وحشت موسسه امنیتی اسرائیل از تغییر دکترین هستهای ایران
وحشت موسسه امنیتی اسرائیل از تغییر دکترین هستهای ایران موسسه مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی معتقد است که آمریکا و اسرائیل باید این درک را در میان تصمیمگیران تهران تقویت کنند که دستیابی به سلاحهای هستهای، تحمل نخواهد شد. گروه تحلیل بینالملل: موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل(INSS) به قلم راز زمیت، چهره اطلاعاتی این رژیم، در مقالهای به ارائه تحقیقات گسترده خود در خصوص احتمال تغییر دکترین هستهای ایران پرداخت. زمیت معتقد است جمهوری اسلامی برای دههها تلاش کرده تا به توانایی آستانه هستهای دست یابد و درعینحال، از توسعه واقعی سلاحهای هستهای خودداری میکند. اما دو حمله آمریکا و اسرائیل، درخواستها برای ارزیابی مجدد دکترین هستهای را تقویت کرده است. زمیت میگوید: «طرفداران تغییر سیاست، استدلال میکنند که فرسایش محور مقاومت، محدودیتهای بازدارندگی موشکی و آسیبهای وارده به برنامه هستهای ثابت کرده است که تنها سلاحهای هستهای میتوانند بقای رژیم را تضمین کرده و از حملات آینده جلوگیری کنند. در مقابل، صداهای دیگری این فرض را که سلاحهای هستهای، مصونیت فراهم میکنند را، به چالش میکشند و در مورد خطرات مرتبط با دستیابی به سلاحهای هستهای هشدار میدهند.» به گزارش INSS: «این تصور در تهران ایجاد شده که دارایی استراتژیک اصلی این کشور لزوماً گزینه هستهای نیست، بلکه کنترل آن بر تنگه هرمز است. این امر ایران را قادر میسازد تا در کنار قابلیتهای نظامی متعارف خود در حوزههای موشکی و پهپادی، بر بازار جهانی انرژی تأثیر بگذارد و بازدارندگی ژئوپلیتیکی با اهمیت استراتژیک ایجاد کند.» راز زمیت معتقد است که دو دیدگاه متفاوت درباره دکترین هستهای داخل ایران، به اسرائیل و ایالاتمتحده فرصتی برای اثرگذاری بر تصمیمگیری در تهران میدهد. به نظر او، اسرائیل و ایالاتمتحده باید «این درک را در میان تصمیمگیران تهران تقویت کنند که دستیابی به سلاحهای هستهای، تحمل نخواهد شد و تصمیم ایران برای حرکت در این مسیر، میتواند برنامه هستهای را از یک دارایی به یک بدهی تبدیل کند و به تهدیدی جدی برای بقای رژیم تبدیل شود و درنتیجه، جمهوری اسلامی را از برداشتن گامهایی برای پیشرفت در این مسیر باز میدارد.» این درحالی است که آمریکا و اسرائیل در جنگ 40 روزه، تمام گزینههای خود برای براندازی را خرج کردند و ایران، نهایتِ زور تغییر رژیم را از سر گذراند. موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل در ادامه به بررسی اظهارات مسئولان ایرانی در خصوص سلاح اتمی پرداخت و دراینباره نوشت: «در اکتبر ۲۰۱۵، از هاشمی رفسنجانی خواسته شد تا دکترین ایران مبنی بر انرژی هستهای برای همه و سلاح هستهای برای هیچکس را توضیح دهد. او پاسخ داد که "ما میخواستیم چنین گزینهای را برای روزی که دشمنان ما ممکن است به دنبال استفاده از سلاح هستهای باشند، داشته باشیم. این طرز فکر بود، اما موضوع هرگز جدی نشد. اصل اساسی دکترین ما استفادهی صلحآمیز از انرژی هستهای بود، اگرچه ما هرگز این ایده را رد نکردیم که اگر روزی خطری ما را تهدید کرد و شرایط آن را ضروری ساخت، میتوانیم گزینه حرکت به سمت دیگر [یعنی استفاده از سلاح هستهای] را داشته باشیم. اما ما هیچ برنامهای برای این حرکت نداشتیم و هرگز [از استفادهی غیرنظامی] منحرف نشدیم".» راز زمیت در خصوص دیدگاه رهبر شهید انقلاب نوشت: «او هرگز موضع خود مبنی بر اینکه توانایی آستانه هستهای، بازدارندگی مؤثری در برابر دشمنان ایران فراهم میکند را تغییر نداد. این دیدگاه با توجه به محیط منطقهای ایران، که شامل کشورهای دارای توانایی هستهای، ازجمله همسایهاش پاکستان و اسرائیل میشود، اهمیت بیشتری یافته است. [آیتالله] خامنهای همچنین از موضع خود مبنی بر اینکه برنامه هستهای در درجه اول بهانهای برای غرب برای اعمال فشار بر ایران و منزوی کردن آن است؛ تا راه را برای دستیابی به هدف استراتژیک اصلی خود یعنی تغییر رژیم اسلامی هموار کند، عقبنشینی نکرد.» زمیت ادامه داد: «به گفته رژیم ایران، حتی اگر مسئله هستهای حل شود، همچنان بهعنوان توجیهی برای سیاست خصمانه کشورهای غربی علیه جمهوری اسلامی عمل خواهد کرد. رهبر ایران، توافق معمر قذافی برای برچیدن برنامه هستهای کشورش در سال ۲۰۰۳، اقدامی که درنهایت نتوانست مانع سرنگونی او با کمک کشورهای غربی شود را، گواهی بر این میدانست که ایران در ازای دریافت امتیازات غربی، حق داشته از تسلیم شدن در برابر خواستههای غرب خودداری کند.» به عقیده این تحلیلگر اطلاعاتی صهیونیست، «تجربه اوکراین درس دیگری نیز ارائه داد. سفیر اوکراین در بریتانیا نوشت که کشورش اگر به تضمینهای ایالاتمتحده و بریتانیا تکیه نمیکرد و از قابلیتهای نظامی خود دست نمیکشید، امروز در موقعیت بهتری قرار داشت.» راز زمیت ادامه داد: «پس از 7 اکتبر، تعداد فزایندهای از صداها در ایران استدلال کردهاند که بازدارندگی نیز باید با تغییر دکترین هستهای و در نظر گرفتن احتمال دستیابی به سلاحهای هستهای تقویت شود. در کنار تلاشهای مداوم ایران برای پیشرفت و تثبیت خود بهعنوان یک کشور در آستانه هستهای و شاید برداشتن گامهایی با هدف کوتاه کردن زمان گریز هستهای، مقامات ارشد ایرانی خواستار ارزیابی مجدد استراتژی هستهای کشور شدهاند.» ازجمله موارد دیگر، میتوان به اظهارات دونالد ترامپ در دیدار با ولادیمیر پوتین در اوت ۲۰۲۵ اشاره کرد که بر اساس آن، ایالاتمتحده با کشوری که مجهز به سلاح هستهای است، وارد جنگ نخواهد شد. ترامپ همچنین در روزهای اخیر گفته است: «اگر آنها(ایران) سلاح هستهای داشتند، من به رهبر معظم آن زنگ میزدم و میگفتم حالتان چطور است؟ کاری از دست ما برمیآید برایتان انجام دهیم؟؛ بهجای اینکه آنها را بمباران کنیم.» همچنین میتوان به تمایزی که قبلاً توسط مایک پمپئو، وزیر امور خارجه سابق آمریکا، بین رویکرد ایالاتمتحده نسبت به کره شمالی و رویکرد آن نسبت به ایران ارائه شد، اشاره کرد. پمپئو معتقد بود که کره شمالی سلاح اتمی دارد، اما ایران نه. بنابراین میتوان ایران را تحتفشار قرار داد. بر اساس گزارش INSS، در کنار درخواستها برای تغییر دکترین هستهای ایران به نفع توسعه سلاحهای هستهای، صداهایی نیز در ایران مطرح شده که نسبت به توانایی گزینه هستهای برای ایجاد مصونیت ابراز تردید میکنند. راز زمیت در مقاله خود به یادداشت سردار نقدی اشاره میکند و در اینباره نوشت: «نقدی میگفت سلاح هستهای لزوما بازدارندگی نمیآورد و مثالهای مختلفی ازجمله هند و پاکستان را نقل کرده است.» زمیت برای نشان دادن امکان رسیدن به بازدارندگی هستهای نوشت: «بهعنوانمثال، حمله به ایالاتمتحده در قلمرو حاکمیتی آن انجام نشده است. علاوه بر این، میتوان استدلال کرد که حتی اگر سلاح هستهای مصونیت کامل از حمله نظامی ایجاد نکند، ممکن است در برابر آسیبهایی که میتوانند بقای رژیم را در کشور هدف تهدید کنند، بازدارندگی ایجاد نماید.» در کنفرانس سالانه مرکز عربی تحقیقات و مطالعات سیاسی (ACRPS) که در سپتامبر 2025 در قطر برگزار شد، عبدالرسول دیوسالار، محقق موسسه تحقیقات خلع سلاح سازمان ملل متحد (UNIDIR)، گفت: پنج شرط اصلی برای یک استراتژی موفق و مؤثر بازدارندگی هستهای مورد نیاز است: 1. عزم و اراده و ظرفیت ساختاری برای تصمیمگیری سریع؛ 2. سطح مشخصی از بازدارندگی متعارف که قادر به خرید زمان لازم برای مونتاژ اولین بمب در صورت تشدید تنش باشد؛ 3. تمایل به تحمل پیامدهای اقتصادی و بینالمللی دستیابی به سلاحهای هستهای؛ 4. یک سیستم اتحاد که کشور را از فشارهای بینالمللی محافظت کند؛ 5. اطلاعات استراتژیک که به دولت امکان میدهد دقیقاً بداند کدام اقدامات ممکن است دشمنش را به حمله وادارد. آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه دولت بایدن در مصاحبهای بعد از جنگ گفت: «ایران تصمیم نداشت برنامه هستهای خود را تسلیحاتی کند. اما اکنون(به دلیل جنگ) این خطر وجود دارد که ممکن است ایران، این تصمیم را بگیرد. برنامه هستهای خود را در اعماق زمین ببرد و تصمیم به تسلیحاتی کردن آن بگیرد.»