اقتصاد دولتی، آفت اقتصاد مقاومتی است/ هرچه اقتصاد مردمی‌تر باشد، تخریب آن سخت‌تر می‌شود

اتفاقا الان که در شرایط جنگ اقتصادی هستیم باید دنبال تحقق راهکارهای اقتصاد مقاومتی باشیم که از این وضعیت تحریم بتوانیم کشورمان را به سلامت عبور دهیم. یعنی هم مقاومت باشد و هم پیشرفت باشد. البته حتما یک پیش زمینه هایی را نیاز دارد. مطمئناً باید ثبات اقتصادی حاکم شود.

کد خبر : 260924
سرویس پیشرفت «فردا»: تفکر دانشجویی و زاویه نگاه دانشگاهی به مسائل کلان کشور، قطعه با اهمیتی در پازل پیشرفت کشور محسوب می‌شود. شتاب‌گیری جریان پیشرفت زمانی رخ می‌دهد که در کنار عوامل مختلف، تفکر دانشجویی که ماهیتی به روز و با نشاط دارد، به آن هویت بخشد. این تفکر زمانی اهمیت می‌یابد که تخصص و ژرف‌اندیشی در آن جای گیرد و دید دانشجویی همراه با واقعیت‌بینی و حقیقت‌اندیشی متخصصانه همراه شود. پایگاه خبری تحلیلی «فردا» سلسله نشست‌‌های تخصصی دانشجویی با موضوعات کلان در حوزه‌‌های مهم و تأثیرگذار کشور برگزار می‌کند. در این نشست‌ها به مقوله‌های مختلفی پرداخته می‌شود و با حضور نخبگان دانشجویی و دانشجویان فعال در هر حوزه، بررسی و واکاوی شرایط آن انجام می‌گیرد. در نشست اخیر، میزگردی با عنوان اقتصاد مقاومتی در سایت «فردا» برگزار شد که در آن امیرعباس سالارکیا (رتبه دوم المپیاد اقتصاد کشوری، رتبه نخست کنکور اقتصاد و دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد دانشگاه تهران) و محمد امینی رعیا (دانشجوی ارشد اقتصاد دانشگاه علم و صنعت ایران و مسئول دانشجویی دبیرخانه اقتصاد مقاومتی این دانشگاه) حضور یافتند.
مشروح گفتگوهای این میزگرد به شرح زیر است: فردا: اگرچه تا به حال تعاریف مختلفی برای اقتصاد مقاومتی شده است، اما به نظر می‌رسد شروع گفتگو را با تعریفی دقیق از این مفهوم انجام دهیم. شما از چه دریچه‌ای اقتصاد مقاومتی را شرح می‌دهید؟ امینی: در تعریف اقتصاد مقاومتی می توانیم بگوییم طراحی سازوکارهای اقتصاد به گونه ای که در سخت‌ترین شرایط انعطاف پذیر باشد و به راه خودش ادامه بدهد. این کلیت تعریف اقتصاد مقاومتی است که حالا در یک بیان کلی می‌توانیم بگوییم سیاستگذاری مقاومتی کلی به عنوان طراحی سازوکار در هر حوزه ای می‌تواند صورت بپذیرد؛ حوزه سلامت، حوزه صنعت، حوزه اقتصاد و ... . این طراحی سازوکار، باید انعطاف پذیر باشد و در سخت ترین شرایط به راه خود ادامه بدهد و بتواند حرکت پیشرفت مداوم را طی کند. این می شود تعریف کلی اقتصاد مقاومتی. فردا: با این تعریف، اقتصاد مقاومتی را در حداکثر قالب یک رویکرد می‌بینید یا فکر می‌کند حتی ظرفیت تبدیل شدن به یک مکتب را دارد؟ یا اینکه مجموعه‌ای از سیاست‌های و راهکارها برای بدنه اقتصادی محسوب می‌شود؟ امینی: بحث های مختلفی وجود دارد. بعضی ها می‌گویند اقتصاد مقاومتی یک مکتب است. برای مکتب باید راهکارهایی ایجاد بشود. سیاست‌گذاری بشود، پشتوانه داخلی داشته باشد، پشتوانه فلسفی داشته باشد. اما بعضی ها می گویند یک ایده اقتصادی است، بعضی ها می گویند یک متدلوژی است، بعضی ها می گویند یک حرف کلی است نه درست است نه غلط. فردا: البته به نظر می‌رسد بیشتر به یک قالب ساختاری شبیه باشد تا یک مکتب. امینی: من الان خودم به نتیجه ای نرسیدم و مطالعاتی هم که می کردم ندیدم کسی به نتیجه‌ای برسد. محکم اعلام کند که این اقتصاد مقاومتی است این هم راهکارها و این هم حرفهایی که دارد اقتصاد مقاومتی، فقط می توانم بگویم که روی این قضیه تحقیق می شود که آیا می تواند مکتب باشد یا متدلوژی باشد، ساختار باشد یا ... . البته برخی اقتصاد مقاومتی را با اقتصاد ریاضتی یکسان می‌کند که این حرف اشتباه است. اقتصاد ریاضتی می گوید طی چند سال مردم در سخت ترین شرایط باشند، تا برون رفتی از شرایط فعلی اقتصادی انجام بشود. اما اقتصاد مقاومتی این را نمی گوید؛ می گوید گرچه فشار بر مردم وجود دارد اما همزمان که دارد این فشارها وارد می شود دولت باید این قدر پویا باشد که بتواند بهترین شرایط را ایجاد کند که کمترین فشار به مردم بیایید و اقتصاد هم درست شود.
فردا: یکی از بحث‌های مهم اقتصاد مقاومتی که تاکید رهبری را هم به دنبال دارد، مردمی بودن آن است. اقتصاد مقاومتی باید در بستر ظرفیت‌های مردمی پا بگیرد. آیا شرایط کنونی اقتصاد ما چنین ظرفیتی دارد؟ امینی: بحث این که محور مردمی کردن اقتصاد مقاومتی چگونه است و آیا در اقتصاد ما پیاده سازی می شود یا نه؛ این برمی گردد به بحث‌های تصدی گری و حاکمیت که دولت پیاده می کند. دولت ما تا حالا به این شکل بوده که نوع تصدی گری اش خیلی گسترده بوده است. این ها علاوه بر این که جلوی کار را می گیرد باعث می شود که بازدهی کار هم کاهش پیدا کند. راندمان و کارایی دولت کاهش پیدا کند. لذا ما نمی توانیم بگوییم الان اقتصاد مردمی داریم و مردمان در صحنه حضور دارند. چرا؟ چون وظایف تصدی گری دولت به شدت زیاد است و اولین قدم که باید انجام بشود برای اینکه مردم بتوانند ورود کنند در این حوزه این است که دولت از این وظایف به سمت وظایف حاکمیتی اش حرکت کند و بیشتر به طراحی سازو کارها بپردازد. طراحی سازو کارها به ویژه در این موقعیت بازار باعث می شود که راههای ورود به بازار حاکمیت ورود سرمایه به بازار افزایش پیدا کند و مردم بیایند و بتوانند بیشتر در بازار ورود داشته باشند و بیشتر تاثیرگذار باشند. آن موقع بنگاه‌‌ها ورود بیشتری پیدا می کند و مردم می توانند در واقع نقش خودشان را نشان بدهند. سالارکیا: اصل مطلب را که گفتند اما من یک توضیح تلویحی بدهم. اقتصاد مقاومتی یعنی ما در شرایط اقتصادی هستیم که دشمن اقتصادی داریم. یک دشمنی داریم که می خواهد ما را تحریم بکند. مردمی بودنش به این است که هر چقدر شما این شبکه اقتصادی را گسترش بدهید تحریک کردنش سخت تر می شود. یعنی دشمن می خواهد با یک دولت طرف باشد راحت تر می تواند تحریم کند تا وقتی که با کلی مجموعه و شرکتها و بنگاههای مردمی مقابله کند. بحث دیگر اینکه هر چقدر در داخل بتوانید نیازهای اساسی را تولید بکنید و در مقابلش دنیا را به تولیدات خودتان وابسته کنید، این اقتصاد هم مقاوم تر می شود و هم تحریم سخت تر می‌گردد. پس مقاومتی کردن اقتصاد به این است که هر چقدر شما بخش خصوصی قوی‌تری داشته باشید، تولیدات بهتر می‌شود و هرچقدر مایحتاج ضروری را خودت تولید بکنی اقتصاد مقاومتی تر می‌شود. اما در اقتصاد ما که به این معنی اقتصاد مقاومتی نیست و حضور دولت در اقتصاد بسیار پررنگ است، اگر بخواهیم به سمت یک اقتصاد مردمی و خصوصی برویم قطعاً یک زیر ساخت ها و الزاماتی لازم دارد. اقتصاد خصوصی، همینطوری به وجود نمی آید. وقتی ثبات قوانین وجود ندارد و هر روز دولت یک قانون را عوض می کند، ضرر بزرگی را متوجه بخش خصوص خواهد کرد. مثلاً شب می خوابد و صبح پا می شود صادرات پسته ممنوع می شود! چرا؟ چون قیمتش در داخل رفته بالا و این رویکرد برای صادر کننده مشکل بوجود می آورد. تا وقتی که دولت در اقتصاد قیمت گذاری کند، بخش خصوصی نمی تواند رشد کند؛ یعنی تا وقتی که شیر وماست ما را هم دولت بخواهد قیمت اش را تعیین کنه و بخش خصوص نتواند رقابت کند، این معضلات باقی است. ا پس برای این که اقتصاد مردمی به وجود بیایید، لازم است تحول و نگرشی تازه در دولت ایجاد شود. یعنی دولت باید حضورش را اقتصاد خیلی کوچک کند و شرایط را برای بخش خصوصی فراهم کند. همه چیز باید در خدمت این باشد که بخش خصوصی فعال شود و منفعت بخش خصوصی در راستای پیشرفت کشور قرار گیرد. یعنی بخش خصوص بیاید فعالیت کند، هم خودش ثروتمند شود هم کشورش آباد بشود. فردا: با این حساب، در شرایط کنونی که وضعیت خصوصی‌سازی در کشور نامطلوب است آیا شرایط برای تحقق اقتصاد مقاومتی مناسب است؟ الان اعتماد عمومی به ثبات اقتصادی وجود ندارد و این یعنی بستر خصوصی سازی محقق نیست. سالارکیا: مثل اینکه اقتصاد مقاومتی را معادل خصوصی سازی گرفته‌اید.
فردا: خیر، تاکید بر محور مردمی بودن اقتصاد است که در قالب خصوصی سازی هم متبلور می شود. اگر ما بخواهیم اقتصاد را از قالب‌های دولتی به قالب‌های خصوصی منتقل کنیم، اولا باید ثبات اقتصادی را برقرار کنیم، در ثانی چالش‌های بی اعتمادی و بی اطمینانی به وضع موجود را حل کنیم. با این وصف آیا شرایط کنونی را برای تحقق اقتصاد مقاومتی مطلوب می دانید؟ ی
سالارکیا: اتفاقا الان که در شرایط جنگ اقتصادی هستیم باید دنبال تحقق راهکارهای اقتصاد مقاومتی باشیم که از این وضعیت تحریم بتوانیم کشورمان را به سلامت عبور دهیم. یعنی هم مقاومت باشد و هم پیشرفت باشد. آن چیزی که شما در باره اعتماد مردم می‌گویید، چیزی نیست که شب به وجود بیایید. مردم یک شبه اعتمادشان از بین نمی‌رود که یک شبه اعتماد کنند. خصوصی‌سازی یک شبه محقق نمی‌شود. طول می کشد و زمان می برد تا این بخش خصوصی بیایید فعالیت بکند، وضعیتش خوب بشود تا بتواند بزرگتر بشود و دولت خودش را کوچکتر بکند. ولی اصل این است که این نگرش باید وجود داشته باشد که حالا ما می خواهیم برویم به سمتش تا وقتی که این نگرش وجود نداشته باشد شما خصوصی‌سازی هم کنید، چیزی درست نمی‌شود. امینی: اصل، نگرش دولت است. می گویم که نگرش دولت باید تغییر کند. ببینید الان یک نگرشی وجود دارد و عموما در همه دولت‌ها هم هست که فکر می کنند که اگر ورودشان در اجرا کم باشد، قدرتشان نیز کم می‌شود. در حالی که مثال می زنند که دولت نباید در کشتی اقتصاد، پاروزن باشد بلکه باید سکان دار باشد. سکان را باید دستش بگیرد و مردم پارو بزنند. اتفاقاً وقتی هم پاروزن خوبی نیست و می آید پارو را بزند سکان ول می شود و اقتصاد همین طوری به دور خودش می چرخد. این هم یک چیز واضحی است که در کشتی آن کسی که سکان را دستش گرفته قدرت بیشتری دارد تا آن کسی که پارو می زند. فردا: خب بر اساس همین مثال شما، می‌خواهیم پارو را به دست مردم بدهیم و دولت هم برود فقط سکان‌دار اقتصاد باشد. آیا در شرایط کنونی مردم آمادگی پذیرش این نقش عمده را دارند؟ امینی: خب حتما یک پیش زمینه هایی را نیاز دارد. مطمئناً باید ثبات اقتصادی حاکم شود. ثبات اقتصادی به چه شکلی حاکم می شود؟ سه تا قدم باید دولت بردارد که هم ثبات را ایجاد کند و هم وضع موجود را از دست ندهد. یعنی ما الان یکسری صنایع داریم که دارند کار می کنند و دارند تولید می کنند اینها اگر ثبات ایجاد نشود رفته رفته از بین می رود و حالا آن سه قدم چیست؟ در قدم اول باید امنیت پولی ایجاد شود. امنیت پولی یعنی چه؟ امنیت پولی و ارزی امنیت پولی یعنی اینکه ارز ما که مرجع بسیاری از واردات است و در واقع تاکید مستقیمی بر روی واردات دارد، کنترل شود و نوساناتش کاهش پیدا کند. این کاری است که دولت در کنترل بازار می تواند انجام بدهد و ارز را شناور مدیریت کند و با توجه به تورم جهانی و تورم داخلی، قیمتش افزایش پیدا کند، منتهی نوساناتش زیاد نیست. امروز 3500 فردا 3700 نیست در واقع وقتی ما ارز را ثابت نگه می داریم به نوعی می گویند که سیاست پولی عقیم شده؛ یعنی بانک مرکزی دیگر نمی تواند تورم را کنترل کند. چون بانک مرکزی وظیفه اصلی‌اش کنترل تورم است. وقتی ارز را ثابت نگه می داریم دیگر بانک مرکزی نمی تواند به همه امور خود برسد و باید فقط ارز را ثابت نگه دارد. خودش قدرت انتخابی ندارد. پس قدم اول باید امنیت پولی ایجاد کند که قدرت پول حفظ شود و مردم نسبت به پول احساس امنیت بکنند و وارد بازار بشوند و سرمایه گذاری بکنند چون تا وقتی که این ثبات وجود نداشته باشد مردم هم نسبت به بازار ترس دارند.
قدم بعدی که باید انجام بشود حمایت از تولیدات داخلی است که در حال حاضر ظرفیت تولید دارد و دارد انجام بشود. ما یکسری از تولیداتمان را بواسطه این مشلات اخیر تحریم ها، از دست داده‌ایم و البته یک سری از تولیدات را همچنان داریم. اینها الان دارند کار می کنند اما متاسفانه اگر این نوسانات ادامه پید کند این ساز و کارهای بازار تغییرات تعرفه که در بعضی مواقع آن انجام می شود کنترل نشود و به درستی انجام نشود این تولیدات هم از بین می رود. پس ما باید تولیدات فعلی را هم که داریم از بین نبرد. این می شود قدوم دوم. تولید یعنی اشتغال تولید یعنی بازار کار این قدم دوم و قدم سوم که حالا از دو قدم قبلی هم باز نشات می گیرد و در واقع نتیجه می شود به قدم سوم، مهار و کاهش تورم است. وقتی که ارز را با به صورت شناور کنترل کردیم، بانک مرکزی می تواند روی تورم احاطه داشته باشد. در واقع ما این سه قدم را نیاز داریم تا برسیم به ثبات، بعد از ثبات می شود به سمت پیشرفت حرکت کرد. ثبات که ایجاد شد مردم نسبت به بازار اعتماد حاصل می کنند. فردا: بحث مهمی که اینجا وجود دارد، طرف مقابلِ اقتصاد مقاومتی است. اقتصاد مقاومتی به جای چیزی یا در مقابل چه چیزی استفاده می‌شود؟ سالارکیا: اقتصاد مقاومتی در مقابل اقتصاد غیر مقاومتی بکار برده می شود. اقتصاد غیر مقاومتی خیلی به مناسبات جهانی وابسته است و اقتصاد دنیا هر تصمیمی بگیرند روی اقتصاد شما تاثیر خیلی زیادی می گذارد و در مقابلش اقتصاد مقاومتی است که تصمیم یک کشور نمی تواند کل اقتصاد شما را تحت تاثیر قرار بدهد زیرا مناسبات شما با هر کشوری متناسب با خودش تنظیم شده است. اگر شما با اروپا روابط سیاسی خوبی ندارید بدیهی است که نباید روابط اقتصادی گسترده‌ای با او برقرار بکنید، در عوض باید بروید با آن کشورهایی که روابط سیاسی بهتری دارند ارتباط برقرار کنید. وقتی که شما می روید با کشورهایی که با شما متخاصم هستتند و دشمنی دارند روابط اقتصادی گسترده برقرار می کنید، یعنی اقتصاد خود را غیر مقاوم کرده‌اید. فردا: مثال بزنید. سالارکیا: ببینید مثلاً ما در شرایطی که با غرب مشکل سیاسی داشتیم خیلی از کالاها را از کشورهای غربی وارد می کردیم مثلاً گندم، برنج در حالی که اصلاً لزومی نداشت ما این کالاها را از آنجا وارد بکنیم. حتی مثلاً یک بورس کالاهایی بود که ما از آن بورس خریداری می کردیم. اگر ما این روابط تجاری مان را بیاوریم به سمت کشورهایی که انگیزه ندارند به صورت بالقوه ما را تحریم بکنند این می‌شود اقتصاد مقاومتی در مقابل آن اقتصاد غیر مقاومتی. اینکه شما وابستگی اقتصادی را از صادرات تک محصولی نفت و فرآورده های نفتی بیاورید به سمت کالاهای با ارزش افزوده بالا، این می شود اقتصاد مقاومتی در مقابل اقتصاد غیرمقاومتی که وابسته به یک کالا است که اگر آن کالا را ازش بگیرند ببندنش این اقتصادش بشدت ضربه می خورد. یک مثال از اقتصاد غیر مقاوم عرض می کنم. اشتباهی که کشورهای اوپک کردند طی سالهای گذشته این بود که این کشورها زمانی که داخل اوپک بودند جهان را کنترل می کردند و نفت به همه نقاط جهان صادر می کردند. قیمت نفت را به هر گونه که می خواستند تغییر می‌دادند و در واقع سلطه‌ای داشتند. رفته رفته اکثر کشورهای اوپک ـ که یکی خود ما باشیم ـ به این درآمد نفتی وابسته شدیم. دچار بیماری هلندی شدیم و این باعث شد این روی سکه برگردد؛ یعنی روزی همه به کشورهای عضو اوپک وابسته بودند اما الان کشورهای اوپک به جهان وابسته اند. بیشترین نفت را تولید می کنند ولی اگر کسی از آنها این نفت را نخرد سقوط می کنند ،چون به شدت به این درآمد وابسته اند و دچار بیماری هلندی شده‌اند. این تغییر نفت قیمت یا کاهش قیمت باعث می شود این قیمت به شدت تورم زا بشود.
فردا: بیشتر منظور از این سوال این است که اقتصاد ما چیست و چه قرار است باشد؟ یعنی هویت اقتصاد ما چه خواهد بود؟ امینی: ما یک علم داریم یک مکتب در اقتصاد. این حرفهایی که من می زنم حرف های شهید صدر است البته انتقاداتی هم به آنها وارد است. یک علم داریم علم اقتصاد. علم اقتصاد یک شرایط و توصیف پدیده‍‌ای طبیعی است. مثلاً می گوید که اگر قیمت ها افزایش پیدا کند تقاضا کاهش می یابد. این یک پدیده طبیعی است که می شود علم اقتصاد. اما یک مکتب اقتصاد داریم که این مکتب اقتصاد روش و شیوه تحلیل پدیده ها و شرایط موجود و ارائه راهکار برای آن دارد. در اقتصاد لیبرالی می آیند عمدتا این دوتا را با هم یکی می کنند و در قالب بسته‌هایی به ما می دهند و می گویند این اقتصاد است که واقعاً لزوما نه این اقتصاد است و نه برای ما قابل پیاده کردن است. بدر حالی که ما باید مکتب اقتصاد خودمان را با توجه به شرایط بومی مان طراحی کنیم. ما می‌گوییم اقتصادمان باید اسلامی باشد. اقتصادمان در مسیر اسلام هست اما هنوز باید به آن اسلامی بودن برسیم. پس با توجه به شرایط بومی‌مان این مکتب را طراحی بکنیم. این مکتب می‌تواند راهکارهایش در قالب اقتصاد مقاومتی باشد و در این قالب بتوانیم مسیری را طراحی کنیم که به آن اقتصاد اسلامی که به طبع بهترین شیوه اقتصادی است برسیم. منتهی باید خیلی بیشتر و سریع تر کار بشود و ما به شدت به آن نیازمندیم ولی باید این تفکیک علم و مکتب را داشته باشیم و در صدد طراحی مکتبی که با شرایط بومی ما سازگار است باشیم.
لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: