روزنامه خراسان: وقوع جنگ سوم حتمی است

روزنامه خراسان در انتقاد از سخنان حسین مرعشی نوشت: حتی اگر خشایارشا هم زنده شود و عقب نشینی تاکتیکی کند و امتیازات تاکتیکی به آمریکایی ها پیشنهاد کند، نمی تواند جلوی وقوع جنگ سوم را بگیرد.

کد خبر : 1414823

روزنامه خراسان: مرعشی و امثال وی درک نمی کنند که نظام بین الملل، جهانی پر مخاطره است که کشورها برای بقا چاره ای جز تولید قدرت ندارند

​​​​همزمان با فراگیرشدن ویدئویی تقطیع شده و قدیمی از اظهارات محمدجواد ظریف درباره برجام و دوگانه واهی میدان و دیپلماسی که واکنش های منفی بسیاری را هم به دنبال داشت؛ دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی در مصاحبه‎ای، باردیگر اظهاراتی عجیب را خطاب به رئیس جمهور، رئیس مجلس، دبیر شعام و فرماندهان نظامی کشور بیان کرد؛ گویی که چنان از اخبار و تحولات در ۲۰ سال گذشته بی خبر است که چنین اظهاراتی را بیان می کند. حسین مرعشی گفت: من به رئیس‌جمهور، رئیس مجلس، آقای رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی و فرماندهان محترم سپاه هشدار می‌دهم که در زمینه جلوگیری از جنگ احتمالی سوم، مطلقاً حق ندارند هیچ ریسکی را بپذیرند. هر تدبیر سیاسی و نظامی و هر عقب‌نشینی تاکتیکی که لازم باشد، باید انجام شود تا ایران حفظ شود و مردم بیش از این تحت فشارهای روزافزون قرار نگیرند.وی افزود: باید روشن باشد که ایران، مهم‌تر از هر مسئله دیگری است؛ مهم‌تر از غنی‌سازی و مهم‌تر از حفظ دستاوردهای هسته‌ای. با تورمی که اکنون به سمت ارقام بسیار بالا حرکت می‌کند، نمی‌توان کشور را اداره کرد. جمهوری اسلامی باید یاد بگیرد که در مواقع لازم، امتیازهای تاکتیکی بدهد. مهم‌ترین امتیازی که جمهوری اسلامی امروز باید به دست بیاورد، حفظ تمامیت ارضی ایران، استقلال کشور و حفظ نظام جمهوری اسلامی است. جنگ یا باید در میدان نظامی پایان یابد یا در میدان دیپلماسی؛ مگر راه سومی وجود دارد؟ چه کسی گفته مذاکره خیانت است؟

نکاتی ضروری درباره اظهارات مرعشی: 

۱ این صحبت های مرعشی را به هیچ وجه نمی توان صحبت های جدیدی تلقی کرد. در واقع او و امثال او بارها در یک‎سال گذشته چنین اظهارات عجیب و تاریخ گذشته ای را مطرح کرده اند که ما هم در روزنامه خراسان بارها به آن ها پاسخ داده ایم. الان هم لازم نیست آقای مرعشی کار سختی برای درک شرایط انجام دهد و به مطالعه سابقه بارها تعامل ایران و آمریکا در ۴۰ سال گذشته بپردازد؛ صرفا کافی است توئیت ها و اظهارات ترامپ و روبیو در هفته گذشته را به طور اجمالی بررسی کند تا متوجه شود که اصلا دوگانه ایران و جمهوری اسلامی که او سعی دارد بسازد در منطق روبیو و ترامپ وجود ندارد و نه جمهوری اسلامی بلکه بنابر آنچه روبیو اخیرا در آتن مطرح کرد و ترامپ هم بارها بدان اشاره کرده بود، اساسا حتی اگر خشایارشا هم زنده شود و عقب نشینی تاکتیکی کند و امتیازات تاکتیکی به آمریکایی ها پیشنهاد کند، نمی تواند جلوی وقوع جنگ سوم را بگیرد. هر کسی که ذره ای تحولات و تحلیل های یک هفته گذشته را بررسی کند، به راحتی می تواند بفهمد که در واشنگتن و تل آویو تصمیم برای شروع جنگ بعدی گرفته شده است و تهران هم به لطف سال‎ها نسخه پیچی های این‎گونه، آن‎قدر سابقه تعامل با آمریکایی ها را دارد که فهمیده باشد بسیار بعید است که تبادل پیام ها حداقل تا پس از درگیری بعدی اثر ملموسی داشته باشند. 

۲تنها نکته جدید این اظهارات لحن طلبکارانه ای است که صحبت های مرعشی دارد. این نوع هشدار دادن به مسئولان کشور صرفا مرعشی و همفکرانش را در کنار رادیکال های طیف رقیب قرار می دهد و بار دیگر نشان می دهد ادبیات رادیکالیسم در هر طیفی که باشد، مشابه است. نکته بعدی که اظهارات مرعشی را به رادیکال های طیف مقابل نزدیک می کند، تهی بودن همه این حرف ها از راه حل است. مرعشی به حساب خودش با این هشدار دارد حجت را تمام می کند تا بعد که مجددا درگیری شود، ادعا کند که طیف سیاسی او هشدار داده بود که مذاکره نکردن جواب نداده است؛ شگفت آن که رادیکال های طیف مقابل نیز دقیقا رویکرد رسانه ای مشابهی را در رد مذاکره دنبال می کنند و دقیقا انتقادهایی مشابه و بدون هیچ‎گونه راه حل عقلانی و قابل اجرا مطرح می سازند. 

۳ اشکال اساسی طیف های سیاسی ایران در ۳۰ سال گذشته ایجاد یک برساخت موهوم با یک نگاه دوقطبی ساز بوده است. همین موضوع باعث شده در طول دهه های گذشته همان گونه که اصلاح طلبان حیات سیاسی خود را در گرو مذاکره و تعامل با آمریکا تعریف کرده اند، جناح مقابل آن ها نیز حیات سیاسی خود را در نفی مذاکره و تعامل با غرب تعریف کند و اکنون که عملا ضعف و اشکالات هر دو نگاه، در عمل و با تحولات اخیر کاملا اثبات شده است، فقدان یک گفتمان جایگزین، این نگاه را مجبور به تداوم پافشاری بر این نسخه های اشتباه و تاریخ گذشته کند. جالب این که این پافشاری به جایی رسیده که به هشدار به رئیس جمهور، رئیس مجلس و دبیر شعام ختم می شود آن هم در شرایطی که دوست و دشمن شنیده اند که این مسئولان در کنار بسیاری دیگر بر تداوم استفاده ایران از هر دو ابزار مذاکره و جنگیدن بارها و بارها تاکید کرده اند. 

۴ هرچند که انتشار یک ویدئوی تقطیع شده و قدیمی از صحبت های ظریف یک بی انصافی سیاسی بود اما او روز گذشته نیز در سخنانی ضمن پافشاری بر مذاکره و تعامل از موضع خودباوری بقا را شرط اساسی هر دیدگاهی تعریف کرد و با مثال هایی از پذیرش عهدنامه ترکمانچای در عصر قاجار صحبت هایی مشابه مرعشی بیان کرد. لذا نقد این اندیشه برای فهم دلیل اعوجاج آن در درک واقعی مناسبات جهانی لازم است.در کنار مورد شماره ۳ که بحث شد؛ باید توجه داشت که اساسا درک عمده اصلاح طلبان و حتی برخی از اصولگرایان از روابط بین الملل یک درک سازه انگارانه  (Constructivism)

 است. در واقع سازه انگاران برخلاف رئالیست ها که تحلیل ماده را بر ایده مقدم می پندارند، بر این باورند که این ایده است که بر ماده متقدم است. این همان نگاهی است که بدون توجه به اهمیت موازنه قوا و حقیقت واقعی جاری میان واحدهای سیاسی و تعاملات آن ها بر اساس منافع؛ مسائل و روابط میان کشورها را بر اساس هویت، تصورات متقابل، ایده‌ها و هنجارهای مشترک تعیین می کند. در این نگاه ادعا می شود که ایران اگر عربستان را تهدید ببیند، عربستان برای ایران تبدیل به تهدید می شود یا بالعکس. بدیهی است کسی که دنیا را از این دریچه تحلیل می کند، این تصور را داشته باشد که این سوءتفاهم ها با مذاکره و اعمال حسن نیت با عقب نشینی تاکتیکی و امتیاز دادن قابل حل است. منتها این ایده همچنان از پاسخ  دادن به این سوال ناتوان است که پس چرا به رغم بار ها اعمال حسن نیت و دادن امتیازات آمریکا به ایران حمله کرد؟  

 

لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: