ماموریت عراقچی در سفرش به چین چه بود؟
مهمترین دستورکار عراقچی احتمالا مربوط به حصول اطمینان از تداوم حمایت های سیاسی پکن در شورای امنیت بوده است. به خصوص که ائتلاف ضدایرانی اروپا و آمریکا در شورای حکام آژانس توانست قطعنامه ضد ایرانی را تصویب کند و برای بررسی به شورای امنیت ارجاع دهد.
در شرایطی که تجاوز نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل وارد هشتمین ماه خود میشود، سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران برای دومین بار در سال جاری به پکن سفر و با همتای چینی خود «وانگ یی» وزیر امور خارجه چین دیدار و گفتوگو کرد. دولت جمهوری خلق چین، همواره ضمن پافشاری بر موضع خود مبنی بر ضرورت حل و فصل مسائل از طریق گفتوگو و دیپلماسی و اجتناب از اقدامهای نظامی، از یکجانبهگرایی و اقدامهای خلاف حقوق بینالملل انتقاد کردهاست. چین به عنوان بزرگترین واردکننده انرژی جهان که بیش از ۴۰ درصد از نفت خام موردنیاز خود را از خلیج فارس و تنگه هرمز دریافت میکند، از جمله کشورهایی است که بیشترین آسیبپذیری را در برابر ناامنی در تنگه هرمز دارد، اما مواضع پکن در دوران جنگ به صورت پیوسته همراستا و همسو با جمهوری اسلامی ایران بودهاست: مطالبه حل و فصل مسالمتآمیز اختلافها، مخالفت با یکجانبهگرایی و تحریمهای غیرقانونی و احترام به حاکمیت ملی کشورها.
اقتصاد؛ دستورکار اول عراقچی در پکن
سفرعراقچی به چین در شرایطی انجام می شود که وزرای امورخارجه ایران و چین پیش از این، چند روز قبل در دهلی نو و در حاشیه اجلاس سران بریکس نیز دیدار کرده بودند. با این اوصاف نمی توان دستورکار دیدار دوجانبه وزرای خارجه ایران و چین در پکن را بدون مفادی مربوط به بریکس و تشدید همکاری های اقتصادی پکن-تهران تصور کرد. گرچه به رغم موانع فنی و دیپلماتیکی که همچنان وجود دارد،گویا کشورهای بریکس با سرعت بیشتری در حال حرکت به سمت تعریف کانال هایی خارج از ساختار تحریم پذیر مدل اقتصادی غربی ها هستند و در نشست اخیر دهلی نیز کشورهای بریکس صحبت های مفصلی برای افزایش استفاده از «بانک توسعه جدید بریکس» (NDB) و توسعه سامانه تسویه «امبریج» (mBridge) به منظور جایگزینی با سیستم سوئیفت (SWIFT) داشته اند. از سوی دیگر با تداوم محاصره اقتصادی آمریکا، ایران نیز تمایل بیشتری به تعمیق همکاری ها با شرکایی مثل چین پیدا کرده و قطعا رایزنی های اقتصادی نیز جزو مهم ترین دستورکارهای عراقچی در پکن بوده است.
جلب حمایت سیاسی پکن، مهم ترین دستورکار عراقچی
اما مهمترین دستورکار عراقچی احتمالا مربوط به حصول اطمینان از تداوم حمایت های سیاسی پکن در شورای امنیت بوده است. به خصوص که ائتلاف ضدایرانی اروپا و آمریکا در شورای حکام آژانس توانست قطعنامه ضد ایرانی را تصویب کند و برای بررسی به شورای امنیت ارجاع دهد. همچنین با توجه به ریاست دوره ای فرانسه بر شورای امنیت سازمان ملل، این موضوع در دستورکار قرار گرفته است و می تواند منجر به صدور قطعنامه علیه کشورمان شود. بدیهی است که ایران برای جلوگیری از این امر به رایزنی با روسیه و چین بپردازد تا این شرکای راهبردی ایران بتوانند با استفاده از حق وتویی که دارند، از تصویب قطعنامه علیه کشورمان جلوگیری کنند. اتفاقی که از زمان شروع جنگ چندباری صورت گرفته است. از سوی دیگر، این دیدار فرصت مناسبی برای تبیین دیدگاه ایران درباره شرایط منطقه به ویژه با پیروزی یمن، برای شریک چینی بود تا ضمن بازآرایی کارت های ایران برای ایستادگی دربرابر رفتارهای خصمانه کشورهای غربی به تبیین سیاست های جمهوری اسلامی ایران درباره موضوعاتی مثل: تنگه هرمز، سرنوشت دکترین هسته ای ایران با توجه به تداوم سنگ اندازی های آژانس و کشورهای غربی، افزایش همکاری های دوجانبه، پیگیری و رایزنی سند همکاری های راهبردی ۲۵ ساله و ... پرداخته شود.
چرایی تاکید طرف چینی بر تفاهم اسلام آباد
نکته جالب در اظهارات رسمی وزیرخارجه چین در دیدار با عراقچی، پافشاری وانگ یی بر بازسازی چارچوب مذاکرات بر اساس توافق اسلام آباد است. در واقع چینی ها از سویی درحال متضرر شدن از بسته ماندن تنگه هرمز هستند و طبعا از پایان جنگ ایران و آمریکا نفع می برند. از سوی دیگر پافشاری آن ها بر تفاهم نامه اسلام آباد به نوعی حمایت از مواضع طرف ایرانی است. ایران بارها اعلام کرده که مشکلی با از سرگیری اجرای تفاهم اسلام آباد ندارد و این طرف آمریکایی است که به تعهدات خود عمل نمی کند. این سیاست در اولین قدم باعث شده کشورهایی که به علت بسته شدن تنگه هرمز متضرر شده اند، نه تنها ایران را به عنوان مقصر نبینند بلکه به سمت افزایش همکاری های دوجانبه با تهران نیز حرکت کنند و همین مسئله پذیرش بین المللی حاکمیت تماما ایرانی بر هرمز را راحت کرده است. از سوی دیگر بدیهی است که تفاهم نامه اسلام آباد برخلاف آن که برای آمریکایی ها آورده خاصی نداشت، آورده های اقتصادی و ژئوپلیتیک قابل توجهی برای کشورمان داشت و اتفاقا تا همین الان تنها سندی است که حاکمیت ما بر هرمز را تایید کرده است. تاکید طرف چینی بر این تفاهمنامه نیز حمایت ضمنی از طرف ایرانی است به ویژه در شرایطی که آمریکایی ها با فشار بر کشورهای منطقه توانستند جلسه صلاله را به هم بزنند و فعلا از برداشته شدن دومین قدم دیپلماتیک برای تثبیت حاکمیت ایرانی هرمز جلوگیری کنند. خلاصه آنکه آیندهای که چین برای منطقه خاورمیانه و خلیجفارس در نظر دارد، با دیدگاهها و سیاستهای منطقهای ایران انطباق زیادی دارد. چین نیز مانند ایران خواهان منطقهای عاری از تنش، بدون مداخله خارجی و امنیت و توسعه ناشی از همکاری و شراکت کشورهای منطقه است. با این حال چین همان اندازه که با دخالت آمریکا در مسائل منطقه مخالف است، خود نیز علاقهمند به مداخله مستقیم نیست و ترجیح میدهد شرایطی فراهم کند که کشورهای منطقه بتوانند در چارچوب آن در همکاری و شراکت با یکدیگر شرایط صلح، ثبات و توسعه را فراهم کنند.
روزنامه خراسان