جنگ با ایران، نسل Z اروپا را به خیابان آورد
اعتراضات نسل Z در آلمان صرفاً یک حرکت اعتراضی علیه گرانی نیست. مجموعه مطالبات مطرحشده نشان میدهد نسل جوان این کشور نسبت به آینده اقتصادی، کیفیت خدمات عمومی و حتی سیاستهای دفاعی دولت نگرانیهای جدی دارد.
اعتراضات نسل جوان اروپا که ابتدا در فرانسه به یکی از مهمترین چالشهای سیاسی و اجتماعی دولت تبدیل شد، اکنون به آلمان، بزرگترین اقتصاد اتحادیه اروپا، رسیده است. تجمعات گسترده جوانان آلمانی در دهها شهر این کشور نشان میدهد نارضایتی از وضعیت اقتصادی، افزایش هزینههای زندگی، کاهش سرمایهگذاری در خدمات عمومی و نگرانی از بازگشت خدمت اجباری سربازی، در حال تبدیل شدن به یک مسئله فراگیر در میان نسل جدید اروپاست؛ نسلی که احساس میکند هزینه بحرانهای اقتصادی و تصمیمات سیاسی نسلهای گذشته را باید از جیب و آینده خود بپردازد.
آلمان روز شنبه شاهد برگزاری مجموعهای از تجمعات اعتراضی در ۳۴ شهر بود که با محوریت جنبش جوانان موسوم به «Gen Z regelt» برگزار شد. این تجمعات در شهرهایی مانند برلین، فرانکفورت، مونیخ و هامبورگ برگزار شد و معترضان مجموعهای از مطالبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را مطرح کردند.
بر اساس گزارش شبکه خبری ARD آلمان، بیش از ۱۸۰ هزار نفر برای شرکت در این اعتراضات ثبتنام کرده بودند.
اعتراضات اگرچه در اغلب شهرها مسالمتآمیز آغاز شد، اما در برخی نقاط به درگیری و خشونت کشیده شد. در فرانکفورت، تعدادی از فروشگاهها مورد حمله قرار گرفتند و درگیریهایی میان معترضان و نیروهای پلیس گزارش شد. در هامبورگ نیز آتشسوزیهایی در موانع خیابانی رخ داد. پلیس در برخی شهرها ناچار به پایان دادن زودهنگام تجمعات شد.
نسل جدید آلمان چه میخواهد؟
اعتراضات نسل Z در آلمان صرفاً یک حرکت اعتراضی علیه گرانی نیست. مجموعه مطالبات مطرحشده نشان میدهد نسل جوان این کشور نسبت به آینده اقتصادی، کیفیت خدمات عمومی و حتی سیاستهای دفاعی دولت نگرانیهای جدی دارد.
یکی از مهمترین محورهای اعتراضات، مخالفت با بازگشت خدمت اجباری سربازی است. دولت آلمان در شرایط افزایش تنشهای امنیتی اروپا و جنگ اوکراین، برنامههایی را برای تقویت ارتش و گسترش ظرفیت نیروهای نظامی دنبال میکند. این سیاستها در میان بخشی از جوانان با نگرانی درباره آینده تحصیلی، شغلی و آزادی انتخاب سبک زندگی مواجه شده است.
معترضان معتقدند دولت به جای اختصاص منابع بیشتر به آموزش، بهداشت روان، خدمات اجتماعی و بهبود شرایط زندگی جوانان، در حال افزایش هزینههای نظامی و تحمیل مسئولیتهای جدید به نسل آینده است.
افزایش هزینههای زندگی نیز در صدر مطالبات قرار دارد. جوانان آلمانی با افزایش هزینه مسکن، انرژی، حملونقل و خدمات عمومی مواجهاند و معتقدند فرصتهای اقتصادی و اجتماعی که نسلهای پیشین از آن برخوردار بودند، برای آنها به همان اندازه در دسترس نیست.
جنبش «Gen Z regelt» همچنین خواستار افزایش بودجه مدارس، حمایت از خدمات رواندرمانی، توزیع عادلانهتر هزینههای اقتصادی و مقابله با گسترش نظارت دولتی شده است. این مجموعه مطالبات نشان میدهد اعتراضات آلمان، برخلاف تصور اولیه، صرفاً یک جنبش ضد سربازی نیست، بلکه نوعی اعتراض نسلی به نحوه توزیع منابع و مسئولیتها در جامعه محسوب میشود.
جنگ ایران و بحران در موتور محرک اروپا
گسترش اعتراضات در آلمان از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا این کشور برای سالها موتور صنعتی و اقتصادی اروپا محسوب میشد و یکی از مهمترین نمادهای ثبات اقتصادی در اتحادیه اروپا بود.
اما اقتصاد آلمان طی سالهای اخیر با مجموعهای از مشکلات ساختاری مواجه شده است. افزایش هزینه تولید، کاهش رقابتپذیری صنایع، مشکلات بخش خودروسازی، هزینه بالای انرژی و کاهش تقاضای خارجی، فشار قابل توجهی بر اقتصاد این کشور وارد کرده است.
مدل اقتصادی آلمان که تا حد زیادی بر صادرات صنعتی، انرژی نسبتاً ارزان و دسترسی گسترده به بازارهای جهانی استوار بود، پس از جنگ اوکراین و قطع وابستگی بخش مهمی از صنایع این کشور به گاز ارزان روسیه با مشکلات جدی روبهرو شد.
اکنون جنگ خاورمیانه و بهویژه جنگ ایران، فشار تازهای بر این ساختار اقتصادی وارد کرده است.
وزارت اقتصاد آلمان در گزارش ژوئن ۲۰۲۶ خود تصریح کرده بود که افزایش قیمت انرژی و مواد اولیه در پی جنگ خاورمیانه، بر فعالیت صنایع و قدرت خرید خانوارها تأثیر منفی گذاشته است. این وزارتخانه همچنین از افزایش مشکلات تأمین مواد اولیه در بخشهای صنعتی و کاهش تقاضای داخلی و خارجی خبر داده بود.
در این گزارش تأکید شده بود که صنایع شیمیایی، تولیدکنندگان محصولات پلاستیکی و لاستیکی و بخشهای وابسته به انرژی، از جمله حوزههایی هستند که بیشترین تأثیر را از کاهش عرضه جهانی و افزایش قیمت مواد اولیه پذیرفتهاند.
بحران انرژی اروپا وارد مرحله تازهای شده است
یکی از مهمترین متغیرهای تشدیدکننده نارضایتی اجتماعی در اروپا، پیامدهای اقتصادی جنگ ایران است.اهمیت این جنگ برای اروپا تنها به ابعاد نظامی و امنیتی آن محدود نمیشود. اختلال در انتقال نفت و گاز از منطقه خلیج فارس، بهخصوص تنگه هرمز، بازار جهانی انرژی را با بیثباتی مواجه کرده و افزایش قیمت نفت و فرآوردههای نفتی را به یکی از نگرانیهای اصلی دولتهای اروپایی تبدیل کرده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، قیمت نفت برنت پس از بسته شدن تنگه هرمز در مقاطعی از مرز ۱۱۵ دلار در هر بشکه عبور کرده است. این افزایش قیمت، علاوه بر سوخت خودروها، بر هزینه حملونقل، تولید صنعتی، مواد اولیه و قیمت کالاهای مصرفی تأثیر گذاشته است.
آلمان به دلیل وابستگی قابل توجه صنایع خود به انرژی، در برابر چنین شوکهایی آسیبپذیری ویژهای دارد. افزایش قیمت انرژی نهتنها هزینه خانوارها را بالا میبرد، بلکه توان رقابتی شرکتهای آلمانی را نیز در برابر رقبای آسیایی و آمریکایی کاهش میدهد.
نکته مهم این است که تأثیر جنگ ایران بر اقتصاد اروپا به شکل مستقیم و غیرمستقیم ظاهر میشود. افزایش قیمت نفت و گاز تنها یکی از ابعاد ماجراست؛ افزایش هزینه بیمه حملونقل دریایی، اختلال در زنجیره تأمین، افزایش قیمت مواد پتروشیمی و تشدید نااطمینانی در بازارهای مالی نیز از پیامدهای این وضعیت است.
شبکه الجزیره در گزارشی در ۲۵ اکتبر تأکید کرد که افزایش قیمت انرژی ناشی از جنگ ایران، به تشدید بحران هزینههای زندگی در اروپا منجر شده و اعتراضات اجتماعی را در آستانه فصل سرد سال تقویت کرده است. این گزارش همچنین به تغییر موضع برخی دولتهای اروپایی و افزایش مخالفت آنها با ازسرگیری حملات نظامی علیه ایران اشاره میکند.
اروپا در برابر یک بحران چندلایه
آنچه امروز در خیابانهای پاریس، برلین و دیگر شهرهای اروپایی دیده میشود، حاصل تلاقی چند بحران است: مشکلات ساختاری اقتصاد، افزایش هزینههای زندگی، پیامدهای جنگ اوکراین، بحران انرژی و اکنون تأثیرات جنگ ایران.
این بحرانها اگرچه منشأ و ماهیت یکسانی ندارند، اما در زندگی روزمره شهروندان به یکدیگر پیوند خوردهاند. شهروند اروپایی ممکن است در تصمیمگیری درباره جنگ ایران یا اوکراین نقشی نداشته باشد، اما افزایش قیمت بنزین، هزینه گرمایش خانه و کاهش قدرت خرید مستقیماً بر زندگی او اثر میگذارد.
در چنین شرایطی، فاصله میان تصمیمگیریهای سیاسی در سطح دولتها و اتحادیه اروپا با انتظارات نسل جوان بیشتر میشود. جوانانی که خواستار سرمایهگذاری در آموزش، اشتغال و خدمات عمومی هستند، اکنون خود را در برابر سیاستهایی میبینند که بخش مهمی از منابع عمومی را به مسائل نظامی و مدیریت بحرانهای ژئوپلیتیکی اختصاص میدهد.
بحرانهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی اروپا دیگر صرفاً در شاخصهای اقتصادی، بازارهای انرژی و مذاکرات دیپلماتیک دیده نمیشوند؛ این بحرانها اکنون به خیابانها رسیدهاند و نسل جوان اروپا به یکی از بازیگران اصلی اعتراض به پیامدهای آنها تبدیل شده است.
اگر جنگ ایران و اختلال در بازار انرژی ادامه پیدا کند و دولتهای اروپایی نتوانند راهکاری مؤثر برای مهار هزینههای زندگی و حمایت از قدرت خرید شهروندان ارائه دهند، احتمال استمرار و گسترش این نارضایتیها وجود خواهد داشت. در این صورت، مسئله دیگر صرفاً اعتراض جوانان به گرانی یا سربازی نخواهد بود، بلکه به چالشی جدی درباره اولویتهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی اروپا تبدیل میشود.