تلاش شصت ساله سیا و ام‌آی6 برای ایجاد جنگ داخلی در سوریه/ از ایده های مک‌میلان و آیزن‌هاوور تا توطئه های اوباما و کامرون

این سند در سپتامبر سال 1957 در واشنگتن تدوین شده بود: « لحظه‌ای که تصمیم سیاسی به‌منظور دخالت مستقیم در سوریه گرفته شد، سیا آماده‌ی عملیات شد و SIS (شاخه‌ای از MI6) تلاش‌هایی را شروع کرد تا توطئه‌هایی کوچک و برنامه‌های نظامی محدود و حادثه‌مانندی را در سوریه اجرا کند، آن‌ها ارتباط‌هایی با چهره‌های مشخصی را شروع کردند... این وقایع نمی‌بایست نظر دمشق را به خود جلب می‌کرد... نباید کاری کرد که دیگر چهره‌های ارشد نظام سوریه، برنامه‌های حفاظتی خود را تشدید کنند.»

کد خبر : 199260
سرویس بین الملل«فردا»: متنی که می خوانید نوشته‌ فِلیسیتی آربوتنوت است که در وب سایت «گلوبال ریسرچ» منتشر شده است و فاش می سازد توطئه برای ایجاد جنگ داخلی در سوریه قدمتی قریب به 60 سال دارد و سازمان های امنیتی موساد و سیا از دیرباز در پی برهم زدن ثبات سوریه بوده اند.
**************************************
تاریخ مدرن در شکل سوریه برای هر انسانی تکرار می‌شود که بخواهد قضاوتی عادلانه نسبت به ماجرای سوریه داشته باشد. این انسان باید تصمیم بگیرد که آیا رئیس‌جمهور اسد، که همین یک دهه‌ی پیش به‌عنوان «آتا تورک مدرن امروز» مورد ستایش همگان بود، تبدیل به چهره‌ای سراپا منفور شده است و الان علیه مردم خود به پا خواسته است و در نتیجه امریکا و هم‌پیمانان آن باید دخالت کنند و «آزادی» را به مردم بازگردانند، یعنی از جامعه،‌مردم، خانه، ملت و زندگی‌ها را نابود کنند، یا این‌که طرف مقابل درست می‌گوید. حکایت تاریخ امروز به همین شکل است. در اواخر سال 2003 میلادی - سال هجوم به عراق - متیو جونز، خواننده‌ی مجموعه‌ی تاریخ بین‌الملل از کالج رویال هولوِی در لندن، متون «هولناک شفافی» را کشف و منتشر ساخت: در سال 1957 میلادی برنامه‌ای بین نخست‌وزیر انگلستان، هارولد مک‌میلان و رئیس‌جمهور امریکا، دوویت آیزن‌هاوور در جریان بود و طبق آن: «برنامه‌ای مشترک برای سیا-ام‌آی6 بود که درگیری‌های مشکوک مرزی در سوریه شروع شود و به این بهانه غرب نوین از طریق همسایه‌های سوریه، به این کشور حمله کند.» قلب این برنامه، ترور رئیس‌جمهور وقت سوریه بود، یعنی شکری القواتی. هدف‌های دیگر ترور عبارت بودند رئیس امنیت اطلاعاتی ارتش، عابد الحمید سراجی؛ ژنرال ارشد ارتش سوریه عفیف البیزاری و رهبر حزب کمونیست وقت سوریه، خالد بخداش. این سند در سپتامبر سال 1957 در واشنگتن تدوین شده بود: « لحظه‌ای که تصمیم سیاسی به‌منظور دخالت مستقیم در سوریه گرفته شد، سیا آماده‌ی عملیات شد و SIS (شاخه‌ای از MI6) تلاش‌هایی را شروع کرد تا توطئه‌هایی کوچک و برنامه‌های نظامی محدود و حادثه‌مانندی را در سوریه اجرا کند، آن‌ها ارتباط‌هایی با چهره‌های مشخصی را شروع کردند... این وقایع نمی‌بایست نظر دمشق را به خود جلب می‌کرد... نباید کاری کرد که دیگر چهره‌های ارشد نظام سوریه، برنامه‌های حفاظتی خود را تشدید کنند.» علاوه بر این: «مقدار مشخصی «وحشت» مورد نیاز است... باید در نزدیکی مرزها درگیری‌ها و نبردهایی کوچک شروع شود... که پیش‌زمینه‌های دخالت را مهیا کنند... توانایی‌های روان‌شناختی و عمیاتی و کنترل درگیری‌های سیا و سیس (ام‌آی‌6) مورد استفاده قرار خواهند گرفت...» باید برنامه طوری پیش می‌رفت که سوریه: «به‌نظر خود این برنامه‌ها را اجرا کرده باشد، همچنین برنامه‌ها و طرح‌هایی اجرا شوند که دست سوریه را در توطئه‌هایی در کشورهای همسایه باز کنند... سیا و سیس (شاخه‌ی ملکه در امور بین‌المللی امنیتی، ام‌آی6) باید از تمام توان خود برای پیش‌برد تنش در منطقه استفاده کنند.» تهاجم به داخل مرزهای عراق، اردن و لبنان نیز در این طرح پیش‌بینی شده بودند: «توطئه‌های گوناگون، شکاف‌های ملی و همچنین فعالیت‌های قوی نظامی» در این متن پیشنهاد شده بودند، برنامه‌هایی که دمشق به‌خاطر آن‌ها مورد سرزنش جهانیان قرار بگیرد. در اواخر سپتامبر سال 2011 «شورای ملی سوریه» اعلام موجودیت کرد تا «کشور را آزاد کند»، اعضای این شورا با هیلاری کلینتون دیدار کردند. از دیدگاه امریکا، این شورا، «شورای انقلابی سوریه» بود. برنامه‌ی آیزن‌هاوور-مک‌میلان به این شکل پیش می‌رفت: «شورای آزاد سوریه شکل بگیرد و نیروهای سیاسی را مسلح کند تا با حداکثر توان به مداخله‌ی نظامی درون خاک سوریه مشغول شوند.» سیا و ام‌آی6 برنامه ریخته بودند تا با شورش‌های برنامه‌ریزی شده و حمایت شده‌ی محلی دولت اسد را کنار بزنند و به جای آن دولتی دوستار و هم‌پیمان غرب مستقر کنند. این سند در واشنگتن و لندن امضا شده بود. در دفتر خاطرات مک‌میلان نوشته شده است: «قوی‌ترین گزارش ممکن تهیه شده است.» گزارش این‌گونه شروع می‌شد: «این سند حتی برای ارشدترین مقامات بریتانیا نیز محرمانه است...» لندن و واشنگتن بشدت دل‌مشغول سوریه و حضور کمونیست‌ها در این کشور بودند و می‌خواستند طرفداران غرب را در این کشور به قدرت برسانند: یعنی با حزب «بعث» (پان عرب) و حزب کمونیست و پیمان این دو مبارزه کنند و اکثریت ارتش سوریه را از قدرت کنار بزنند. ماجرا خیلی ساده کنار زده شد: در سال 1957 سوریه قراردادی ابتدا با شوروی و سپس با چین امضا کرد (شامل بر همکاری‌های نظامی و اقتصادی) و شوروی بشدت نسبت به دخالت غرب در سوریه هشدار داد. همچنین سوریه خطوط اصلی انتقال نفت از عراق (در روزهای طلایی صدام حسین و رابطه‌ی درخشان وی با غرب) در کنترل سوریه بود و مداخله‌ی سیاسی را گران تمام می‌کرد. سوریه از زمان سقوط صدام حسین، تنها کشور پان عرب (بعث) در سرتاسر جهان عرب باقی مانده است: کشوری مستقل با برنامه‌های خود و وفاداری گسترده. استقلال سوریه در سال 1957 باعث شد تا افسر ارشد امور خارجه‌ی انگلستان، لوی هِندرسون بگوید: «رژیم حاکم بر سوریه‌ی امروز باید برود...» هرچند برنامه‌ی آن زمان غرب عملی نشد، خواه غرب برنامه را کنار گذاشت یا کشورهای همسایه حاضر به همکاری نشدند، بااین‌حال، این پروژه بسیار شبیه به برنامه‌ای است که در دهه‌ی گذشته در سوریه و در کل منطقه اجرا شده است. انگار سال 1957 تکرار شده باشد. وزیر امور خارجه‌ی انگلستان، ویلیام هاگ می‌گوید رئیس‌جمهور اسد «باید احساس شعف» بکند چون روسیه و چین قطعنامه‌ی سازمان ملل را وتو کرده‌اند. هیلاری کلینتون از «دوستان سوریه‌ی دموکراتیک» می‌خواهد تا جمع شوند و واقعاً علیه دولت اسد دست به کار شوند: «ما باید همراه هم کار کنیم و این پیغام را شفاف منتقل کنیم: تو نمی‌توانی به زور تلفنگ آینده را به عقب برانی.» این روزها اسلحه‌های زیادی توسط غرب در این منطقه وجود دارند. با شگفتی تمام او این حرف را پنج فوریه در مونیخ زد، در مکان «تولد و ظهور حزب نازی.» شاید مساله الان به این شکل باشد: در سال 1957، نفت عراق اهمیت بسیاری داشت، سوریه کلید حمل این نفت بود. امروز، مساله ایران است، چون همان‌طور که پرفسور میشل چوسوودووسکی می‌گوید: «راه تهران از دمشق می‌گذرد.»
لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: