رییس جمهور باش به شرط قانون...

آیت‌الله یزدی در خاطره‌های خود می‌نویسد: «مدتی بعد قضیه بنی‌صدر و رجایی به‌وجود آمد و اختلاف‌های این دو بالا گرفت. بنی‌صدر همواره درصدد آزار نخست‌وزیر بود و مصوبه‌های او را در وقت قانونی به تصویب نمی‌رساند و ایرادهای بیهوده می‌گرفت. ... بنی‌صدر در روزنامه‌ای که به نام «انقلاب اسلامی» منتشر می‌کرد و دیدگاه‌هایش را در آن می‌نوشت، همواره و در هر شماره افکار عمومی را علیه خط امام و انقلاب، تحریک می‌کرد. دایم به بهانه‌های مختلف به شهید رجایی اهانت‌ می‌کرد و می‌گفت: «ایشان متخصص نیست».

کد خبر : 184661
سرویس تاریخ «فردا»؛ ا ز سال ۱۳۵۷ با پیروزی انقلاب اسلامی تا سال ۱۳۸۸، مردم ایران ۳۰ بار در انتخابات‌های مختلف شرکت کرده‌اند و رای داده‌اند. رفراندوم جمهوری اسلامی، انتخابات مجلس خبرگان، انتخابات ۲ مرحله‌ای هر یک از دوره‌های مجلس، انتخابات میان دوره‌ای مجلس، انتخابات شوراهای شهری و انتخابات ریاست‌جمهوری، از جمله این ۳۰ دوره انتخابات بوده‌است. اولین انتخابات برای تعیین رییس‌جمهور، پنجم بهمن ۱۳۵۸، پس از استعفای دولت موقت مهندس بازرگان برگزار شد. با استعفای دولت موقت، مدیریت امور نظام به شورای انقلاب واگذار شد. در این مدت، امام خمینی (ره) در بیمارستان بستری بودند و تاکید می‌کردند انتخابات حتما برگزار شود. شهید محلاتی در خاطرات خود به سفارشی از امام درباره برگزاری انتخابات اشاره می‌کند: «امام حاج احمد آقا را خواستند و بعضی از افراد دیگر مثل آقای صانعی و فرمودند: اگر من در بیمارستان طوری شدم؛ اعلام نکنید تا انتخابات ریاست جمهوری انجام شود. این‌قدر امام فداکاری می‌کردند!» ۱ بالاخره شرایط برای برگزاری اولین انتخابات ریاست‌جمهوری و رقابت بین گروه‌های سیاسی برای معرفی نامزد‌ها آغاز شد. روزنامه‌های کیهان و اطلاعات، آگهی‌ها، مصاحبه‌ها و گزارش میتینگ‌های تبلیغاتی کاندیدا‌ها را یک ماه مانده به انتخابات چاپ می‌کردند. وحدت ملی، بازسازی اقتصاد و امنیت و معنویت از مهم‌ترین برنامه‌های بنی‌صدر بود. جامعه روحانیت مبارز دوازدهم دی ۱۳۵۸، بنی‌صدر را به‌عنوان کاندیدای مورد حمایت خود معرفی کرد و برای حمایت از او، بیانیه‌ای نوشت: ۱-رییس‌جمهور باید در برابر تمام مواد قانون اساسی جمهوری اسلامی خاضع و در اجرای آن ملتزم باشد. ۲- انقلاب اسلامی ایران، مکتبی است و طرز تفکر رییس‌جمهور باید مکتبی باشد. ۳- مراعات ضوابط اسلامی را در انتخاب همکاران خود ملتزم باشد. ۴- از هرگونه گرایش که با روح اسلام سازگار نیست، مبری باشد. ۵- مقابل اعمال تخریبی تبهکاران و دشمنان انقلاب اسلامی که به امنیت و تمامیت ارضی ایران لطمه وارد می‌کنند، موضع داشته باشد. ۶- از اعمال روش‌های مستبدانه در برابر نمایندگان ملت به دور و از رهنمودهای امام امت الهام بگیرد. صادق خلخالی هم از کاندیداهای دیگر بود که پس از چند بار تغییر موضع و انصراف و عدم‌انصراف از حضور در انتخابات، در ‌‌نهایت انصراف خود را اعلام و بنی‌صدر را فرد مورد تایید خود معرفی کرد. جلال‌الدین فارسی از رقیبان بنی‌صدر بود که ۱۰ روز مانده به انتخابات شایعه اصالت افغانی او مطرح شد. اهمیت اصل ایرانی‌الاصل بودن رییس‌جمهور باعث شد جلال‌الدین فارسی از رقابت کناره‌گیری کند. با این کناره‌گیری شانس حسن حبیبی افزایش یافت و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، صدوقی و مدنی حمایت خود را از وی اعلام کردند. نام کاندیداهای اولین انتخابات ریاست جمهوری ایران: ابوالحسن بنی‌صدر وزیر وقت دارایی، داریوش فروهر، صادق قطب‌زاده رییس وقت تلویزیون، حسن‌ حبیبی وزیر علوم و آموزش، کاظم سامی رییس سازمان شیر و خورشید، صادق طباطبایی خواهرزاده امام موسی صدر و برادر همسر سید‌احمد خمینی، مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق، محمد مکری اولین سفیر جمهوری اسلامی در شوروی، احمد محسن استاندار وقت خوزستان، احمد مدنی اولین وزیر دفاع پس از انقلاب، مسعود رجوی به‌دلیل مخالفت با اقانون اساسی و اعلان عدم اعتقاد به آن، مجبور به کناره‌گیری شد. رییس‌جمهور ۱۷ ماهه! انتخابات پنجم بهمن ۱۳۵۸ برگزار شد. از ۲۰ میلیون و ۸۵۷ هزار و ۳۹۱ نفر که می‌توانستند رای بدهند، ۱۴ میلیون و ۱۵۲ هزار و ۸۸۷ رای در صندوق‌ها ریخته شد که متعلق به ۸۶/۶۷ درصد واجدان شرایط بود. ابوالحسن بنی‌صدر با ۱۰ میلیون و ۷۵۳ هزار و ۷۵۲ رای، اولین رییس‌جمهور ایران شد. پس از او سید‌احمد مدنی، حسن حبیبی، صادق طباطبایی، کاظم سامی، صادق قطب‌زاده و داریوش فروهر در جایگاه دوم تا هفتم ایستاده بودند. بنی‌صدر در دانشگاه فرانسه اقتصاد خوانده و ۲۰ سال در آنجا زندگی کرده‌بود. در بهمن ۱۳۵۷ به تهران آمد و با تلاش برای مطرح کردن افکار و عقیده‌های خود، به چهره شناخته‌ شده‌ای تبدیل شد. مراسم تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری در پانزدهم بهمن ۱۳۵۸ و در بیمارستان قلب تهران، انجام شد و امام ریاست‌جمهوری ابوالحسن بنی‌صدر را با حکمی که مرحوم حاج‌احمد آقای خمینی آن را خواند، تنفیذ فرمودند.» ۲ در این حکم آمده: «بر اساس آن‌که ملت شریف ایران با اکثریت قاطع جناب آقاى دکتر سیدابوالحسن بنی‌صدر را به ریاست‌جمهورى کشور جمهورى اسلامى ایران برگزیده‏اند، و برحسب آن‌که مشروعیت آن باید به نصب فقیه جامع الشرایط باشد، اینجانب به موجب این حکم، رأى ملت را تنفیذ و ایشان را به این سمت منصوب کردم؛ لکن تنفیذ و نصب اینجانب و رأى ملت مسلمان ایران محدود است به عدم تخلف ایشان از احکام مقدسه اسلام و تبعیت از قانون اساسى اسلامى ایران.» ۳ امام در بیمارستان قلب تهران و در جمع اعضای شورای انقلاب و هیات دولت فرمودند: «من یک کلمه به آقاى بنی‌صدر تذکر مى‏دهم، که آن یک کلمه تذکر براى همه است: حبّ الدنیا رأس کلّ خطیئة. هر مقامى که براى بشر حاصل مى‏شود، چه مقام‌هاى معنوى و چه مقام‌هاى مادى روزى گرفته‌خواهد‌شد و آن روز هم نامعلوم است. توجه داشته باشند، همه کسانى که براى بشر خدمت مى‏کنند، کسانى که مقامى دارند، پستى دارند، که مقامْ، آن‌ها را مغرور نکند. مقام، رفتنى است و انسان در حضور خداى تبارک و تعالى ماندنى است. از آقاى بنی‌صدر مى‏خواهم که بین قبل از رییس‌جمهوری و بعد از رییس‌جمهوری در اخلاق روحى‏شان تفاوتى نباشد. تفاوت، دلیل بر ضعف نفس است.» ۴ امام از مقام‌های کشوری و لشگری خواستند به مقام خودشان مغرور نباشند و در راه اعتلاى اسلام و اعتلاى ملت مسلمان و اعتلاى کشور ایران کوشا باشند. ایشان افزودند: «این‌طور نباشد که به‌واسطه تقدم و تأخر یک یا چند نفر موقتاً اسباب این شود که کناره‌گیرى کنند یا خداى نخواسته، مخالفت و کارشکنى. از خداوند تعالى مسالت مى‏کنم که همه ما را به راه خدا، به راه راست هدایت کند و از گرایش به شرق و غرب حفظ کند. و از خوف از ابرقدرت‌ها حفظ کند.» ۵ بنی‌صدر بعد از این‌که رسما رییس‌جمهور ایران شد؛ یکی از ساختمان‌های بزرگ دوران پهلوی را به عنوان «کاخ ریاست‌جمهوری» برای دفتر کار خود انتخاب کرد و کسانی را که همراه او از فرانسه آمده‌بودند به‌عنوان اعضای کابینه ریاست‌جمهوری انتخاب کرد. این افراد نظرهای مشترکی با بنی‌صدر داشتند و کارشکنی و شایعه‌پراکنی می‌کردند و با عوامل خارجی ارتباط داشتند. اولین رییس‌جمهور، اولین نخست‌وزیر بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری، نوبت به انتخاب نخست‌وزیر رسید. بنی‌صدر، سید‌احمد خمینی را به‌عنوان نخست‌وزیر به مجلس معرفی کرد. حزب جمهوری اسلامی هم جلال‌الدین فارسی را برای نخست‌وزیری مناسب می‌دانست. با اصرار بنی‌صدر بر نخست‌وزیری سید‌احمد خمینی، امام که مخالف حضور روحانیت در مسوولیت‌های اجرایی بود، در جواب نامه بنی‌صدر نوشت: «بسمه تعالی بنا ندارم اشخاص منسوب به من، متصدی این امور شوند. احمد، خدمت‌گذار ملت است و در این مرحله با آزادی بهتر می‌تواند خدمت کند. والسلام علیکم روح الله الموسوی الخمینی.» ۶ با نامه امام، حاج سیداحمد آقا از فهرست خارج شد. جلال الدین فارسی هم مورد تایید بنی‌صدر قرار نگرفت. در ‌‌نهایت قرار شد مجلس افرادی را معرفی کند و رییس جمهور از میان آن‌ها نخست‌وزیر را انتخاب کند. هیات ویژه‌ای برای بررسی صلاحیت نخست‌وزیر و انتخاب تشکیل شد. علی‌اکبر پرورش، آیت‌الله محمد امامی‌کاشانی، حجت‌الاسلام محمد‌ یزدی و جلالی نماینده رییس‌جمهور، چهار عضو این هیات بودند. ۷ قرار شد فهرست ۱۴ نفره‌ای مورد بررسی قرار گیرد؛ ۱- سیدمحمد‌کاظم بجنوردی ۲- حسن حبیبی ۳- صادق خلخالی ۴- مصطفی چمران ۵- محمدعلی رجایی ۶- عزت‌الله سحابی ۷- احمد سلامتیان ۸- رضا صدر ۹- محمد غرضی ۱۰- محمد غروی ۱۱- جلال‌الدین فارسی ۱۲- موسی کلانتری ۱۳- مصطفی می‌رسلیم ۱۴- محسن یحیوی. پس از بحث و بررسی‌های جدی، ‌ شهید رجایی به‌عنوان نخست‌وزیر انتخاب شد. خط فکری متفاوت بنی‌صدر این‌بار با مخالفت با نخسوزیری محمدعلی رجایی خود را نشان داد. آیت‌الله یزدی در خاطره‌های خود می‌نویسد: «مدتی بعد قضیه بنی‌صدر و رجایی به‌وجود آمد و اختلاف‌های این دو بالا گرفت. بنی‌صدر همواره درصدد آزار نخست‌وزیر بود و مصوبه‌های او را در وقت قانونی به تصویب نمی‌رساند و ایرادهای بیهوده می‌گرفت. اختلاف این دو نفر به مرحله‌ای رسید که قرار شد یک هیات ۳ نفره حل اختلاف، تشکیل شود و مشخص کند حق با کیست تا اوضاع آرام شود. بنی‌صدر در روزنامه‌ای که به نام «انقلاب اسلامی» منتشر می‌کرد و دیدگاه‌هایش را در آن می‌نوشت، همواره و در هر شماره افکار عمومی را علیه خط امام و انقلاب، تحریک می‌کرد. دایم به بهانه‌های مختلف به شهید رجایی اهانت‌ می‌کرد و می‌گفت: «ایشان متخصص نیست». در طرف مقابل هم روزنامه جمهوری اسلامی قرار داشت و توطئه تبلیغاتی بنی‌صدر را خنثی می‌کرد.» ۸ عراق، پشت در خانه کم‌کم تجاوزهای پراکنده عراق به خاک ایران، پیشرفت کرد. شورای انقلاب پیشنهاد کرد با هدف هماهنگ کردن امکانات دفاعی کشور، امام (ره)، رییس‌جمهور را به‌عنوان جانشین فرمانده کل قوا معرفی کند. بنی‌صدر در این مسوولیت هم فعالیت مثبت و مهمی انجام نداد و بی‌کفایتی وی بیش از قبل آشکار شد. فعالیت‌های بنی‌صدر در امور جنگی باعث محاصره آبادان، سقوط خرمشهر و پادگان‌های مهم در جنوب و غرب کشور شد. آزاد گذاشتن سازمان مجاهدین خلق (منافقان) و گروه‌های ضد انقلاب هم از جمله فعالیت‌های بنی‌صدر برای ضربه‌زدن به انقلاب بود. اختلاف بین مجلس و نخست‌وزیر با بنی‌صدر افزایش پیدا کرد و امام در فرمانی اعلام کردند: «اگر اختلاف سلیقه داریم، ‌اختلاف بینش داریم، باید بنشینیم و با هم در یک محیط آرام صحبت کنیم و مسایل خودمان را در میان بگذاریم و حل کنیم. با تفاهم مسایل را حل کنیم، نه این‌که جبهه‌گیری کنیم، یکی یک طرف بایستد با دار و دسته خودش و یکی طرف دیگر با دار و دسته خودش. که برای تضعیف یکدیگر کوشش کنند.» پس از مدتی دوباره اختلاف‌ها آشکار شد و امام این بار فرمودند: «اختلاف نداشته باشید در امور، اختلاف همیشه ناشی از نیت‌های نفسانی است، اگر انبیا الان اینجا جمع شوند، اختلاف ندارند، چون آن‌ها نیت نفسانی ندارند. وقتی‌که یک طرف جهت نفسانی دارد یا هر دو طرف جهت نفسانی دارد، اختلاف پیدا می‌شود. مملکتی که گرفتار است و مقابل اجانب در معرض خطر است؛ و باید با همت خود مردم این مملکت مستقر شود و اساسش درست شود، اگر افراد بخواهند با تفرقه و تشتت این مملکت را از باطن پوسیده کنند، قهراً به چنگ دیگران خواهد افتاد.» ۹ در خرداد‌‌ همان سال، بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا برکنار شد. پس از برکناری او، در هفتم تیر ساختمان مرکزی حزب جمهوری اسلامی منفجر شد و آیت‌الله بهشتی و ۷۲ نفر از یاران وی شهید شدند. اندکی بعد از انفجار، منافقان مسوولیت بمب‌گذاری را برعهده گرفتند. امام خمینی (ره) در پاسخ نامه آقای هاشمی رفسنجانی (رییس وقت مجلس)، حکمی نوشتند و در آن بنی‌صدر را از ریاست‌جمهوری هم عزل کردند. متن نامه آقای هاشمی این‌گونه بود: «محضر شریف حضرت آیت اللَّه العظمى امام خمینى- ادام اللَّه ظله. محترماً به‌عرض مى‏رساند، رأى مجلس شوراى اسلامى در جلسه مورخ ۳۱/۳/۱۳۶۰ پس از بحث و بررسى با حضور ۱۹۰ نفر به این شرح است: رأی‌های موافق: ۱۷۷ رأی مخالف: یک نفر رأی‌های ممتنع: دوازده نفر نتیجه درباره آقاى سید ابوالحسن بنی‌صدر این شد که «آقاى ابوالحسن بنی‌صدر براى ریاست جمهورى اسلامى ایران کفایت سیاسى ندارد» به موجب اصل ۱۱۰ قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران مراتب براى اتخاذ تصمیم به خدمت امام عظیم الشأن گزارش مى‏شود. رییس مجلس شوراى اسلامى ۳۱/۳/۶۰- اکبر هاشمى رفسنجانى» ۱۰ امام هم در پاسخ نامه نوشتند: «بسم اللَّه الرحمن الرحیم پس از رأى اکثریت قاطع نمایندگان محترم مجلس شوراى اسلامى مبنى بر اینکه آقاى ابوالحسن بنی‌صدر براى ریاست جمهورى اسلامى ایران کفایت سیاسى ندارد، ایشان را از ریاست جمهورى اسلامى ایران عزل نمودم. اول تیر ۶۰ روح اللَّه الموسوى الخمینى‏» ۱۱ فرار خانم بنی‌صدر! بنی‌صدر ساعت ۱۰ شب چهارشنبه هفتم مرداد ۱۳۶۰، در لباس زنانه به فرودگاه مهرآباد رفت و همراه مسعود رجوی از ایران فرار کرد. فرانسه به رییس‌جمهور بی‌کفایت ایران، پناهندگی سیاسی داد. بنی‌صدر پنجم بهمن ۱۳۵۸ رییس جمهور شد، ۲۰ خرداد ۱۳۶۰ از فرماندهی کل قوا برکنار، اول تیر ۱۳۶۰ از ریاست‌جمهوری عزل شد و ۷ مرداد ۱۳۶۰ فرار کرد. پی‌نوشت: ۱. خاطرات و مبارزات شهید محلاتی، ص ۱۴۳. ۲. انقلاب و پیروزی، خاطرات هاشمی رفسنجانی، ص ۴۳۰. ۳. صحیفه امام، ج‏۱۲، ص ۱۴۰. ۴. صحیفه امام، ج‏۱۲، ص ۱۴۲. ۵. صحیفه امام، ج‏۱۲، ص ۱۴۲. ۶. صحیفه امام، جلد ۱۳، ص ۵۶. ۷. زندگی‌نامه سیاسی شهید رجایی، ص۱۱۰. ۸. خاطرات آیت‌الله محمد یزدی، صفحه ۵۰۶. ۹. صحیفه امام، ج ۱۲، ص ۲۱۴ - ۲۱۵. ۱۰. صحیفه امام، ج‏۱۴، ص ۴۸۰. ۱۱. صحیفه امام، ج‏۱۴، ص ۴۸۰.
لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: