«توافق مکه» علیه ایران است؟
پشتپرده یک آرایش امنیتی تازه در منطقه
آیا عربستان، ترکیه و پاکستان در حال ساختن یک ائتلاف جدید علیه ایران هستند؟
فردا : پیمان دفاعی عربستان، ترکیه و پاکستان را میتوان یکی از مهمترین نشانههای تغییر معماری امنیتی منطقه دانست؛ اما برخلاف برخی تحلیلها، تولد این ائتلاف لزوماً به معنای تشکیل جبههای علیه ایران نیست. شکست الگوی امنیتی متکی به آمریکا، نگرانی از رفتار اسرائیل و واقعیت جدید قدرت ایران پس از جنگ، سه متغیری هستند که باید برای فهم «توافق مکه» کنار یکدیگر قرار گیرند.
امضای توافق دفاعی میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، آن هم با عنوان معنادار «توافق مکه»، اتفاق کوچکی در معادلات منطقه نیست.
براساس اطلاعات منتشرشده، مهمترین بخش این توافق «اصل دفاع جمعی» است؛ به این معنا که حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، حمله به هر سه عضو تلقی خواهد شد.
همین بند کافی است تا توافق مکه را فراتر از یک قرارداد معمول همکاری نظامی ببینیم.
اما سؤال اصلی برای تهران چیز دیگری است:
آیا عربستان، ترکیه و پاکستان در حال ساختن یک ائتلاف جدید علیه ایران هستند؟
پاسخ، دستکم با اطلاعاتی که تاکنون منتشر شده، مثبت نیست.
نامی از ایران بهعنوان تهدید این پیمان برده نشده و تبدیل فوری توافق مکه به یک «ائتلاف ضدایرانی» بیش از آنکه مبتنی بر متن توافق باشد، یک تفسیر سیاسی است.
با این حال، نمیتوان انکار کرد که ایران یکی از متغیرهای مهم در محاسبات امنیتی جدید منطقه است.
منطقه بعد از جنگ تغییر کرده است
برای فهم توافق مکه باید ابتدا یک واقعیت را پذیرفت:
خاورمیانه امروز همان خاورمیانه چند سال قبل نیست.
جنگهای پیدرپی، گسترش دامنه درگیریها، عبور طرفها از خطوط قرمز قدیمی و افزایش آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی کشورهای منطقه، محاسبات امنیتی بسیاری از دولتها را تغییر داده است.
کشورهایی که زمانی تصور میکردند با خرید دهها میلیارد دلار تسلیحات آمریکایی و میزبانی از پایگاههای واشنگتن امنیت آنها تضمین خواهد شد، اکنون بیش از گذشته به دنبال گزینههای مکمل هستند.
از این منظر، توافق مکه بیش از آنکه نشانه شکلگیری یک «ناتوی ضدایرانی» باشد، میتواند نشانه بحران اعتماد به معماری امنیتی قدیمی منطقه باشد.
معماریای که دههها آمریکا ستون اصلی آن بود.
وقتی چتر آمریکا دیگر کافی نیست
عربستان سالها یکی از مهمترین متحدان واشنگتن در خاورمیانه بوده است.
اما تجربه تحولات سالهای اخیر یک پرسش اساسی را در ریاض و دیگر پایتختهای منطقه ایجاد کرده:
آیا آمریکا در لحظه بحران واقعاً حاضر است تمام هزینه دفاع از متحدانش را بپردازد؟
همین تردید، اهمیت انتخاب دو شریک جدید عربستان را بیشتر میکند.
ترکیه یکی از بزرگترین ارتشهای منطقه و عضو ناتو است.
پاکستان نیز یک قدرت بزرگ نظامی و تنها کشور مسلمان دارای سلاح هستهای است.
در نتیجه عربستان با دو کشور معمولی پیمان نبسته است؛ ریاض به سراغ دو قدرت نظامی مهم جهان اسلام رفته است.
این انتخاب میتواند نشانهای از تلاش عربستان برای تنوعبخشی به سبد امنیتی خود و کاهش وابستگی مطلق به واشنگتن باشد.
اسرائیل؛ متغیری که نباید حذف شود
یک خطای تحلیلی این است که توافق مکه را صرفاً از دریچه ایران ببینیم.
کشورهای منطقه طی سالهای گذشته شاهد جنگ غزه، تحولات لبنان و سوریه و گسترش دامنه عملیات نظامی اسرائیل بودهاند.
در نتیجه نگرانی از یکهتازی اسرائیل نیز به یکی از متغیرهای جدی امنیت منطقه تبدیل شده است.
از همین زاویه، تشکیل یک چارچوب دفاعی متشکل از سه قدرت مسلمان و بدون حضور اسرائیل اهمیت ویژهای پیدا میکند.
چند سال قبل تصور غالب این بود که معماری امنیتی آینده خاورمیانه ممکن است حول محور آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی و در امتداد پیمان ابراهیم شکل بگیرد.
اما توافق مکه تصویری متفاوت ارائه میکند:
عربستان + ترکیه + پاکستان
بدون اسرائیل.
این تغییر را نمیتوان نادیده گرفت.
پس ایران کجای این پازل قرار دارد؟
اینجا ماجرا پیچیدهتر میشود.
جنگ اخیر یک واقعیت را بیش از گذشته آشکار کرده است: ایران همچنان یکی از بازیگران تعیینکننده موازنه قدرت در منطقه است و نمیتوان معماری امنیتی خاورمیانه را بدون در نظر گرفتن تهران طراحی کرد.
توان موشکی و پهپادی، موقعیت جغرافیایی ایران، نقش تهران در امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز و ظرفیت ایران برای تأثیرگذاری بر معادلات منطقهای، واقعیتهایی نیستند که بتوان از آنها عبور کرد.
بنابراین طبیعی است که افزایش قدرت بازدارندگی ایران در محاسبات امنیتی ریاض، آنکارا و اسلامآباد نیز دیده شود.
اما دیدن ایران در محاسبات امنیتی با تشکیل ائتلاف علیه ایران یکسان نیست.
این تمایز بسیار مهم است.
ترکیه و پاکستان چرا باید وارد یک جبهه ضدایرانی شوند؟
این پرسشی است که در برخی تحلیلها کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
پاکستان مرز طولانی و روابط گستردهای با ایران دارد و اسلامآباد طبیعتاً علاقهای به تبدیل همسایه غربی خود به دشمن راهبردی ندارد.
ترکیه نیز با وجود رقابتهای منطقهای و اختلافات متعدد با تهران، روابط اقتصادی، سیاسی و امنیتی گستردهای با ایران دارد.
تهران و آنکارا سالهاست آموختهاند که همزمان رقیب و شریک یکدیگر باشند.
بنابراین اینکه صرفاً به دلیل حضور ترکیه و پاکستان در توافق مکه نتیجه بگیریم یک محور ضدایرانی تشکیل شده، با پیچیدگی روابط منطقهای سازگار نیست.
البته تهران نباید سادهانگار باشد
از سوی دیگر، ایران نیز نباید نسبت به پیامدهای احتمالی این توافق بیتفاوت بماند.
پیمانهای نظامی الزاماً با همان هدفی که متولد میشوند ادامه پیدا نمیکنند.
اگر توافق مکه در آینده به ایجاد فرماندهی مشترک، شبکه یکپارچه پدافند هوایی، تبادل اطلاعات نظامی، رزمایشهای دائمی و سازوکارهای عملیاتی مشترک منجر شود، طبیعتاً یک متغیر جدید در موازنه قدرت منطقه ایجاد خواهد کرد.
تهران باید این روند را با دقت دنبال کند.
اما پاسخ منطقی ایران به چنین تحولی نه افزایش بیدلیل تنش با همسایگان، بلکه تقویت همزمان بازدارندگی و دیپلماسی منطقهای است.
ایران هرچه روابط اقتصادی، سیاسی و امنیتی عمیقتری با کشورهای پیرامونی داشته باشد، هزینه تبدیل هر ائتلاف منطقهای به یک بلوک ضدایرانی افزایش خواهد یافت.
پاکستان؛ برگ مهم توافق مکه
در این میان حضور پاکستان اهمیت خاصی دارد.
پاکستان تنها قدرت هستهای جهان اسلام است.
البته از متن منتشرشده توافق نمیتوان نتیجه گرفت که اسلامآباد چتر هستهای خود را در اختیار عربستان یا ترکیه قرار داده است و چنین برداشتی در شرایط فعلی مستند نیست.
اما حضور پاکستان به خودی خود وزن راهبردی پیمان را افزایش میدهد.
اگر همکاریهای سه کشور به حوزههایی مانند صنایع دفاعی، موشکی، پدافند هوایی، اطلاعات و هشدار زودهنگام گسترش یابد، توافق مکه میتواند به یکی از مهمترین ساختارهای امنیتی منطقه تبدیل شود.
«ناتوی اسلامی» متولد شد؟
هنوز برای چنین عنوانی بسیار زود است.
اصل دفاع جمعی مهم است، اما ناتو فقط ماده ۵ نیست.
یک ائتلاف نظامی واقعی نیازمند فرماندهی مشترک، ساختار سازمانی دائمی، برنامهریزی عملیاتی، سازوکار روشن تصمیمگیری در زمان جنگ و تعیین دقیق تعهدات اعضاست.
هنوز مشخص نیست توافق مکه تا کجا پیش خواهد رفت.
بنابراین شاید تعبیر دقیقتر این باشد:
بذر یک ائتلاف امنیتی جدید کاشته شده است؛ اما هنوز معلوم نیست چه چیزی از آن خواهد رویید.
مهمترین پیام توافق برای ایران
با همه اینها، شاید مهمترین نکته توافق مکه برای ایران جای دیگری باشد.
منطقه وارد دوران تازهای از ائتلافسازیهای درونمنطقهای شده است.
عربستان دیگر صرفاً به آمریکا نگاه نمیکند.
ترکیه در تلاش است نقش مستقلتری در خاورمیانه ایفا کند.
پاکستان نیز میخواهد وزن ژئوپلیتیکی خود را فراتر از جنوب آسیا افزایش دهد.
و همزمان، تجربه سالهای اخیر نشان داده که اسرائیل نیز دیگر نمیتواند بهآسانی خود را محور طبیعی یک نظم امنیتی مورد پذیرش همه کشورهای منطقه معرفی کند.
در چنین شرایطی، ایران نیز باید ابتکار امنیتی خودش را تقویت کند.
نه با تصور اینکه هر پیمانی علیه تهران است و نه با سادهانگاری نسبت به تغییر موازنهها.
واقعیتی که هیچ پیمانی نمیتواند حذف کند
ایران با جمعیت، وسعت سرزمینی، توان نظامی، ظرفیت انرژی و موقعیت ژئوپلیتیکی خود یکی از پایههای اجتنابناپذیر امنیت خلیج فارس و غرب آسیاست.
تجربه چند دهه گذشته نیز نشان داده است که تلاش برای ساختن ترتیبات امنیتی منطقهای علیه ایران یا بدون ایران نهتنها ثبات پایدار ایجاد نکرده، بلکه در مواردی خود به تولید بحرانهای تازه منجر شده است.
از همین رو، آزمون واقعی توافق مکه در ماهها و سالهای آینده مشخص خواهد شد:
آیا این پیمان به سازوکاری برای امنیت جمعی کشورهای منطقه تبدیل میشود یا به ابزاری برای ایجاد یک بلوکبندی تازه؟
اگر مسیر نخست انتخاب شود، تهران نیز میتواند با آن تعامل کند.
اما اگر روزی این پیمان در مسیر مهار یا تهدید ایران قرار گیرد، واقعیت موازنه قدرت منطقهای چیز دیگری میگوید:
هیچ معماری امنیتی پایداری در خلیج فارس را نمیتوان بدون ایران ساخت؛ چه رسد به آنکه بخواهند آن را علیه ایران بنا کنند.