پیشروى چپ جدید

انتخاب اولین سناتور مسلمان در میشیگان پس از شهردارى ممدانى نشانه چه تغییراتی در جامعه آمریکا است؟

کد خبر : 1418030

پیروزی یک نامزد مسلمان و حامی صریح فلسطین در انتخابات سنای آمریکا، فراتر از یک موفقیت انتخاباتی، نشانه تغییر در افکار عمومی این کشور است؛ تحولی که حمایت از اسرائیل را به موضوعی پرهزینه برای سیاستمداران آمریکایی تبدیل کرده و حتی دونالد ترامپ را برای گرفتن برگ برنده از دست دموکرات‌ها به اعلام توقف کمک‌های نظامی به تل‌آویو واداشته است.

ورود عبدالرحمن السید به سنای آمریکا را باید یکی از نشانه‌های مهم تغییر فضای سیاسی این کشور در قبال مسئله فلسطین دانست، تغییری که اکنون حتی دونالد ترامپ را نیز به واکنش واداشته است. اهمیت پیروزی السید فقط در آن نیست که یک سیاستمدار مسلمان و منتقد اسرائیل به یکی از مهم‌ترین نهادهای سیاسی آمریکا راه یافته، بلکه در این واقعیت نهفته است که او توانست با تکیه بر دفاع صریح از حقوق فلسطینیان و مخالفت با کمک‌های نظامی واشنگتن به اسرائیل، در یک ایالت رقابتی پیروز شود، آن هم در شرایطی که نزدیک به ۴۰۰ میلیون دلار برای جلوگیری از ورودش به سنا هزینه شده بود.

گزارش پایگاه آمریکایی «اینترسپت» به قلم جونا والدز، ابعاد مختلف این تحول را بررسی کرده و نشان می‌دهد که پیروزی السید چگونه می‌تواند معادلات سنتی سیاست آمریکا در قبال اسرائیل را تحت تأثیر قرار دهد.

السید از معدود سیاستمدارانی است که با وعده‌ای صریح درباره پایان دادن به همدستی آمریکا در نسل‌کشی اسرائیل در غزه، وارد رقابت انتخاباتی شد. او نه‌تنها از حمایت نظامی واشنگتن از تل‌آویو انتقاد کرد، بلکه تلاش کرد این مسئله را به مشکلات اقتصادی و معیشتی شهروندان آمریکایی پیوند بزند.

او در مصاحبه‌ای با شبکه بلومبرگ  گفته بود: «باید پولمان را اینجا، برای ساخت مدارس، تأمین خدمات درمانی و مراقبت از کودکان هزینه کنیم، نه اینکه آن را به یک دولت خارجی بفرستیم که با استفاده از پول ما مرتکب اقدامات وحشتناکی شده است.»

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که کارزار انتخاباتی السید را به چالشی جدی برای ترامپ تبدیل کرد. رئیس‌جمهور آمریکا همواره با شعار «اول آمریکا» تلاش کرده بود حمایت از سیاست‌های خود را در میان رأی‌دهندگان جلب کند اما السید با استفاده از همین شعار، تناقض موجود در سیاست خارجی واشنگتن را هدف گرفته است: چرا دولت آمریکا باید میلیاردها دلار برای تسلیح اسرائیل هزینه کند، در حالی که شهروندان آمریکایی با افزایش هزینه‌های زندگی، مشکلات درمانی و بحران‌های اقتصادی مواجه‌اند؟

شکست لابی میلیون دلاری اسرائیل

یکی از مهم‌ترین بخش‌های گزارش اینترسپت، اشاره به هزینه سنگین کارزار مقابله با السید است. بر اساس این گزارش، کمیته اقدام سیاسی وابسته به آیپک نزدیک به ۴۰۰ میلیون دلار برای مقابله با نامزد حامی فلسطین هزینه کرد. این کارزار شامل حملات تبلیغاتی، اتهام‌زنی درباره یهودستیزی و حتی پیام‌های ضدعرب و ضداسلام بود.

با این حال، این حجم از هزینه و فشار نتوانست مانع پیروزی السید شود و او با اختلاف هفت درصدی رقیب خود، مایک راجرز، را شکست داد.

یوسف منایر، پژوهشگر ارشد مرکز عربی واشنگتن، در واکنش به این اتفاق تأکید می‌کند که هیچ‌یک از اقدامات و هزینه‌های انجام‌شده برای شکست السید نتیجه نداد.

او اهمیت این پیروزی را با موفقیت زهران ممدانی در نیویورک مقایسه کرده و می‌گوید: «ما درباره یک پایگاه چپ رادیکال صحبت نمی‌کنیم، بلکه درباره یک ایالت رقابتی حرف می‌زنیم. بسیاری از تابوها در اینجا شکسته شده‌اند و دیگران از این تجربه درس خواهند گرفت و جسارت بیشتری پیدا خواهند کرد.»

این اظهارات نشان می‌دهد مسئله فراتر از پیروزی یک نامزد انتخاباتی است. در واقع، یکی از مهم‌ترین ابزارهای سنتی فشار در سیاست آمریکا، یعنی تهدید سیاستمداران منتقد اسرائیل به شکست انتخاباتی از طریق قدرت مالی لابی‌های حامی تل‌آویو با چالش مواجه شده است.

ترامپ مستقیماً وارد میدان شد؛ گرفتن برگ سیاسی از دست دموکرات‌ها

شاید مهم‌ترین نشانه تأثیرگذاری این تحول را بتوان در واکنش شخص دونالد ترامپ مشاهده کرد.

بر اساس گزارش اینترسپت، ترامپ در صبح روز انتخابات در گفت‌وگو با شبکه فاکس‌نیوز اعلام کرد که ایالات متحده کمک نظامی سالانه چهار میلیارد دلاری خود به اسرائیل را متوقف خواهد کرد.

نکته قابل‌توجه این است که ترامپ هدف از این اقدام را صرفاً ملاحظات مربوط به روابط واشنگتن و تل‌آویو اعلام نکرد، بلکه به‌صراحت گفت قصد دارد یک «برگ سیاسی» را از دست دموکرات‌ها بگیرد و در همین ارتباط نام عبدالرحمن السید را نیز مطرح کرد.

این اظهارنظر از چند جهت اهمیت دارد. نخست اینکه ترامپ عملاً پذیرفته مسئله کمک‌های نظامی به اسرائیل به یک موضوع قابل‌استفاده در رقابت‌های انتخاباتی آمریکا تبدیل شده است.دوم اینکه او متوجه شده دموکرات‌ها می‌توانند با استفاده از انتقاد از حمایت مالی و نظامی از تل‌آویو، بخشی از شعارهای انتخاباتی خود را به نفع مطالبات اقتصادی مردم آمریکا پیوند بزنند.

در واقع، السید توانسته است ترامپ را در موقعیتی قرار دهد که رئیس‌جمهور برای جلوگیری از بهره‌برداری سیاسی رقیب، ناچار شود درباره یکی از حساس‌ترین محورهای سیاست خارجی خود موضع‌گیری کند.

این مسئله را باید نوعی فشار روانی و سیاسی بر کاخ سفید دانست؛ فشاری که از مسیر تغییر افکار عمومی و افزایش هزینه انتخاباتی حمایت از اسرائیل اعمال می‌شود.

ترامپ که همواره تلاش کرده است خود را مدافع منافع اقتصادی آمریکا معرفی کند، اکنون با پرسشی دشوار مواجه است: چگونه می‌تواند از شعار اول آمریکا دفاع کند، اما هم‌زمان از اختصاص میلیاردها دلار منابع عمومی به حمایت نظامی از دولتی خارجی دفاع کند؟

فلسطین دیگر موضوعی حاشیه‌ای در انتخابات آمریکا نیست

تحول مهم دیگر، تغییر در جایگاه مسئله فلسطین در میان رأی‌دهندگان آمریکایی است.

اینترسپت در گزارش خود به این نکته اشاره می‌کند که اگرچه هزینه‌های زندگی و وضعیت اقتصادی همچنان مهم‌ترین دغدغه رأی‌دهندگان در انتخابات ۲۰۲۶ بوده، اما مخالفت با اختصاص میلیاردها دلار کمک به اسرائیل نیز در حال گسترش است.

السید دقیقاً از همین ظرفیت استفاده کرد. او مسئله فلسطین را از چارچوب محدود سیاست خارجی خارج کرد و آن را به بحثی درباره اولویت‌های اقتصادی آمریکا تبدیل ساخت.

در چنین شرایطی، دفاع از فلسطین دیگر صرفاً به معنای همراهی با یک مطالبه انسانی یا حقوق بشری نیست  بلکه به ابزاری برای اعتراض به سیاست‌های اقتصادی و اولویت‌بندی بودجه‌ای دولت آمریکا تبدیل شد.

این تغییر برای جمهوری‌خواهان اهمیت ویژه‌ای داشت، زیرا بخشی از پایگاه رأی آنها نیز با شعار مخالفت با هزینه‌کرد منابع آمریکا در خارج از کشور و اولویت دادن به مشکلات داخلی بسیج شده بود.

از همین رو، السید فقط یک نامزد حامی فلسطین نبود؛ او نماینده نوعی گفتمان سیاسی است که می‌تواند تناقض میان شعارهای ملی‌گرایانه ترامپ و حمایت گسترده نظامی از اسرائیل را برجسته کند.

فشار بر ساختار سنتی هر دو حزب

البته این تحول تنها جمهوری‌خواهان را تحت فشار قرار نمی‌دهد. دموکرات‌ها نیز با یک چالش جدی مواجه‌اند.

با این حال، مسئله مهم‌تر آن است که حتی در داخل حزب دموکرات نیز دیگر نمی‌توان مطالبات حامیان فلسطین را نادیده گرفت.

بث میلر، مدیر حمایت سیاسی سازمان «صدای یهودی برای صلح»، در این باره می‌گوید: «مؤسسات اصلی حزب دموکرات در دوره‌هایی که قدرت را در اختیار داشتند، هیچ اقدام جدی برای حمایت از فلسطین انجام ندادند. اکنون هدف این است که آنها سرانجام به خواسته‌های اکثریت قابل‌توجهی از پایگاه انتخاباتی خود گوش دهند.»

این اظهارات نشان‌دهنده شکافی است که می‌تواند در آینده به یکی از چالش‌های مهم حزب دموکرات تبدیل شود: چگونه می‌توان از حمایت سنتی از اسرائیل دفاع کرد، در حالی که بخش قابل‌توجهی از پایگاه اجتماعی حزب خواهان تغییر این سیاست است؟

از سوی دیگر، برنی سندرز نیز پیش‌تر با استفاده از ابزارهای قانونی سنا برای جلوگیری از فروش تسلیحات به اسرائیل تلاش کرده و آخرین ابتکار او با حمایت گسترده‌تری از سوی دموکرات‌ها مواجه شده است. این موضوع می‌تواند زمینه را برای افزایش فشارهای قانونی بر دولت آمریکا فراهم کند.

السید؛ یک سناتور یا آغاز یک جریان سیاسی جدید؟

السید در مواضع انتخاباتی خود حتی از چارچوب انتقادهای معمول از سیاست‌های اسرائیل فراتر رفته است. او اسرائیل را کشوری مبتنی بر نژادپرستی توصیف کرده، درباره متحد بودن این رژیم با آمریکا تردید کرده و از پاسخ دادن به پرسشی درباره حق موجودیت اسرائیل خودداری کرده است.

او در سخنرانی پیروزی خود نیز تلاش برخی حامیان اسرائیل برای معرفی دفاع از حقوق فلسطینیان به‌عنوان نفرت‌پراکنی را محکوم کرد.

چنین مواضعی در ساختار سیاسی آمریکا کم‌سابقه است و اهمیت پیروزی او را دوچندان می‌کند؛ به‌ویژه آنکه این پیروزی در شرایطی رقم خورده که فشارهای مالی و تبلیغاتی گسترده‌ای برای جلوگیری از ورود او به سنا وجود داشته است.

شاید مهم‌ترین دستاورد او پیش از آغاز فعالیت رسمی در سنا رقم خورده باشد: او نشان داده است که می‌توان با دفاع علنی از حقوق فلسطینیان، در یک ایالت رقابتی آمریکا پیروز شد؛ حتی اگر قدرتمندترین لابی‌های حامی اسرائیل برای شکست او بسیج شوند.

این تجربه می‌تواند سیاستمداران دیگری را نیز به اتخاذ مواضع صریح‌تر تشویق کند و به‌تدریج هزینه سیاسی حمایت بی‌قیدوشرط از اسرائیل را افزایش دهد.

ترامپ دیگر نمی‌تواند مسئله فلسطین را نادیده بگیردپدیده عبدالرحمن السید را باید بخشی از یک تغییر بزرگ‌تر در جامعه آمریکا دانست ، تغییری که در آن حمایت از اسرائیل دیگر یک اصل مصون از انتقاد نیست و سیاستمداران آمریکایی برای دفاع از آن ناچارند هزینه‌های سیاسی بیشتری بپردازند.

ترامپ نیز ظاهراً این تغییر را زودتر از بسیاری از سیاستمداران سنتی درک کرده است. اشاره مستقیم او به السید و اعلام توقف کمک‌های نظامی به اسرائیل با هدف گرفتن برگ سیاسی از دست دموکرات‌ها، نشان می‌دهد که این موضوع به یکی از دغدغه‌های محاسبات انتخاباتی او تبدیل شده است.

البته هنوز نمی‌توان از تغییر قطعی سیاست آمریکا سخن گفت و باید دید وعده ترامپ درباره توقف کمک‌های نظامی تا چه اندازه در عمل اجرا خواهد شد اما حتی اگر این وعده صرفاً یک مانور سیاسی باشد، نفس طرح چنین موضوعی از سوی رئیس‌جمهور آمریکا اهمیت دارد.

السید با استفاده از یک راهبرد هوشمندانه، مسئله فلسطین را به نقطه تلاقی سه موضوع تبدیل کرده است: افکار عمومی، مشکلات اقتصادی شهروندان و اعتبار شعارهای انتخاباتی ترامپ.

این همان جایی است که فشار بر رئیس‌جمهور آمریکا شکل می‌گیرد. ترامپ برای حفظ شعار «اول آمریکا» نمی‌تواند به‌آسانی از هزینه‌کرد منابع این کشور برای اسرائیل دفاع کند و برای جلوگیری از بهره‌برداری دموکرات‌ها نیز ناچار است در مواضع خود تجدیدنظر کند.

به این ترتیب، شاید السید هنوز نتوانسته باشد سیاست آمریکا در قبال فلسطین را تغییر دهد، اما موفق شده است مسئله‌ای را که سال‌ها در واشنگتن از خطوط قرمز سیاسی محسوب می‌شد، به یکی از موضوعات اصلی رقابت قدرت تبدیل کند و  این دستاورد، به‌خودی‌خود یک تحول مهم در سیاست داخلی آمریکاست.

لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: