ابهامهای روایت آمریکا از خلبان F-15E
شبکه آمریکایی «سیبیاس» بهتازگی در برنامه «۶۰ دقیقه» شبکه CBS آمریکا روایتی از عملیات نجات یکی از افسر عملیاتی جنگنده F-15E آمریکا منتشر کرده است که در جریان عملیات علیه ایران سرنگون شد.
روایت آمریکا از سرنگونی و نجات خلبان جنگنده F-15E با ابهامهای فنی و پزشکی مختلفی مواجه شده و یک خلبان پیشکسوت ارتش هم با اشاره به ادعای سرعت ۱۶۰ کیلومتری برخورد با زمین و شکستگیهای متعدد، این روایت را نیازمند مستندات بیشتری دانست.
به گزارش فارس، شبکه آمریکایی «سیبیاس» بهتازگی در برنامه «۶۰ دقیقه» شبکه CBS آمریکا روایتی از عملیات نجات یکی از افسر عملیاتی جنگنده F-15E آمریکا منتشر کرده است که در جریان عملیات علیه ایران سرنگون شد.
این افسر آمریکایی که با رمز «براوو» معرفی شد، مدعی شده پس از اصابت موشک ایرانی و خروج اضطراری از جنگنده، چتر نجاتش آسیب دیده و با سرعتی بین ۷۰ تا ۱۰۰ مایل بر ساعت، معادل حدود ۱۱۳ تا ۱۶۱ کیلومتر بر ساعت، با زمین برخورد کرده است.
براوو همچنین ادعا کرده در این حادثه از ناحیه کمر، بازو و شانه دچار شکستگی شده، اما با وجود این جراحات توانسته خود را به خطالرأسی با ارتفاع اعلامی حدود ۷ هزار پا برساند و پس از نزدیک به ۵۰ ساعت، در عملیاتی گسترده از سوی نیروهای آمریکایی نجات پیدا کند.
ادعاهای مطرح شده در برنامه «۶۰ دقیقه» و تمرکز ویژه رسانههای آمریکایی بر ابعاد عملیات نجات، انتقادهایی را حتی در داخل آمریکا برانگیخته است. شماری از کاربران و منتقدان، روایت ارائهشده را از نظر پزشکی و فیزیک برخورد با زمین غیرقابل باور دانسته و کل برنامه را تلاشی تبلیغاتی برای بازسازی تصویر ارتش آمریکا پس از سرنگونی جنگندهاش در آسمان ایران توصیف کردهاند.
برای بررسی این ادعاها، خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس با امیر سرتیپ دوم خلبان عباس رمضانی، خلبان پیشکسوت افـ۵ و افـ14 که پروازهای بسیاری را در طول دوران دفاع مقدس و پس از آن در کارنامه دارد، گفتوگو کرده است.
روایت آمریکاییها بیشتر تبلیغاتی است
امیر سرتیپ دوم خلبان رمضانی درباره ارزیابی خود از سخنان خدمه نجاتیافته F-15E آمریکا گفت: این صحبتها در میان خلبانان و کارشناسان داخلی نیز مورد نقد قرار گرفته و به نظر من، مجموعه روایت منتشرشده چندان باورپذیر نیست و بیشتر حالت تبلیغاتی دارد.
وی افزود: چهره فردی که در مصاحبه نشان داده شده بسیار سالم و بدون نشانه آشکاری از سوختگی، شکستگی یا جراحت سنگین است. البته این حادثه مربوط به چهار یا پنج ماه قبل است و ممکن است در این مدت اقدامات درمانی یا ترمیمی روی او انجام شده باشد و حتی برای چهرهاش کارهایی مانند تزریق یا اقدامات زیبایی انجام داده باشند؛ بنابراین نمیتوان صرفاً براساس ظاهر فعلی او قضاوت قطعی کرد.
این خلبان پیشکسوت نیروی هوایی ادامه داد: با این حال، ابتدا باید اطمینان حاصل شود فردی که مقابل دوربین قرار گرفته، همان فردی است که در آن حادثه حضور داشته است. وقتی هویت او بهطور کامل اعلام نمیشود و با یک نام رمز معرفی میشود، این پرسش نیز میتواند مطرح باشد که آیا مصاحبهشونده واقعاً همان خدمه نجاتیافته است یا فرد دیگری مقابل دوربین قرار گرفته است.
چرا از عملیات نجات فیلمبرداری شد؟
امیر سرتیپ دوم خلبان رمضانی با اشاره به حجم تجهیزات اعلامشده در این عملیات گفت: آمریکاییها از حضور و مشارکت تعداد زیادی هواپیما، پهپاد و بالگرد سخن گفتهاند و گفته میشود در آن مقطع حدود ۱۰۰ فروند هواگرد برای عملیات جستوجو و نجات وارد عمل شدهاند.
وی افزود: پرسش این است که اگر چنین عملیات گسترده، حساس و پرخطری در جریان بوده، چرا گروههای فیلمبرداری نیز همراه نیروها حضور داشتهاند و تصاویر عملیات به این شکل تهیه و منتشر شده است؟ اینکه از مراحل مختلف ماجرا فیلم گرفته شده و اکنون نیز با یک روایت خاص در رسانهها منتشر میشود، جنبه تبلیغاتی موضوع را تقویت میکند.
او تأکید کرد: به نظر من، نحوه نمایش این عملیات و فیلمهایی که از آن منتشر شده، بیش از آنکه یک گزارش عادی از عملیات نجات باشد، برای تولید یک روایت تبلیغاتی طراحی شده است.
شکستگی مویی با شکستگی سنگین تفاوت دارد
این خلبان بازنشسته ارتش درباره ادعای شکستگی کمر خدمه آمریکایی گفت: باید دید منظور او از شکستن کمر دقیقاً چه بوده است. گاهی یک مهره دچار ترک یا شکستگی جزئی میشود و فرد، با وجود درد و آسیب، همچنان قادر است راه برود و خود را از نقطهای به نقطه دیگر برساند. چنین مواردی اتفاق میافتد و فرد ممکن است در ساعات نخست حتی بتواند حرکت کند.
وی ادامه داد: همچنین ممکن است فرد در یک دره یا روی زمینی نسبتاً نرم فرود آمده و پس از آن توانسته باشد خودش را برای مدتی جابهجا کند. بنابراین نوع زمین و شدت واقعی آسیب مهم است؛ اما اگر شکستگی کمر او جدی و سنگین بوده باشد، اینکه بتواند چند ساعت حرکت کند، خود را بالا بکشد و در ارتفاعات جابهجا شود، عملاً غیرممکن به نظر میرسد.
امیر سرتیپ دوم خلبان رمضانی افزود: در اینجا تفاوت میان یک ترک یا شکستگی سطحی مهره با شکستگی جدی کمر اهمیت دارد. نمیتوان فقط گفت «کمرم شکسته بود» و سپس ادعا کرد فرد توانسته مسیر دشواری را طی کند. برای ارزیابی منطقی ماجرا باید مشخص شود شکستگی در چه سطح و با چه شدتی بوده است.
برخورد با زمین با سرعت ۱۰۰ مایل قابل باور نیست
امیر سرتیپ دوم خلبان رمضانی مهمترین بخش این روایت را ادعای سرعت برخورد دانست و گفت: این فرد مدعی شده با سرعت حدود ۱۰۰ مایل بر ساعت به زمین برخورد کرده است؛ یعنی سرعتی نزدیک به ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت. این بخش از روایت بسیار مهم و در عین حال غیرقابل باور است.
وی تصریح کرد: باید این موضوع را از چتربازان و نیروهایی که تجربه تخصصی پرش و فرود با چتر دارند نیز پرسید. برخورد با زمین با چنین سرعتی، آن هم در شرایطی که گفته میشود چتر نجات پاره یا دچار نقص جدی بوده، موضوع سادهای نیست و زنده ماندن پس از آن بسیار بعید به نظر میرسد.
این خلبان پیشکسوت نیروی هوایی افزود: در آموزشهای چتربازی نیز اگر شدت باد از حدود ۱۰ تا ۱۵ گره بیشتر باشد، ممکن است پرش یا رهاسازی چتر انجام نشود؛ زیرا باد میتواند چتر را به نقاط مختلف منتقل کند و کنترل محل فرود را از فرد بگیرد. حتی هنگام فرود نیز کنترل چتر در باد شدید دشوار میشود.
وی ادامه داد: حال در این روایت گفته میشود چتر او پاره یا معیوب بوده است. وقتی چتر سالم در شرایط نامناسب جوی میتواند از کنترل خارج شود، باید پرسید فردی با چتر آسیبدیده چگونه توانسته با سرعت ادعایی به زمین برخورد کند، زنده بماند و پس از آن نیز با چند شکستگی حرکت کند.
امیر سرتیپ دوم خلبان رمضانی گفت: با خلبان دیگری نیز درباره این ماجرا صحبت کردم و او نیز چنین روایتی را باورپذیر نمیدانست. بهویژه ترکیب سقوط با سرعت حدود 160 کیلومتر بر ساعت (۱۰۰ مایل بر ساعت)، آسیبدیدگی چتر، شکستگی کمر و سپس ادامه حرکت، ابهامات جدی ایجاد میکند.
اصل تلاش برای نجات یک نظامی واقعیت دارد
امیر سرتیپ دوم خلبان رمضانی با بیان اینکه اصل اجرای عملیات گسترده برای نجات یک نظامی دور از انتظار نیست، گفت: این واقعیت وجود دارد که یک ارتش ممکن است برای نجات یکی از نیروهای خود که در یک حادثه نادر گرفتار شده است، امکانات زیادی را وارد میدان کند. ارتشها برای بازگرداندن خلبانان و نیروهایشان چنین اقداماتی انجام میدهند.
وی افزود: بنابراین اصل اینکه آمریکاییها برای نجات یک نفر عملیات گستردهای انجام داده باشند، قابل تصور است؛ اما نحوه روایت، فیلمبرداری و انتشار این عملیات و ادعاهایی که درباره وضعیت جسمانی فرد نجاتیافته مطرح شده، باعث میشود کل ماجرا بیشتر به یک محصول تبلیغاتی شبیه باشد.