزینهها و مراحل مختلفش را مدلسازی کردهام. اکنون دقیقاً در میانه همان مسیری هستیم که قابل پیشبینی بود. در مرحله میانی، ایران از وضعیت «بقا» عبور میکند و به سمت «جاهطلبی» حرکت میکند. در واقع بالهایش را باز میکند و به دنبال گسترش نفوذ منطقهای خود به شکلی منسجمتر میرود. به همین دلیل است که حالا از یک «شبکه جدید مقاومت امنیتی» صحبت میکنند. پیش از این اجزایی از چنین شبکهای وجود داشت، اما اکنون بحث بر سر یکپارچهسازی آن است. ایران در دو هفته گذشته جاهطلبتر شده و به همین دلیل سطح درگیریها را بالا برده است. ما به آنها حمله میکنیم، آنها دو برابر پاسخ میدهند. همین اتفاق را در قبال اسرائیل هم دیدهایم. آنچه در حال رخ دادن است این است که ترامپ را تحت فشار قرار داده است. مسئله اصلی اکنون برای ترامپ یک مشکل سیاسی داخلی است. اگر همه این ماجرا صرفاً درباره مذاکره با ایران بود، شما این حجم از پیامها را در تروثسوشال نمیدیدید.
ایران دست برتر را پیدا کرده است
روزنامه صهیونیستی معاریو از قول سیما شاین رئیس برنامه ایران در «مؤسسه مطالعات امنیت داخلی اسرائیل» نوشت: دونالد ترامپ فاقد راهبردی روشن برای مدیریت این پرونده است و تهران در شرایط کنونی از برتری سیاسی برخوردار شده است. ترامپ اهرمهای فشار خود بر ایران را از دست داده است. ایران در حال حاضر دست بالا را در تحولات جاری دارد و طرفهای مقابل بیش از آنکه به دنبال کسب امتیاز باشند، در تلاش برای کاهش خسارتهای خود هستند. ایرانیها اکنون در حال کسب دستاورد هستند و هیچ نشانهای از عقبنشینی آنها دیده نمیشود. همین مسئله احتمال دستیابی به توافقی سریع درباره پرونده هستهای ایران را کاهش داده است.
استواری شهرهای موشکی ایران
در همین حال، روزنامه فایننشالتایمز ضمن طرح این سؤال که راز بقاء شهرهای موشکی ایران چیست؟، نوشت: با وجود بمباران ۴۰روزه شهرهای موشکی ایران توسط آمریکا و اسرائیل، شهرهای موشکی ایران از جنگ جان سالم به در بردند. تابآوری «شهرهای موشکی» زیرزمینی به ایران کمک کرده تا هسته اصلی استراتژی نامتقارن خود را در برابر آمریکا و اسرائیل حفظ کند و حتی پس از هفتهها بمباران، جرأت تهدید کشتیرانی و زیرساختهای انرژی در سراسر خلیجفارس را داشته باشد. در تبادل آتش این هفته با اسرائیل و آمریکا، سپاه پاسداران چندین موج موشک بالستیک شلیک کرد.
فقط یکششم آمریکاییها ترامپ را پیروز جنگ میدانند
نشریه آمریکایی Conversation در یادداشتی خاطرنشان کرد: حملات هوایی به ایران در پی سرنگونی یک بالگرد آمریکایی و تبادل موشکی تهران و تلآویو، نشاندهنده تکیه ترامپ بر خشونت برای خروج از بنبست مذاکرات است. پیت هگست، وزیر دفاع صراحتاً از مذاکره با بمبها در صورت توقف مذاکرات سخن گفت. با این حال، تضاد عمیق در منافع حیاتی دو کشور، توافق را ناممکن ساخته است.
کاخسفید خواهان تسلیم کامل ایران در برنامه هستهای و بازگشایی بدون قید و شرط تنگه هرمز است، در حالی که تهران بر آزادسازی داراییهای مسدود شده و برقراری آتشبس پایدار میان اسرائیل و حزبالله پافشاری میکند. ترامپ بهدلیل فشارهای داخلی در سال انتخابات، درصدد خروج از جنگی است که کمتر از یکششم آمریکاییها واشنگتن را پیروزش میدانند، اما این تقابل خطر سقوط به تله تنشزایی متقابل را دارد.
کیهان