پزشکیان: وقت فعالکردن برگ برنده ایران رسید
اجلاس امسال در شرایطی برگزار میشود که دستورکار آن تنها به مسائل سیاسی و امنیتی محدود نیست و موضوعاتی همچون اقتصاد، حملونقل، انرژی، محیطزیست، هوش مصنوعی و گسترش همکاریهای منطقهای نیز در دستور کار سران قرار دارد.
حضور مسعود پزشکیان، در بیشکک و شرکت در اجلاس شانگهای و نشست شانگهایپلاس، فرصتی مهم برای فعالسازی ظرفیتهای اقتصادی ایران در آسیای مرکزی است؛ ظرفیتی که در رأس آن، همکاری با قزاقستان و استفاده از موقعیت جغرافیایی ایران برای اتصال این کشور به آبهای آزاد و بازارهای جنوب قرار دارد.
خبرگزاری فارس: مسعود پزشکیان، رئیسجمهور کشورمان دقایقی پیش وارد قزاقستان شد. رئیس جمهور در این سفر دو روزه خود به بیشکک، علاوه بر حضور و سخنرانی در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای و نشست شانگهایپلاس، با شماری از سران کشورهای شرکتکننده دیدار و گفتوگو خواهد کرد.
بر اساس اعلام رسمی، اجلاس امسال در شرایطی برگزار میشود که دستورکار آن تنها به مسائل سیاسی و امنیتی محدود نیست و موضوعاتی همچون اقتصاد، حملونقل، انرژی، محیطزیست، هوش مصنوعی و گسترش همکاریهای منطقهای نیز در دستور کار سران قرار دارد.
در چنین شرایطی، یکی از ظرفیتهایی که میتواند در حاشیه اجلاس بیشکک مورد توجه رئیسجمهور قرار گیرد، توسعه همکاریهای اقتصادی و ترانزیتی ایران و قزاقستان است؛ دو کشوری که هرچند از نظر جغرافیایی در دو سوی دریای خزر قرار گرفتهاند، اما ظرفیتهای مکمل آنها میتواند یک مسیر اقتصادی جدید میان خلیج فارس، آسیای مرکزی، روسیه و شرق آسیا ایجاد کند.
قزاقستان؛ حلقه اتصال ایران به آسیای مرکزی و روسیه
قزاقستان برای ایران صرفاً یک شریک تجاری دوجانبه نیست. موقعیت جغرافیایی این کشور، آن را به یکی از حلقههای مهم اتصال ایران به بازار آسیای مرکزی و روسیه تبدیل کرده است.
یکی از مهمترین ظرفیتهای موجود، فعالسازی بیشتر شاخه شرقی کریدور بینالمللی شمال ـ جنوب است؛ مسیری که از روسیه و قزاقستان عبور کرده و از طریق ترکمنستان به ایران میرسد. این مسیر میتواند کالا را به بنادر جنوبی ایران و در نهایت به بازارهای خلیج فارس و اقیانوس هند متصل کند.
برآوردهای مطرحشده درباره این مسیر نشان میدهد که ظرفیت بالقوه شاخه شرقی کریدور شمال ـ جنوب بسیار فراتر از میزان فعلی جابهجایی کالا است و توسعه آن میتواند به افزایش قابل توجه ترانزیت میان روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و ایران منجر شود.
بنابراین، یکی از محورهای مهم مذاکرات ایران و قزاقستان میتواند عبور از توافقهای کلی و حرکت به سمت تعیین پروژههای مشخص برای افزایش حجم بار، کاهش زمان و هزینه حملونقل، توسعه زیرساختهای ریلی و تسهیل امور گمرکی باشد.
دریای خزر؛ ظرفیتی برای اتصال بنادر دو کشور
ظرفیت دیگر، دریای خزر است. بنادر شمالی ایران میتوانند در کنار بنادر قزاقستان، نقش مهمتری در جابهجایی کالا ایفا کنند.
ایران از طریق بنادر خود در سواحل جنوبی خزر، امکان اتصال قزاقستان به شبکه ریلی و جادهای کشور و در نهایت آبهای آزاد را در اختیار دارد. در مقابل، قزاقستان میتواند مسیر دسترسی ایران به بازارهای آسیای مرکزی و مناطق شمالی اوراسیا باشد.
با این حال، فعال شدن این ظرفیت نیازمند افزایش حملونقل منظم دریایی، توسعه ناوگان، هماهنگی تعرفهای، تقویت زیرساختهای بندری و اتصال مؤثرتر بنادر به شبکههای ریلی دو کشور است.
به بیان دیگر، ایران و قزاقستان پیش از آنکه نیازمند تعریف مسیرهای جدید باشند، باید مسیرها و زیرساختهای موجود را به شبکهای عملیاتی و اقتصادی تبدیل کنند.
از تجارت کالا تا تأمین متقابل نیازها
ظرفیت همکاری ایران و قزاقستان تنها به ترانزیت محدود نمیشود. ساختار اقتصادی دو کشور نیز در بسیاری از حوزهها میتواند مکمل یکدیگر باشد.
قزاقستان یکی از تولیدکنندگان مهم محصولات کشاورزی و مواد اولیه است و ایران نیز در حوزههایی مانند محصولات پتروشیمی، مصالح و خدمات فنی و مهندسی، تجهیزات صنعتی، دارو و محصولات دانشبنیان ظرفیتهای قابل توجهی دارد.
از این منظر، ایجاد سازوکارهای پایدار برای تجارت محصولات کشاورزی و غذایی، توسعه صادرات کالاهای صنعتی ایران، سرمایهگذاری مشترک و استفاده از ظرفیت شرکتهای دو کشور میتواند سطح همکاریهای اقتصادی را افزایش دهد.
یکی از نکات مهم در این میان، حرکت از تجارت مقطعی به سمت قراردادهای بلندمدت و سرمایهگذاری مشترک است؛ زیرا بدون حضور فعال بخش خصوصی و تعریف پروژههای مشخص، ظرفیتهای جغرافیایی و سیاسی دو کشور به تنهایی به افزایش مبادلات اقتصادی منجر نخواهد شد.
انرژی؛ ظرفیت جدید در همکاری تهران و آستانه
انرژی نیز میتواند به یکی از محورهای همکاری تبدیل شود. ایران و قزاقستان هر دو از بازیگران مهم منطقه در حوزه انرژی هستند و میتوانند در بخشهایی مانند امنیت انرژی، توسعه زیرساختها، تبادل فناوری و حتی اجرای پروژههای مشترک همکاری کنند.
این موضوع از آن جهت اهمیت بیشتری پیدا میکند که سازمان همکاری شانگهای نیز در سالهای اخیر توسعه همکاری انرژی را در دستور کار قرار داده است. در نشست وزیران انرژی کشورهای عضو در سال ۲۰۲۶، موضوع توسعه همکاریهای انرژی، امنیت زیرساختهای انرژی، بهرهوری و پروژههای مشترک مورد توجه قرار گرفت و گفتوگوها درباره ایجاد کنسرسیوم انرژی شانگهای نیز ادامه یافت.
این ظرفیت میتواند فرصتی برای ایران باشد تا همکاریهای دوجانبه با قزاقستان را در قالب پروژههای چندجانبه نیز دنبال کند.
شانگهای و شانگهایپلاس؛ از تریبون سیاسی تا میز پروژه
نکته مهم درباره اجلاس بیشکک، حضور همزمان کشورهای مهم منطقهای و فرامنطقهای است. سازمان همکاری شانگهای امروز بستری برای گفتوگو و همکاری میان ایران، چین، روسیه، هند، قزاقستان و دیگر کشورهای مهم اوراسیا فراهم کرده و نشست شانگهایپلاس نیز دامنه گفتوگوهای منطقهای را گستردهتر میکند.
به همین دلیل، ارزش سفر رئیسجمهور به بیشکک را نباید صرفاً در سخنرانی در نشست سران جستوجو کرد. حاشیه اجلاس و دیدارهای دوجانبه میتواند فرصتی برای تبدیل ظرفیتهای سیاسی به پروژههای اقتصادی باشد.
برای ایران، یکی از خروجیهای مطلوب این سفر میتواند تعریف یک نقشه راه اجرایی با قزاقستان باشد؛ نقشه راهی که به جای کلیگویی، چند پروژه مشخص در حوزه ترانزیت، بنادر خزر، حملونقل ریلی، تجارت کشاورزی، سرمایهگذاری و انرژی را هدف قرار دهد.
وقت عبور از ظرفیت بالقوه
ایران و قزاقستان از نظر جغرافیایی، اقتصادی و ترانزیتی ظرفیتهایی دارند که هنوز بهطور کامل فعال نشدهاند. عضویت هر دو کشور در سازمان همکاری شانگهای نیز یک بستر نهادی مشترک برای پیشبرد همکاریها ایجاد کرده است.
اجلاس بیشکک در آستانه بیستوپنجمین سال فعالیت سازمان همکاری شانگهای برگزار میشود و قرار است مجموعهای از اسناد و تصمیمها برای گسترش همکاری در حوزههایی از اقتصاد و حملونقل تا انرژی و فناوری مورد بررسی و تصویب قرار گیرد.
اکنون این پرسش مطرح است که آیا تهران و آستانه میتوانند از این بستر چندجانبه برای تعریف پروژههای مشخص استفاده کنند؟
شاید مهمترین انتظار از دیدارهای دوجانبه در حاشیه شانگهای همین باشد؛ اینکه روابط ایران و قزاقستان از فهرست بلندبالای ظرفیتها عبور کند و به چند پروژه روشن، زمانبندیشده و قابل پیگیری برسد.
بیشکک میتواند برای ایران تنها محل برگزاری یک اجلاس دیپلماتیک نباشد؛ بلکه میتواند نقطهای برای فعال شدن مسیری باشد که از آسیای مرکزی و قزاقستان آغاز میشود، از ایران میگذرد و به آبهای آزاد میرسد؛ ظرفیتی که اگر بهموقع فعال شود، میتواند جایگاه ایران را در نقشه جدید ترانزیت و اقتصاد اوراسیا تقویت کند.