نظامیان آمریکا: حمله به تأسیسات زیرزمینی ایران ساده‌لوحانه‌ است

هر دو کارشناس معتقدند که برتری ایران در میدان رزم ثابت شده و تهران می‌تواند تمام نیروها و امکانات آمریکایی را نه فقط در منطقه بلکه در فرامنطقه نیز هدف قرار دهد و این به معنای آن است که محاصره آمریکایی نیز پس‌از‌این ناکارآمد خواهد بود.

کد خبر : 1415638

 کارشناس اندیشکده CSIS و افسر اطلاعاتی سابق آمریکایی توضیح می‌دهند که طرح پر سروصدای ترامپ برای حمله سنگین به تأسیسات زیرزمینی ایران، بسیار ساده‌لوحانه است و در عمل هرگز نمی‌تواند برای واشنگتن در عرصه سیاسی نتیجه خاصی به دنبال داشته باشد.

گروه تحلیل بین‌الملل: سرهنگ مارک کانسیان، مقام سابق دفتر بودجه و تأمین نظامی کاخ سفید و کارشناس فعلی اندیشکده CSIS و مالکوم نانس، افسر اطلاعاتی سابق نیروی دریایی آمریکا و کارشناس مسائل ژئوپلتیک در دو مصاحبه جداگانه توضیح می‌دهند که چگونه ایران توانسته با به‌کارگیری هوشمندانه تسلیحات و جغرافیای خود، اعتبار و بازدارندگی آمریکا را نه فقط در منطقه بلکه در فرامنطقه نیز مخدوش کند. ایشان هشدار می‌دهند که اکنون نه فقط منافع آمریکا، بلکه زیرساخت‌های متحدین او نیز در منطقه به‌شدت آسیب‌پذیرند و واشنگتن برای حفظ امنیت ایشان، هیچ کاری نمی‌تواند انجام دهد.

هر دو کارشناس معتقدند که برتری ایران در میدان رزم ثابت شده و تهران می‌تواند تمام نیروها و امکانات آمریکایی را نه فقط در منطقه بلکه در فرامنطقه نیز هدف قرار دهد و این به معنای آن است که محاصره آمریکایی نیز پس‌از‌این ناکارآمد خواهد بود.

طرح حمله به تأسیسات و ذخایر زیرزمینی ایران، ساده‌لوحانه است

کانسیان مدعی‌ست که اطلاعات آمریکا درباره وضعیت تأسیسات و ذخایر نظامی زیرزمینی ایران، بسیار محدود است و واشنگتن هیچ‌وقت نمی‌تواند ادعا کند که توانسته به تمام این ظرفیت‌ها دسترسی داشته یا آن‌ها را منهدم کرده است. 

او تأکید می‌کند در تشکیلات نظامی آمریکا هیچ بخش اطلاعاتی وجود ندارد که بتواند با دقتی حتی نسبی، تعیین کند که کدام بخش از ذخایر و تجهیزات ایران هدف قرار گرفته و ارزیابی مناسبی از میزان خسارات وارده به آن‌ها ارائه نماید.

این کارشناس تسلیحاتی با اشاره به استحکام تأسیسات عمیق و مستحکم ایران، با اطمینان تأکید می‌کند که مهمات سنگرشکن متعارف آمریکا نمی‌توانند چنین اهدافی را از بین ببرند. او در ادامه، به محدودیت ذخایر مهمات فوق‌سنگین سنگرشکن آمریکا نیز اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد که تعداد این تسلیحات به‌اندازه‌ای نیست که واشنگتن بتواند حملات گسترده و مستمری را علیه مجموعه‌ای از اهداف عمیق و مستحکم انجام دهد. 

درمجموع او نتیجه می‌گیرد ترکیب محدودیت اطلاعات آمریکا، استحکام تأسیسات زیرزمینی ایران و کمبود مهمات تخصصی لازم برای انهدام آن‌ها باعث می‌شود که ادعای حملات مؤثر علیه اهداف خاص ایرانی، بسیار ساده‌لوحانه به نظر برسد.

ایران می‌تواند به نیروهای فرامنطقه‌ای آمریکا نیز خسارت سنگین وارد کند

سرهنگ کانسیان در تحلیل توانایی رزمی و ظرفیت پاسخ‌گویی نظامی ایران، ابتدا تأکید می‌کند که حملات آمریکا نتوانسته‌ آسیبی جدی به این توانایی وارد کند و لذا چالش پهپادهای ارزان‌قیمت و پرتعداد ایران همچنان برای نیروهای آمریکایی پابرجاست.

او سپس اضافه می‌کند که با بهره‌گیری از تجربیات میدانی و ترکیب آن با تجربیات جنگی روسیه که در این عرصه همکاری رو به توسعه‌ای میان تهران و مسکو برقرار است، ایران توانسته ظرفیت رزمی و جنگ‌افزارهای پهپادی و موشکی خود را به شکل غیرقابل تصوری ارتقا بخشد و نیروهای آمریکایی را با چالش‌هایی جدید مواجه کند.

سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا توضیح می‌دهد که ایران از حمله به پایگاه‌ها، فرودگاه‌ها و تأسیسات نظامی آمریکا در سراسر منطقه فراتر رفته و اکنون قادر است هواپیماهای پشتیبانی، سوخت‌رسان‌ها و هواپیماهای ترابری را که نقش مهمی در تداوم عملیات نظامی دارند، در جایی فراتر از منطقه نیز هدف قرار دهد.

او هشدار می‌دهد وارد آمدن خسارت به این تجهیزات پیامدهای نظامی و سیاسی قابل‌توجهی برای واشنگتن خواهد داشت. 

ایران چگونه جنگیدن را بر آمریکا تحمیل و ابتکارعمل را از واشنگتن سلب کرده است

کارشناس اندیشکده CSIS درنهایت با اشاره به محدودیت‌های ساختاری صنایع دفاعی آمریکا، توضیح می‌دهد که این کشور برای جنگ‌های کوتاه‌مدت طراحی و تجهیز شده و ظرفیت تولید تسلیحات آن برای پشتیبانی از یک جنگ طولانی و فرسایشی کافی نیست.

از نظر او، این محدودیت در مواجهه با ایران اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا ایران می‌تواند با استفاده از پهپادها و موشک‌ها، شیوه متفاوتی از جنگ را به آمریکا تحمیل کند و نیروهای آمریکایی را در برابر حملات پرتعداد و مستمر قرار دهد، درحالی‌که تولید انبوه تسلیحات و سامانه‌های مقابله با پهپاد هنوز به سطح لازم نرسیده است.

این مقام سابق پنتاگون همچنین احتمال حمله زمینی گسترده به خاک ایران را بسیار پایین ارزیابی می‌کند؛ زیرا آمریکا در منطقه نیروی تفنگدار دریایی کافی برای چنین عملیاتی در اختیار ندارد و با توجه به ابعاد نیروهای زمینی ایران و ظرفیت نیروهای مسلح و گروه‌های مسلح همسو با آن، چنین اقدامی با دشواری‌ها و مخاطرات بزرگی روبه‌رو خواهد شد.

ایران اثبات کرده که بازیگر اصلی و اثرگذار منطقه است

مالکوم نانس، کارشناس ژئوپلتیک و افسر اطلاعاتی بازنشسته، معتقد است که تحولات نظامی اخیر نشان می‌دهد که قدرت منطقه‌ای ایران و محدودیت‌های عملیاتی آمریکا، موازنه قدرت در خاورمیانه را تحت تأثیر قرار داده است.

نانس مدعی‌ست بازیگری که با اتکا بر توان نظامی و بهره‌گرفتن از ژئوپلتیک خود بتواند بر بازار‌های انرژی و حتی دیگر بازارهای مهم جهانی اثر بگذارد، از قدرت تعیین‌کنندگی بیشتری در معادلات منطقه برخوردار است و طبیعتاً می‌توان آن را بازیگر اصلی و اثرگذار منطقه تلقی کرد.

او سپس توضیح می‌دهد ضعف‌های ساختاری آمریکا، به‌ویژه کاهش ذخایر موشک‌های رهگیر و دشواری جایگزینی سریع تسلیحات مصرف‌شده، دامنه مانور نظامی واشنگتن را محدود کرده است. پایگاه‌ها و نیروهای آمریکایی در منطقه در برابر حملات ایران کاملاً آسیب‌پذیرند و استقرار نظامی گسترده آمریکا، به‌جای تضمین امنیت، مجموعه‌ای از اهداف سهل‌الوصول را در اختیار ایران قرار می‌دهد. 

به عقیده نانس، توان ایران برای تهدید منافع نظامی آمریکا، در کنار محدودیت‌های واشنگتن در تأمین تسلیحات و مدیریت هم‌زمان بحران‌های نظامی، اعتبار بازدارندگی آمریکا را تضعیف کرده و نشان می‌دهد که برتری تسلیحاتی به‌تنهایی برای حفظ سلطه منطقه‌ای کافی نیست.

ایران از راهبردی بسیار دقیق در استفاده از تجهیزات و تسلیحات خود پیروی می‌کند

این افسر اطلاعاتی سابق نیروی دریایی آمریکا معتقد است یکی از عوامل مؤثر در عملکرد موفق نظامی ایران، هوشمندی راهبردی در مدیریت زرادخانه موشکی و پهپادی و انتخاب زمان و اهداف حملات است. 

او توضیح می‌دهد ایران تسلیحات خود را با انتخاب زمان مناسب و شناسایی دقیق اهداف نظامی، به‌کار می‌گیرد و می‌کوشد بیشترین تأثیر عملیاتی را با استفاده از ظرفیت‌های موجود ایجاد کند.

نانس با اشاره به بررسی‌هایی که در مورد حملات علیه نیروها و تجهیزات پدافندی آمریکا انجام داده مدعی می‌شود که محل استقرار نیروهای نظامی و سامانه‌های دفاعی با دقت شناسایی شده‌اند؛ این سبب شده کارایی دفاعی آمریکا کاهش و هزینه‌های حضور نظامی آمریکا در منطقه افزایش یابد. 

در مجموع، ارزیابی نانس این است که توان ایران در انتخاب هدف، مدیریت زمان حمله و بهره‌گیری حساب‌شده از تسلیحات، ازجمله عواملی هستند که اثربخشی عملیات نظامی تهران را افزایش داده و مقابله با حملات ایران را برای نیروهای آمریکایی دشوارتر کرده‌اند.

بازدارندگی آمریکا از بین رفته و متحدینش در برابر ساده‌ترین حملات بی‌دفاع هستند

نانس سپس هشدار می‌دهد که پس از این نه‌تنها آمریکا در برابر تهدیدات نظامی منطقه‌ای از مصونیت برخوردار نیست، بلکه متحدان او نیز بیش از این مصون نخواهند بود. به اعتقاد او، آشکار شدن ضعف‌های دفاعی آمریکا این امکان را فراهم کرده است که حتی بازیگران غیردولتی نیز با استفاده از تجهیزات نسبتاً ساده، به نقاط آسیب‌پذیر این کشور و متحدانش ضربه بزنند. 

او می‌گوید زیرساخت‌های حیاتی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، به‌ویژه تأسیسات آب‌شیرین‌کن کویت و بحرین، از جمله نقاط حساس منطقه هستند و لذا آسیب دیدن این تأسیسات می‌تواند پیامدهای گسترده اقتصادی و اجتماعی به دنبال داشته باشد. نانس با اتکا بر تجربیات میدانی تأکید می‌کند کمبود دسترسی به آب، پیامدهای بسیار سنگینی نه فقط برای عموم مردم، بلکه برای نیروهای آمریکایی مستقر در سراسر منطقه به دنبال دارد و استمرار فعالیت ایشان را به شدت مختل می‌کند.

این افسر بازنشسته همچنین متذکر می‌شود که آمریکا در تأمین سریع تسلیحات مصرف‌شده با محدودیت بسیار مواجه است و همین امر تضمین امنیت شرکای منطقه‌ای را در ابهام فرو می‌برد. او نتیجه می‌گیرد که مجموع این چالش‌ها سبب می‌شود اعتبار بازدارندگی آمریکا به شدت مخدوش گردد. 

 

لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: