برگ برنده انتخاباتی نتانیاهو
با نزدیک شدن به انتخابات پارلمانی رژیم صهیونیستی در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ (پنجم آبان)، رقابت سیاسی در سرزمینهای اشغالی وارد مرحلهای شده است. در این شرایط، امنیت، سیاست داخلی و خارجی و نیز مناسبات منطقهای بار دیگر در مرکز کارزار انتخاباتی قرار گرفتهاند.
بنیامین نتانیاهو در آستانه انتخابات کنست (پارلمان) رژیم صهیونیستی، تلاش دارد تحولات یمن را به اهرمی برای تقویت همکاری با ریاض و احیای مسیر عادیسازی تبدیل کند؛ اما مساله فلسطین همچنان مهمترین مانع سیاسی این روند است.
به گزارش روز شنبه ایرنا، با نزدیک شدن به انتخابات پارلمانی رژیم صهیونیستی در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ (پنجم آبان)، رقابت سیاسی در سرزمینهای اشغالی وارد مرحلهای شده است. در این شرایط، امنیت، سیاست داخلی و خارجی و نیز مناسبات منطقهای بار دیگر در مرکز کارزار انتخاباتی قرار گرفتهاند.
افول جایگاه نتانیاهو در نظرسنجیهای انتخاباتی
انتخابات پیشرو، نخستین انتخابات رژیم صهیونیستی پس از آغاز جنگ غزه در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ (۱۵ مهر ۱۴۰۲) و تحولات منطقهای پس از آن است. جایگاه سیاسی بنیامین نتانیاهو، برخلاف سالهایی که توانسته بود خود را محور اصلی سیاست اسرائیل معرفی کند، تضعیف شده است. بر اساس تازهترین میانگین نظرسنجیهای منتشرشده، حزب «یاشار» به رهبری گادی آیزنکوت، رئیس اسبق ستاد ارتش با فاصله قابل توجهی از حزب «لیکود» به ریاست نتانیاهو پیشی گرفته و شانس پیروزی جناح مخالف نخستوزیر وقت اسرائیل در حال افزایش است؛ هرچند این برتری لزوماً به معنای پیروزی و شکلگیری یک ائتلاف مشخص نیست.
در چنین شرایطی، سیاست خارجی برای نتانیاهو میتواند به ابزاری برای بازتعریف چهره انتخاباتی او تبدیل شود. نتانیاهو سالها کوشیده است خود را سیاستمداری معرفی کند که بیش از هر رقیب دیگری توان مدیریت تهدیدهای امنیتی و ایجاد روابط راهبردی با قدرتهای منطقهای و جهانی را دارد. از این منظر، دستیابی به توافق عادیسازی روابط با عربستان سعودی میتواند برای او یک دستاورد سیاسی مهم باشد؛ بهویژه اگر بتواند آن را در آستانه انتخابات عملی کند و آن را به عنوان نتیجه مستقیم سیاست خارجی خود ارائه کند.
نتانیاهو چشم به ریاض دوخته است
همین مسأله در گزارش اخیر بن کسپیت، روزنامهنگار اسرائیلی، در وبگاه «المانیتور» نیز برجسته شده است. کسپیت بر اساس گفتوگو با دو منبع سیاسی ارشد اسرائیلی گزارش میدهد که نتانیاهو تلاشهای محرمانه و به تعبیر این منابع، آخریندقیقهای خود را برای پیشبرد عادیسازی با ریاض ادامه میدهد و امیدوار است از فشارهای امنیتی واردشده بر عربستان در نتیجه تحولات یمن و درگیری با انصار الله بهره بگیرد.
بر اساس این گزارش، محاسبه نتانیاهو این است که اگر اسرائیل بتواند در حوزه اطلاعاتی، شناسایی یا حتی مشاوره نظامی به عربستان کمک کند، این همکاری ممکن است کانالی برای پیشبرد گفتوگوهای سیاسی و در نهایت عادیسازی ایجاد کند.
اهمیت این طرح زمانی روشنتر میشود که سابقه تلاش نتانیاهو برای نزدیک شدن به ریاض را از دوره نخست ریاستجمهوری دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، در نظر بگیریم؛ دورهای که با شکلگیری «پیمان ابراهیم» در سال ۲۰۲۰، روند عادیسازی روابط اسرائیل با شماری از کشورهای عربی وارد مرحلهای تازه شد.
در چنین چارچوبی، عربستان سعودی از همان ابتدا جایگاهی متفاوت و مهمتر از سایر کشورهای عربی داشت. ریاض به دلیل جایگاه سیاسی، اقتصادی و دینی خود در جهان عرب، در صورت پیوستن به روند عادیسازی میتوانست ابعاد این ابتکار را بهمراتب گستردهتر کند.
نشانههای این تلاش در همان سال ۲۰۲۰ نیز آشکار شد. در نوامبر آن سال، گزارشهایی درباره دیدار بنیامین نتانیاهو با محمد بنسلمان، ولیعهد سعودی، در منطقه نئوم منتشر شد؛ هرچند بصورت رسمی وقوع چنین دیداری تأیید نشد.
بنابراین آنچه امروز در جریان است، آغاز یک مسیر جدید نیست؛ بلکه تلاش برای تبدیل کانالهای امنیتی موجود به یک دستاورد سیاسی و دیپلماتیک رسمی است.
فلسطین؛ مانع اصلی در مسیر عادیسازی
با این حال، مانع اصلی همچنان مسأله «فلسطین» است. عربستان سعودی اعلام کرده است که عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی را بدون مسیری معتبر و روشن برای تشکیل کشور مستقل فلسطینی نمیپذیرد. وزارت خارجه عربستان در موضع رسمی خود تصریح کرده است که روابط دیپلماتیک با تلآویو بدون شناسایی کشور فلسطینی در مرزهای ۱۹۶۷ با پایتختی قدس شرقی برقرار نخواهد شد. این موضع در سال ۲۰۲۶ نیز تکرار شده است.
این شرط دقیقاً در نقطه مقابل سیاست جناح راست حاکم به رهبری نتانیاهو در سرزمینهای اشغالی قرار دارد. بهویژه «بتصلئل اسموتریچ»، وزیر دارایی و رهبر حزب «صهیونیسم دینی»، از مخالفان تشکیل کشور فلسطین است و در این دوره کنست با حمایت نتانیاهو سیاستهای توسعه شهرکها در کرانه باختری را با صراحت دنبال کرده است. در همین ارتباط، رویترز گزارش داده است که رژیم صهیونیستی در ماه ژوئیه (تیر) بودجه قابل توجهی برای توسعه ۳۴ شهرک جدید اختصاص داده و اسموتریچ این تصمیم را اقدامی برای تقویت کنترل اسرائیل بر کرانه باختری توصیف کرده است.
تازهترین تحول در این زمینه نیز معنادار است: رژیم صهیونیستی در ماه جاری مناقصه ساخت ۲۱۶۷ واحد مسکونی دیگر در طرح شهرکسازی E۱ را اعلام کرد که مجموع واحدهای این طرح را به ۳۴۰۱ واحد میرساند. رویترز گزارش داده است که اسموتریچ از این طرح حمایت کرده و آن را اقدامی برای جلوگیری از شکلگیری کشور (مستقل) فلسطین دانسته است. زمانبندی این مناقصه نیز قابل توجه است؛ مهلت آن برای دو روز پیش از انتخابات، یعنی ۲۵ اکتبر، تعیین شده است.
در نتیجه، نتانیاهو با یک تناقض سیاسی مواجه است: از یک سو دستیابی به توافق با عربستان میتواند دستاوردی مهم برای سیاست خارجی و کارزار انتخاباتی او باشد؛ از سوی دیگر، پیششرط اصلی ریاض یعنی ایجاد مسیر معتبر برای تشکیل کشور فلسطینی، با مواضع او و همپیمانانش در تعارض قرار دارد و رای آنها را کاهش خواهد داد. به همین دلیل، در چنین شرایطی مسأله اصلی این است که او چگونه میتواند از «کارت ریاض» برای پیروزی در انتخابات بهرهبرداری نماید و در این صورت تا چه اندازه میتواند میان خواستههای عربستان، ملاحظات آمریکا و خطوط قرمز ائتلاف داخلی خود تعادل برقرار کند.
یمن؛ متغیر جدید در معادله نتانیاهو
در این میان، تحولات یمن یک متغیر جدید به این معادله افزوده است. گزارش کسپیت در «المانیتور» حاکی است نتانیاهو تلاش دارد اسرائیل را به عنوان یک شریک امنیتی قابل اتکا برای ریاض معرفی کند؛ بهویژه در شرایطی که عربستان در مقابله با انصارالله در تنگنا قرار گرفته است.
منابع اسرائیلی مورد استناد این گزارش فاش کردهاند که تلآویو پیامهایی به سعودیها مبنی بر آمادگی اسرائیل برای ارائه اطلاعات و مشاوره نظامی در زمینه مقابله با انصارالله منتقل کرده است. آنها همچنین از تلاش برای استفاده از واشنگتن به عنوان اهرمی برای پیوند دادن این همکاری امنیتی با پیشرفت در مسیر عادیسازی سخن گفتهاند.
گزارشهای دیگری نیز وجود چنین کانالهایی را تأیید کردهاند. «اکسیوس» در ۱۵ سپتامبر (۲۴ شهریور) به نقل از یک دو مقام صهیونیستی از گفتوگوهای میان اسرائیل و عربستان با میانجیگری فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) برای بررسی کمک اطلاعاتی تلآویو به ریاض علیه انصارالله خبر داد. بر اساس این گزارش، یکی از گزینههای مورد بحث، همکاری در حوزه اطلاعات، نظارت و شناسایی است؛ الگویی که گفته شده پیشتر در همکاری اسرائیل و امارات نیز مورد استفاده قرار گرفته است.
همزمان «اکسیوس»، فاش کرد فرماندهان ارشد نظامی آمریکا، اسرائیل و هفت کشور عربی از جمله عربستان، امارات، بحرین، کویت، قطر، اردن و مصر در نشستی محرمانه در آلمان گرد هم آمدند. این نشست به ابتکار فرمانده سنتکام برگزار شد و سنتکام اصل برگزاری آن را تأیید کرد.
این تحول از آن جهت اهمیت دارد که نشان میدهد روند عادیسازی احتمالی را نمیتوان صرفاً در چارچوب روابط دوجانبه تلآویو و ریاض بررسی کرد. تحرکات تلآویو برای نزدیکتر شدن به ریاض، در کنار تلاش برای شکلگیری یک معماری امنیتی جدید در منطقه، اهمیت راهبردی بابالمندب و نگرانی مشترک برخی دولتهای عربی از گسترش تنش، میتواند زمینهساز همکاریهای امنیتی گسترده و غیررسمی شود.
این در حالی است که روزنامه «هاآرتص» نیز گزارش داد که در نشست امنیتی کابینه، مقامهای نظامی بر ضرورت تمرکز بر تلاشهای دیپلماتیک برای تشکیل یک ائتلاف بینالمللی و منطقهای در برابر انصارالله یمن تأکید کردهاند.
اما همکاری امنیتی لزوماً به معنای آمادگی عربستان برای عادیسازی روابط نیست؛ حتی گزارش کسپیت نیز تصریح میکند که ارائه کمک اطلاعاتی اسرائیل به ریاض بهتنهایی تضمینکننده پیشرفت در عادیسازی نیست.
از سوی دیگر، تحولات یمن و تلاش انصارالله برای شکستن محاصره نشان میدهد که عربستان در تنگنای امنیتی قرار گرفته است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، محمد بنسلمان حتی برای درخواست اقدام آمریکا علیه آنها با دونالد ترامپ تماس گرفته است؛ هرچند واشنگتن در مقطع کنونی تمایلی به گشودن جبهه جدید و ورود مستقیم به جنگ علیه انصارالله نشان نداده است.
در نهایت، انتخابات ۲۷ اکتبر را باید در شرایطی بررسی کرد که نتانیاهو همزمان با فشارهای سیاسی داخلی و رقابت فشرده انتخاباتی، به دنبال ارائه یک دستاورد در عرصه سیاست خارجی است. در چنین فضایی، هرگونه پیشرفت در روابط با عربستان میتواند برای نتانیاهو واجد اهمیت سیاسی برای انتخابات باشد. زیرا او میتواند آن را به عنوان نمونهای از توانایی خود در ایجاد ائتلافهای منطقهای ارائه کند. منابع نزدیک به نتانیاهو نیز به «المانیتور» گفتهاند که نخستوزیر اسرائیل میداند چنین توافقی میتواند بر انتخابات تأثیر بگذارد و در حال تلاش برای تحقق آن است.
از این منظر، در آستانه انتخابات، «کارت یمن» میتواند برای نتانیاهو یک اهرم امنیتی و دیپلماتیک باشد، اما عبور از همکاری امنیتی به عادیسازی رسمی روابط همچنان به موضع ریاض در قبال مساله فلسطین بستگی دارد.