اردک لنگ

ترامپ در برابر نگرانی خود و کاهش اعتمادش به یک عملیات هوایی گسترده جدید، به پراکنده‌گویی روی آورده است از یک سو بر ادامه سیاست «فشار حداکثری» و محاصره دریایی ایران تأکید می‌کند و روی تشدید مشکلات اقتصادی داخل ایران حساب باز می‌کند کشوری که نزدیک به پنج دهه تحت فشار و تحریم‌های مستمر زندگی کرده، مقاومت کرده و قدرت خود را ساخته است.

کد خبر : 1408887

عبدالحلیم قندیل، تحلیلگر مصری نوشت: بعد از آتش بس و تفاهم اسلام آباد، ایران با بهره گیری از اهرمهای راهبردی، جایگاه خود را مستحکم‌تر و قدرتمندتر از قبل ساخته، در حالی که آمریکا، سردرگم و آشفته به نظر می‌رسد و ترامپ شبیه اردک لنگی می‌ماند که راهی برای خروج از این بحران خودساخته خود پیدا نمی کند.

در روزهای اخیر، تصویر ایران از انسجام داخلی بیشتری حکایت داشته، در حالی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، سردرگم و آشفته به نظر می‌رسد و به سمت استفاده از شیوه‌های مذاکره ایرانی‌ها متمایل شده است.

در ایران، اوضاع بهتر و نشان‌دهنده انسجام ساختار قدرت و گرد آمدن آن حول رهبر عالی، به نظر می‌رسد. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، بار دیگر اعلام کرد که با رهبر عالی دیداری بیش از هفت ساعت داشته است.

همزمان با این دیدار طولانی، رهبری عالی ایران مجموعه‌ای از تصمیمات مهم را برای سازمان‌دهی وضعیت نظامی و سیاسی صادر کرد و انتصاباتی رسمی در میان فرماندهان ارشد بسیج، سپاه پاسداران و ستاد کل نیروهای مسلح انجام داد. پیش از آن نیز نماینده رهبر عالی در شورای عالی امنیت ملی به سمت دبیر این شورا منصوب شده بود؛ یعنی سردار محسن رضایی که ۱۶ سال فرمانده سپاه پاسداران بود و از مهم‌ترین بنیان‌گذاران آن به شمار می‌رود.

هرکس اظهارات مقام‌های ایرانی، از جمله عراقچی و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، و همچنین فهرست شروط شورای عالی امنیت ملی برای باز کردن تنگه هرمز را دنبال کند، متوجه می‌شود که ایران به‌تدریج می‌خواهد میان توافق خود با عمان درباره مدیریت تنگه، و موضوع بازگشایی آن و فراهم کردن آزادی کشتیرانی، تفاوت قائل شود.

ایران تقریباً همان مفاد یادداشت تفاهم قبلی را به‌عنوان شروط لازم مطرح می‌کند؛ از جمله: پایان محاصره دریایی آمریکا علیه بنادر ایران ، توقف تحریم‌های آمریکا علیه صادرات نفت و فرآورده‌های نفتی ایران ، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران ،لغو تمامی تحریم‌های آمریکا علیه ایران ، توقف تهدیدهای آمریکا علیه ایران، حتی تهدیدهای لفظی ، توقف جنگ‌های آمریکا و اسرائیل در تمامی جبهه‌ها و پرداخت غرامت کامل بابت ویرانی‌های ناشی از حملات .

در حالی که دولت ترامپ ظاهراً با تمامی این شروط مخالفت می‌کند، اما نشانه‌هایی از واکنش‌های ضمنی و معنادار آن دیده می‌شود؛ از جمله اینکه وزارت خزانه‌داری آمریکا اخیراً برخی تحریم‌ها را لغو کرده است.

در مقابل، ترامپ در اظهارات بی‌پایان خود ثبات چندانی نشان نمی‌دهد. او دیگر از یک حمله قاطع و نهایی علیه ایران سخن نمی‌گوید چراکه دیگر ابزار لازم برای چنین حمله‌ای را در اختیار ندارد و ژنرال‌های ارشد ارتش آمریکا نیز با آن موافق نیستند.

آن‌گونه که دان کین، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، در جلسه‌ای محرمانه با ترامپ و دستیارانش بیان کرده و روزنامه‌های بزرگ آمریکایی بخش‌هایی از آن را منتشر کرده‌اند، ۵۰ هزار حمله هوایی به ایران نتوانسته به اهداف موردنظر دست پیدا کند و تکرار آن نیز نتیجه بهتری نخواهد داشت. همچنین ذخایر موشک‌های تهاجمی و دفاعی آمریکا به‌شدت کاهش یافته است.

عنای سخنان کین روشن است: حملات هوایی هرچقدر هم افزایش یابد، دیگر فایده‌ای ندارد و تنها گزینه باقی‌مانده، یک عملیات زمینی و تهاجم نظامی است تصمیمی که ترامپ به دلیل هزینه انسانی بسیار سنگین آن، به‌ویژه پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای، قادر به اتخاذ آن نیست.

ترامپ در برابر نگرانی خود و کاهش اعتمادش به یک عملیات هوایی گسترده جدید، به پراکنده‌گویی روی آورده است از یک سو بر ادامه سیاست «فشار حداکثری» و محاصره دریایی ایران تأکید می‌کند و روی تشدید مشکلات اقتصادی داخل ایران حساب باز می‌کند کشوری که نزدیک به پنج دهه تحت فشار و تحریم‌های مستمر زندگی کرده، مقاومت کرده و قدرت خود را ساخته است.

هرگاه ترامپ احساس می‌کند این زبان کارآمد نیست، ناگهان به زبان آرام‌تری روی می‌آورد و می‌گوید آنچه لازم است «آرامش» و مذاکره با ایران به شیوه بازی شطرنج است.

به نظر می‌رسد ترامپ پس از ناکامی در مقابله نظامی و سیاسی با ایران، در حال وام گرفتن از ابزارهای خود ایران و تقلید از روش‌های آن است. اما به گمان ما، ترامپ نه می‌تواند به اندازه ایرانی‌ها صبر کند و نه مانند آنها مانور دهد.

پیش از امضای یادداشت تفاهم  گذشته، روزنامه اقتصادی بریتانیایی «فایننشال تایمز» نوشته بود که مذاکره‌کنندگان ایرانی در هنر معامله‌گری از ترامپ پیشی گرفته‌اند. این مسئله پس از اعلام مفاد تفاهم‌نامه به‌وضوح مشخص شد؛ مفادی که ظاهراً دستاوردی کامل برای ایران بود و ترامپ ناچار شد آن را بپذیرد، پیش از آنکه بعداً اعلام کند به آن پایبند نخواهد بود.

امروز ترامپ بار دیگر وارد مذاکرات غیرمستقیم با ایران شده است؛ این بار درباره تنگه هرمز، همان تنگه‌ای که پیش از آغاز جنگ ترامپ کاملاً برای کشتیرانی آزاد باز بود.

هر بار که ترامپ خود را در این هزارتو گرفتار می‌بیند، به دروغ آشکار متوسل می‌شود؛ مانند ادعای اخیرش که گفته بود تنگه هرمز کاملاً تحت کنترل نیروی دریایی آمریکا قرار دارد.

اگر واقعاً چنین باشد، پس چرا ترامپ برای باز کردن تنگه با ایران مذاکره می‌کند؟

تمام جهان می‌داند که تنگه هرمز همچنان تحت کنترل ایران است و تهران با عمان برای تنظیم مدیریت تنگه و ایجاد یک مسیر مشترک کشتیرانی توافق می‌کند؛ به‌گونه‌ای که ایران ورودی‌های آن را کنترل کند و خروجی‌ها در اختیار عمان باشد.

ایران قصد ندارد کنترل خود بر تنگه را رها کند، زیرا می‌داند هرمز مهم‌ترین برگ استراتژیک آن است؛ به‌ویژه پس از آنکه حملات آمریکا که ترامپ بارها با شور و هیجان از آنها حمایت کرده بود، با شکست مواجه شد. ترامپ چندین بار این عملیات را «پروژه آزادی» نامید؛ پروژه‌ای که در نهایت در تنگه هرمز غرق شد.

مقایسه وضعیت آمریکا و ایران امروز نشان می‌دهد که قدرت نظامی و سیاسی ایران منسجم‌تر و سرسخت‌تر به نظر می‌رسد و ایران به شکلی حساب‌شده هزینه‌های جنگ را برای واشنگتن افزایش می‌دهد.

در مقابل، دولت ترامپ با کارت‌های پراکنده و نامنسجم مواجه است؛ حمایت عمومی از یک جنگ شکست‌خورده کاهش یافته، محبوبیت ترامپ به سطوح پایینی رسیده و افزایش تورم و قیمت سوخت، همراه با احتمال جدی از دست رفتن اکثریت موجود جمهوری‌خواهان در هر دو مجلس کنگره، او را تهدید می‌کند.

چنین وضعیتی می‌تواند ترامپ را در دو سال باقی‌مانده از دوره نهایی ریاست‌جمهوری‌اش به یک «اردک لنگ» تبدیل کند.

ترامپ تقریباً تنها در صورتی می‌تواند از این وضعیت خارج شود که تصمیم بگیرد به‌طور کامل از جنگ عقب‌نشینی کند.

رؤسای جمهور پیشین آمریکا تلاش کردند از گرفتار شدن در جنگی طولانی با ایران اجتناب کنند؛ اما ترامپ تنها کسی بود که بر اساس وعده دروغین بنیامین نتانیاهو وارد این قمار شد که همه‌چیز در ایران ظرف چند روز پایان خواهد یافت.

اکنون ترامپ نزدیک به شش ماه است که در باتلاق ایران گرفتار شده؛ باتلاقی که ممکن است طولانی‌تر نیز شود و او ظاهراً راه نجاتی از آن ندارد؛ چیزی که البته با پرگویی‌ها و اظهارات پراکنده او پنهان نمی‌شود.

لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: