روزنامه خراسان: پکن شریک راهبردی ایران است، نه متحد جنگی/بستن تنگه هرمز نباید فرسایشی شود

چینی‌ها به‌خوبی می‌دانند یکی از اهداف بلندمدت فشار بر ایران، تکمیل زنجیره مهار چین است. بی‌ثبات‌شدن ایران، واشنگتن را به منابع انرژی، مسیرهای ترانزیتی و محیط پیرامونی چین نزدیک‌تر می‌کند. به همین دلیل پکن با تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا مخالفت می‌کند و خواهان سقوط یا تجزیه ایران نیست.

کد خبر : 1410701

انتشار تصویر گفت‌وگوی ایستاده مسعود پزشکیان و شی جین‌پینگ، به‌سرعت به موضوعی جنجالی در فضای سیاسی و رسانه‌ای ایران تبدیل شد. بخشی از منتقدان، فرم این ملاقات را نشانه‌ای از تنزل روابط تهران و پکن دانستند و همزمان مسئول پرونده چین در ایران را هدف حمله قرار دادند. پس از آن نیز حسین مرعشی مدعی شد پکن، سفر محمدباقر قالیباف و گسترش مناسبات دو کشور را به بازشدن تنگه هرمز، نگرفتن عوارض، پایان اختلاف با عربستان و حل مناقشه با آمریکا مشروط کرده است؛ ادعایی که دفتر نماینده ویژه ایران در امور چین رسماً آن را فاقد صحت خواند.بنابراین، نسبت‌دادن این چهار شرط به پکن، دست‌کم تا زمان ارائه سند معتبر، نمی‌تواند مبنای تحلیل قرار گیرد. بااین‌حال، تکذیب اصل ادعا به این معنا نیست که چین درباره جنگ، تنگه هرمز یا روابط ایران با همسایگان محاسبه‌ای ندارد. خطای اصلی از جایی آغاز می‌شود که میان شرط‌گذاری رسمی و ملاحظات راهبردی تفاوتی قائل نشویم.

چین را باید آن‌گونه که هست دید

بخشی از قضاوت‌های شتاب‌زده درباره پکن، حاصل درک نادرست از ماهیت روابط بین‌الملل است. دولت‌ها براساس دوستی، قدرشناسی یا اشتراک شعار تصمیم نمی‌گیرند؛ آن‌ها هزینه، فایده و نسبت هر اقدام با منافع ملی خود را می‌سنجند. چین نیز نه ایران را رها کرده و نه تعهدی دارد که در هر منازعه‌ای، بدون محاسبه در کنار تهران وارد میدان شود.

پکن یک ابرقدرت در حال صعود با شبکه‌ای جهانی از منافع اقتصادی، انرژی و تجاری است. ازاین‌رو، نمی‌توان انتظار داشت به ابزار راهبرد منطقه‌ای ایران برای رویارویی با آمریکا یا دولت‌های عربی خلیج فارس تبدیل شود. همان‌گونه که تهران سیاست منطقه‌ای خود را در پکن تنظیم نمی‌کند، چین نیز معماری جهانی‌اش را با نیازهای تاکتیکی تهران تطبیق نخواهد داد.هدف کلان پکن در دهه پیش‌رو، تثبیت جهان دوقطبی آمریکا–چین و جلوگیری از مهار زودهنگام قدرت خود است. چین ابتدا باید برابری اقتصادی، فناورانه و نظامی با واشنگتن را تثبیت کند و سپس برای انتقال مرکز ثقل نظام بین‌الملل تلاش کند. هر بحرانی که رشد اقتصادی، دسترسی به انرژی و پیوند آن با بازارهای جهانی را مختل کند، این جدول زمانی را به سود آمریکا تغییر می‌دهد.

هرمز از پنجره پکن

تنگه هرمز برای ایران یک اهرم ژئوپلیتیکی و امنیتی است، اما برای چین قبل از هر چیز شریان انرژی محسوب می‌شود. در سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۱۵ میلیون بشکه نفت خام در روز از هرمز عبور می‌کرد و چین و هند مجموعاً مقصد ۴۴ درصد این صادرات بودند. پس مخالفت پکن با انسداد طولانی‌مدت هرمز لزوماً به معنای همراهی با واشنگتن نیست، انعکاس مستقیم آسیب‌پذیری اقتصاد چین در برابر شوک انرژی است. بحران طولانی در خلیج فارس، علاوه بر افزایش هزینه واردات چین، موقعیت تولیدکنندگان خارج از منطقه را تقویت می‌کند. آمریکا بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان و یکی از بازیگران اصلی صادرات نفت و گاز طبیعی مایع است. افزایش قیمت انرژی، درحالی‌که صورتحساب وارداتی چین را سنگین می‌کند، درآمد و قدرت مانور واشنگتن را بالا می‌برد. غارت نفت ونزوئلا توسط آمریکا نیز می‌تواند دامنه کنترل واشنگتن بر جریان‌های جایگزین انرژی را افزایش دهد. بنابراین، تداوم بحران هرمز از نگاه پکن ممکن است به انتقال اهرم انرژی از آسیا و خلیج فارس به آمریکا منجر شود.همین منطق درباره عربستان، امارات و دیگر دولت‌های عربی نیز صدق می‌کند. چین در این کشورها سرمایه‌گذاری‌های بزرگ، قراردادهای انرژی و بازارهای مهمی دارد. پکن خواهان ایرانِ ضعیف یا بی‌ثبات نیست، اما فروپاشی نظم سیاسی کشورهای جنوبی خلیج فارس را نیز نمی‌پذیرد. راهبرد مطلوب چین، حفظ ایران به‌عنوان قدرتی مستقل و مهارناپذیر برای آمریکا، در کنار استمرار ثبات تولید و صادرات انرژی در منطقه است.

نقطه اشتراک تهران و پکن کجاست؟

چینی‌ها به‌خوبی می‌دانند یکی از اهداف بلندمدت فشار بر ایران، تکمیل زنجیره مهار چین است. بی‌ثبات‌شدن ایران، واشنگتن را به منابع انرژی، مسیرهای ترانزیتی و محیط پیرامونی چین نزدیک‌تر می‌کند. به همین دلیل پکن با تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا مخالفت می‌کند و خواهان سقوط یا تجزیه ایران نیست. بااین‌حال، حمایت چین یک مرز مشخص دارد. این حمایت تا جایی ادامه می‌یابد که جنگ، کل معماری انرژی منطقه و شرکای عرب پکن را وارد مرحله فروپاشی نکند.نگرانی واقعی چین آن است که جنگ فرسایشی، به‌جای فرسوده‌کردن آمریکا، اقتصاد ایران و چین را همزمان تحت فشار قرار دهد و به واشنگتن فرصت دهد ائتلاف‌های آسیایی خود را تقویت کند. هنر سیاست خارجی ایران نیز باید استفاده از همین نقطه اشتراک باشد یعنی تبدیل توان کنترل هرمز به اهرم امتیازگیری در راستای ایران قوی، نه گرفتارشدن در فرسایشی که سود نهایی آن به رقیب مشترک تهران و پکن برسد.تقلیل روابط ایران و چین به شکل یک عکس یا انتظار حمایت بی‌قیدوشرط، هر دو یک خطای تحلیلی‌اند. پکن شریک راهبردی ایران است، اما متحد جنگی تهران نیست. روابط موفق با چین زمانی شکل می‌گیرد که ایران، به‌جای مطالبه وفاداری عاطفی، منافع پکن را با اهداف خود هم‌راستا کند و برای چین اثبات کند که ایرانِ قدرتمند و باثبات، در مهار آمریکا سودمندتر از ایرانی گرفتار در یک جنگ بی‌پایان است.

 

لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: