به رسمیت شاختن فلسطین، طرحی رو به بن بست
طرح محمود عباس برای رسمیت دولت فلسطین، به ظاهر مورد استقبال دولتها قرار گرفت. حتی منسوبین به دولت ایران نیز در مجمع عمومی در حین سخنرانی عباس، به تشویق وی پرداختند. اما آیا واقعا این طرح منافع ملت فلسطینی را تأمین میکند؟ اوباما نیز پیش از این تهدید کرده بود که این طرح را وتو خواهد کرد. از این رو میتوان این طرح را طرحی از پیش شکست خورده نامید. نتیجه طبیعی شکست این طرح، از سرگیری مذاکرات صلحی است که مدتی است متوقف شده است. چرا که در هر تخاصمی بدون در نظر گرفتن طرفین آن، عاقلانهترین راه پیشنهادی برای دو طرف متخاصم مذاکره است. پالسهای روسیه و اروپا نیز موید همین مطلب است.
شفاف: طرح محمود عباس برای رسمیت دولت فلسطین، به ظاهر مورد استقبال دولتها قرار گرفت. حتی منسوبین به دولت ایران نیز در مجمع عمومی در حین سخنرانی عباس، به تشویق وی پرداختند. اما آیا واقعا این طرح منافع ملت فلسطینی را تأمین میکند؟ چند سناریو را میتوان در نظر گرفت: سناریو اول که محتملترین سناریو نیز هست، وتوی این طرح در شورای امنیت است. اوباما نیز پیش از این تهدید کرده بود که این طرح را وتو خواهد کرد. از این رو میتوان این طرح را طرحی از پیش شکست خورده نامید. نتیجه طبیعی شکست این طرح، از سرگیری مذاکرات صلحی است که مدتی است متوقف شده است. چرا که در هر تخاصمی بدون در نظر گرفتن طرفین آن، عاقلانهترین راه پیشنهادی برای دو طرف متخاصم مذاکره است. پالسهای روسیه و اروپا نیز موید همین مطلب است. منفعت مستقیم این طرح برای اسرائیل است که میتواند با شروع مذاکرات، از مردم فلسطین زمان بخرد. این روزها، زمان برای رژیم صهیونیستی ارزشمندترین کالاست. چرا که اسرائیل در سه جبهه دچار تزلزل شده: جبهه مصر، سوریه و اردن. سرنوشت هر سه این کشورها در سایهای از عدم قطعیت قرار دارد. بنابراین با شروع مذاکرات صلح، اسرائیل فرصت تصمیمگیری بیشتری برای تدوین استراتژی در درون سرزمینهای اشغالی پیدا میکند. اما چرا عباس، طرحی را که احتمال شکست آن تقریبا قطعی است در مجمع عمومی سازمان ملل مطرح میکند؟ آیا منافعی برای مردم فلسطین خواهد داشت؟ عباس و اوباما، هر کدام با دو انتخابات مواجه هستند. به زودی انتخابات محلی در فلسطین برگزار خواهد شد و تیم محمود عباس به دنبال کسب آراء فلسطینیان هستند. به نظر میرسد مهمترین منفعت مطرح کردن این طرح شکست خورده از جانب عباس، استفاده تیلیغاتی آن است. اوباما نیز به حمایت صهیونیستها برای انتخابات آتی نیاز دارد. بنابراین با یک ژست حمایتی از صهیونیستها توانسته است وجهه خود را در میان لابی صهیونیستی بهبود بخشد. اما در میان گروههای فلسطینی، عباس با پیشنهاد این طرح عملا توافق خود با حماس را زیر پا گذاشت. عباس با این طرح نشان داد که علاقهای به کسب حمایت حماس ندارد و از این جهت نتیجه این طرح ممکن است به افزایش تنشها بین گروههای فلسطینی و بازگشت به وضعیت قبل از توافق باشد. و در نهایت در عرصه بینالمللی، عباس توانسته است با بهره گیری از این فرصت خود را به عنوان نماینده فلسطین در میان افکار عمومی دنیا مطرح کند. پوشش رسانهای عباس و تشویق مداوم نمایندگان دولتها در مجمع عمومی این مشروعیت را به عباس به عنوان نماینده مردم فلسطین داده است. در این صورت و به طور غیرمستقیم، نقش حماس با این تبلیغات رسانهای کم میشود و از این رو قدرت چانهزنی رسانهای آن در عرصه بینالمللی کاهش خواهد یافت. به خصوص که حماس نیز مخالف این طرح است. عباس در این بازی، خوب ظاهر شد. سناریوی دوم تصویب این طرح و پایبندی اسرائیل به آن است. هرچند این سناریو غیرمحتملترین سناریو است، ولی طرح آن به دلیل تحلیل محتوایی طرح پیشنهادی عباس ارزشمند است. در این طرح قرار است بیست در صد از خاک فلسطین به عنوان مرز دولت فلسطینی مورد پذیرش قرار گیرد. در بهترین حالت این طرح فقط و فقط مردم حاضر در فلسطین را در نظر گرفته است و حقوق آوارگان فلسطینی را بالکل از سرزمینهای فلسطین پاک کرد. در این قطعه کوچک سرزمینی به دلیل امکانات و فضا، دیگر امکان بازگشت مردم آواره فلسطین وجود نخواهد داشت. به علاوه هنوز برای همین قطعه کوجک سرزمینی، توافق حماس جلب نشده است. در حالی که عملا کنترل قسمتی از مناطق یهودینشین کشور اسرائیلی در دست قدرت نظامی حماس باقی خواهد ماند. از آنجا که حماس هرگز چنین ذلتی را قبول نخواهد کرد، بهانههایی برای تجاوز از حدود این طرح به دست اسرائیل خواهد داد. و اما سناریوی سوم تصویب طرح و عدم پایبندی اسرائیل به آن است. عدم پایبندی به توافقات رویه عادی اسرائیل است. از این جهت هیچ اتفاق جدیدی در این زمینه روی نخواهد داد. اسرائیل حاضر نیست که حتی یک وجب خاک فلسین با به طور رسمی به ساکنان آن بدهد. در نهایت اینکه در هیچکدام از سناریوهای بالا، منافع مردم فلسطین لحاظ نشده است.