مالکی حامل پیام غرب به ایران بود؟
اگرحرفی از ارتباطات پنهانی با غرب مطرح میشد، این موضوع از سوی آقای طالبانی یا دولت ترکیه بود .به علاوه در شرایط فعلی به نظر نمیرسد آن قدر فاصلهی ما با غرب زیاد باشد که نتوانیم حرفهایمان را بزنیم.
کد خبر :
199479
فارس: از زمان روی کار آمدن دولت شیعی نوری المالکی در عراق، محور ریاض- دوحه، بر علیه آن وارد عمل شده است. در راستای تحولات اخیر در منطقه و نقش نیابتی عربستان و قطر در جهت دهی به انقلاب های منطقه، ترکیه نیز به این محور پیوسته و علیرغم ملاحظات خاص سیاست خارجی خود، همراهی با این محور را در برابر محور مقاومت( ایران، سوریه و عراق) برگزیده است.
مسئله کردستان و مواضع مسعود بارزانی، به عنوان رهبر این قشر از جامعه عراق نیز یکی دیگر از معضلات دولت عراق را تشکیل می دهد. سفر نوری المالکی به جمهوری اسلامی ایران بهانه ای شد تا ضمن انجام یک گفت و گو با دکتر«حسن لاسجردی»، کارشناس مسائل بین الملل، به بررسی هرچند اجمالی این معضلات بنشینیم. به نظر شما هدف از سفر نوری المالکی به ایران در این برهه از زمان که صحبت از برنامههایی برای فشار بر مالکی در جهت کناره گیری از قدرت یا تقسیم قدرت در میان است چیست؟ سفر آقای مالکی به ایران با توجه به ملاحظات سیاسی در داخل عراق به نظر میرسد که دارای اهداف مختلفی است که بخش مهمی از آن به مسائل داخلی خود عراق باز می گردد. به هر صورت آقای مالکی با بحثهایی از جمله خودمختاری کردها، نحوهی نگاه آنها به حکومت مرکزی و از همه مهمتر بحثهایی مربوط به شاکلهی ساختاری احزاب و گروههای سیاسی عراق مواجه است که هر کدام از اینها ممکن است منازعات را پررنگتر کنند. قرار است در هفتههای آینده در عراق نشست آشتی ملی یا وفاق ملی برگزار شود. به نظر میرسد آقای مالکی برای اینکه بتواند در وفاق ملی از موضع برتر صحبت کند، حتماً نیازمند
اهرمهایی است که بتواند از آنها بهره ببرد. در این فضا داشتن برنامه و همچنین وزنههای مناسب سیاسی و اقتصادی میتواند به او کمک کند. لذا سفر به ایران با این گونه رویکردها انجام شده است. این سفر شاید در مجموع به دولت آقای مالکی در جهت بازگشت عراق به منطقه کمک کند. به نظر شما این سفر چقدر میتواند تحت تأثیر سفر طارق الهاشمی و مسعود بارزانی به ترکیه صورت گرفته باشد؟ ااگر بخواهیم تطبیقی بررسی کنیم یا موازنهای برقرار کنیم، به نظر میرسد که این سفر با سفر آقای طارق الهاشمی قابل مقایسه نیست. اول اینکه موضوع سفر طارق الهاشمی یک اجبار سیاسی است، دیگر اینکه آقای طارق الهاشمی میخواهد از قانون فرار کند و مهمتر اینکه اقدامات ترکیه در قطر یا برخی از کشورهای عربی عموماً در تضاد با منافع ملی عراق است.این در حالی است که در مورد سفر آقای مالکی دقیقاً همهی شرایط عکس این است؛ یعنی، اولاً این سفر رسمی است، ثانیاً از روی اختیار است و ثالثاً اینکه مجموعاً سفر آقای مالکی در جهت منافع ملت عراق است. من فکر میکنم این تطبیق یک تطبیق معالفارق است و درست نیست. در عین حال، همان طور که عرض کردم، در کل آن چیزی که از سفر آقای
مالکی قابل فهم است این است که جمهوری اسلامی ایران به نوعی میخواهد قابلیت منطقهای عراق ارتقا پیدا کند تا با سرجمع نیروی سیاسی و فرهنگی عراق و ایران بتوان فرصت جدیدی در منطقه ایجاد کرد. بعضی از تحلیلها به گونهی دیگری به این مسئله نگاه میکنند. برخی میگویند از آنجایی که مسعود بارزانی و طارق الهاشمی در حال مذاکره با ترکیه هستند و هر دو اینها و همچنین دولت ترکیه مخالف آقای نوری مالکی هستند، دولت مالکی در این میان خودش را تنها احساس کرده و به نوعی دست به دامن تهران شده است تا در واقع در مقابل آنها حمایت تهران را برای خودش ذخیره کند. تحلیل شما چه می باشد؟ بحث حمایت جمهوری اسلامی ایران از مالکی موضوع تازهای نیست و از گذشته هم مطرح بوده است. علاوه بر این، در رابطه با اقدامات حکومت کردستان باید بگویم که آنها در شرایط فعلی بر اساس منافع خودشان با همهی کشورهای منطقه در حال ارتباط هستند؛ یعنی، صرفاً این نیست که بگوییم چون حکومت منطقهی کردستان با ترکیه ارتباط دارد، پس سبد امتیازهای او علیه آقای مالکی بیشتر است. نکتهی سوم اینکه مناسبات آقای طارق الهاشمی را باید از بارزانی و حکومت کردستان جدا کرد، چون دو
ظرف تقریباً جدا از هم با منافع متکثری هستند که به آرایش داخلی سیاست در عراق مربوط میشوند. در مجموع من فکر میکنم اگرچه عدهای معتقدند که برخی برای اعمال فشار بر آقای مالکی و دولت اکثریت عراق تقسیمبندیهای صوری انجام میدهند، من فکر میکنم این منازعهی ذهنی که خیلیها در عراق طراحی میکنند تا به آقای مالکی فشار بیاورند یک بازی واقعی نیست. اگرچه ممکن است تأثیراتی داشته باشد، ولی در مجموع من این نگاه را در بحث عراق ندارم. اردوغان، نخستوزیر ترکیه، پس از دیدار با مسعود بارزانی، در روز 19 آوریل، مالکی را متهم به ایجاد درگیری طایفهای برای حفظ قدرت کرد. به نظر شما ریشهی این اختلافات در چیست؟ در رابطه با اردوغان و رفتارش آنچه مسلم است این که از سال 2008 به بعد دولت ترکیه تلاش کرده است نقش منطقهای خودش را ارتقا دهد و خودش را به عنوان قدرت برتر معرفی کند. اینکه آیا موفق شده است یا نه در حال حاضر محور بحث ما نیست، اما مجموعهی اقدامات، رفتارها، گفتوگوها، نشستها و فرصتها با این ذهنیت مطرح شده است. اما در خصوص روابط عراق و ترکیه باید بگوییم که مسلماً ترکیه بعد از خروج آمریکاییها از عراق به دنبال این بود که
در رابطه با پروندهی عراق نقش فعالتری را بازی کند. این نقش فعال را ترکیه در سه حوزهی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دنبال کرده است. در حوزهی سیاسی نگاه استراتژیک آنها به عراق مانند نگاه عثمانیها به عراق است. در واقع آنها عراق را بخشی از خاک خودشان میدانند، به آن احساس تعلق میکنند و به نوعی نگران عراق هستند. لذا نگاه آقای اردوغان به سوریه و اینکه آقای مالکی را به قدرتطلبی متهم میکند مجموعاً ذیل همین رویکرد قرار میگیرند. کلاً ترکها در شرایط فعلی نگاههای سیاسیشان برگرفته از اندیشهی جدیدی است که در زمینهی عثمانیگری شکل گرفته است. به نظر با توجه به این فضا بهتر میتوان رفتارهای آقای اردوغان را توجیه کرد. این موضوع در رابطه با نگاه ترکیه به عراق، سوریه و برخی کشورهای دیگر قابل مشاهده است. در واقع اردوغان، با توجه به ماهیت تاریخی کشورش و تفکر برتری در منطقه و تأثیرگذار بودن ترکیه، هر کشوری را که مخالفت میکند در لبهی تیغ انتقادات قرار میدهد، حالا چه سوریه باشد و چه ایران یا عراق. با توجه به نگاهی که در رابطه با تفکر ترکیه در شرایط جدید عرض کردم، به نظر مواضع عراق در ارتباط با سوریه خیلی در نگاه آقای
اردوغان و حملات علیه آقای مالکی مؤثر بوده است، چرا که ترکها علاقهمند بودند که بتوانند با توجه به بازیگری در زمین غربیها در شرایط فعلی نقشآفرینی عمدهشان را در منطقه نشان دهند. به همین جهت کلیهی کشورهایی که در فضای ذهنی آنها حرکت نکردهاند در معرض انتقادات شدید قرار گرفتهاند که یکی از آنها عراق است. طارق الهاشمی سفری به قطر، عربستان و ترکیه داشت. چند روز بعداز سفرش به ترکیه اعلام کرد که در فکر تأسیس اقلیمی بزرگ همانند کردستان در خاک عراق است و برای این کار هم حتی اعلام کرد که حمایت عربستان و قطر را نیز دارد و به دنبال این است که حمایت ترکیه را نیز بدست بیاورد به نظر شما با توجه به این تحولات، برای تجزیه عراق و سقوط دولت نوری المالکی نقشهای طراحی شده است؟ همان طور که مستحضرید، کردستان بزرگ یک تفکر برگرفته از نگاههای ایالات متحده در قرن جدید است؛ یعنی، در طرح خاورمیانه جدید هم بحث کردستان بزرگ مطرح بوده است. موضوع کردستان یکی از نگاههای اختلافبرانگیز کشورهای منطقه است. به جهت اینکه کردها در چهار کشور ترکیه، ایران، سوریه و عراق حضور دارند، به نظر میرسد که حکومتهای منطقه نسبت به این موضوع حساسیت
دارند و لذا اگرچه اختلافات قومی، قبیلهای و حتی مذهبی در منطقه میتواند بعضی مواقع به نیروهای گریز از مرکز مثل کردستان بزرگ کمک کند، ولی در مجموع طرح این موضوع از طرف آقای طارق الهاشمی به جهت اختلاف سیاسی او با حکومت مرکزی است. در حالی که در مجموع کشورهای منطقه از بحث کردستان بزرگ استقبال نمیکنند. چند وقت پیش نقشهای از طرف ترکیه فاش شد که تجزیهی عراق را نشان میداد. آیا شما معتقد به این هستید که ترکیه به دنبال تجزیهی عراق است؟ ترکها خیلی طرفدار حکومت فدرال در عراق هستند که به تبع آن بحث تجزیهی عراق هم مطرح است. دلیل این موضوع هم ادعاهای ارضی و تعلقات مذهبی و قومی ترکها دربارهی شمال عراق است. در سال 2000 هم اسرائیل چنین نگاهی به بحث تغییرات سیاسی در منطقه داشت. آن زمان هم نقشهای برای خاورمیانه ترسیم شده بود. در طرح آمریکا برای خاورمیانهی جدید، اسرائیلیها نقشهای را پخش کردند که کردستان بزرگ در آن گنجانیده شده و به عنوان یکی از تحولات اساسی خاورمیانهی جدید مطرح بود. لذا طرح کردستان بزرگ یا کشور کردستان بحث جدیدی نیست. موضوع کردها از جمله دلمشغولیهای چهار دولت منطقه است. از طرف دیگر، گذشتهی
خود ترکها نشان میدهد که آنها در این فضا سیاست فشار بر کردها را دنبال میکردند. از همه مهمتر اینکه در حال حاضر هم دولت اردوغان به دنبال امتیاز دادن به این اقلیت است تا بحث استقلال. با توجه به نگاهی که دولتهای چهارگانه در موضوع کردها دارند، در مجموع به نظر نمیرسد که این دولتهای چهارگانه خواهان استقلال این مجموعه باشند، ولی در منازعات خودشان از عنصر کردها استفاده میکنند؛ یعنی، در حال حاضر کردها به عنوان یکی از اهرمهای فشار دولتهای چهارگانه علیه یکدیگر محسوب میشوند. این موضوع در گذشته هم وجود داشته است؛ یعنی، موضوع استفاده از اقلیتها در فشار سیاسی علیه دولتهای دیگر از قدیم در این منطقه مطرح بوده است. در گذشته هم در منازعات عراقیها و سوریها یا ترکها و عراقیها بحث استقلال کردها پیش آمده بود. به همین جهت، این موضوع از نظر تاریخی چندان جدید نیست. کردها هم این خاصیت گریز از مرکزی را همواره در خودشان زیاد میکنند و روی آن مانور میدهند، ولی فکر نمیکنم هیچ کشوری راضی باشد که بخشی از سرزمین خودش را از دست بدهد، ولو به بهانه علقههای قومی. به نظر شما آیا فشار بر دولت مالکی به نوعی فشار بر ایران
محسوب نمیشود؟ باید ببینیم فشارها بر آقای مالکی از چه جنسی است تا تعیین ماهیت کنیم. برخی از آنها دعواهای سیاسی است. فرضاً در حوزهی مسائل اقتصادی خیلی از مواقع مشکلات دو کشور در رابطه با اختلاف شرکتها، انتقالات مالی یا چیزهایی دیگر است. ولی در مجموع، با توجه به اتفاقات جدیدی که در منطقه در حال شکلگیری است، میتوان گفت نگاههای مذهبی رنگوبوی تندتری دارد میگیرد. به ویژه در کارهایی که در حال حاضر قطر، عربستان و ترکیه علیه حکومتهای غیرسنی در منطقه انجام میدهند این موضوع قابل مشاهده است. ایران تا چه حد میتواند در کاهش فشارهایی که بر دولت نوری المالکی وجود دارد نقش داشته باشد؟ من فکر میکنم نقش ایران در عراق یک نقش بسیار پررنگی است. جمهوری اسلامی ایران تلاش کرده است تا فضای عراق یک فضای مناسب برای فعالیت اکثریت باشد. در سالهای گذشته، یعنی بعد از جریان اشغال، به هر صورت کشمکشهای سیاسی در عراق آسان و زودگذر نبوده است، هم به درازا کشیده و هم عمیق بوده است. نکتهی دوم روابط فرهنگی ماست که خیلی بر رفتار و قدرت سیاسی عراق مؤثر است. به هر صورت علقهی اکثر جمعیت در عراق با علقهی اکثریت ما پیوند خورده است و
شکی در این موضوع وجود ندارد. اما نکتهی سوم که شاید خیلی مهم باشد قطببندیهای منطقه است. همه معتقد هستند که عراق جدید یا عراق نوین میتواند یک قطب جدید قدرت در منطقه باشد و هر کس بتواند عراق جدید را با خودش همراه کند به سرعت قدرت مضاعف پیدا خواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران به دلایل مختلف در این فضا امتیازات بیشتری دارد. ایران هم امتیاز فرهنگی و ساختار قدرت دارد و هم امتیاز سیاسی، اقتصادی و اجتماعی. به نظر میرسد با توجه به نگاهی که جمهوری اسلامی ایران به مناسبات و ترکیب و آرایش قدرت در آینده دارد، بخشی از فشارها روی آقای مالکی به ارتباط او با ایران برمیگردد. به نظر شما، مالکی تا چه حد در دستاوردهایش در تهران موفق بوده است؟ سفر آقای مالکی تازه اتفاق افتاده و فقط چند روز از آن گذشته است. به هر صورت مجموعهی توافقات دو کشور باید در معرض کارشناسی قرار بگیرد تا شرایط اجرایی آنها فراهم شود. ولی در مجموع، با توجه به تجربهای که ما از سفر آقای مالکی در دورههای گذشته داریم، معمولاً سفر ایشان به تهران پربرکت بوده است و آقای مالکی و دولت عراق همیشه از سفر به تهران استفادهی مناسب کردهاند. البته جمهوری اسلامی
ایران هم به جهت علقههای معنوی و سیاسی علاقهمند به کمک به دولت آقای مالکی است، لذا سفرهای آقای مالکی به ایران معمولاً سفرهای مؤثری است. آیا ممکن است آقای نوری المالکی حامل پیامی از غرب برای ایران در خصوص نشست 1+5 در بغداد باشد؟ بعید میدانم، چون در گذشته هم نه آقای مالکی و نه دولت عراق سابقهی این کار نداشتند. اگر هم در بحثهای قبلی حرفی از ارتباطات پنهانی با غرب مطرح میشد، این موضوع از سوی آقای طالبانی یا دولت ترکیه بود. آقای مالکی تا کنون چنین کاری را انجام نداده است. نکتهی دیگر این است که در شرایط فعلی به نظر نمیرسد آن قدر فاصلهی ما با غرب زیاد باشد که نتوانیم حرفهایمان را بزنیم. آن قدر کانالهای ارتباطی و رسانهای وجود دارد که مثلاً آقای اوباما به رهبر معظم انقلاب نامه نوشته است. بنابراین نیاز به ارتباط از طرق آقای مالکی احساس نمیشود. در عین حال نگاه غرب به آقای مالکی یک نگاه دوستانه به نظر نمیرسد. به همین جهت فکر نمیکنم آقای مالکی حامل چنین پیامی برای تهران باشد. منبع:پایگاه تحلیلی تبیینی برهان