فارن افرز: آمریکا باید از خاورمیانه برود
هم روسای جمهور دموکرات و هم جمهوری خواه ایالات متحده مسئول آسیبهای ناشی از حضور نظامی این کشور در خاورمیانه هستند. این حضور، آمریکا را به نقض جدی قوانین بینالمللی بشردوستانه همراه کرده است.
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و بسته شدن تنگه هرمز را میتوان حاصل ۳۵ سال سیاست شکست خورده حضور نظامی آمریکا در منطقه دانست. هزینه ۸ تریلیون دلاری و بیش از ۹۴۰ هزار کشته در منطقه نیز چیزی جز بیثباتی و دامن زدن به جنایتهای متحدان از غزه تا سودان نبوده است، در حال حاضر تنها راه خروج آمریکاییها از خاورمیانه است.
به گزارش ایسنا، مجله فارن افرز در گزارشی نوشت: تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران به فاجعهای تمام عیار بدل شده است. برای دههای گذشته، آمریکا به گونهای رفتار کرده که گویی حضور نظامیاش در خاورمیانه برای منافع استراتژیک و امنیت منطقه حیاتی است، اما در عمل، موضع نظامی آمریکا به بیثباتی و ویرانی انجامیده است. این موضوع در هیچکجا به اندازه کارزار علیه ایران روشن نیست؛ جنگی که دقیقا همان خطراتی را ایجاد کرده که قرار بود از آنها جلوگیری کند .
آنچه این تجاوز آن را پررنگ کرد این واقعیت بود که حضور نظامی آمریکا در منطقه ریشه بحران است. سیاستهای ۳۵ ساله اخیر آمریکا، نه تنها امنیت این کشور را تامین نکرده، بلکه درگیریها را شدت بخشیده است. پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه نه تنها امنیت این کشورها را تامین نکرد که هود دلیلی برای حمله بودند. از جنگ خلیج فارس در ۱۹۹۱ تا اشغال عراق و افغانستان، حضور دهها هزار سرباز آمریکایی در کشورهایی مانند کویت، قطر، بحرین و عربستان، هزینههایی گزاف داشته است.
رابطه آمریکا با اسرائیل نمونه بارزی است از اینکه چگونه روابط عمیق امنیتی، همراه با پایگاهسازی دائمی، میتواند نتایج فاجعه باری به همراه بیاورد. از زمان فروپاشی تدریجی مذاکرات اسلو میان رهبران فلسطین و اسرائیل در دهه ۹۰ میلادی، حمایت آمریکا به یک چک سفید امضا برای دولتهای پیاپی اسرائیل تبدیل شده است. این دولتها با الحاق تدریجی و سرکوب سیستماتیک در کرانه باختری، چشمانداز صلح با فلسطینیان را تضعیف کردهاند. در چند سال گذشته، این حمایت، اسرائیل را قادر ساخته تا آنچه را که یک هیات حقیقت یاب سازمان ملل به عنوان نسل کشی در غزه نتیجهگیری کرد، به انجام برساند؛ نتیجهگیری که جمعی از محققان و گروههای جامعه مدنی اسرائیلی نیز آن را تایید کردهاند. سپس در فوریه ۲۰۲۶، ایالات متحده به اسرائیل در آغاز جنگی غیرقانونی علیه ایران پیوست.
هم روسای جمهور دموکرات و هم جمهوری خواه ایالات متحده مسئول آسیبهای ناشی از حضور نظامی این کشور در خاورمیانه هستند. این حضور، آمریکا را به نقض جدی قوانین بینالمللی بشردوستانه همراه کرده است.
حال با توجه به وضعیت بیثباتی که حضور نیروهای آمریکایی در منطقه ایجاد کرده، تنها راه حل خروج آنهاست. به محض برقراری آتش بس با ایران نیروهای آمریکایی باید به طور کامل از منطقه خارج شوند. فروش تسلیحات به اسرائیل و دولتهای متجاوز دیگر مانند امارات باید متوقف شود. دیپلماسی، کمکهای اقتصادی و بشردوستانه باید جای نظامیگری را بگیرند و حمایت از پروژههای همگرایی اقتصادی مثل خطوط لوله جدید برای دور زدن تنگه هرمز باید مدنظر قرار گیرد. به راه حلهای منطقهای برای امنیت خلیج فارس باید اتکا شود و وابستگی کشورهای منطقه به ضمانتهای نظامی خارجی بایستی کاهش یابد.
این جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بود که تنگه هرمز را بست و ارتش آمریکا نتوانست آن را بازگشایی کند، که خود کارآمدی استقرار ناوگان پنجم در بحرین را زیر سوال برده است.
پس از چندین دهه جنگ مداوم در خاورمیانه، آمریکاییها از درگیریهای خارجی خسته شدهاند. نظرسنجی اخیر موسسه سرچلایت نشان داد که ۶۲ درصد آمریکاییها ترجیح میدهند «تا حد امکان از جنگها دور بمانند»، در حالی که ۳۳ درصد به استفاده از «نیروی نظامی زمانی که به نفع کشور باشد» تمایل دارند. یک نسل کامل هرگز دوران صلح را تجربه نکرده است و اکثریت جوانان آمریکایی از جمله بیش از نیمی از جمهوریخواهان ۱۸ تا ۴۴ ساله با جنگ ۲۰۲۶ علیه ایران مخالفند. این اولین جنگ در دوران نظرسنجیهای مدرن است که مردم از همان ابتدا با آن مخالف بودند، در حالی که معمولا حمایت عمومی در ابتدای جنگ بالاترین میزان را دارد.
دونالد ترامپ توانست با تاختن به کاندیداهایی که به خاطر جنگهای بیپایان در خاورمیانه آنها را سرزنش میکرد، وارد کاخ سفید شود اما در نهایت خودش در جنگی گیر افتاده است. در زمانی که دغدغه اصلی آمریکاییها توانایی پرداخت هزینههای ضروری زندگی روزمره است، بودجه پنتاگون در سال ۲۰۲۶ به رکوردی حدود ۱ تریلیون دلار رسیده و دولت خواستار افزایش ۵۰ درصدی دیگر در سال ۲۰۲۷ است.
حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه بیش از آنکه سود داشته باشد، زیانبار بوده است. تغییر مسیر آسان نخواهد بود، اما ضروری است. چندین دهه جنگ و درگیریهای نادرست، کشتههای فراوان و خسارتهای زیادی برجای گذاشته، در حالی که به امنیت آمریکا چندان نیفزوده و توجه واشنگتن را از چالشهای فوری در آسیا و اروپا منحرف کرده است. زمان آن فرا رسیده که ارتش ایالات متحده خارج شود.