تلاش اروپا برای خروج از انزوا
تروئیکای اروپا در نشست استانبول، ضمن هشدار درباره حمله مجدد به ایران، خواستار مذاکره هستهای با ایران شد
صبح نو: استانبول در بحبوحه تحولات پرشتاب بینالمللی، بهویژه در غرب آسیا، میزبان نشستی چندجانبه با حضور وزیران خارجه ترکیه، عربستان، پاکستان و مصر در کنار وزیران خارجه تروئیکای اروپایی، شامل فرانسه، آلمان و انگلیس بود. دستور کار این نشستبررسی تحولات فلسطین، جنگافروزی آمریکایی ـ صهیونیستی علیه ایران و ضرورت آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و بابالمندب اعلام شده است.
برگزاری چنین نشستی در شرایطی صورت میگیرد که به باور ناظران، اصرار بر گفتوگو و دیپلماسی در حالی مطرح میشود که آمریکا و رژیم صهیونیستی عملاً نشان دادهاند ارادهای برای حلوفصل دیپلماتیک ندارند و زبان زور را ملاک رفتار خود قرار دادهاند. در چنین فضایی، سخن گفتن از دیپلماسی بدون مواجهه با عاملان تجاوز، بهجای راهکار پایان بحران، به ابزاری برای مدیریت افکار عمومی و خرید زمان تبدیل میشود.
حضور همزمان وزیران خارجه چهار کشور منطقهای و سه کشور اروپایی در استانبول، از یک سو نشانه تلاش برای نمایش هماهنگی بینالمللی درباره بحرانهای غرب آسیا است و از سوی دیگر، تناقض میان گفتار و رفتار بازیگران اصلی را آشکار میکند چراکه تروئیکای اروپایی که در سالهای اخیر جایگاه خود را در معادلات جهانی تا حد زیادی از دست داده، در این نشست بیش از آنکه بازیگری مؤثر باشد، به «ماشین بیانیهخوانی» شباهت دارد.
قارهای که در بحران اوکراین و تحولات غرب آسیا به حاشیه رانده شده و قدرت نقشآفرینی مستقل ندارد، در همین نشست استانبول اعلام آمادگی کرده است برای مذاکره هستهای با ایران. این اعلام آمادگی در حالی است که همان سه کشور اروپایی، پس از خروج آمریکا از برجام، مدتها با وعدههای پوچ و توخالی ایران را در آن نگه داشتند و دست آخر، بهجای پاسخگویی و عمل به تعهداتشان، کاملاً هماهنگ با آمریکا مکانیسم ماشه را فعال کردند.
از برجام تا ماشه؛ تکرار یک الگوی فرسایشی
تروئیکای اروپا در سالهای پس از خروج آمریکا از توافق هستهای، با وعدههای اقتصادی و سیاسی، انتظار ایران برای دریافت منافع عملی برجام را مدیریت کرد. اما در نهایت، نهتنها این وعدهها محقق نشد، بلکه کشورهای اروپایی در همراهی با واشنگتن، سازوکار «ماشه» را فعال کردند؛ اقدامی که به معنای تشدید فشارها و بیاثر کردن دیپلماسی واقعی بود. اکنون نیز پس از افزایش قیمت انرژی در بازارهای جهانی و بحرانهای داخلی در اروپا، دوباره «فیلشان یاد هندوستان کرده» و بازی مذاکره با ایران را در دستور کار قرار دادهاند.
البته موضع امروز اروپا بیش از آنکه ناشی از باور به دیپلماسی باشد، محصول اضطرار اقتصادی و سیاسی است. اروپا در آستانه زمستان با بحران انرژی و فشارهای داخلی روبهروست و در چنین شرایطی، احیای گفتوگو با ایران را به عنوان یکی از راههای کاهش تنش و مدیریت بازار انرژی مطرح میکند. با این حال، همان بازیگران، در قبال رفتار آمریکا و رژیم صهیونیستی ـ که در متن تحلیلی حاضر «مهاجمان و مسببان وضع موجود» خوانده شدهاند ـ هیچ اقدام بازدارندهای انجام نمیدهند و حتی با تحریمهای آمریکا علیه ملت ایران کاملاً همراهی میکنند.
اروپای حاشیهنشین و نسخهپیچی برای ایران
نشست استانبول نمیتواند جایگاه ازدسترفته اروپا را احیا کند. این قاره در معادلات جهانی، از اوکراین تا غرب آسیا، به حاشیه رانده شده و بیش از آنکه بازیگری مؤثر باشد، به ماشین بیانیهخوانی تبدیل شده است. حساب باز کردن روی چنین ظرفیتی برای حل بحرانها، حتی جنگ یمن، دستاوردی نخواهد داشت.
اروپا بهتر است بهجای نسخهپیچی برای ایران، جلوی متحد خود یعنی آمریکا را بگیرد که دوباره با جنگافروزی، قیمت نفت و نابسامانی بازار انرژی را در آستانه زمستان از این بدتر نکند. در واقع، اولویت واقعی اروپا باید مهار عاملان تنشآفرینی باشد که با اقدامات خود، امنیت انرژی و ثبات بازارهای جهانی را به خطر میاندازند؛ نه اینکه با همراهی در تحریمها و همزمانی با واشنگتن، مسئولیت بحران را به گردن ایران بیندازد.