تحلیلگر CSIS: عربستان و امارات باید واقعیت قدرت ایران را بپذیرند

دکتر جوزف ماجکوت، مدیر برنامه امنیت انرژی در مرکز مطالعات راهبردی و بین‌الملل (CSIS)، معتقد است که آمریکا در نگاه کشورهای جهان به بازیگری غیرقابل اعتماد تبدیل شده است.

کد خبر : 1409913

 مدیر برنامه امنیت انرژی در اندیشکده آمریکایی معتقد است که ایران، با هر نوع حاکمیتی، قدرت اصلی و واقعیت ماندگار خلیج‌فارس است و کشورهای منطقه باید تمام برنامه‌های خود را با درنظر گرفتن این مهم، تنظیم کنند. او همزمان تأکید می‌کند که این کشورها یقین کرده‌اند که بیش از این نمی‌توانند به آمریکا به عنوان یک عامل ثبات بخش، اطمینان کنند.

گروه تحلیل بین‌الملل: دکتر جوزف ماجکوت، مدیر برنامه امنیت انرژی در مرکز مطالعات راهبردی و بین‌الملل (CSIS)، معتقد است که آمریکا در نگاه کشورهای جهان به بازیگری غیرقابل اعتماد تبدیل شده است. 

او به کشورهای حاشیه خلیج‌فارس توصیه می‌کند که ایران را به عنوان یک قدرت و واقعیت ژئوپلتیکی ماندگار در این منطقه بپذیرند؛ زیرا فارغ از ماهیت نظام سیاسی در ایران، این کشور هرگز از برتری و تسلط خود بر خلیج‌فارس کوتاه نمی‌آید. او هشدار می‌دهد در صورتی که ترامپ بخواهد به جبران شکست‌های پیشین، جنگ را تشدید کند، بازارهای جهانی نفت هیچ ابزاری در اختیار ندارند که بتوانند تنش‌ها را مدیریت کرده و مانع فروپاشی اقتصادی شوند.

آمریکا، پس از این به عنوان یک متغیر غیرقابل پیش‌بینی و تهدیدآفرین دیده می‌شود

جوزف ماجکوت توضیح می‌دهد یکی از مشکلات جدی که حمله آمریکا به ایران ایجاد کرده، متوجه بخش مهمی از بازارهای جهانی انرژی، به‌ویژه در اقتصادهای نوظهور آسیایی و اقشار کم‌درآمد جهان می‌شود؛ به‌خصوص در بازار دیزل که به دلیل محدود شدن عرضه جهانی تحت فشار قرار گرفته و در بازار ال‌ان‌جی که قیمت آن برای خریداران اروپا و شرق آسیا حدود ۴۰ درصد یا بیشتر افزایش یافته است. 

او مدعی‌ست این سبب شده تا تغییر جدی در جایگاه آمریکا در نظام بین‌الملل ایجاد شود: «کشوری که برای دهه‌ها از دید بسیاری از دولت‌ها یک «ثابت» راهبردی و پایه محاسبات امنیتی و اقتصادی آنها بود، اکنون به یک «متغیر» غیرقابل‌پیش‌بینی تبدیل شده است.»

این کاشناس مسائل ژئوپلتیک انرژی معتقد است که کشورهایی که نقشی در جنگ نداشتند و نمی‌خواهند داشته باشند و هرگز درباره شروع آن با آن‌ها مشورت نشده بود، اکنون به جای اطمینان پیشاپیش به آمریکا، به دنبال تنوع‌بخشی، پوشش ریسک و کاهش آسیب‌پذیری خود در برابر تصمیمات واشنگتن هستند؛ زیرا به باور ماجکوت، بسیاری از دولت‌ها در نتیجه این جنگ به شدت احساس ناامنی کرده و خود را در برابر تهدیداتی جدی، آسیب‌پذیر می‌بینند.

چین به عنوان تضمین‌کننده ثبات و تعادل، آمریکای تنش‌آفرین را کنار زده است

ماجکوت که سابقه فعالیت پژوهشی در سنای آمریکا را نیز در کارنامه دارد، توضیح می‌دهد که جنگ آمریکا علیه ایران، نشانه ورود جهان به نظمی بی‌ثبات‌تر است که در آن قواعد و تضمین‌های سنتی، تقریباً بی‌معنا هستند؛ چراکه اقدام یکجانبه آمریکا این نگرانی را ایجاد کرده که سایر قدرت‌ها نیز در آینده، بیشتر بر اساس منافع مستقیم خود عمل کنند. 

با این حال او ابراز خرسندی می‌کند که در همین فضای مشوش، چین به شکلی غیرمنتظره به یکی از مهم‌ترین عوامل متعادل‌کننده بازار جهانی انرژی تبدیل شده است. پس از اختلال در عبور روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز، انتظار می‌رفت قیمت نفت به‌شدت افزایش یابد، اما چین با کاهش قابل‌توجه واردات نفت دریایی خود، در حدود ۳ تا ۵ میلیون بشکه در روز، بخشی از شوک عرضه را جذب کرد و با اتکا به ذخایر گسترده و ساختار متمرکز اقتصاد خود به تثبیت بازار کمک کرد.

بنابراین درحالی‌که نقش سنتی آمریکا به‌عنوان تأمین‌کننده امنیت بازار از طریق قدرت نظامی در مسیر اضمحلال است، شاهد ظهور الگویی هستیم که در آن چین از طریق ظرفیت اقتصادی و مدیریت تقاضا می‌تواند در ثبات بازار جهانی انرژی نقش‌آفرینی کند؛ این به معنای تحولی عمیق‌تر در نظم بین‌المللی است.

امارات و سعودی مطمئن شده‌اند که تصمیمات سیاسی واشنگتن غیرقابل اعتماد است

دکتر ماجکوت معتقد است که کشورهای حاشیه خلیج‌فارس درحال بازنگری اساسی در رابطه خود با واشنگتن هستند. آن‌ها از یک سو از عدم مشورت با آن‌ها پیش از آغاز جنگ بسیار ناراحت هستند و در خط مقدم درگیری قرار گرفته و هزینه سنگینی پرداخته‌اند و از سوی دیگر مطمئن شده‌اند که تضمین‌های امنیتی گذشته آمریکا، در آینده هیچ سودی برای آن‌ها ندارد. 

به همین دلیل، به عقیده این تحلیلگر حوزه انرژی، طبیعی است که این کشورها به سمت پوشش ریسک و متنوع‌سازی روابط حرکت کنند و بکوشند وابستگی خود را به آمریکا کاهش دهند. 

ماجکوت معتقد است این تنوع‌بخشی فقط در حوزه نظامی و امنیتی نیست؛ کشورهای منطقه، به‌ویژه امارات و عربستان، تلاش می‌کنند حضور و سرمایه‌گذاری اقتصادی آمریکا را در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی و زیرساخت‌های حیاتی گسترش دهند تا منافع آمریکا در منطقه دیگر صرفاً به حفاظت از انرژی محدود نباشد، بلکه واشنگتن منافع گسترده‌تری برای حفاظت داشته باشد. 

او البته تأکید می‌کند که حتی این اقدامات نیز نمی‌تواند به‌طور کامل تصور پیشین از آمریکا به‌عنوان ضامن و نگهبان امنیت خلیج فارس را بازسازی کند؛ زیرا کشورهای منطقه اکنون می‌دانند که سیاست در آمریکا، بیش از این قابل اعتماد و قابل پیش‌بینی نیست.

ایران درحال برداشت ثمرات «راهبرد صبر استراتژیک» خود است

از نگاه دکتر جوزف ماجکوت، ترکیب گذار انرژی، هوش مصنوعی، تحولات اقتصادی و تغییرات بازار کار می‌تواند طی دو دهه آینده تعریف امنیت را به‌طور بنیادین تغییر دهد؛ به این معنا که امنیت به معنای برخورداری از ارتش قدرتمند، حفاظت از منابع نفتی و اتکا به ائتلاف‌های نظامی نخواهد بود، بلکه امنیت اقتصادی، فناوری، انرژی و زیرساختی نیز به بخش‌های اصلی آن تبدیل خواهند شد.

او معتقد است ایران نیز این جنگ را در قالب یک درگیری موقت نمی‌بیند، بلکه به این نتیجه رسیده که اکنون زمان آن رسیده تا ثمره راهبرد «صبر استراتژیک» خود را برداشت کند. به این ترتیب ایران تهدیدهای ترامپ را نشانه نگرانی و گرفتاری او می‌داند و بر این اساس، به دنبال تثبیت دستاوردهای خود است؛ ازجمله اینکه با تداوم نقش ایران در معادلات تنگه هرمز، نوعی منبع درآمد پایدار از عبور انرژی به دست می‌آورد و در بلندمدت مزیت‌های راهبردی ناشی از تحمل هزینه‌های جنگ را تثبیت می‌کند.

کشورهای منطقه باید تسلیم قدرت و واقعیت ژئوپلتیکی ماندگار ایران در خلیج‌فارس شوند

این دانش‌آموخته دانشگاه پرینستون معتقد است که ایران تحت هر نوع حاکمیت و با هر نوع نظام سیاسی، یک قدرت و واقعیت ژئوپلیتیکیِ ماندگار در خلیج فارس است و کشورهای عربی منطقه ناگزیرند این واقعیت را پذیرفته و با آن همزیستی داشته باشند. 

ماجکوت تأکید می‌کند در میان ایرانیان با گرایش‌های سیاسی مختلف، این تصور ریشه‌دار وجود دارد که ایران به‌عنوان قدرت اصلی و طبیعی منطقه باید جایگاه مسلطی در خلیج فارس داشته باشد. بنابراین، ماهیت حکومت در ایران مانع رقابت و تنش میان ایران و کشورهای عربی نخواهد بود.

ماجکوت مدعی‌ست که ایران ابزارهای بیشتری برای تشدید درگیری در اختیار دارد که تاکنون به‌طور کامل از آن‌ها استفاده نکرده است؛ از جمله شبکه نیروهای متحد، عملیات‌های برون‌مرزی، حملات سایبری و هدف قرار دادن اهداف آسیب‌پذیر و زیرساخت‌های نرم در نقاط مختلف.

به همین دلیل، او معتقد است که ایران توانایی و ظرفیت لازم برای گسترش منطقه‌ای جنگ را همچنان در اختیار دارد و پایان درگیری فعلی به معنای بازگشت به وضعیت عادی پیش از جنگ نیست.

تشدید جنگ برابر است با فروپاشی بازارهای جهانی انرژی

این کارشناس مسائل انرژی مدعی‌ست که بحران انرژی تاکنون از نظر آثار اقتصادی جهانی نسبتاً قابل مدیریت بوده، اما حاشیه‌های امنیتی بازار انرژی به‌شدت کاهش یافته است؛ ذخایر و موجودی‌های نفتی پایین آمده، حجم نفت شناور در دریا کاهش یافته و در نتیجه بازار دیگر مانند ابتدای بحران ظرفیت زیادی برای جذب یک شوک جدید ندارد. 

به عقیده ماجکوت اگر درگیری تشدید شود، یا بخش دیگری از زنجیره عرضه انرژی مختل شود، پیامدهای اقتصادی می‌تواند بسیار شدیدتر باشد. در کنار این مسئله، این کارشناس معتقد است محاسبات سیاسی داخلی آمریکا، به‌ویژه انتخابات میان‌دوره‌ای، در محاسبات ایران اهمیت زیادی پیدا کرده است.

به نظر او ایران تصور می‌کند ترامپ به دلیل فشارهای سیاسی و اقتصادی داخلی، از جمله انتخابات میان‌دوره‌ای، توان و فرصت لازم برای ادامه جنگ تا دستیابی به یک پیروزی سریع و قاطع را ندارد. لذا تهران می‌تواند با اتکا به «صبر استراتژیک» تلاش کند دستاوردهای فعلی را تثبیت کرده و مزایای آن‌ها را در سال‌های آینده حفظ کند؛ در حالی که آمریکا از ابتدا به دنبال یک پیروزی سریع و تعیین‌کننده بود که به دست نیاورد و در گذر زمان، از این هدف فاصله بیشتری می‌گیرد.

 

لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: