... ولي باز‌هم با استقلال جام مي‌برم

« وقتی 15 سال پیش به تیم محبوبم استقلال پیوستم، هرگز تصور نمی کردم روزی با حمایت هواداران پر شور و دوست داشتنی به جایگاه کنونی‌ام رسیده که بتوانم در آستانه 36 سالگی، هنوز با تمام وجود و با ذره ذره توانم برای هواداران به میدان بروم. بازیکن و کاپیتان استقلال بودن، افتخاری است که برای« فرهاد مجیدی» فراموش شدنی نیست.

کد خبر : 223058
سرویس ورزشی «فردا»-

فرهاد مجيدي در سن 36 سالگي براي هميشه از دنياي فوتبال خداحافظي كرد. مجيدي به عنوان محبوب‌ترين بازيكن دهه اخير استقلال قصد داشت در ابتداي فصل به اين تيم بازگردد اما با مخالفت امير قلعه نويي مواجه شد و در نهايت وقتي متوجه شد سرمربي استقلال قصد دارد بازوبند كاپيتاني را از او بگيرد قيد پوشيدن پيراهن آبي را زد. اين در حالي بود كه هواداران استقلال همچنان در انتظار بازگشت مجيدي بودند و در ناكامي‌هاي اخير استقلال در فصل جاري نام او را از روي سكوها فرياد مي‌زدند. حتي اخيرا فتح الله زاده به هواداران استقلال وعده داده بود كه در نيم فصل مجيدي را به اين تيم برمي گرداند اما خداحافظي ناگهاني شماره هفت به يادماندني استقلال همه را غافلگير كرد. مجيدي در نامه‌اي خطاب به هواداران استقلال نوشته است: « وقتی 15 سال پیش به تیم محبوبم استقلال پیوستم، هرگز تصور نمی کردم روزی با حمایت هواداران پر شور و دوست داشتنی به جایگاه کنونی‌ام رسیده که بتوانم در آستانه 36 سالگی، هنوز با تمام وجود و با ذره ذره توانم برای هواداران به میدان بروم. بازیکن و کاپیتان استقلال بودن، افتخاری است که برای« فرهاد مجیدی» فراموش شدنی نیست. بازی کردن در تیمی که بزرگانی چون شادروان ناصر حجازی، علی جباری و حسن روشن روزگاری در آن عضویت داشتند یا پوشیدن پیراهن شماره 7 که در گذشته بر تن تکنیکی‌ترین بازیکن آسیا « مجید نامجو مطلق »‌بوده یا بستن بازوبندی که بر دستان ستارگانی چون برادران بیانی و جواد زرینچه بوده برای«فرهاد» فرزند کوچک خانواده بزرگ استقلال مایه اعتبار و افتخار است. در این مدت در شادی و غم‌های زیادی با هواداران عزیز‌سهیم بوده‌ام. با شادی هوادار خندیدم و با گریه آنها اشک ریختم. پیروزی‌های داربی، جشن قهرمانی های لیگ برتر و جام حذفی، شکست‌ها و از همه غم انگیز‌تر از دست دادن اسطوره تاریخ باشگاه استقلال ناصرخان حجازی که روز تلخی برای من و هواداران بود، هیچ گاه از خاطرم نمی رود. با عنایت خداوند متعال، حمایت هواداران و لطف نام بزرگ و پیراهن آبی « استقلال» به آرزوهای مادی و معنوی خویش رسیده‌ام و مانند آقایانی که با خودخواهی، همواره استقلال را مدیون خود می دانند یا در نبود خود ذلت استقلال را آرزو می‌کنند، فکر نمی کنم. هر چه دارم از استقلال و هوادارانش است و هر کجا که باشم برای‌سربلندی‌استقلال تلاش خواهم کرد. اما امروز، پس از تحمل و سپری کردن روزهای سخت و فرا رسیدن روزهای آبی رنگ زندگی ورزشی‌ام، می‌خواهم سخت ترین تصمیم زندگی‌ام را برای هواداران بازگو کنم. بر حسب‌صبر و تعصب تا به امروز سکوت کردم (حتی در روزهایی که در اوج آمادگی و بنا به سلیقه فنی! نیمکت‌نشین بودم صحبتی نکردم تا آرامش تیم و مجموعه استقلال برهم نخورد) و برای اثبات خویش تلاش و مبارزه کردم اما امروز وقتی می‌شنوم که آقایان عامل ناکامی تیم را تشویق فرهاد مجیدی توسط هواداران خونگرم استقلال می دانند برایم تاسف آور است. قطعا روزی با حضورم برای سربلندی استقلال تلاش کردم اما در این روزها اتفاقاتی افتاد و صحبت‌هایی شنیدم که به این نتیجه رسیدم باید برخلاف میل باطنی‌ام از فوتبال خداحافظی کنم. به‌رغم پیشنهادات بسیار از تیمهای داخلی از ابتدای فصل تاکنون، نتوانستم در ایران پیراهنی جز پیراهن آبی بپوشم و بسیار مایل بودم با حضور در تیم محبوبم استقلال به‌همراه دیگر بازیکنان بتوانم جام قهرمانی لیگ و حذفی را فتح کنم و در نهایت با پیراهن استقلال از میادین فوتبال برای همیشه خداحافظی کنم که این امکان فراهم نشد و گویا تقدیر برای من این چنین بود. هر کجا که باشم خود را سرباز استقلال می‌دانم و امیدوارم در آینده، در کسوت‌های دیگر بتوانم دین خود به هواداران پرشور استقلال را با کسب جام های متعدد، ادا نمایم. در اینجا لازم می دانم از کلیه مدیران، کارشناسان، مربیان، بازیکنان، کادر پزشکی، تدارکات، پشتیبانی تیم و نیز ارباب جراید که در ادوار مختلف، اسباب زحمت آنها را فراهم نمودم، سپاسگزاری نمایم. در پایان از هواداران متعصب استقلال که همواره در سرما و گرما مرا مورد حمایت و تشویق خویش قرار داده، صمیمانه قدردانی کرده و امیدوارم عذر« جدایی ناخواسته» سرباز خویش را پذیرا باشند. بی گمان هیچ‌گاه خود را از استقلال جدا ندانسته و الطاف، حمایت‌ها و تشویق های هواداران پر شور و فهیم استقلال از خاطره‌ام پاک نخواهد شد و هر جا که باشم برای موفقیت آنها دعا خواهم کرد. به امید قهرمانی استقلال در مسابقات داخلی و بین المللی و سرافرازی و تندرستی هواداران عزیز؛ ان‌شاءالله.» فرهاد مجیدی‌در‌سال 1376 و در 20 سالگی از باشگاه بهمن‌به استقلال‌آمد و در مدتی کوتاه به ستاره این تیم بدل شد. مجیدی‌که فوتبالش را با ناصر حجازی در استقلال آغاز کرد بارها گفته بود خودش را شاگرد مکتب حجازی می‌داند‌ و به همين دليل هرگز نتوانست رابطه دوستانه‌اي را با امير قلعه‌نويي كه مشكلات فراواني با مرحوم حجازي‌داشت، برقرار‌كند. مجیدی در چندماه گذشته در دوره های مربیگری در انگلستان حضور داشته و در شهرهایی مثل لیدز، بهترین تمرینات مربیگری را پشت سر گذاشته است. او حالا اپوزیسیون نيمكت استقلال است و با وداع از فوتبال، رسما برای نیمکتی خط و نشان می‌کشد که قلعه نویی بر آن تكيه زده است. منبع: تهران امروز

لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: