تلخ برای مردم، شیرین برای دلالان

دلیل این بی‌ارزش شدن پول ملی چه تامین کسری بودجه دولت باشد و چه دست اندازی جریان های خاص برای بدست آوردن پول برای انتخابات پیش رو، به هر روی بار اصلی این اتفاق تنها و تنها بر دوش مردم و فعالان اقتصادی و تولیدکنندگان داخلی خواهد افتاد. نتیجه این بی‌نظمی لجام گسیخته در بازار ارز تورمی لجام گسیخته‌تر خواهد بود که از هم اکنون می‌توان صدای پایش را در بازار شنید.مدیران اقتصادی با‌‌ رها کردن بازار ارز به حال خود و اتخاذ سیاست‌های غلط شوک درمانی چنان بر التهاب بازار ارز افزودند که روز گذشته حاصل آن را با افزایش ۱۰۰ تومانی ارزش دلار در یک روز کاری مشاهده کردیم...

کد خبر : 177415
سرویس اقتصادی «فردا»: بازار ارز در روز گذشته، بازاری پر از تلخی برای مردم و فعالان اقتصادی و پر از شیرینی برای دلالان ارز و سوداگران بود. «فردا» پیش‌تر در سلسله گزارش‌هایی مفصل و دنباله دار نسبت به سیاست‌های غلط و نادرست بانک مرکزی و تیم اقتصادی دولت در کنترل بازار ارز و طلا هشدار داده بود و اعلام کرده بود که با این سلوک نادرست و غیرعلمی فاجعه‌ای بزرگ در انتظار این دو بازار خواهد بود.
ولی مدیران اقتصادی دولت و تصمیم گیران دولتی بازار ارز و طلا، بی‌اعتنا به تمامی هشدارهای دلسوزانه کار‌شناسان و اصحاب رسانه با‌‌ رها کردن بازار ارز به حال خود و اتخاذ سیاست‌های غلط شوک درمانی چنان بر التهاب بازار ارز افزودند که روز گذشته حاصل آن را با افزایش ۱۰۰ تومانی ارزش دلار در یک روز کاری مشاهده کردیم.
این نرخ برابری ریال با دلار که دیروز در بازار ارز رقم خورد، رکورد جدیدی در کاهش ارزش پول ملی بود که مشابه آن را تنها در اوایل دهه ۷۰ و اجرای سیاست‌های تعدیل اقتصادی در دولت سازندگی دیده بودیم. اتفاق دیروز جدای از اینکه بار دیگر و به تلخی نشان داد که مشابهت‌های اقتصادی سیاست‌های دولت آیت الله هاشمی و دولت فعلی چگونه می‌تواند مشکل ساز باشد، در دل خود متضمن نکاتی است که پرداختن به آن می‌تواند گوشه‌ای آنچه دیروز در بازار رخ داد را تبیین کرد.
۱. دکتر احمدی‌نژاد، در روز اعلام اجرای هدفمندی یارانه‌ها اعلام کرد که دولت به سمت واقعی شدن نرخ ارز خواهد رفت و این واقعی شدن نه به معنای افزایش نرخ ارز که کاهش آن خواهد بود. تاکید احمدی‌نژاد در آن روز این بود که دولت مصمم است که ارزش پول ملی را تقویت کند. وی چند ماه بعد و در یکی از سفرهای استانی در زمانی که التهاب بازار ارز کم کم رخ عیان کرده بود مجددا اعلام کرد که هر دلار چیزی حدود ۹۰۰ تومان می‌ارزد و نه بیشتر. اما بر خلاف تمامی صحبت‌های رییس جمهور ، از نیمه دوم آذر ۸۹ تا انتهای آذر ۹۰، یعنی در فاصله تنها یک سال، نرخ ارز در بازار ایران افزایشی ۵۰ درصدی یافت و هر دلار از ۱۰۵۰ تومان به ۱۵۵۰ تومان در روز گذشته رسید.
۲. رییس کل بانک مرکزی، یعنی جناب دکتر بهمنی بار‌ها و بار‌ها در یک سال گذشته بر کاهش نرخ ارز و طلا و از بین بردن حباب در بازار ارز و سکه سخن گفته است. حتی حدود ۲ ماه پیش معاون ارزی خود را برکنار کرد و معاون جدیدی را برای خود برگزید. بار‌ها و بار‌ها به مردم هشدار داد که وارد بازار ارز و طلا نشوند وگرنه متضرر می‌شوند در کنار این هشدار‌ها طرح‌های عجیبی مانند ۳ نرخی کردن ارز و ایجاد محدودیت در اعطای ارز مسافرتی را در پیش گرفت.
اما همین دخالت غیر علمی سبب شد که از اتفاق شک و تردید‌ها در باب قدرت بانک مرکزی در حفظ ارزش پول ملی چنان تقویت شود که نتیجه‌اش هجوم بی‌سابقه مردم به بازار ارز و سکه و رشد نجومی قیمت‌ها در این بازار بود. این سیاست‌ها در حالی از سوی بهمنی اجرا شد که از یک سو شورای پول و اعتبار او را موظف کرده بود که ارز را تک نرخی کند و از دیگر سو میزان عرضه ارز مسافرتی به مردم در برابر آنچه که واسطه‌ها و دلالان و سوذاگران اقتصادی از بازار ارز دولتی به روش‌های مختلف به دست می‌آورند رقمی بسیار ناچیز است.
۳. دلیل این بی‌ارزش شدن پول ملی چه تامین کسری بودجه دولت باشد و چه دست اندازی جریان های خاص برای بدست آوردن پول برای انتخابات پیش رو، به هر روی بار اصلی این اتفاق تنها و تنها بر دوش مردم و فعالان اقتصادی و تولیدکنندگان داخلی خواهد افتاد. نتیجه این بی‌نظمی لجام گسیخته در بازار ارز تورمی لجام گسیخته‌تر خواهد بود که از هم اکنون می‌توان صدای پایش را در بازار شنید.
لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: