خطیبزاده: اگر جنگی دیگر رخ دهد معادلات را تغییر خواهیم داد
ایران و لبنان روابط دیپلماتیک در سطح بالا دارند که در سطوح مختلف دنبال میشود. همچنین، ارتباطات متعددی میان دو دولت برقرار است و سفرهای دیپلماتیک نیز بخشی از همین روابط به شمار میروند.
معاون وزیر امور خارجه ایران گفت: اگر جنگ دیگری رخ دهد، نهتنها متجاوزان را مجازات خواهیم کرد، بلکه معادلات را نیز تغییر خواهیم داد تا وضعیت به شرایط پیش از این تحولات بازنگردد.
خبرگزاری فارس: سعید خطیبزاده معاون وزیر امور خارجه و رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه گفتوگویی با شبکه الجدید لبنان داشت که مشروح آن را در زیر میخوانید.
مجری: روابط ایران و لبنان در طول سالهای گذشته فراز و نشیبهای بسیاری داشته و با تنشهایی نیز همراه بوده است. چرا امروز به لبنان سفر کردهاید؟ چه پیامهایی برای این سفر دارید؟ شما در رأس یک هیئت دیپلماتیک به لبنان آمدهاید.
خطیبزاده: در واقع، روابط ایران و لبنان روابطی تاریخی و چندلایه است. این روابط طی دهههای گذشته از اهمیت و جدیت برخوردار بوده و در سطوح مختلف پیگیری شده است.
البته در روابط بین بسیاری از کشورها فراز و نشیب به وجود میآید و این طبیعی است؛ زیرا کشورها بر اساس ارزیابیها و برداشتهای خود عمل میکنند. آنچه اهمیت دارد، وجود سازوکارهایی برای مدیریت روابط، تداوم گفتوگو و تبادل پیام میان طرفین است. این موارد برای تنظیم و ساماندهی روابط اهمیت فراوانی دارند.
ایران و لبنان روابط دیپلماتیک در سطح بالا دارند که در سطوح مختلف دنبال میشود. همچنین، ارتباطات متعددی میان دو دولت برقرار است و سفرهای دیپلماتیک نیز بخشی از همین روابط به شمار میروند.
در همین چارچوب به لبنان آمدهام و با مسئولان مختلف لبنانی دیدار کردهام تا دیدگاههایمان را درباره موضوعات مهم تبادل کنیم. هدف این بود که هم دیدگاههای دوستان و همکارانمان در لبنان را بشنویم و هم مواضع خود را منتقل کنیم و درباره مسائل مهم منطقهای و دوجانبه به تبادل نظر بپردازیم.
مجری: گفته میشود شما دیدارهای متعددی با سیاستمداران و فعالان رسانهای داشتهاید و همچنین به دیدار رئیس مجلس اعلای اسلامی شیعه لبنان و برخی مقامهای دیگر رفتهاید. چرا با رئیسجمهوری و نخستوزیری لبنان دیدار نکردید؟
خطیبزاده: اتفاقا انجام شد. دیدارهای من از وزارت امور خارجه آغاز شد. با قائم مقام وزیر امور خارجه دیدار کردم. همچنین نشستی با معاون نخستوزیر آقای طارق متری داشتیم. ملاقاتهایی در سطوح مختلف انجام شد؛ برخی از این دیدارها در رسانهها منعکس شدند و برخی دیگر بازتاب رسانهای نداشتند.
مجری: همانطور که میدانید، امروز نوعی بحران دیپلماتیک میان دو کشور وجود دارد که در موضوع سفیر ایران، سید محمدرضا شیبانی، نمود پیدا کرده است. هنگامی که نواف سلام، نخستوزیر لبنان، در نیویورک با مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، دیدار کرد، درخواست شد سفیر جدیدی معرفی شود. میدانید که عنوان «عنصر نامطلوب» درباره سفیر ایران مطرح شده و مأموریت او نیز برای شش ماه تمدید شده است. آیا ایران قصد دارد سفیر جدیدی معرفی کند؟
خطیبزاده: البته در دیدار نیویورک، موضوعات مختلفی مطرح شد که یکی از آنها این مسئله بود. از نظر من، اساساً ایجاد چنین موضوعی در روابط میتوانست اتفاق نیافتد. این یک اتفاق معمول نبود. در عرف روابط دیپلماتیک، معمول نیست که با سفیر یک کشور دوست چنین برخوردی صورت بگیرد؛ آنهم سفیری که دولت میزبان اگرمانش را داده، روادید لازم را دریافت کرده و تمامی مراحل و مقدمات حضور او در کشور میزبان طی شده است. به اعتقاد من، آنچه رخ داده، اقدامی غیرمتعارف بود. دوستان ما در لبنان میدانند که روابط میان دو کشور، روابطی ریشهدار و مهم است. بنابراین، تردیدی ندارم که در نهایت مسیری انتخاب خواهد شد که مورد رضایت هر دو طرف باشد.
مجری: این مسیر مورد رضایت دو طرف چه میتواند باشد؟
خطیبزاده: لبنانیها در مذاکرات دیپلماتیک تجربهای طولانی دارند و ایرانیها نیز از سابقه و تجربه فراوانی برخوردارند. هنگامی که دو طرف پشت میز مذاکره مینشینند، میتوانند مسائل را حل کنند. دوستان لبنانی پیشنهاداتی دارند ما نیز همینطور. اما بدیهی است که نمیتوان جزئیات را در برابر دوربین مطرح کرد. پیشنهادهایی میان دو طرف مبادله شده است.
مجری: پس باید منتظر ماند و دید این پیشنهادها به کجا میانجامند؛ بهویژه آنکه مواضع اعلامشده ایران پیشتر روشن بود و گفته میشد سفیر جدیدی معرفی نخواهد شد. من به ملاحظه شما احترام میگذارم. اما آینده روابط دو کشور به اصل عدم مداخله در امور داخلی لبنان نیز گره خورده است. بخش مهمی از بحران دیپلماتیک موجود میان ایران و لبنان به همین مسئله بازمیگردد. امروز ایران متهم میشود که در امور داخلی لبنان مداخله میکند؛ از طریق حمایت از مقاومت، حمایت از حزبالله و موارد دیگر. آیا واقعاً چنین است یا تحولات در مسیر دیگری پیش میروند؟
خطیبزاده: طرح اتهام بسیار آسان است. اتهام بی شاهد ارزش ندارد. درعین حال شما به نکته دقیقی اشاره کردید که من نیز با آن موافقم. روابط میان کشورها باید بر اساس اصل عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر تنظیم شود.با توجه به آنچه در گذشته رخ داده، بسیاری از این اتهامات بیشتر به روایتهایی برساخته و مهندسی شده هستند.
واقعیت این است که دولت جمهوری اسلامی ایران هیچگاه در امور داخلی کشور بزرگ لبنان مداخله نداشته است. البته من در مقام پاسخگویی بهچنین اتهامی نیستم. هر کسی که چنین ادعایی مطرح میکند، باید اسناد، مدارک و شواهدی ارائه دهد که آن را اثبات کند. در مورد لبنان، کشورهای متعددی وجود داشتهاند که در امور داخلی مداخله کردهاند و حتی اقداماتی نظیر ربودن نخستوزیر و یا طرح های زمانبندی برای شما ارائه کرده اند. در مقابل، ایران تلاش نموده است که لبنان عرصه مداخلات دیگران نشود.
شما که در لبنان حضور دارید، بهخوبی میدانید وقتی دیگران در امور داخلی لبنان مداخله میکنند، ما چگونه موضع میگیریم و اعتراض خود را بیان میکنیم.
مجری: کسی که سخنان شما را بشنود، ممکن است بگوید برای اثبات مداخله ایران در لبنان نیازی به اسناد و شاهد ندارد. ممکن است بپرسد چرا مستشاران نظامی ایرانی در خاک لبنان حضور داشتهاند و چرا در حملات مختلف به لبنان، تعدادی از مستشاران ایرانی کشته شدهاند. همچنین، در گذشته اظهاراتی از سوی مقامهای ایرانی درباره حضور یا نفوذ ایران در چهار پایتخت عربی مطرح شده بود. منتقدان ممکن است همه این موارد را در برابر استدلال شما درباره عدم مداخله قرار دهند. چه پاسخی به این انتقادها دارید؟ افزون بر این، مسئله حمایت مالی و تسلیحاتی نیز مطرح است.
خطیبزاده: ساختن روایتهای خیالی و طرح اتهامات کار دشواری نیست. درباره همان چهار پایتخت عربی که اشاره کردید، مدتی است چنین روایتهای خیالی مطرح شده است؛ اما پرسش ساده این است که کدام مقام ایرانی و در چه پستی چنین سخنی گفته است؟
ببینید، میتوانیم تا فردا بنشینیم و اتهامات مختلفی را علیه یکدیگر مطرح کنیم؛ به اصطلاح بازی سرزنش. این روشی شناختهشده در جریان های رسانه ای است که برخی بارها به کار میگیرند. واقعیت این است که هیچ مقام ایرانی، آنگونه که شما مطرح میکنید، چنین موضعی را بهعنوان موضع جمهوری اسلامی اعلام نکرده است. وقتی درباره مسائل داخلی لبنان صحبت میکنیم، باید میان مسائل داخل لبنان و موضوع مبارزه و مقاومت در مقابل اشغالگری و تجاوز، تفکیک قائل شویم. برای مثال مسئله فلسطین، که موضوعی اساسی برای همه ما است، سیاستهای توسعهطلبانه رژیم اسرائیل در منطقه و تجاوزات مستمر این رژیم، موضوعاتی جداگانهاند که باید مستقلاً مورد بحث و بررسی قرار گیرند.
مجری: دیروز یا پریروز تماسی بین عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، و جوزف عون، رئیسجمهور لبنان، برقرار شد. این تماس، تماسی مثبت توصیف شد. از جزئیات آن اطلاع دقیقی نداریم، اما یکی از موضوعات اصلی مطرحشده، ضرورت حمایت از راهحلهای دیپلماتیک بود. وقتی از حمایت از راهحلهای دیپلماتیک سخن میگوییم، منظورمان حمایت از مذاکرات و تلاش برای دستیابی به توافق است. آیا اطمینان دارید که مذاکرات، چه مذاکرات لبنان و اسرائیل با میانجیگری آمریکا و چه سایر روندهای دیپلماتیک، میتوانند به نتایج مطلوب برسند؟ بهویژه در ارتباط با لبنان، جنوب این کشور، اشغالگری و توافق چارچوب.
خطیبزاده: آنچه میتوانم درباره تلاشهای ایران برای پایان دادن به منازعات منطقهای بگویم، این است که ما در کنار دفاع قاطعانهای که در برابر حمله غیرقانونی و مغایر با حقوق بینالملل آمریکا و اسرائیل علیه ایران انجام دادیم، از ابتدا برای پایان دادن به این وضعیت تلاش کردهایم.
تاریخ، دفاعی را که انجام دادیم به یاد خواهد سپرد؛ همانطور که شکست قدرتهایی را ثبت خواهد کرد که میخواستند اراده و سلطه خود را بر ایران تحمیل کنند.
این جنگ، جنگی انتخابی از سوی آمریکا بود. بسیاری گفته بودند که چنین جنگی ضرورتی ندارد و به اهدافی که آغازکنندگان آن دنبال میکنند، نخواهد رسید.
بر همین اساس تنها راهحل، دیپلماتیک است. البته راهحل دیپلماتیک برای پایان جنگ باید بر مبانی مشخصی استوار باشد. مهمترین اصل، پایان دادن به درگیریها در همه جبهههاست.
در تمامی مذاکرات خود با ایالات متحده که از طریق میانجیها صورت میپذیرد تأکید کردهایم که پایان جنگ در منطقه تنها زمانی محقق میشود که درگیریها در همه جبههها متوقف شوند. یکی از مهمترین این جبههها، حملات لبنان است.
در مذاکرات اسلامآباد با ایالات متحده، به توافقی رسیدیم که بر اساس آن، علاوه بر جنگ در خلیج فارس، جنگ در لبنان متوقف شود و لبنان را نیز بهصراحت مطرح کردیم.
توافق اسلامآباد تا حدی به برقراری آرامش در لبنان کمک کرد؛ البته رژیم اسرائیل از همان روز نخست پس از امضای توافق، به آن پایبند نماند و از اجرای آن سر باز زد. تنها چند ساعت بعد، حملات خود را از سر گرفت که ما اولتیماتوم دادیم و تا حدودی کنترل شد. به همین دلیل است که رژیم اسراییل جرات حمله به بیروت و ضاحیه را ندارد. البته متوجه هستم که جنوب لبنان همچنان هدف حملات قرار دارد.
آنچه برای ما روشن است که رژیم اسرائیل بهدنبال صلح و همزیستی با کشورهای همسایه نیست. هدف آن، از بین بردن فرصتهای صلح است. این رژیم اساساً بر بستر بحران و جنگ شکل گرفته و در بحران به حیات خود ادامه میدهد.
به همین دلیل، در اینجا تأکید کردم که باید مسیری را دنبال کنیم که به صلحی واقعی در لبنان منجر شود.
مجری: آیا توقف جنگ در لبنان و در تمامی جبههها همچنان یکی از بندهای اصلی و اولویتهای ایران در مذاکرات اسلامآباد است؟ اگر مذاکرات در اسلامآباد یا در چارچوب دیگری از سر گرفته شود، آیا ایران همچنان بر این موضوع پافشاری خواهد کرد؟
خطیبزاده: بله. اصل محوری و مبنای تأکید ما، پایان دادن به جنگها در تمامی جبهههاست. لبنان همواره یکی از این جبههها بوده است و طرفهایی که در مذاکرات مشارکت دارند، از این موضع آگاهاند.
این مسئله برای ما اهمیتی راهبردی دارد. بر اساس درکی که از مسائل و پروندههای منطقهای داریم، میدانیم که همه پرونده ها از لبنان تا سوریه و عراق یمن به یکدیگر مرتبطاند.
ازاینرو، باید تضمینی وجود داشته باشد که آمریکا اسرائیل را مهار کند تا حملات خود را متوقف سازد. ما از روند واشنگتن و مسیری که از سوی مارکو روبیو دنبال میشود، آگاهیم...
مجری: ارزیابی شما از این مسیر چیست؟
خطیبزاده: اجازه دهید صریح باشم. تصمیمگیری درباره امور لبنان بر عهده دولت لبنان است و هر مسیری را که دولت این کشور برای برقراری صلح مناسب بداند، مورد شناسایی قرار میدهیم.
با این حال، ارزیابی ما این است که اسرائیل از طریق واشنگتن و مارکو روبیو، مسیر جداگانهای را دنبال کرده و اهداف دیگری را مدنظر دارد. رژیم اسراییل در مذاکرات اسلام آباد جایی نداشت و ایران و آمریکا توافق کردند که این رزیم کنترل شود. این رریم از این اتفاق شدیدا عصبانی بود لذا تلاش کرد مسیر دیگری را باز کند تا توافق اسلام آباد را خراب کند. مسیر واشنگتن به ظاهر گفتگوی دوجانبه بود ولی در اصل هدف دیگری داشت.
با وجود احترامی که برای هر تصمیم دولت لبنان قائلیم، باید با بدبینی و دقت فراوان به نیتها، اقدامات و رویکردهای رژیم صهیونیستی نگاه کرد. این رژیم گاهی مسیرهایی را دنبال میکند تا ابتکارهای دیگر را بیاثر سازد و هرگونه امکان پایان دادن به جنگ را از میان ببرد.
ما معتقدیم آنچه در اسلامآباد مطرح کردیم و امروز نیز بر آن تأکید داریم، یعنی ضرورت دریافت تضمین از آمریکا برای مهار رژیم صهیونیستی، میتواند مسیری برای متوقف کردن سیاستهای توسعهطلبانه و تجاوزکارانه این رژیم باشد.
مجری: امروز بار دیگر طبلهای جنگ به صدا درآمدهاند و از زمان آغاز این بحران نیز عملاً خاموش نشدهاند. دونالد ترامپ تهدیدهای جدی علیه ایران مطرح میکند و بنیامین نتانیاهو نیز تمایل خود را برای ازسرگیری جنگ پنهان نمیکند.در لبنان نگرانی زیادی وجود دارد که اگر آمریکا و اسرائیل جنگ تازهای علیه ایران آغاز کنند، دور سوم جنگ در لبنان نیز شکل بگیرد.
آیا مقاومت لبنان وارد چنین جنگی خواهد شد؟ آیا میتوانید در این زمینه به مردم لبنان اطمینان خاطر بدهید؟
برخی معتقدند تصمیم ورود حزبالله و مقاومت به جنگ، تصمیمی نیست که این گروه مستقلاً اتخاذ کند؛ بلکه این ایران است که تصمیم میگیرد آیا مقاومت برای حمایت از ایران وارد جنگ شود یا خیر.
خطیبزاده: متقابلا میدانم که در جامعه لبنان بحثهای دیگری نیز وجود دارد. برخی نیز می گویند تصمیمهای گروههای دیگر در واشنگتن یا حتی در معدود پایتخت های کشورهای عربی منطقه اتخاذ میشوند. بنابراین، نمیتوان به شایعات و مطالبی که از منابع نامشخص منتشر میشوند، اهمیت داد.
اما اجازه دهید صریح به پرسش شما پاسخ دهم. دولت لبنان و مقاومت شجاع، مظلوم و میهندوست این کشور، تصمیمها و محاسبات مستقل خود را دارند.
شما بدانید جمهوری اسلامی ایران در جنگ دوازدهروزه خردادماه گذشته و همچنین در جنگ چهلروزه موسوم به جنگ رمضان، بهتنهایی در برابر قدرتمندترین نیروهای جهان و رژیمی مجهز به سلاح هستهای، ایستادگی کرد.
ما به تواناییها و اراده خود باور داریم. اگر جنگ دیگری رخ دهد، نهتنها متجاوزان را مجازات خواهیم کرد، بلکه معادلات را نیز تغییر خواهیم داد تا وضعیت به شرایط پیش از این تحولات بازنگردد.
شما میدانید که اکنون توازن قوا در منطقه تغییر کرده و این وضعیت به سود آمریکا و اسرائیل نیست؛ موضوعی که همگان از آن آگاهاند.
در هر سناریو و در صورت وقوع هرگونه اشتباه محاسباتی از سوی متجاوزین، مقاومت لبنان، مردم لبنان و دولت این کشور، محاسبات راهبردیشان را انجام خواهند داد و تصمیم خواهند گرفت.
مجری: اجازه دهید پرسش را روشنتر مطرح کنم. شما از مقاومت مظلوم لبنان حمایت میکنید و از آن سخن میگویید. اما آیا این موضع به معنای به چالش کشیدن تصمیم دولت لبنان نیست؟ دولت لبنان در روزهای دوم و پنجم اوت، بر ضرورت خلع سلاح مقاومت تأکید کرد و اعلام شد که سلاح این گروه خارج از چارچوب قانونی قرار دارد. آیا شما با این موضعگیری، تصمیم دولت لبنان را به چالش نمیکشید؟
خطیبزاده: مسائل و امور داخلی لبنان صرفاً به نهادها و طرفهای ذیربط لبنانی مربوط است. هر تصمیمی که به صورت اجماعی و توسط کلیت لبنان اتخاذ شود، تصمیمی است که جمهوری اسلامی ایران به آن احترام میگذارد. این موضع ایران.
اما من کلاه دیگری نیز دارم. استادی دانشگاه و مدیریت یک مرکز اندیشکده ای کلاه دیگر من است. اگر از من در مقام یک استاد دانشگاه بپرسید که لبنان چه باید بکند، ممکن است توصیهام به دولت لبنان این باشد که در زمان جنگ و تجاوز، امکان دفاع را برای همگان فراهم کند، تا زمانی که تجاوز پایان یابد و اشغالگری خاتمه پیدا کند.
توصیه من این خواهد بود که همه در مقابل متجاوز مسلح شوند و نه اینکه سلاح مقاومت گرفته شود. آنچه واشنگتن و رژیم اسرائیل از لبنان میخواهند، به الگویی شباهت دارد که در کشورهای دیگر قبلا رخ داده است: کشوری خلع سلاح شود، امکان دفاع از خود را از دست بدهد و در چنین وضعیتی اسرائیل بتواند به آن ها حمله کند.
مجری: اما چنین توصیهای بهعنوان مداخله در امور داخلی لبنان تلقی خواهد شد.
خطیبزاده: بییندگان شما متوجه بازی کلامی شما هستند. امیدوارم به آنچه گفتم توجه کنید. من توضیح دادم که دو نقش متفاوت دارم. از یک سو، موضع جمهوری اسلامی ایران را بیان کردم. از سوی دیگر، بهعنوان استاد دانشگاه و مدیر یک مرکز اندیشکده ای، ارزیابی راهبردی خود را ارائه دادم.
اگر در مقام استاد دانشگاه از من بپرسید لبنان چه باید بکند، خواهم گفت همانگونه که در ایران هنگام جنگ، مردم برای دفاع از کشور بسیج میشوند، در لبنان نیز باید امکان دفاع همگانی فراهم باشد.
اما بار دیگر تأکید میکنم که موضع جمهوری اسلامی ایران و دولت ایران این است که هر تصمیمی که در لبنان و با اجماع ملی اتخاذ شود، مورد احترام است.
مجری: اخباری منتشر شده که بر اساس آن، یک هیئت بزرگ ایرانی قرار است بهزودی به لبنان سفر کند. آیا این خبر صحت دارد؟
خطیبزاده: نمیدانم دقیقاً به کدام هیئت اشاره میکنید. برای هیئتهای مختلف، برنامههایی وجود دارد و هیئتهایی در سطوح گوناگون در رفتوآمد هستند. در مجموع، روابط فرهنگی، اقتصادی و سیاسی ایران و لبنان روابطی ریشهدار و مهم است و ما تلاش میکنیم این روابط را عمیقتر کنیم.
مجری: آیا تلاشی برای کاهش اختلافات میان حزبالله و رئیسجمهور لبنان و بازگرداندن آنها به میز گفتوگوی دوجانبه در جریان است؟ آیا ایران در این زمینه میانجیگری میکند یا حزبالله را به ازسرگیری گفتوگو با رئیسجمهور تشویق میکند؟
خطیبزاده: منظورتان ورود من به مسائل داخلی لبنان است؟! می بینم که مایلید من به عنوان سخنگوی حزبالله صحبت کنم!! اما اجازه دهید مسئله را ساده و صریح بیان کنم.
من نزدیک به سه دهه است که در دستگاه دیپلماسی ایران فعالیت میکنم. در تمام این مدت، حتی یک بار هم نشنیدهام که برادران ما چه در حزبالله و مقاومت، چه احزاب مسیحی، چه گروههای اهل سنت یا دیگر جریانها از ما سوالی در مورد چگونگی اقدامات خود در داخل لبنان داشته باشند و یا بخواهند امور داخلی آنان مداخله کرده و یا در این زمینه از ما درخواست خاصی داشته باشند. برعکس، این ما بوده ایم که از آنها برای شناخت بهتر لبنان سوال کرده ایم.
مجری: دیروز دولت لبنان تصمیم گرفت مجوز فعالیت بانک صادرات ایران را متوقف کند. این تصمیم پس از مجموعهای از تحریمهای وزارت خزانهداری آمریکا اتخاذ شد؛ تحریمهایی که شخصیتها و مؤسسات مالی در عراق، کوبا و کشورهای دیگر را نیز هدف قرار دادهاند و واشنگتن مدعی است از آنها برای دور زدن تحریمهای ایران استفاده میشود. ارزیابی شما از توقف مجوز فعالیت بانک صادرات ایران در لبنان چیست؟
خطیبزاده: چون به حاکمیت ملی لبنان حساس هستید عرض میکنم که نمونه خوبی از دخالت درشئون لبنان توسط دولت خارجی را مطرح کردید.
بانک صادرات بیش از هفت دهه است که در لبنان فعالیت میکند.
فشارهایی که ایالات متحده اعمال میکند، روشن است. این یکی از طرف های ثالثی است که تلاش میکنند روابط ایران و لبنان را تخریب کنند.
شما پیشتر درباره حاکمیت ملی لبنان صحبت کردید؛ اکنون با اقدام ایالات متحده در نقض همین حاکمیت روبهرو هستیم. کشوری ثالث، بدون هر گونه مجوز و بدون رعایت حقوق بینالملل، تحریمهایی غیرقانونی فراسررمینی اعمال میکند. سپس به مقامهای لبنانی پیام میفرستد و به آنها دستور میدهد برای آنکه با پیامدها و اقدامات تنبیهی مواجه نشوند، باید اقدامات مشخصی انجام دهند....
مجری: تعبیر «به آنها دستور میدهد» شاید کمی سنگین باشد. لبنان کشوری مستقل است و رئیسجمهور، نخستوزیر، رئیس مجلس و هیئت دولت خود را دارد.
خطیبزاده: این را خود مقامات لبنان فرستاده اند. در نامهای که دوستان ما در سفارت دریافت کردهاند، حتی در ابتدای متن اشاره صریح شده که به درخواست کشورهای خارجی این تصمیم را گرفته اند.
واقعیت این است که ما در چنین نظام بینالمللیای زندگی میکنیم و صرف اعلام نارضایتی کافی نیست. همه میدانیم که ایالات متحده بر منطق قدرت تکیه میکند. برخی کشورها در برابر این منطق تسلیم میشوند؛ برخی نیز مقاومت میکنند. البته میدانم لبنان همواره تلاش کرده در برابر زورگویی بایستد. روابط ایران و لبنان بهاندازهای ریشهدار است که نباید اجازه داد یک کشور ثالث آن را متوقف کند.
میخواهم بر نکتهای تأکید کنم: اگر میخواهید در برابر متجاوزی که به منطق زور متکی است بایستید، نباید در برابر او تسلیم شوید؛ بلکه باید به او بگویید عقبنشینی کند و در امور دیگران مداخله نکند.
ایالات متحده با ایجاد ترس در بین کشورها تلاش میکند این رویکرد را پیش ببرد. راه مقابله، مقاومت فعال است.
مجری: هفته گذشته خوشبینی نسبت به دستیابی به توافق افزایش یافته بود و در مقطعی چنین به نظر میرسید که توافق در آستانه نهایی شدن است؛ اما ناگهان بار دیگر زبان تهدید بازگشت. چه اتفاقی افتاد؟ مشکل اصلی در کجا بود و چه چیزی مانع دستیابی به توافق شد؟ چرا توافق ایران و آمریکا حاصل نشد؟
خطیبزاده: جمهوری اسلامی ایران طی دو سال و نیم گذشته مذاکرات فراوانی انجام داده و در چندین نوبت به توافق نزدیک شده و یک بار نیز حاصل شده است. بااینحال، دو بار در میانه مذاکرات هدف حمله قرار گرفتهایم.
این تجربه ها نشان میدهد که طرف مقابل، مذاکرات را لزوماً ابزاری برای دستیابی به توافقی واقعی تلقی نمیکند. به نظر میرسد تمایل کافی برای مصالحه منصفانه در طرف مقابل وجود ندارد؛ موضوعی که روند مذاکرات را دشوارتر و پیچیدهتر میکند.
روشن است که ایران تنها طرف این ماجرا نیست؛ طرف دیگر ایالات متحده است. آمریکا نیز در تصمیمگیریهای خود یکپارچگی لازم را ندارد. ما اکنون دیدگاههای متفاوتی از سوی مقامهای آمریکایی میشنویم و در روند تصمیمگیری آن کشور نوعی پراکندگی مشاهده میکنیم.
ما در نیویورک پیشنهاد ۷ روزه ای ارائه کردیم که بر اساس آن، تنگه هرمز باز و محاصره نیز پایان یابد؛ اما ایالات متحده همچنان پیششرطهای بیشتری مطرح میکند.
مجری: آیا آمریکا به پیشنهاد شما پاسخ داده و آیا شما نیز به پاسخ آن واکنش نشان دادهاید؟ پاسخ آمریکا چه بود؟
خطیبزاده: تبادل پاسخها بیش از یک بار انجام شده است؛ هم در نیویورک و هم پس از بازگشت از طریق میانجیگریهای مختلف.
بااینحال، تاکنون به نتیجه نرسیدهایم؛ این به معنای فروپاشی مسیر دیپلماتیک نیست. ما همچنان در حال تلاش هستیم و هر کاری از دستمان برمیآید انجام میدهیم.
بااینحال، واقعیت این است که حتی اگر توافقی نیز حاصل شود، ممکن است آمریکا در نهایت آن را اجرا نکند. در تفاهمنامه اسلامآباد دیدیم. آیا ایران در آستانه جنگی تازه قرار دارد؟
مجری: امروز اوضاع به کدام سو میرود؟ آیا در مسیر جنگ قرار داریم؟ فضای حاکم، فضای جنگ است. سخنان ترامپ و تهدید او به استفاده از مادر همه بمبهای و حمله به کوه کلنگ و دیگر مناطق راهبردی ایران، همگی نشان میدهند که ممکن است حمله نظامی بزرگی علیه ایران صورت بگیرد؛ شاید حتی پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا.
خطیبزاده: نمیدانم که در دفتر بیضی کاخ سفید نهایتا چه تصمیمی گرفته و یا خواهند گرفت. اما در تهران تصمیم مبنی بر آماده بودن برای هر سناریویی گرفته شده است.
ایالات متحده در جنگ رمضان از تسلیحات ممنوعه استفاده کرد. آنها کودکان ما را در میناب کشتند، فرماندهان ما را به قتل رساندند و به نیروهایی حمله کردند که مسلح نبودند و در شرایطی قرار داشتند که امکان دفاع از خود نداشتند. با توجه به این اقدامات، نمیتوان احتمال استفاده مجدد این دولت از تسلیحات ممنوعه در سطح بینالمللی را نادیده گرفت. لذا هر چند ما از تمام ظرفیتها و امکانات خود استفاده میکنیم تا اولا مانع وقوع جنگ شویم؛ اما، اما اما (این را سه بار گفتم تا تاکید کنم) اگر جنگ شود، پاسخ ما متفاوت خواهد بود. هم در جنگ دوازدهروزه و هم در جنگ چهلروزه، بهروشنی نشان دادیم که برای هر سناریویی، بیش از آنچه متجاوزین تصور میکنند، آمادگی داریم.
در جنگ دوازده روزه، فاصله زمانی میان حمله و پاسخ قاطع ما حدود ده تا دوازده ساعت بود. اما در جنگ رمضان، این زمان به کمتر از یک ساعت رسید؛ آن هم با وجود ترورهای گسترده و شهادت فرماندهان.
در جنگ اول، سیاست ما خویشتنداری، پاسخهای قابل پیشبینی و واکنش متناسب با حملات بود. اما پس از جنگی که ایالات متحده با هدف تهدید موجودیت ایران بر ما تحمیل کرد، یعنی جنگ رمضان، تصمیم گرفتیم دیگر به سیاست خویشتنداری متکی نباشیم؛ بهگونهای عمل کنیم که پاسخ ما قابل پیشبینی نباشد و واکنشمان لزوماً متناسب با حملات آمریکا نبود.
اگر ایالات متحده دست به هر حملهای بزند، پاسخ ما به آن غیرقابل پیشبینی خواهد بود.
شکست آنها در جنگ چهلروزه، در مقایسه با آنچه ممکن است در آینده با آن مواجه شوند، شاید به یک گردش تفریحی شباهت داشته باشد.
ما کارتهای زیادی برای کنشگری داریم. تنها یک کارت را در دستان خود نداریم. اجازه دهید صریح بگویم: تنها کارتی که در اختیار نخواهیم داشت کارت شکست و تسلیم است. چرا ایران به کشورهای خلیج فارس حمله کرد؟
مجری: یکی از پرسشهای اساسی که امروز از ایران مطرح میشود این است که منافع ایران در دشمنی با کشورهای خلیج فارس چیست؟
شما میگویید با آمریکا درگیر هستید و هنگامی که اسرائیل به شما حمله میکند، به آن پاسخ میدهید؛ اما در جریان جنگ، تنها مواضع نظامی آمریکا در کشورهای خلیج فارس را هدف قرار ندادید. در برخی موارد، فرودگاهها و حتی تأسیسات غیرنظامی نیز هدف حمله قرار گرفتند. منافع ایران در ایجاد دشمنی با کشورهای خلیج فارس چیست؟ این کشورها نیز میگویند سیاست صبر و خویشتنداری را در پیش گرفتهاند و به حملات پاسخ ندادهاند.
خطیبزاده: منطقه در لحظه حقیقت قرار دارد. جنگ چهلروزه، منطقه را در لحظه حقیقت قرار داد.
بر این اساس پرسش اساسی وجود دارد که همه کشورهای همسایه، بهویژه کشورهای منطقه خلیج فارس، باید به آن پاسخ دهند: آیا تأسیسات و منافع آمریکا، که آمریکاییها از آنها برای حمله به ایران استفاده میکنند، تحت حاکمیت ملی این کشورها قرار دارند یا تحت کنترل ایالات متحدهاند؟
اگر این تأسیسات تحت کنترل آمریکا هستند، حملاتی که ما علیه تأسیسات، زیرساختها و پایگاههای نظامی آمریکا انجام دادیم، از نظر ما اقدامی ضروری و موجه بوده است.
اما اگر این اماکن تحت حاکمیت ملی کشورهای میزبان قرار دارند، آن کشورها باید پاسخ دهند که چرا در حملات علیه ایران همدستی کرده اند.
باید بدانید حملهای که به مدرسه میناب انجام شد و به کشته شدن ۱۶۸ دانشآموز دختر ایرانی انجامید، از مبدأ کشورهای خلیج فارس، احتمالا کویت و بحرین صورت گرفت. همچنین، صدها حمله دیگر علیه ایران از مبدأ امارات متحده عربی و پایگاههای آمریکا در منطقه خلیج فارس انجام شدهاند.
مجری: چرا شما از عنوان «خلیج فارس» استفاده میکنید؟ این سومین بار است که در این گفتوگو از این نام استفاده میکنید. آیا این خلیج، خلیج عربی نیست؟
خطیبزاده: برای اینکه به اینجا میگویم لبنان! میخواهید تاریخ را تحریف کنید؟بهجای تحریف واقعیتها، بهتر است به نقشهها و اسناد تاریخی مراجعه کنید و ببینید نام این پهنه آبی چیست.
ایران یکی از کهنترین تمدنهای تاریخ بشری است و نام این پهنه آبی در طول تاریخ «خلیج فارس» بوده است. نقشهها و اسناد تاریخی باقیمانده از قرون گذشته نیز این نام را تأیید میکنند.
ما کشوری نیستیم که چند دهه یا چند قرن پیش تأسیس شده باشد. همانطور که خلیج مکزیک، خلیج مکزیک نامیده میشود، دریای عرب نیز دریای عرب و اقیانوس هند نیز اقیانوس هند نام دارد.
تحریف تاریخ مسئلهای حاشیهای نیست، اما نمیدانم چرا این پرسش را مطرح میکنید. اجازه دهید به سؤال اصلی شما بازگردم.
در منطقه خلیج فارس، حملات ما بهطور دقیق متوجه مواضع آمریکا بود. ما نیروهای آمریکایی را هدف قرار دادیم و شماری از آنها کشته شدند.
کشورهای این منطقه باید تضمین کنند که این پایگاهها بسته شوند یا دستکم از این پایگاهها حملهای علیه ایران صورت نگیرد. دوستان ما در کشورهای خلیج فارس باید بدانند که آمریکا برای دفاع از آنها در این منطقه حضور ندارد؛ بلکه از این پایگاهها برای حمله به ایران و دفاع از اسرائیل استفاده میکند.
مجری: روابط ایران با کشورهای منطقه اکنون در چه وضعیتی قرار دارد؟ آیا ارتباطات ادامه دارد؟ قطر و روسیه وارد روند میانجیگری شدهاند و پاکستان و عمان نیز همچنان در این مسیر فعالاند. آیا با عربستان سعودی در تماس هستید؟ روابط دو کشور اکنون چگونه است؟
خطیبزاده: ایران با پانزده کشور همسایه و پیرامونی ارتباط دارد. این کشورها شامل پاکستان، افغانستان، روسیه، ترکیه، کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، عراق و شش کشور منطقه خلیج فارس میشوند.
ما برای تعمیق و بهبود روابط با کشورهای منطقه، بهویژه کشورهای خلیج فارس، از هیچ تلاشی دریغ نمیکنیم.
همانطور که بهدرستی اشاره کردید، قطر، پاکستان و عمان نقشهای مهمی در میانجیگری داشتهاند. ما از تلاشهای آنها قدردانی میکنیم؛ زیرا صادقانه عمل کردهاند و تا حد امکان کوشیدهاند نقشی مؤثر ایفا کنند.
در مورد عربستان سعودی، اگر تحولات ماه گذشته را بررسی کنیم، میبینیم تماسهای تلفنی متعددی در سطوح مختلف برقرار شده و گفتوگوهایی نیز صورت پذیرفته است.
ما تلاش کردهایم از مرحله دشوار کنونی عبور کنیم و اختلاف دیدگاهها را کاهش دهیم.
این تماسها با هدف نزدیک کردن دیدگاهها، جلوگیری از بروز بحرانهای جدید و مهار بحرانهای موجود انجام میشوند. در این مسیر موفقیتهایی نیز حاصل شده است.
مجری: پیش از آنکه به بحران عربستان و یمن بپردازیم، اجازه دهید گفتوگو درباره ایران و آمریکا را به پایان برسانیم. آیا تلاش واقعی برای بازگشت به میز مذاکرات وجود دارد یا ایران احتمال جنگ را بیشتر میداند؟
خطیبزاده: بخش عمده تلاشهای ما بر جلوگیری از وقوع جنگ متمرکز است.
اما اگر جنگی رخ دهد، اشتباه محاسباتی صورت بگیرد یا رژیم صهیونیستی بخواهد بار دیگر آمریکا را به جنگ بازگرداند، چارهای جز ایستادگی و تکرار پیروزی پیشین خود نخواهیم داشت.
بااینحال، کشورهای مختلف و میانجیها در تلاشاند از وقوع چنین جنگی جلوگیری کنند. اجازه دهید یک نکته را تأکید کنم: جایگزین های و بدیل های دیپلماسی، برای منطقه و حتی برای کل جهان بسیار خطرناک است. بنابراین، همه ما باید هر کاری از دستمان برمیآید انجام دهیم تا دیپلماسی به نتیجه مطلوب برسند.
مجری: آیا به این معناست که تنگه هرمز تا زمان حل بحران بسته خواهد ماند؟
خطیبزاده: راستی، هرگز نیز اسم فارسی است. نمیخواهید آن را تغییر دهید!؟
بگذریم. واقعیت این است که تنگه هرمز هزاران سال باز بوده و پس از حل بحران در هزاران سال آینده نیز باز خواهد بود.
آنچه اکنون رخ داده، نتیجه حمله ایالات متحده و استفاده این کشور از تنگه هرمز برای حمله به ایران و محدود کردن توانایی ایران در تجارت بینالمللی است؛ اقدامی که امنیت و منافع ایران را تهدید میکند.
ایران اعلام کرده است که تنگه هرمز در محدوده آبهای سرزمینی ایران و عمان قرار دارد. روشن است نمیتوانیم به شرایطی بازگردیم که پیش از جنگ وجود داشت، درحالیکه آمریکا همچنان بتواند تهدیدی علیه ایران است.
هنگامی که این تهدید پایان یابد، شرایط مناسبی برای همه در تنگه هرمز برقرار خواهد شد.
مجری: اجازه دهید به موضوع عربستان سعودی و یمن بپردازیم. عربستان سعودی معتقد است این جنگ صرفاً جنگی میان ریاض و یمن نیست، بلکه جنگی است که ایران از طریق حوثیها علیه عربستان به راه انداخته است. آیا این ارزیابی با واقعیت مطابقت دارد؟
خطیبزاده: به نظر من، منطقه از این وضعیت اتهام زنی های بی اساس خسته شده است. من چنین اظهاراتی را از دوستانمان در عربستان سعودی نشنیدهام. این نوع موضعگیریهای رسانهای فرسایندهاند.
شما بهعنوان چهرهای شناختهشده در عرصه رسانه و تحلیل، میدانید که گاهی مسائل بیش از اندازه سادهسازی و سطحی میشوند. گاهی نیز با برچسبزنی، ماهیت واقعی مسئله نادیده گرفته میشود.
جنبش انصارالله در یمن حضور دارد و بخش بزرگی از جمعیت این کشور، شاید حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد آن، تحت حاکمیت این جنبش قرار دارد. این جنبش بزرگتر از حوثی ها است.
اعضای انصارالله در گذشته روابط دوستانهای با عربستان سعودی داشتند. اما تصور کنید مردمی به مدت ده سال تحت محاصرهای فراگیر قرار گرفته باشند؛ محاصرهای که ورود دارو، آب، مواد غذایی و کالاهای اساسی را محدود کرده است. ساختمانها و فرودگاهها نیز هدف بمباران قرار گرفتهاند. طبیعی است عصبانی باشند و واکنش نشان دهند.
ما از این وضعیت خرسند نیستیم. به طرف سعودی گفتهایم که برای مشارکت در حل وفصل سیاسی آمادگی داریم. همین پیام را به دوستانمان در یمن نیز منتقل کردهایم.
دوستان ما در یمن میگویند باید محاصره پایان یابد. سخن از محاصرهای است که ده سال ادامه داشته است. بسیار تأسفبار است که کشوری مسلمان، کشور همسایه خود را محاصره کند.
مجری: وقتی پیشنهاد میانجیگری را به عربستان و یمنیها، بهویژه حوثیها، ارائه کردید، چه پاسخی دریافت کردید؟ آیا با این پیشنهاد موافقت کردند؟
خطیبزاده: همانطور که گفتم، آنها از پیشنهاد ایران استقبال نکردهاند و به نظر می رسد هنوز به مرحلهای نرسیدهاند که این مسیر را بپذیرند.
دوستان ما در عربستان سعودی همچنان بر این باورند که از طریق اقدام نظامی و محاصره میتوانند به اهداف خود برسند. از سوی دیگر، مردم یمن به دلیل محاصرهای که بیش از ده سال بر آنها تحمیل شده، خسته و خشمگیناند وپایان محاصره را طلب میکنند.
بنابراین، توصیف این جنگ بهعنوان یک جنگ نیابتی، نمونهای از همان تحلیلهای سادهانگارانه و سطحی است.
عربستان سعودی همین امروز میتواند بدون نیاز به میانجیگری دیگران به این جنگ پایان دهد. امکان برقراری روابط خوب میان دو طرف وجود دارد و حتی میتوان روابط را عادیسازی کرد و زمینه تشکیل دولتی فراگیر در یمن را فراهم آورد.
قطر، عمان و دیگر کشورهایی که خارج از این مناقشه قرار دارند نیز از وضعیت موجود ناراضیاند. محاصره باید پایان یابد و درگیریها متوقف شوند.
مجری: امروز ائتلاف جدیدی شکل گرفته که از آن با عنوان «ائتلاف مکه» یاد میشود؛ ائتلافی میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان که ماهیتی دفاعی دارد. گفته میشود این ائتلاف در انتظار پیوستن مصر است و سوریه نیز در حال بررسی عضویت در آن است. ارزیابی شما از این ائتلاف چیست؟ آیا آن را ائتلافی علیه ایران و تهران میدانید؟ شما با پاکستان و ترکیه روابط دوستانه دارید و همچنین توافق و آشتی مهمی میان ایران و عربستان سعودی با میانجیگری چین در پکن حاصل شده بود. این ائتلاف را در چنین چارچوبی چگونه ارزیابی میکنید؟
خطیبزاده: دولتها و پایتختهای مربوطه خود به این پرسش پاسخ دادهاند. آنها اعلام کردهاند که این ائتلاف علیه هیچ طرفی نیست، بلکه برای پر کردن خلأ امنیتی ایجادشده در منطقه شکل گرفته است.
همانطور که بهدرستی اشاره کردید، ما با ترکیه روابطی راهبردی داریم. همین موضوع درباره پاکستان نیز صدق میکند. همچنین، سازوکار توافق پکن را با عربستان سعودی داریم.بنابراین، پاسخ دقیق به این پرسش بر عهده همین پایتختهاست؛ آنها باید توضیح دهند که این ائتلاف را از چه منظری تعریف میکنند.
ما معتقدیم ترتیبات امنیتی منطقهای امکانپذیرند و منطقه ما به چنین ترتیباتی نیاز دارد.
مجری: آیا ممکن است این ائتلاف به سازوکاری واقعی برای دفاع مشترک تبدیل شود؟ گفته میشود یکی از بندهای آن این است که اگر هر یک از کشورهای عضو مورد حمله قرار گیرد، سایر اعضا نیز برای دفاع از آن وارد عمل شوند.
برای مثال، اگر ایران بار دیگر به عربستان سعودی حمله کند، آیا ترکیه و پاکستان ممکن است برای دفاع از عربستان وارد جنگ شوند؟
خطیبزاده: پرسش شما فرضی است. ضمن اینکه مفروض اشتباهی مطرح کردید. ایران تاکنون به عربستان سعودی حمله نکرده است.
بار دیگر همان پرسش را مطرح میکنم: آیا پایگاههای نظامی آمریکا در این کشورها تحت حاکمیت ملی کشورهای میزبان قرار دارند یا تحت حاکمیت ایالات متحده؟
اما در پاسخ به سوال فرضی شما باید بگویم که منطقه بیش از آن خسته است که وارد جنگ دیگری شود. ایران نیز آنقدر قدرتمند است که این سوالات فرض در موردش حتی تصور نشود.
مجری: اما ایران تا چه اندازه توان مقاومت دارد؟ شما از پیروزی و آمادگی گسترده سخن میگویید، اما در شرایط محاصره و تحریمهای شدید، توان ایستادگی ایران تا چه اندازه است؟ از سوی دیگر، ایران با پانزده کشور همسایه و پیرامونی ارتباط دارد. آیا اساساً میتوان کشوری را که پانزده مسیر ارتباطی با کشورهای دیگر دارد، بهطور کامل محاصره کرد؟
خطیبزاده: صریح بگویم: ایران را نمیتوان محاصره کرد. ایران قدرتمندتر از آن است که کشوری بتواند بهصورت یکجانبه آن را تحت محاصره قرار دهد.
البته دشواریها و چالشهای زیاد اقتصادی وجود دارند. ایالات متحده از هر ابزاری برای اعمال فشار بر ایران استفاده میکند؛ از جمله تلاش برای تضعیف اقتصاد ایران و تحریک مردم علیه حاکمیت و نظام سیاسی کشور.
اما اجازه دهید نکتهای را صریح بیان کنم: محاسبات راهبردی مردم ایران، دولت ایران، نیروهای نظامی و نهادهای امنیتی کشور از روزی که آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران حمله کردند، تغییر کرده است.
از آن روز، جنگ وارد مرحلهای برای موجودیت کشور شد. در چنین شرایطی، محاسبات ما با فشار اقتصادی تغییر نمیکند و گزینهای جز شکست دادن متجاوزان پیش روی خود نمیبینیم.
مجری: پیشتر روابط ایران و ترکیه بسیار خوب بود، اما امروز به نظر میرسد پرسشهایی درباره این روابط مطرح شده است؛ از پیوستن ترکیه به ائتلاف مکه گرفته تا رویکرد این کشور در قبال سوریه. همچنین، گفته شده است که ائتلاف مکه از سوریه خواسته نیروهایی برای مشارکت در جنگ یمن اعزام کند. از سوی دیگر، خبرگزاری رویترز از دیداری در خاک ترکیه میان حزبالله، طرفهای سوری و احمد الشرع، رئیسجمهور سوریه، خبر داده است. ارزیابی شما از این تحولات چیست؟ روابط ایران و ترکیه اکنون در چه وضعیتی قرار دارد؟
خطیبزاده: روابط ما با ترکیه بر پایه اشتراکات راهبردی استوار است؛ بااینحال، درباره موضوع سوریه اختلاف دیدگاههایی داریم.
در ارتباط با سوریه، باید بگویم پس از تمام اتفاقاتی که رخ داده است، عجلهای برای بازگشت و یا برقراری روابط نداریم. هر زمان که دولت سوریه تمایل داشته باشد، آمادهایم دیدگاههای آن را بشنویم.
اما درباره رژیم صهیونیستی، وقتی این رژیم در فاصله ۲۰ کیلومتری دمشق پایگاه ایجاد میکند، این اقدام به این معناست که قصد دارد در آنجا مستقر شود و منطقه را ترک نخواهد کرد.
مسئولان ترکیه که امروز آنجا هستند، باید به این مسئله توجه داشته باشند که رژیم اشغالگر اسرائیل در پی آن است که خاک و آسمان سوریه را تحت کنترل خود درآورد. این مسئله برای امنیت منطقه بسیار خطرناک خواهد بود.
ما درباره وضعیتی صحبت میکنیم که در آن، اسرائیل بر حریم هوایی سوریه و عراق در محدودهای به طول حدود ۱۵۰۰ کیلومتر تسلط پیدا کرده است. این رژیم اکنون تا فاصله ۲۰ کیلومتری دمشق پیشروی کرده و در پی تسلط بر مناطق دروز و بیابانی و ایجاد کریدور در آن مناطق است. شرایط سوریه از این منظر بسیار جدی و خطرناک است.
ما اکنون در سوریه حضور نداریم و برای برقراری ارتباط با دولت این کشور نیز عجلهای نداریم. مقامهای سوری هر زمان که بخواهند، میتوانند برای گفتوگو اقدام کنند.
مجری: آیا با ترکیه در تماس هستید؟
خطیبزاده: بله. در بسیاری از پروندهها، زمینههای نزدیکی و همکاری وجود دارد.
مجری: زمان برنامه رو به پایان است، اما لازم بود نظر شما را درباره ترکیه و سوریه بشنویم. امروز مسئله صرفاً چگونگی ادامه یا تغییر شکل منازعات نیست؛ بلکه بحث بر سر شکلگیری نظم منطقهای جدید و جایگاه ژئوپلیتیکی ایران در آن است. با توجه به اینکه به نظر میرسد، هرچند ممکن است این روند طولانی شود، در نهایت بهسوی یک نظم جهانی جدید حرکت میکنیم، جایگاه ایران در نظم جهانی آینده و بهویژه در منطقه چه خواهد بود؟
خطیبزاده: در واقع، روند تغییر و تحول در منطقه از چند سال پیش آغاز شده است. اما اکنون نمیدانیم در کدام مرحله از این دوره گذار قرار داریم؛ آیا در میانه آن هستیم، به پایان آن نزدیک شدهایم یا در مراحل پایانی این تحول قرار داریم.
آنچه میدانم این است که از نظم قدیم بهسوی نظمی جدید حرکت کردهایم. گذار از نظم پیشین به نظم جدید، مستلزم آگاهی و درک عمیق از تحولات است.
موضوع مهم، سیاستهای توسعهطلبانه رژیم اشغالگر اسرائیل است. این سیاستها در چارچوب تصورات و بلندپروازیهای بزرگتری قرار دارند که اسرائیل دنبال میکند؛ از جمله طرح موسوم به «اسرائیل بزرگ».
در چارچوب این طرح، اردن، لبنان، سوریه و حتی بخشهایی از عربستان سعودی و عراق در معرض تهدید قرار میگیرند. این مسئله بسیار خطرناک است.
در نظم جدید نباید اجازه دهیم سلطهگری جدیدی شکل بگیرد. آنچه اکنون رژیم اشغالگر دنبال میکند، نشان میدهد که این رژیم میخواهد از طریق ایجاد برتری نظامی، اقتصادی، امنیتی و فناورانه، تفوق خود بر سایر کشورهای منطقه را تضمینکند.
دوران سلطهگری و هژمونی به پایان رسیده است و لذا باید با آنمقابله کنیم.
کشورهای منطقه، از جمله ترکیه، ایران، عربستان سعودی و پاکستان، باید تلاشهای مشترکی را برای ایجاد ترتیبات امنیتی گستردهتر آغاز کنند. این ترتیبات باید بر اصولی مانند عدم مداخله در امور داخلی کشورها، پرهیز از رویارویی و افزایش سطح همکاری استوار باشند.
در واقع، سازوکار امنیتیای که بر محور ایالات متحده در منطقه شکل گرفته بود، نتوانسته است امنیت مؤثر و پایداری را برای متحدینش ایجاد کند. ما شاهد بودهایم که الگوهای بازدارندگی پیشین کارآمد نبودهاند و نتوانستهاند نتایج مورد انتظار را به همراه داشته باشند.
بنابراین، باید بهسوی بازدارندگی جمعی حرکت کنیم؛ رویکردی که تحقق آن نیازمند بررسی، گفتوگو و توضیحات بیشتری است.