پیچاندن گوش ماه...!
جشنواره فجر و برگزارکنندگانش تا زمانی که برای کنار گذاشتن فیلمها و حذف سینماگران دلیل قانعکننده و محکمی ارائه نکنند، باید این نقد را به جان بخرند که فاصله انتخابهایشان با منطق و سلیقة عمومی روز به روز و دوره به دوره بیشتر میشود.این امر نشان می دهد که سطح داوری ها در جشنواره فجر یک حالت نخبه گرایانه و تک ساحتی صرف به خود گرفته است و از پسند عمومی مردم به دور افتاده است . آن هم در جایی که پسند عمومی نه به فیلم هایی کمدی بی مایه بلکه به آثار وزینی گرایش می یابد...
کد خبر :
188819
سرویس فرهنگی «فردا»: سیامین جشنواره فیلم فجر با همه فیلمهای متوسط و زیر متوسط خود به پایان رسید و مثل هر سال در روزهای پس از اختتامیه بحث درباره داوریها و شیوه انتخاب برگزیدگان داغ است. اختتامیة جشنوارة امسال از لحاظ رویکرد هیأت داوران و برگزارکنندگان تفاوت چندانی با دورة پیش نداشت، اما همچنان به نظر میرسد انتخابها بر اساس ملاحظهها و الزامهایی انجام میشود که با منطقی جز منطق برگزارکنندگان جور در نمیآید.
البته میتوان پذیرفت که هر جشنوارهای به هر حال الزامها و برنامهها و اهدافی
دارد که برایش مهم است و پیش از هر چیز به برآورده شدن آنها توجه میکند. اما نمیتوان پذیرفت که پایبندی برگزارکنندگان جشنوارة فجر به این الزامها و اهداف، باعث شود بیش از اندازة معمول و منطقی از دایرة انصاف و تعادل خارج شوند و مثلاً پیش از انتخاب و اعلام هر نام و هر فیلمی، ابتدا به جهتگیری رسمی دربارة آن نام یا آن فیلم فکر کنند و پس از رعایت دهها ملاحظة ریز و درشت، برنده را مطابق با جهتگیری خودشان انتخاب کنند. این رویکرد در نهایت به غیرواقعی یا قراردادی شدن جایزهها و انتخابهای جشنواره منجر خواهد شد. به این معنی که پس از چند دوره، اساساً معنا و
مفهوم سیمرغ بلورین عوض میشود و جایزه گرفتن یک فیلم یا سینماگر فقط این مفهوم را خواهد داشت که برگزارکنندگان جشنواره و مدیران سینمایی مشکلی با جهتگیری و رفتار عمومی سینماگر یا سازندگان فیلم برنده نداشتهاند. به هر حال هر چقدر هم که قواعد بازی را قبول کنیم و به مدیران جشنواره حق بدهیم که چارچوبهای غیرسینمایی خودشان را در انتخابها دخیل کنند، حداقلهایی از منطق و اصول سینمایی باید در انتخابها دخیل باشد تا بتوان از آرای هیأت داوران دفاع کرد. در غیر این صورت نتیجه این میشود که امسال برای دومین سال پیاپی، فیلم برگزیدة مردم و فیلم برگزیدة منتقدان با
فیلم برگزیدة جشنواره تفاوت دارد. سال گذشته مخاطبان و منتقدان جدایی نادر از سیمین را انتخاب کردند و جشنواره جرم را. امسال هم هیأت داوران جشنواره در حالی که چند جایزه اصلی را به دو فیلم برگزیده داده بود، هیچ فیلمی را شایسته سیمرغ بلورین بهترین فیلم ندانست تا مشخص شود که هنوز نظر داوران جشنواره از نظر مردم و منتقدان جداست. جشنواره فجر در سیامین دورهاش از کنار فیلمهای تحسینشدهای مثل نارنجیپوش و بوسیدن روی ماه بیتفاوت عبور کرد. درباره دیده نشدن و بی مهری به فیلمهای دیگر مثل بوسیدن روی ماه (که پیش از جشنواره تصور میشد شانس زیادی برای نامزدی و
انتخاب در رشتههای اصلی داشته باشد) و نارنجیپوش (که گرچه قدری آشفته ساخته شده، ولی از لحاظ مضمون و ایده جزو آثار متفاوت سینمای ایران محسوب میشود) دلایلی بیان نشده است و از همین روست که کمتر کارشناس سینما و منتقدی است که باور کند چشم پوشی داوران از این دو فیلم به دلیل ضعف آنها یا برتری آثار رقیب بوده باشد. جشنواره فجر و برگزارکنندگانش تا زمانی که برای کنار گذاشتن فیلمها و حذف سینماگران دلیل قانعکننده و محکمی ارائه نکنند، باید این نقد را به جان بخرند که فاصله انتخابهایشان با منطق و سلیقة عمومی روز به روز و دوره به دوره بیشتر میشود. این امر نشان می
دهد که سطح داوری ها در جشنواره فجر یک حالت نخبه گرایانه و تک ساحتی صرف به خود گرفته است و از پسند عمومی مردم به دور افتاده است . آن هم در جایی که پسند عمومی نه به فیلم هایی کمدی بی مایه بلکه به آثار وزینی گرایش می یابد...