ترامپ در محاصره ژنرالهای ناراضی
کنار هم قرار گرفتن برکناری لویت و خروج احتمالی دریسکول، تصویری از بازآرایی اجباری در دو ضلع حساس دولت فرماندهی نظامی و مدیریت افکار عمومی ترسیم میکند؛ گویی کاخ سفید همزمان در میدان جنگ و در میدان روایت با بحران روبهرو شده است.
خروج احتمالی دن دریسکول، وزیر ارتش آمریکا، اگر نهایی شود، صرفاً یک جابهجایی مدیریتی در پنتاگون نخواهد بود؛ بلکه تازهترین نشانه از کشمکشی است که در میانه جنگ ایران، به رأس ساختار نظامی دولت دونالد ترامپ رسیده است. بااینحال، برای فهم معنای این تحول باید میان سه پدیده تمایز گذاشت: اختلاف شخصی دریسکول و پیت هگست، رقابت بر سر جهتگیری پنتاگون و فشارهای ناشی از جنگی که هنوز نتیجه سیاسی روشنی برای واشنگتن نداشته است.
والاستریت ژورنال گزارش داده دریسکول پس از ماهها تنش با پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، احتمالاً تا پایان سال ۲۰۲۶ یا حتی زودتر از سمت خود کنار میرود. بااینحال، تخلیه اقامتگاه رسمی وزیر ارتش توسط خانواده دریسکول، احتمال قریبالوقوعبودن این تصمیم را تقویت کرده است.
اهمیت ماجرا زمانی بیشتر میشود که دریسکول را در منظومه قدرت دولت ترامپ ببینیم. او از دوستان نزدیک جیدی ونس از دوران دانشکده حقوق و یکی از متحدان سیاسی معاون رئیسجمهور است. در مقابل، گزارشهای متعدد از بیاعتمادی عمیق میان او و هگست حکایت دارد؛ اختلافی که از نحوه انتصابات و فهرست ترفیع افسران تا حدود اختیارات وزیر دفاع و برنامه نوسازی ارتش را در بر گرفته است.
برکناری ناگهانی ژنرال رندی جورج، رئیس ستاد ارتش، در فروردینماه، نقطه آشکارشدن این شکاف بود. جورج همکار نزدیک دریسکول در برنامه کاهش هزینههای تسلیحاتی و تسریع ورود فناوریهای تجاری به ارتش محسوب میشد، اما هگست بدون ارائه توضیح علنی او را کنار گذاشت. ارتش آمریکا از آن زمان با سرپرستی ژنرال کریستوفر لانیو اداره میشود و جانشین دائمی نیز معرفی نشده است. خروج دریسکول، این نیرو را همزمان از وزیر تأییدشده در سنا و رئیس ستاد دائمی محروم میکند؛ وضعیتی کمسابقه برای ارتشی که درگیر جنگی گسترده است.
برکناری کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید و یکی از وفادارترین چهرههای رسانهای ترامپ، نشان میدهد دامنه این تنشها دیگر به پنتاگون محدود نیست. حذف چهرهای که وظیفه دفاع رسانهای از تصمیمات رئیسجمهور را برعهده داشت، آنهم در آستانه انتخابات میاندورهای، میتواند نشانهای از نارضایتی ترامپ از عملکرد تیم ارتباطی دولت و تلاش برای مهار پیامدهای سیاسی جنگ باشد. کنار هم قرار گرفتن برکناری لویت و خروج احتمالی دریسکول، تصویری از بازآرایی اجباری در دو ضلع حساس دولت فرماندهی نظامی و مدیریت افکار عمومی ترسیم میکند؛ گویی کاخ سفید همزمان در میدان جنگ و در میدان روایت با بحران روبهرو شده است.
آنچه این اختلافات را از یک نزاع اداری فراتر میبرد، قرارگرفتن آنها در متن جنگ ایران است. جنگی که قرار بود برتری نظامی آمریکا را به نتیجهای سریع تبدیل کند، اکنون وارد بنبستی شده که ادامه آن پرهزینه و خروج بیدستاورد از آن نیز برای ترامپ پرهزینهتر است. این وضعیت، اختلاف بر سر فرماندهی، اهداف جنگ و نحوه پایاندادن به آن را تشدید میکند.
فشار اقتصادی نیز فرضی نیست. آمار رسمی آمریکا نشان میدهد قیمت انرژی در تیر ۱۴۰۵ نسبت به سال قبل ۱۴.۷ درصد و بنزین ۲۴.۶ درصد افزایش یافته است. همزمان، بدهی فدرال از مرز ۴۰ تریلیون دلار گذشته و هزینه بهره آن در سال مالی جاری به حدود ۱.۱۷ تریلیون دلار رسیده است.
از این منظر، خروج احتمالی دریسکول علت شکاف در واشنگتن نیست؛ علامت آن است. اگر بنبست جنگ ادامه یابد، رقابت هگست و حلقه نزدیک به ونس میتواند از اختلافی مدیریتی به نزاعی بر سر مسئولیت شکست تبدیل شود. جنگی که ترامپ برای نمایش قدرت آغاز کرد، اکنون ممکن است پیش از آنکه ایران را به تصمیم مطلوب واشنگتن وادار کند، باعث جدی شدن اختلافات در دولت خودش شود.